اخبار آرشیوی

کدخبر: 668511

راضیه تجار در نشست "عصر تجربه": معتقدم خاطرات جنگ باید دستمایه خلق رمان‌های عظیم شود/ نویسنده در غرب دو سال تحقیق می‌کند و شش ماه می‌نویسد اما ما می‌خواهیم برعکس عمل کنیم/ یکی از آرزوهایم، نوشتن زندگینامه امام خمینی(ره) است

به گزارش خبرنگار «نسیم»، راضیه تجار در نشست عصر روز گذشته بنیاد ادبیات داستانی به بیان تجربیات نویسندگی خود پرداخت. تجار با اشاره به علاقه به نوشتن از دوران کودکی گفت: از بچگی علاقه به نوشتن داشتم. سال 64 با اطلاع رسانی که شد و پیش زمینه که در نوشتن داشتم احساس کردم یک جایی بنام حوزه هنری هست که می شود نوشت. بعداز انقلاب امکانات فراوانی برای استعدادها بوجود آمد این درحالی است که قبل از انقلاب نبود. جنگی اتفاق افتاد و ما این را دورادور حس می کردیم. عرق ملی انگیزه شد اولین داستانم را در آن مقطع بنویسم. احساس می کردم زمینه ای ایجادشده، جوانها و افرادی به سمت و سویی می روند که ندایی آنها را می خواند و برانگیخته می شوند. فراخوانی است که به جبهه بروند. احساس کردم یک فرایندی در من شکل گرفت که توانستم بامضمون جنگ بنویسم. وی در بخش‌های دیگری از اظهارات خود افزود: بسیاری از نویسندگان جهانی و نویسندگان جنگهای اول و دوم هم جنگ را ندیده اند. ممکن است با دیدن یک فیلم، مصاحبه و خواندن در این زمینه و با انگیزه درونی دستاوردی داشته باشند که بتوانند بنویسند. من بطور مثال آواز پرواز را درباره شهید بابایی نوشتم در حالیکه در جنگ نبودم و شخصیت داستان من هم مرد بود. باید مصاحبه های جنگی و خواندن خاطرات باقی مانده را خواند و بعد داستانی به آن داد و این شدنی است. نباید نسل امروز ما فکر کند جنگی بود و تمام شد چرا که اینکه به جنگ، گنج گفته می شود بی دلیل نیست. ‌ معتقدم باید خاطرات جنگ دستمایه ای برای رمانهای عظیم بشود. تجار در ادامه به بیان ویژگی‌های داستان کوتاه گفت: درداستان کوتاه فرصت شخصیت پردازی آنچنانی نیست. معمولا تیپ هستند که وجوهی از شخصیت را درشت می کند. مخاطب باید با شخصیت همذات پنداری کند، باور کندو تاثیر داشته باشد. نوشتن در این زمینه به گونه ای باید باشد که شخصیت، مشخصه‌های فردی هم داشته باشد. نویسنده ها بعضا جوری می نویسند که انگارکپی می کنند از نویسندگان خارجی بدون اینکه هیچ مشخصه ایرانی ملی بومی داشته باشد. این نویسنده در ادامه افزود: تک داستانهایی را قبل از انقلاب نوشته و در مجلات آن دوره به چاپ رسانده بودم اما بعداز انقلاب انگیزه ای درمن ایجاد شد و توانستم بنویسم که قبلا نبود جنگی اتفاق افتاد و متوجه ارتباط جنگ با عاشورا شدم که نقبی می زد به تاریخ وبودن امام(ره) و صحبتها و شعارهایی که بود مدام اینها باهم ممزوج می شد. شهدا برای من قداستی داشتند که الان دارند نه تنها برای من کمرنگ نشده بلکه تقویت شده و احساس وظیفه کردم درمورد شهدا بنویسم و زیاد هم نوشتم من صداقت درونی و باور قلبی را خیلی قبول دارم اگر کسی باوراین را نداشته باشد نباید به این سمت برود.زمانی که دانشجوبودیم گفتند رمان مرد چون تلویزیون آمد و .. ولی اینطور نیست هرکدام جایگاه خاص خود را دارند.الان بمباران اطلاعات را در اینترنت و موبایل را داریم اما باز هم کسانی هستند که دوستتدار ادبیات هستند. بهترین فرصت خواندن و مطالعه هم دوران دانشجویی و جوانی است. تجار یکی از راههای نوشتن را گوش دادن دانست و افزود: درجایی خواندم که جلال آل احمد و دولت آبادی به قهوه خانه‌ها می رفتند و هرکسی که حرف می زد یادداشت می کردند. دولت آبادی برای شناخت بیشتر یکی از داستانهایش رفته مدتی عملگی کرده است. در غرب اینگونه است که نویسنده دوسال تحقیق می کند شش ماه می نویسد اما ما می خواهیم برعکس عمل کنیم. درنوشتن داستان نباید ترسید. باید طبقه فرودست، بالادست، روستایی، سن و طبقه اجتماعی، فرهنگی، تحصیلات و جنسیت همه دخیل باشند. خیال راهم باید تزریق کنیم تا آنچه که خوانده می شود رنگ و بوی ادبیات داشته باشد. تجار، نگاه فمنیستی را در خود و آثارش رد کرد و افزود: برای خانمها همانقدر ارزش قائلم که برای آقایان و هیچ ظلمی هم به کسی نشده چه از طرف خالق و چه از طرف مخلوق بلکه خودمان هستیم که به خودمان ظلم می کنیم معتقدم زن و مرد درکنارهم هستند. کتاب بانوی رنگین کمان را براساس زندگینامه خانم اشرف قندهاری که از مسئولان کهریزک هست نوشتم که بعدا با اینکه خودم وی را ندیدم ولی یک نفر را فرستادم مصاحبه گرفت و براساس مصاحبه نوشتم که مورد رضایت خانم قندهاری واقع شد. تشکر و تعجب کرده بودند از اینکه من وی را ندیده ام و براساس یک مصاحبه آنطور که بوده درست نوشته شده است. این نویسنده، یکی از آرزوهای خود را نوشتن زندگینامه امام خمینی(ره) عنوان کرد و گفت: زندگی ایشان روشن است. عروس ایشان کتابی را نوشته اند که بسیار جامع و قطور است. وقتی می خواندم دیدم زندگی حضرت امام بسیار روشن هست ولی ابعاد مختلفی دارد و یک مقدار هم بعضی شخصیت ها برای همه است و نزدیک شدن برای این شخصیت ها دشوار است. فیلم فرزند صبح را که بهروز افخمی کارگردان قوی هم هست ولی تا آنجایی که من می دانم در فرزند صبح به بن بست رسیدند و نتوانست ارتباط خوبی برقرار کند.
ارسال نظر: