اخبار آرشیوی
رونمایی از "زیر و بم داستان"/۱- رضا امیرخانی: قسمتی از دوران خوبم زندگیام را کنار مرحوم حداد گذراندم/ مدیرعامل بنیاد ادبیات داستانی: متاسفانه کارهای پژوهشی ما در دانشگاهها وصلهپینهای است
به گزارش خبرنگار «نسیم»، مجموعه سه جلدی "زیر و بم داستان" عصر شنبه در محل حوزه هنری رونمایی شد. رضا امیرخانی در این مراسم با اشاره به اینکه صحبت کردن درباره حداد امر ساده و آسانی نیست، گفت: قسمتی از دوران خوبم زندگیام را در کنار ایشان گذراندم. میخواهم به جای کتاب، راجع به صاحب آن صحبت کنم. بهترین وسیله برای شناخت افراد، آن چیزی است که از کتاب صادر و نوشته میشود. شاید از همین کتاب که یک کتاب پژوهشی به حساب میآید بتوانیم به قسمتهایی از وجوه مرحوم حداد پی ببریم. در حدود هزار صفحه کتاب ذرهای توهین و بیاحترامی به هیچ کدام از شخصیتهای ادبی نمیبینید. امیرخانی در ادامه افزود: فکر میکنم قسمتهای فراوانی از زندگی ایشان خارج از کتابهای او نقل شده است. بهترین دوران زندگیام، دورهای بود که گروهی از ما نویسندگان مانند رحماندوست، بایرامی، محسن مومنی، احمد دهقان، مرحوم فردی، محقق، شجاعی و مرحوم حداد دور هم مشغول کار بودیم. این فرصت خوبی برای شناخت من از حداد بود. من و محسن مومنی اولین کسانی بودیم که با بیماری ایشان آشنا شدیم امیرخانی در ادامه با بیان خاطرهای از مرحوم حداد گفت: من و آقای مومنی اولین کسانی بودیم
که به طور اتفاقی با بیماری ایشان آشنا شدیم. یک روز بعدازظهر خارج از ساعت کاری بود که ما در دفتر ادبیات حوزه هنری نشسته بودیم و آقای حداد با برگه آزمایشی که در دست داشتند از راه رسیدند و گفتند که این را امروز گرفتهام. ایشان عنوان کردند که در این برگه از بیماری سخت نام برده شده است. با آن روحیه محققانه و پژوهشگرانهای که داشتند، جزئیات بیماری را کامل مطلع شده بودند. آقای مومنی با خوشرویی و خوشبینی همیشگی فضای جلسه را عوض کردند و گفتند ممکن است این آزمایش اشتباه شده باشد. من هم تصور کردم شاید مطلب جدی نباشد. آخرین جلسه ایشان فقط به من نگاه کردند. نگاهی بود که انگار کاملا مطلب به من منتقل شد که مرحوم حداد با یقینیترین موضع زندگیاش، مرگ به صورت خودآگاه روبرو شده است. بعد از مدتی من به آقای مومنی گفتم بوی خوبی حس نکردم اما ایشان نپذیرفت. نمیدانم میخواست مرا آرام کند یا اینکه ناشی از روحیه خوشبینی ایشان بود. خاطره دیگری هم پیش آمد که نزد اهل معرفتی رفته بودیم که آنجا من و آقای مومنی متوجه شدیم که قضیه تمام شده است. در طول این مدتی که متوجه شدیم باید از این دنیای به دنیای دیگری که همه باید برویم، برود، سعی
کردم به خدمت ایشان برسم اما شاید دیدارهای من با ایشان به تعداد انگشتان دست نرسد. امیرخانی در ادامه افزود: هر بار که نزدیک ایشان میشدم، آرامش و طمأنینهاش، بیشتر میشد. خودم اگر در چنین شرایطی باشم روز به روز شرایط سختتری را باید تحمل کنم و هر چه به روزهای آخر نزدیک میشدیم، جزئیاتی برای ایشان مهمتر میشد. بار آخری که من دیدم به مطلب بسیاری جزئی از نظر من اشاره کرد. مطلبی که شاید امثال من روزی هزار بار آن را انجام میدهیم. اصلا احساس نمیکنیم که حقالناسی در آن نهفته باشد. ایشان دست مرا گرفته و گفتند من حقالناسی کوچکی را ضایع کردهام و دوست دارم آن را به انجام رسانده و به صاحبان حق اطلاع دهید که این قصور از طرف من انجام شده است و واقعا هم قصور بود و تقصیر نبود. امروز که سالهای از آن موضوع گذشته احساس میکنم برای امثال من لازم است که روزی میرسد که به جزئیات ساده کارهایمان باید هشیار باشیم. تنها کاری که انجام دادم به وصیت ایشان عمل کردم. حسنی: در این اثر بیش از 300 نویسنده و توصیفات داستانی آنها ارائه شده است محمد حسنی، رئیس بنیاد ادبیات داستانی نیز در بخشهایی از این مراسم گفت: حدود دو سال قبل که موظف
خدمت در بنیاد ادبیات داستانی داشتم، یکی دو کار از گذشته مانده بود که یکیشان مجموعه مرحوم حداد بود. وقتی انتشارات عصر داستان را راهاندازی کردیم، با دکتر محمد حنیف صحبت شد و ماحصل زحمات ایشان را در این مجموعه میبینیم. در این اثر بیش از 300 نویسنده و توصیفات داستانی آنها به صورت دستهبندی و منظم ارائه شده است و کتابی مفید برای علاقهمندان ایجاد کرده است. حسنی در ادامه از محسن پرویز که حمایت اولیه از این مجموعه داشت، تشکر کرد و افزود: متاسفانه کارهای پژوهشی ما در دانشگاهها وصلهپینهای است. وی افزود: به حوزه ادبیات داستانی استانها گفتهام این کتاب در کارگاههای ادبیات داستانی که برگزار میکنند، این کتاب بها تخفیف ویژه عرضه شود تا مخاطبان بیشتری از این اثر بهرهمند شوند.