اخبار آرشیوی
نشست بازخوانی و نقد کتاب "بچههای کارون"/۱- دهقان، نویسنده: کتاب را با نگاهی نوجوانانه نوشتم/ خواستم بگویم که یک نوجوان در جنگ خیلی زود بزرگ میشود/ اگر "بچههای کارون" توسط سوره مهر چاپ نشده بود موفیقتش بیشتر بود
به گزارش خبرنگار «نسیم»، احمد دهقان در نشست بازخوانی و نقد کتاب "بچه های کارون" که روز گذشته در فرهنگسرای انقلاب برگزار شد با بیان اینکه شاید بعضی ها بگویند که کار من بدتر شده است که یک رمان نوجوانانه نوشتم گفت: این سوژه ای بود که من 15 سال با آن زندگی کردم و خیلی دوست داشتم تا در مورد خرمشهر بنویسم؛ابتدا داستانی کوتاه در ذهنم بود که بعد تبدیل به این کتاب شد. ***سوز جنگ بسیار بزرگ است وی افزود: بعد از دو یا سه کار بزرگسال انسان دلش می خواهد برای لذت بردن از کارش به یک حیاط خلوت پناه ببرد و برای همین من این کتاب را نوشتم؛ فکر می کنم هر دو حوزه بزرگسال و نوجوان برای هر نویسنده ای لذت بخش است؛ برای خود من نوشتن داستان برای بزرگسالان لذت بخش تر است ولی دلیل نمی شود که کار نوجوانانه نداشته باشم. دهقان در خصوص ظرفیت تبدیل به فیلم شدن این کتاب گفت: این موضوعی است که فیلم سازان باید بگویند که این کتاب حس و حال ساخته شدن دارد یا نه. این نویسنده با بیان اینکه در مورد جنگ هیچ چیز را نمی دانم گفت: سوز جنگ بسیار بزرگ است اما اطلاعات کمی در مورد آن داریم و اگر بخواهیم همه حرف ها را بنویسیم مطمئنا برایش مخاطب یا فرد حقیقی
پیدا می شود. وی با اشاره به شخصیت مادر و فرزند داستان "بچه های کارون" گفت: من این شخصیت ها را با لذت در داستان آوردم چون چنین فضایی را در جنگ کم می بینیم؛ یادم می آید در عملیات کربلای 5 یک شب خیلی وحشتناکی بود که از یک گردان 200 نفره که ساعت 12:35 دقیقه وارد عملیات شدند، 5 دقیقه به 4 از آن گردان فقط 80 نفر باقی ماندند. ازاین صحنه های وحشتناک ما در جنگ زیاد داشتیم. دهقان در ادامه با اشاره به خاطره دیگری از دوران جنگ گفت: در یکی از عملیات ها منوری روشن شد و یکی از دوستان رزمنده یک عراقی را دید که در کنارش بود و اصرار داشت تا حتما آن عراقی را بکشد اما دو یا سه نوجوان که مثل شخصیت عبدل در داستان من بودند نذاشتند که این اتفاق بی افتد؛ اما همین فرد یک شب دیگر از شدت خمپاره ها چنان می ترسید که من هنوز هم آن صحنه ترسیدن را به خاطر دارم؛ این ها را بیان می کنم تا بگویم جنگ خیلی بزرگ تر از این حرف هاست چه قهرمانی هایش چه انسانیت هایش. ***خواستم بگویم یک نوجوان در جنگ خیلی زود بزرگ میشود وی با تاکید بر اینکه من این کتاب را کتاب نوجوانانه می دانم گفت: من کتاب "بچه های کارون" را با نگاهی نوجوانانه نوشتم شاید دوستان
بگویند که کتاب برای نوجوانان سنگین است اما نگاه من این گونه بود و هیچ ادعایی هم ندارم. دهقان در خصوص هدفش از نوشتن این کتاب گفت: هدفم شاید این بود که در جایی از داستان وقتی شخصیت دایی و ناصر با هم صحبت می کنند و دایی به او می گوید "چه زود بزرگ شدی"؛ خواستم بگویم که یک نوجوان در جنگ خیلی زود بزرگ می شود. وی در خصوص وفادار ماندن به تاریخ درداستان گفت: به گمان بعضی ها رمان تاریخی همان تاریخ است که رنگ و لعاب به آن داده اند؛ من سعی میکنم خارج از تاریخ چیزی نگویم اما در عین حال ذهن من آزاد است تا هر آنچه می خواهد را بنویسد. نویسنده "بچه های کارون" در خصوص کشته نشدن شخصیت ها در داستانش گفت: در دو کتاب "دشت بان" و "پرسه در خاک غریب" خوانندگان بسیار اذیت شدند، در همین داستان یکی از شخصیت ها کشته شد اما دوباره هنوشتم و فقط مجروح شد و نمی خواستم در این فضای سخت امروز مخاطب دلگیر شود و این البته دلیل بر تغییر نگاه نیست ممکن است رمان و یا داستان کوتاه بعدی فضا عوض شود. وی در مورد باور پذیر بودن شخصیت های داستانش گفت: بچه های جنگ بچه های همین کوچه و خیابان بودند، و رفتند و شروع کردند و جاهایی رسیدند؛ و برای من این مهم
است که بگویم از کجا شروع کردند. دهقان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه اگر کتاب را سوره مهر چاپ نمی کردموفق تر بود یا نه؟ گفت: الان 8 ماه از چاپ کتاب که در نمایشگاه عرضه شد می گذرد و به نظرم اگر توسط این انتشارات چاپ نشده بود موفقیتش بیشتر بود.