مدیرعامل صندوق اعتباری هنر: تکریم هنرمندان، هدف اصلی فعالیت ما است
غلامحسین خلیل ارجمندی در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»، اظهار داشت: در حال رایزنی برای تخصیص مسکن مهر به هنرمندان فاقد مسکن ملکی هستیم/ به دنبال ایجاد هلدینگهای سرمایهگذاری به عنوان زیرمجموعههای صندوق هستیم
گروه فرهنگی «نسیم» ؛ علیرضا ملوندی- صندوق حمایت از هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران که اکنون به نام صندوق اعتباری هنر شناخته می شود مدت ها بود که با معضلات اقتصادی و بدهی دست به گریبان بود، از سوی دیگر خدماتی که به هنرمندان ارائه می داد همیشه با نارضایتی و اما و اگرهای فراوان همراه بود. همین مساله باعث ایرادات جدی از سوی ناظران به این صندوق شده بود تا این که در گیر و دار تحولات دولت یازدهم، زمزمه تغییر مدیریت این صندوق نیز شنیده شد. گمانه ها از حضور فردی با سوابق اقتصادی و بانکداری بر مسند ریاست آن خبر می داد، این شنیده ها به تحقق پیوست و غلامرضا خلیل ارجمندی، که دارای سوابق متعدد مدیریتی در امور بانکی و بورس بود به این سمت و چندی بعد نیز به عنوان مشاور اقتصادی وزیر ارشاد منصوب شد.
خلیل ارجمندی در طول مصاحبه فردی با هوش و توان مدیریتی بالا نشان داد که به نظر می رسد انتصاب وی، یکی از اقدامات مثبت وزارت ارشاد و البته نویدبخش آینده ای روشن برای هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران است؛ باید منتظر ماند و عملکرد وی را دید.
در ادامه مشروح اولین مصاحبه تفصیلی غلامحسین خلیل ارجمندی را می خوانید که در خبرگزاری «نسیم»، صورت گرفت و مدیرعامل صندوق اعتباری هنر، حرف های جالب و شنیدنی در حوزه مسئولیتش بیان کرد.
**جایگاه رسانه و اقتصاد رسانه در کشور ما ضعیف است
«نسیم»: آقای خلیل ارجمندی، اگر موافق باشید در ابتدا شما مقدمه ای را بیان کنید تا پس از آن به سراغ سوالات اصلی برویم.
ارجمندی: بحث اقتصاد خلاق امروز در دنیا مطرح است که حوزه فرهنگ و هنر را نیز شامل می شود؛ از این رو می خواهم به اقتصاد رسانه برسم. در سال 2015 قرار شد آمریکا اولین صنعت و بیشترین سهم جی پی وی را اقتصاد خلاق نشان دهد پس به شدت در حوزه رسانه کار کرده است، البته همه اقتصادها باید به منفعت منتهی شوند.
زمانی که اقتصاد آمریکا را مطالعه می کنیم متوجه می شویم که بیشترین حجم جی پی وی اش را اقتصاد نظامی دارد و بعد از آن اقتصاد رسانه. یعنی از صنعت و بازرگانی و تجارت این دو اقتصاد بالاتر هستند؛ البته آمریکا به قدری در اقتصاد نظامی اش فعالیت می کند بهای نفت ارزان تری را در عراق به دست می اورد. یا از رسانه و داشتن پایگاه های بزرگ خبری در دنیا سود زیادی به آمریکا می رسد، در حالی که ما این بعد را اقتصادی نگاه نمی کنیم و بخش های دیگر رسانه و کارهای خبری عموما مرکز هزینه برای ما تلقی می شود؛ البته در 7 و 8 سال اخیر صنعت تبلیغات آرام آرام در کشور جایگاه پیدا کرده است و موضوعاتی مانند برندسازی، تبلیغات، لوگو کم کم جای خود را در کشور پیدا کرده است.
البته به عقیده من هنوز در حوزه جایگاه رسانه و اقتصاد رسانه در کشور ضعیف هستیم و هنوز این مسئله جای خود را در ایران پیدا نکرده است. هزینه هایی که بابت پیشگیری از جرم، بومی سازی یک محصول و .... می دهید در دنیا بسیار بالا است. به طور مثال اگر انسان های نخستین را می خواستیم سوار ماشین کنیم اصلا امکان پذیر نبود؛ چرا که آنها حتی حاضر به پوشیدن لباس هم نبودند. بنابراین هزینه بومی سازی این مسئله برای حاکمیت بسیار بالا است در حالی که رسانه به راحتی می تواند این کار را انجام دهد.
در گروهک تروریستی داعش هم مدل بمباران خبری رسانه های غربی این گروه را مدیریت می کند نه خود موضوع. این مدیریت افکار عمومی امروزه بسیار سخت تر از مدیریت سخت افزاری است؛ چرا که خرید سخت افزارها آسان است ولی مدیریت فرهنگی و اجرایی کردن یک موضوع کار بسیار سختی است.
همواره از 10 پورشه ای که درست می شد 8 دستگاه آن به کشورهای عربی برود و تنها 2 دستگاه پورشه به ایران بیاید، ولی این مسئله نشان دهنده آن نیست که عرب ها رانندگان خوبی باشند و یا فرهنگ ترافیک را بشناسند، پس می توان ماشین خوبی را خرید ولی نمی توان استفاده درست از آن کرد؛ از این رو سخت افزارها را نیز می توان به راحتی خرید ولی مسئله مهم جا انداختن فرهنگی آن است که بالاترین نقش در این زمینه را رسانه ها ایفا می کنند که به صورت فرهنگ عمومی، افکار عمومی و .... مسائل را مدیریت می کنند.
در حوزه های سیاسی، انتخابات، مناظره، رفتار، انتخاب رنگ و .... مدل و حتی بازی رسانه ها و انتظارات جامعه از حاکمیت تغییر می کند. به طور مثال فوتبال ما اگر از آرژانتین 5 گل می خورد افکار عمومی نگران مساوی کردن ما با بوسنی نبود ولی مدل پوشش خبری و ساختارسازی ای که اتفاق می افتد در بازی ایران و آرژانتین باعث ایجاد این انتظار عمومی می شود که ایران می تواند حتی 4 گل به بوسنی بزند.
جریان سازی رسانه ای اگر به سمت مثبت باشد، بی طرفانه باشد و منافع نظام را در نظر بگیرد، قطعا بسیار خوب است، ولی اگر مغرضانه باشد و سمت و سوی جریان های خاص را مدیریت کند قطعا به کل حاکمیت ضربه می زند و آسیب این مسئله را نظام و مردم خواهند دید. به طور مثال اگر بین 2 فرزند یک خانواده اختلافاتی وجود داشته باشد و پدر خانواده به طور عادلانه با یکی از فرزندان برخورد کند، نتیجه این مسئله رکود خانواده است.
قطعا اگر نگاه والای رهبری نبود کل این اختلافات ایجاد شده و جریان سازی درست یا غلط برخی رسانه ها باعث می شد تا اتفاقات منفی تری رخ دهد که البته تا الان اینگونه نشده است.
اقتصاد فرهنگ و هنر اصلا تبیین درستی در کشور نشده است، در حالی که حجم مبادلات فرهنگ و هنر در اقتصاد دنیا 8.6 هزار میلیارد دلار است. اگر ما به لحاظ جمعیت به این مسدله نگاه کنیم ما یک درصد جمعیت دنیا را داریم که اگر سهم مان از اقتصاد فرهنگ و هنر جهان یک درصد هم باشد باید مبلغی معادل 8 میلیارد دلار را در بر گیرد که متاسفانه اینگونه نیست و اگر از لحاظ مساحت بگوییم که باز هم باید مبلغی از این مبادلات سهم ایران باشد. حال اگر بخواهیم از لحاظ فرهنگ و تمدن بگوییم که قطعا باید سهم بالایی از این مبادلات داشته باشیم، چرا که از لحاظ فرهنگ و تمدنی ایران در جایگاه بالایی قرار دارد.
فروش کل سینمای کشور در سال گذشته با وجود سهم 85 درصدی سینما از رسانه تنها 24 میلیارد تومان بوده است، حال 36 میلیارد دلار فروش فیلم های هالیوود در سال 2012 است، این فروش غیر از ایجاد مفهوم و ساختار سینمای هالیوود است. در حالی که ما در حوزه سینما هیچ برنامه ای نداریم.
**صنعت چاپ و نشر صنف ندارد در حالی که کلهپزها هم صنف دارند
صنعت چاپ و نشر نیز سال گذشته وارداتش 10 هزار میلیارد بوده است، در حالی که این صنعت اصلا صنوف ندارد و تنها دفتر چاپ و نشر در وزارت ارشاد داریم و چون این صنعت صنف ندارد، دولت در آن دخالت می کند؛ در حالی که کله پزها هم صنف دارند.
باید گفت هر وقت دولت در فرهنگ و اقتصاد دخالت می کند این دو حوزه به جایگاهی خوبی نرسیده است؛ چون دولت ها مجری و بنگاه داری خوبی در هیچ کشوری نیستند؛ بلکه دولت باید ساختارسازی، مدیریت و نظارت کند نه اینکه خود مجری برنامه ها شود. در هیچ کجای دنیا امکان پذیر نیست که دولت نمایشگاه کتاب، نمایشگا مطبوعات و .... برگزار کند؛ البته دولت می تواند ساختارها و نظارت ها را اصلاح و مدیریت کند ولی حق دخالت در برگزاری نمایشگاه ها و ... را ندارد.
وزارت ارشاد ما 10 میلیارد تومان هزینه برپایی نمایشگاه کتاب را می پردازد ولی مجموع نمایشگاه کتاب زیان می دهد، ولی ساندویچ فروشی این نمایشگاه 10 میلیارد تومان سود می کند، به عبارت دیگر اجزای نمایشگاه کتاب سودآور است ولی در کل نمایشگاه زیان ده می شود.
«نسیم»: ما در کشور تنها سینمای ایزوله شدن را داریم و در حوزه رسانه نیز همین وضعیت را داریم، پس دولت ناگریز به دخالت در این حوزه ها می شود. در حوزه ناشران نیز همین مشکل را داریم، یعنی تمام ناشران موفق ما ناشران دولتی هستند در چنین وضعیتی باید چه کار کرد؟ در وضعیت ممیزی نیز اینگونه است و وقتی دولت وارد این حوزه می شود دچار بحران می شویم.
ارجمندی: وقتی دولت وارد می شود و می خواهد در حوزه نشر، موسیقی و .... مجوز بدهد، چون وظیفه این کار را ندارد دچار بحران می شویم. به عبارت دیگر کارمندان وزارت ارشاد یک کارمند بسیار ساده است و توانایی کافی برای صدور مجوز را ندارد؛ طبیعتا باید افرادی از هر صنف به صدور مجوز اقدام کنند.
**مجوزها باید به صنوف واگذار شود
به طور مثال شما در حوزه رسانه بهترین افراد این حوزه را انتخاب کردید و تیمی را تشکیل دادید ولی قرار شد مجوز خبرگزاری شما را فردی در وزارت ارشاد بدهد وبا این مجوز موافقت نمی کند. حال شاید این فرد در دولت قبلی در روابط عمومی کار کرده باشد و در این دولت پست بالاتری گرفته باشد و یا در دولت قبلی معاون بوده است در این دولت مدیرکل شده است؛ پس این فرد درباره حوزه ها مطالعه نکرده است؛ از این رو صنوف باید به صدور مجوز اقدام کند.
موسیقی دان اول کشور را باید فردی در وزارت ارشاد مجوز بدهد که اصلا با نت های موسیقی آشنایی ندارد؛ پس قطعا باید صنوف در این حوزه وارد شوند. البته دولت باید در حوزه صدور مجوز نظارت داشته باشد، ولی باید به گونه ای ساختارسازی کند که نظارت عالیه بر مسائل داشته باشد.
معوقات بانکی زمانی در کشور ایجاد می شوند که ما قدرت شناسایی ریسک نداریم، ریسکی که مربوط به بانک ها می شود را به مشتری منتقل می کنیم. به عبارت دیگر بانک ها از مشتریان خود وثیقه سهوله شمال تهران را مطالبه می کنند. به طور مثال فردی از بانک تقاضای یک میلیارد وام برای تولید ظروف یک بار مصرف می کند، بانک از آن فقط تقاضای وثیقه می کند. بانک ها به این دلیل دنبال وثیقه هستند که اگر مشتری پول بانک را پرداخت نکرد، بتواند با این وثیقه پولش خود را دریافت کند و باید گفت که بانک ها در همان ابتدای کار به عدم پرداخت پول از سوی مشتری می اندیشند. در حالی که این بانکدار وظیفه دارد جریان نقدی را مدیریت کند تا از این طریق بتواند زمان بازگشت پول خود را تخمین بزند.
**چون می ترسیم در صنعت نشرمان مشکلی پیش بیاید، پس همه صنعت را دولت در اختیار میگیرد
کدام کشور در دنیا همانند ایران وام می دهد؟ زمانی که مدیر بانک بودم و این مسئله را مطرح می کردم، دیگران عنوان می کردند که کدام حوزه کشور همانند دیگر کشورها است که بانکداری مان مانند آنها باشد. چون ما نظارت بلد نیستیم و ابزارهای نظارتی را به خوبی نمی شناسیم باید گیت های خود را افزایش دهیم؟ طبیعتا این مسئله غلط است.
به طور مثال چون می ترسیم در صنعت نشرمان مشکلی پیش بیاید، پس همه صنعت را دولت در اختیار بگیرد تا مسئله ای اتفاق نیفتد، در حالی که این مسئله غلط است؛ چرا که ابزارهای مختلفی برای جلوگیری از مشکل وجود دارد.
دولت باید مدل های نظارتی خود را از طریق قانون و مدل اجرا مدیریت کند؛ ولی مجری برنامه ها باید بخش خصوصی و مردم باشند نه دولت. اصل 44 قانون اساسی نیز به آزادسازی اقتصادی اشاره می کند که باید به بخش خصوصی توجه شود. البته بخش خصوصی مناسبی در کشور نداریم، ولی باید بگذاریم این بخش در کشور توانمند شود.
زمانی که دولت یازدهم شکل گرفت مطالعه اجمالی ای روی اقتصاد داشتم و به این جمع بندی رسیدیم که کشور دچار رکود تورمی است، قطعا زمانی که کشوری دچار رکود تورمی است همه اقتصاددانان دنیا بر این باور هستند که دولت ها باید سیاست های پولی خود را منقبض و سیاست های مالی خود را منبسط کنند. دولت ایران نیز خواست همین کار را اجرایی کند یعنی خواست در بخش سیاست های پولی انقباطی عمل کند. کاهش حجم نقدینگی، عدم استقراض از بانک مرکزی و ... که دولتمردان مطرح می کنند نیز نشان از همین مسئله دارد، البته سیاست های پولی تنها 6 درصد می تواند تورم را مدیریت کند و مابقی مربوط به اصلاح سیاست های مالی است که الان دولت شرایط اصلاح سیاست های مالی خود را به 2 دلیل ندارد.
چون تورم محصول تفکر دولت در کشور است نه عملکرد بخش خصوصی. یعنی ما نفت را می فروشیم و دلار حاصل از آن را به بانک مرکزی می دهیم و در عوض ریال می گیریم و این چرخه یعنی تورم. ساختار دولت و بزرگ بودن دولت و .... تورم زا است. قطعا دولت باید رفتارهای مالی خود را اصلاح کند که این مسئله امکان پذیر نیست؛ چرا که دولت خود هزینه های زیادی دارد؛ البته هزینه های دولت نسبت به دولت قبلی کاهش یافته است.
**دولت برای رفتاردرآمدی خود باید مالیات را اصلاح کند
دولت برای رفتاردرآمدی خود باید مالیات را اصلاح کند؛ البته مالیات عملکرد و واقعی باید اصلاح شود. در حالی که متاسفانه کارمندان کشور قبل از اینکه حقوق خود را دریافت کنند، مالیات می پردازند، ولی در بازار میلیاردها تومان معامله صورت می گیرد که اصلا مالیاتی پرداخت نمی شود. علاوه بر این در کشور ساخت و سازهای وحشتناکی صورت می گیرد ولی هیچ مالیاتی برای آن پرداخت نمی شود و باید گفت که دولت ابزار مناسبی برای دریافت اینگونه مالیات ها در اختیار ندارد.
دومین کاری که دولت باید انجام دهد اصلاح صحیح قیمت ها است و حداقل بازار واقعی و کارا داشته باشیم که برای این کار باید اطلاعات قیمتی صحیح باشد و همه دسترسی یکسان داشته باشند. متاسفانه دولت قدرت ندارد که قیمت نفت و گاز و انرژی ورود کند.
بر اساس مطالعاتی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم که اقتصاد پولی در کشورمان دیگر پاسخگو نیست و بعد از فرمایشات رهبری مبنی بر اقتصاد مقاومتی در حال مطالعه بر این مسئله بودم که چطور می توانیم پرتفولیو اقتصاد ایران را تغییر دهیم. به عبارت دیگر باید اقتصادهای جدیدتری را که در آن پتانسیل و مزیت نسبی داریم را در کسب و کار کشور وارد کنیم که بر اساس مطالعات من اقتصاد ای سی تی، اقتصاد فرهنگ و هنر، اقتصاد سلامت، اقتصاد دانش بنیان و اقتصاد کشاورزی، 5 اقتصادی هستند که می توانیم روی آنها کار کنیم.
در حوزه اقتصاد ای سی تی، اقتصاد دانش بنیان، اقتصاد سلامت کارهای خوبی صورت گرفته است ولی در حوزه اقتصاد فرهنگ و هنر مباحث جدیدی داریم. منش علی جنتی باعث شد که هر چه جلوتر رفتیم در حوزه اقتصاد فرهنگ و هنر همکاری مان بهتر شود. البته باید بگویم که اقتصاد فرهنگ و هنر دنیای بسیار بزرگی دارد.
**زمانی که فعالیتم در صندوق را شروع کردم، این صندوق 35 میلیارد تومان بدهی به تامین اجتماعی داشت
در وزارت ارشاد سی و اندی نهاد وجود دارد که تنها 2 و 3 نهاد پشتوانه قانونی دارد و وزیر ارشاد نمی تواند آنها را منحل کند که یکی از آنها صندوق حمایت از روزنامه نگاران و نویسندگان بود که برنامه سوم توسعه آن را تکلیف و هیئت وزیران آن را تصویب کرده بود. بنیاد رودکی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را دارد هم دومین نهادی است که از پشتوانه قاونی در وزارت ارشاد برخوردار است. جنتی عنوان کرد که صندوق حمایت از روزنامه نگاران و نویسندگان به عنوان حوزه اقتصادی وزارت ارشاد مطرح شود و کارهای اقتصادی در آن صورت گیرد؛ البته این تفکر ایجاد شد که این صندوق معاونت اقتصادی وزارت ارشاد شود و رسالت خود را که در برنامه پنجم و حتی سوم و چهارم نیز مطرح بود که همان حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان است را انجام دهد. البته این حمایت در گذشته در 3 بخش بیمه تامین اجتماعی، بیمه تکمیلی و وام انجام می شد که الان نیز این مسئله انجام می شود ولی ما در حال تغییر ساختار آن هستیم.
در حال حاضر مدیران ارشد بانکی کشور، دکتر کرباسیان، دکتر قاسمی و .... عضو این صندوق هستند که قطعا حضور چنین افرادی و همچنین تغییر ساختار نشان می دهد که این صندوق چه هدفی را دنبال می کند که قطعا اگر تنها قصد حمایت مالی از نویسندگان و روزنامه نگاران را داشتیم نیازی به حضور چنین اشخاصی در صندوق نبود.
زمانی که فعالیتم در صندوق حمایت از هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران را شروع کردم، این صندوق 35 میلیارد تومان بدهی به تامین اجتماعی داشت که عضویت خارج چارچوب برخی از افراد و عدم پرداخت سهم از سوی دولت باعث ایجاد چنین بدهی بزرگی به تامین اجتماعی شده است؛ البته از بودجه مبلغی را دولت در اختیار وزارت ارشاد می گذاشت و این وزارتخانه هم مبلغ مورد نظر را در اختیار صندوق قرار می داد و هیچگونه دخل و تصرفی صندوق در ارائه تسهیلات نداشته است. البته از زمان حضورم در این صندوق مبلغ قابل توجهی از این بدهی ها وصول شده است. با این حال در روزهای اولیه شروع به کارم در صندوق عده ای به من می گفتند که با هنرمندان تماس نگیرم؛ چرا که آنها با در اختیار داشتن رسانه ها می توانند اسمم را رسانه ای کنند؛ با این حال بسیاری از این افراد را در روزهای اول حقوقی کرده و حکم دادگاه برایشان گرفتم و از این طریق 80 درصد از مطالبات صندوق در همان ابتدای کار وصول شد. البته حاشیه سازی هایی زیادی برایم صورت گرفت.
**در بخش بیمه تکمیلی خبرنگاران برنامه های جدی دارم
در بخش بیمه تکمیلی برنامه های جدی دارم با این حال چون می خواهم کارها به نتیجه برسد از رسانه ای کردن آنها خودداری می کنم. البته تا زمانی که ساختار صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان اصلاح نشود، عضو جدیدی را قبول نمی کنیم، با این حال بیمه خبرنگارانی که قبلا عضو این صندوق شده اند، در وضعیت فعلی نیز پرداخت می شود.
عضویت افراد جدید از شنبه برای بیمه تکمیلی و بیمه تامین اجتماعی شروع می شود.
متاسفانه مثلا به صورت تکریمی ماهی 180 هزار تومان به هنرمندان پرداخت می شد که من این مبلغ را قطع کردم، چرا که قطعا این مبلغ برای هر هنرمند بسیار ناچیز است ولی در مجموع هزینه بالایی را شامل می شود و ما با چنین پولی می توانیم کارهای بزرگ تری انجام دهیم؛ از این رو ما کارهای زیادی را در این حوزه در دست اجرا داریم.
در حوزه اقتصاد فرهنگ و هنر ما 4 محور را در دستور کار گذاشته ایم که محور اول ساماندهی صنایع فرهنگی است که متاسفانه ما این صنعت را در کشور احصاء نکرده ایم که به تبع ساماندهی نیز نشده است. شاید صنعت چاپ و نشر نیز یکی از حوزه های ساماندهی صنایع فرهنگی باشد. در حال حاضر وزارت ارشاد در حال امضای تفاهم نامه ای با وزارت صنایع است؛ همچنین برای ساماندهی این صنایع با بانک ها نیز تفاهم نامه ای را امضا کرده است، ولی هنوز به جمع بندی نهایی در حوزه احصاء صنایع فرهنگی نرسیده ایم.
به عنوان دبیر شورای اقتصاد فرهنگ و هنر وزارت ارشاد در حال مدیریت چنین موضوعی هستم و کمیته های مختلفی برای احصاء صنایع فرهنگی ایجاد کرده ایم، البته مدیریت صنایع فرهنگی بر عهده بخش خصوصی است به طور مثال می توان عروسک سازی در کشور ایجاد کنیم.
**متاسفانه ساختار وزارت ارشاد از خمودگی بالایی برخوردار است/ زنگنه می گفت لابی های سیاسی ارشاد بالاست
دومین محور فعالیت ما در حوزه اقتصاد فرهنگ و هنر ساماندهی صنوف فرهنگی است که توافق نامه ای بین وزارت ارشاد و اتاق بازرگانی به منظور ساماندهی و احصاء صنوف فرهنگی گرفته است و بنده به عنوان نماینده تام الاختیار وزارت ارشاد در اتاق بازرگانی هستم.
سومین محور اقتصاد فرهنگ و هنر نهادهای مالی فرهنگی هستند. به عبارت دیگر به دنبال ساماندهی صندوق اعتباری هنر، بیمه هنرمندان و .... هستیم؛ در حال حاضر ما بیمه مستقل هنر نداریم و محصولات هنری بیمه نمی شوند. یعنی نشر را نمی توانیم بیمه کنیم و یا مولفه های مالکیت معنوی هنوز استخراج نشده اند که ما در حال فعالیت روی این حوزه ها هستیم.
بخش صادرات و عرضه محصولات فرهنگی بین المللی مانند حراج کریستی به عنوان چهارمین محور اقتصاد فرهنگ و هنر هستند؛ البته این اقتصاد 7 محور دارد که برای دوره اول فعالیت مان در 4 محور با علی جنتی به جمع بندی رسیدیم.
خوشبختانه در هر 4 محور اقتصاد فرهنگ و هنر کارهای خوبی صورت گرفته و وزارت ارشاد تفاهم نامه هایی را نیز با بخش های دیگر کشور در این راستا به امضا رسانده که تفاهم نامه کانون بانک های خصوصی، تفاهم نامه اتاق بازرگانی، تفاهم نامه وزارت نفت، تفاهم نامه با شهرداری را امضا کرده ایم و تفاهم نامه با وزارت صنایع نیز در هفته آینده به امضا می رسد؛ البته این تفاهم نامه توسط وزارت ارشاد و شخص وزیر به امضا رسیده اند و تفاهم نامه هایی نیز وجود دارند که از سوی صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان به امضا رسیده است مانند تفاهم نامه با صندوق مهر امام رضا (ع)، تفاهم نامه با دانشگاه های کشور و امضای تفاهم نامه با چند بانک خصوصی از جمله آنها است.
از زمان حضورم در این صندوق با هیچ رسانه ای صحبت نکرده ام و اولین مصاحبه ام بعد از حضور در صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان با خبرگزاری «نسیم» است؛ با این حال باید بگویم که خوشبختانه رسانه ها در این حوزه به خوبی عمل کرده اند.
وزارت ارشاد وزارتخانه بزرگ و پیچیده ای است و باید گفت که متاسفانه ساختار وزارت ارشاد از خمودگی بالایی برخوردار است، چون سال های زیادی این وزارتخانه را مرکز هزینه می دانستند. به عبارت دیگر در ساختارهای مالی کشور فرهنگ زیر شاخه خدمات هستیم که در آنجا نیز زیر شاخه خدمات عمومی و در این حوزه در شاخه خدمات فرهنگی و هنری قرار می گیریم و این رویه ادامه دارد تا می رسیم به چاپ و نشر و ...؛ متاسفانه در 7 حساب ملی وزارت ارشاد حسابی ندارد؛ از این رو به دنبال این هستیم تا سهم فرهنگ در اقتصاد خانوارهای ایرانی را پیدا کنیم تا از این طریق بتوایم به تورم زا بودن این فرهنگ پی ببریم.
چون فضای بالادستی وزارت ارشاد فضای سیاسی محض است؛ از این رو مدیران ارشد و کلان این وزارتخانه در این فضای سیاسی جذب می شوند. مثلا اقای زنگنه معاون فرهنگی وزیر ارشاد بوده است در گذشته و خیلی از وزرای ما قبلا در وزارت ارشاد بوده اند و باید گفت که لابی های سیاسی این وزارتخانه به شدت بالا است. به همین دلیل است که بدنه وزارت ارشاد بدنه لختی است.
مهمترین وظیفه ام در وزارت ارشاد این است که این وزارتخانه مسائلی که ارتباطی با آن ندارد را رها کرده و به بخش خصوصی واگذار کند. به طور مثال وزارت ارشاد نباید فرهنگسرا، گالری و .... داشته باشد و این مسائل جزو وظایف دولت نیست. همانگونه که دولت نباید صنایع دستی و فرش بفروشد، به تبع در این زمینه ها نیز نباید ورود پیدا کند. باید بگوییم که حتی دولت های کمونیستی نیز در بعضی مسائل این چنینی ورود پیدا نمی کنند، بلکه وظیفه دولت ساختارسازی، نظارت و مدیریت است البته در مسائل اساسی دولت باید ورود پیدا کند.
امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری نیز عنوان کرده اند که فعالیت هایی که مردم می توانند در آن دخالت کنند، باید به آنها واگذار شود. البته دولت باید در بازارسازی، ساختارسازی و نرخ گذاری باید ورود داشته باشد.
**سعیمان این است تنها یک تالار وحدت در کشور نداشته باشیم
ارجمندی: در وهله اول باید گفت که قرار نیست صندوق به هلدینگ تبدیل شود، ولی برای توانمندسازی اقتصادی صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان به دنبال ایجاد هلدینگ های سرمایه گذاری به عنوان زیرمجموعه های صندوق هستیم. صراحتا باید بگویم که این هلدیندگ هایی که قرار است ایجاد شوند همگی در حوزه فرهنگی هستند، ولی ما حوزه هایی از فرهنگ را احصا کرده ایم که به شدت سودآوری دارند. به طور مثال سال گذشته هزار و 900 میلیارد تومان واردات روسری به کشور را داشتیم که هزار و 700 میلیارد تومان آن تنها از کشور ترکیه بوده است، طبیعتا این مسئله نیاز به مدیریت دارد تا هم بازار روسری در کشور را رونق بخشیم و هم از خروج ارز از کشور جلوگیری کنیم.
یکی از وظایف ما گسترش فضاهای فرهنگی کشور است، یعنی تنها یک تالار وحدت در کشور نداشته باشیم؛ از این رو می توانیم پردیسی در زمینی که روبروی تالار وحدت قرار دارد، ایجاد کنیم که هم سینما و تالار مورد نظرمان را ساخته باشیم و هم طبقات دیگر آن را به واحدهای تجاری تبدیل کنیم تا از این طریق بتوانیم پروژه های خود را خودگران کنیم.
همچنین به دنبال گالری داری هستیم چون این مسئله بسیار سودآوری دارد. این مسئله برای کشور ارزآوری هم دارد؛ چرا که گالری داری طرفداران زیادی در سایر کشورها دارد.
علاوه بر این مسائل عنوان شده می توانیم به کمک بخش خصوصی مدل اقتصادی ای برای مجموعه های خود طراحی کنیم. به طور مثال مدل فرهنگسراها در حال حاضر زیان ده شده اند و امروزه قصد داریم که در فرهنگسرای مان فروش محصولات،چرخه نمایشگاه کتاب، کافی شاپ و ... هم داشته باشیم تا بتوانیم با پول آن در حوزه هایی دیگر هزینه کنیم. به طور مثال شاید حوزه هنرهای موسیقی حوزه کم برخوردارتری نسبت به سایر حوزه ها باشد، از این رو می توانیم از حوزه های مانند فیلم و .... درآمد کسب کنیم و از محل آن درآمد در حوزه هنرهای موسیقی هزینه کنیم.
الان افراد زیادی به من مراجعه می کنند که مثلا در فلان فیلم سرمایه گذاری کنیم و در عوض صددرصد آن فیلم را به ما سود می دهند، از این رو ما هم فیلم جدیدی در کشور تولید شده و هم پول ساخت فیلم از بخش خصوصی دریافت می شود؛ از این رو صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان به دنبال چنین سرمایه گذاری هایی در کشور است.
عده ای به من انتقاد می کنند که تنها با بانک ها تفاهم نامه امضا کرده ایم در حالی که من با بانک قرار بسته ام ولی به بانک ها می گویم برای کشورمان بد است که اینگونه تبلیغ می کنیم در بانک هایمان که مشتریان با باز کردن حساب قرض الحسنه شانس برنده شدن لکسوس دارند و یا مثلا به انداه ارتفاع برج میلاد اسکناس می دهید. حرف من این است که بانک ها باید اینگونه تبلیغ کنند که به مشتریان خود محصولات ایرانی را می دهند و یا مثلا دو سال به صورت رایگان بلیط سینما ارائه دهند و یا محصولات صنایع دستی ایرانی را ارائه دهند و مذاکراتم در بانک های مرکزی محور این مسائل است.
در نفت زده شده که یک درصد از درآمدهای نفتی در مناطق نفت خیز در آن استان ها هزینه می شود این یعنی تا به حال چنین مسئله ای اتفاق نمی افتاده است، ولی پیشنهاد من این است که با همکاری وزارت ارشاد کتابخانه، نگارستان و .... در آن استان ها احداث شود. بعد از گذشت 35 سال از انقلاب اسلامی به چیزهایی افتخار می کنیم که 350 سال پیش اختراع شده است و باید گفت که در این مدت نتوانستیم محصول جدیدی تولید کنیم. به عبارت دیگر جنگ در اهواز رخ داده و کل شهدای عزیز کشور در این منطقه بودند، حال ما نخل را با تریلر و صرف هزینه 500 هزار تومانی به قم منتقل می کنیم و در این شهر شهرک سینمایی می سازیم؛ در حالی که باید در همان اهواز شهرک سینمایی درست کنیم.
همچنین در منطقه ای مانند اهواز می توان شهرک سینمایی صدر اسلام ساخت چرا که پتانسیل این کار در آنجا وجود دارد؛ در واقع ما باید به سمت ساخت شهرک سینمایی جدید حرکت کنیم؛ البته در این میان مشکلی نیست که برای درآمدزایی شهرک رستوران و حتی شعبه یک بانک خصوصی در آنجا هم ایجاد شود.
«نسیم»: الان پیوست اقتصادی برای کارهای فرهنگی وجود دارد ولی آیا پیوست فرهنگی برای کارهای اقتصادی نیز در کشور داریم یا خیر؟
ارجمندی: یکی از بحث هایمان در اتاق بازرگانی و حتی در تفاهم نامه ما با وزارت نفت نیز آمده است که قانون به آنها درباره پیوست فرهنگی اجازه داده است. به طور مثال به وزارتخانه نفت گفتیم که وقتی شما ساختمانی را می سازید از نقاشی های ایرانی و محصولات ایرانی در ساخت آن استفاده کنید نه از نقاشی های چینی و .... . به عبارت دیگر باید از معماری ایرانی - اسلامی و تفکر ایرانی - اسلامی استفاده کنیم تا کم کم این مسائل در کشور نهادینه شود. متاسفانه دوستان فرهنگی مان به بانک ها می گفتند که مثلا نمایشگاه کتاب برگزار کردیم و شما به عنوان اسپانسر این نمایشگاه باشید؛ از این رو بانک ها نیز تنها اسم شان را نمایشگاه مطرح می کردند و باید گفت که مدل پیوست فرهنگی در مسائل اقتصادی بدین شکل است.
** به دنبال این هستیم که صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان MASTER DEVELOPER شود
ولی امروزه به بانک ها عنوان می کنیم که ما بودجه لازم را داریم، ولی آنها مجری اجرای برنامه های وزارت ارشاد شوند و سود حاصل از فعالیت ها نیز نصیب آنها شود؛ چرا که ما تنها هدف مان اجرایی شدن طرح مورد نظر است.
فرض کنیم امروز ماموریت ما این است که همایش اقتصاد رسانه را برگزار کنیم، طبیعتا من می توانم برگزاری این همایش را به بخش خصوصی واگذار کنم، البته به بخش خصوصی باید بگوییم که اهداف ما از برگزاری این همایش چیست و باید آنها را بخش خصوصی محقق کند. حال اگر بخش خصوصی از طریق غرفه های خود سودی هم به دست آورد مشکلی ندارد، چرا که غرفه سازی و مسائل این چنین اصلا وظیفه وزارت ارشاد نیست و همیشه نیز در این زمینه متضرر شده است.
ما به دنبال این هستیم که صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان را MASTER DEVELOPER شود. به عبارت دیگر این صندوق باید یک فرصت اقتصادی تعریف کرده و ایجاد کند و به بخش خصوصی ارجاع دهد، نه مالکیت، نه مدیریت و نه تصدی گری می خواهم. یعنی به دنبال این نیستم که شرکت داری کنم و بعد از 2 سال که از آن شرکت خارج شدم فقط چند تا مدیرعامل و هئیت مدیره و .... داشته باشم، البته به بانک ها می گوییم که با همکاری یکدیگر شرکت ایجاد کنیم ولی سهم وزارت ارشاد از این شرکت تنها 10 درصد سهام باشد؛ چرا که بعد از عوض شدن دولت چنین شرکت هایی دچار مشکل نشوند.
اینکه شرکتی مانند شرکت شتسا دچار مشکلاتی می شود به این دلیل است که گروه های سیاسی عضو هیئت مدیره آن می شوند، و گرنه وزارت نفت، شرکت پتروشیمی و .... که با مشکل مواجه نمی شوند. به عبارت دیگر 5 درصد از اعضای هیئت مدیره این شرکت اقتصادی نیستند و تنها به این دلیل که وزیر اختیار انتخاب هیئت مدیره را دارد ولی اگر شرکت برای بخش خصوصی باشد قطعا اجازه چنین کاری را به وزارتخانه ها نمی دهد.
البته ما در حال حاضر به دنبال این هستیم که در وضعیت فعلی که اختیار داریم، دولت را بزرگ تر نکنیم، هر چند که صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان ماهیتی غیرانتفاعی دارد؛ با این حال به دنبال این هستیم که تا حدالامکان نظامند و قانونمند کارها را انجام دهیم، تا در آینده نه مدیری بتواند به راحتی این صندوق را منحل کند و یا اینکه در فعالیت آن تصرفی داشته باشند. یکی از معضلات جدی سازمان های تابعه وزارت ارشاد این است که هیچ کدام بر اساس وظایف خود به فعالیت نمی پردازند، به طور مثال موسسه ای مانند موسسه پیشکوستان را ایجاد کرده اند و این موسسه برای خود خبرگزاری راه انداخته است، در حالی که اصلا وزارت ارشاد چنین هدفی را برای موسسه پیشکوستان در نظر نگرفته بود. همچنین مثلا یا شرکت خدمات ارشاد را ایجاد کردیم که به محض راه اندازی آن مدیران شرکت خانه هنرمندانی برای ایجاد کردند. به عبارت دیگر باید بگوییم هر جدی ترین معضل وزارت ارشاد این است که هر کسی برای خود نشریه راه انداخته است و همایش و .... برپا می کند و ما در نظر داریم که از هدف مان دور نشویم، یعنی کاری نکنیم که هر چند که جلوتر می رویم از اهداف خودمان دورتر شویم.
در واقع برنامه های توسعه سوم، چهارم و پنجم مشکلی ندارند بلکه در اجرا با مشکلاتی روبرو هستیم.
«نسیم»: از آنجایی که هنرمندان و روزنامه نگاران جزو اقشار آسیب پذیر جامعه هستند، صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان چه برنامه هایی برای این قشر دارد؟
ارجمندی: به شدت با گداپروری و حمایت محض مخالف هستم، این قشر به قدری فرهیخته و توانمند هستیم که باید روی توانمندسازی آنها کار کنیم.
**چرا باید بگذاریم هنرمندی بیمار شود بعد به سراغش برویم
ما منتظر می مانیم تا هنرمندی بیمار شود و بعد وزیر به عیادت او می رود، اصلا چرا باید بگذاریم کار به اینجا برسیم، در واقع ما باید تا زمانی که هنرمند و .... ما توانمند است به توانمندسازی وی کمک کنیم، حتما باید صبر کنیم تا هنرمندان دچار مشکل شود و بعد از او حمایت کنیم.
ما هم طرح های حمایتی داریم و هم طرح های کرامتی که با طرح های کرامتی به ارتقای جایگاه هنرمندان و .... کمک کنیم؛ 14 محور برای این دو طرح در نظر گرفته شده است ولی چون منتظر جمع بندی آنها هستیم نمی توانم به صورت جز به جز به آنها بپردازم.
در حوزه توانمندسازی آمادگی داریم در حوزه های مشترک اقتصادی به این قشر از جامعه کمک های جدی ای را در زمینه تولید محصولات. به عبارت دیگر ما کارگاه هایی را ایجاد کرده ایم و به طور مثال فردی که در حوزه موسیقی فعالیت می کند به ما پیشنهاد همکاری می دهد و ما با در اختیار گذاشتن این کارگاه به وی در حوزه تولید محصولش کمک می کنیم. یا مثلا فردی دیگری عنوان می کند که نقاشی خوبی هست ولی تا به حال بیمه نشده است، قطعا به چنین فردی پیشنهاد می کنیم که با دیگر دوستان خود گالری را ایجاد کند که قطعا در راه اندازی آن گالری حمایت نیز خواهیم کرد.
البته یکی از مدل های ما ساختار صندوق بازنشستگی است که هنرمندان خودشان سهامدار صندوق های بازنشستگی شوند و خودشان از خودشان حمایت کنند. همچنین ما می خواهیم به جای پرداخت ماهیانه 180 هزار تومانی که به هنرمندان به آنها سهام بدهیم در واقع با این کار ما این 180 هزار تومان را برای هنرمندان سرمایه گذاری می کنیم و در پایان سال نیز به هنرمندان سود می دهیم.
«نسیم»: از چه زمانی قرار است این طرح اجرایی شود؟
ارجمندی: طبیعتا کارهای قانونی این طرح از دست ما خارج است. الان ما بیمه هنرمندان داریم که 25 آیتم را تحت پوشش قرار می دهد و قرار شد 38 هزار تومان ماهیانه بابت این بیمه پرداخت شود که 20 هزار تومان را صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان پرداخت کند و 18 هزار تومان مابقی را خود هنرمندان؛ با این حال برخی انجمن ها و تشکل ها نامه نگاری هایی زیادی کردند که این مبلغ را هم به 8 هزار تومان کاهش دهند، قطعا با چنین افرادی نمی توان درباره سرمایه گذاری صحبت کنیم. دلیل آنها هم این است که مثلا سال گذشته 8 هزار تومان حق بیمه پرداخت می کردند در حالی که قطعا امسال با افزایش نرخ بیمه، خدمات دهی بیمه نیز بهتر شده است.
این در حالی است که همه افراد به من عنوان کردند که پرداخت چنین مبلغی از سوی صندوق ضرر است و حتی روی درگاه اینترنتی ثبت نام بیمه نیز کارهای زیادی صورت گرفته است و سایت کاملا شفاف است و تنها 25 میلیون تومان هزینه راه اندازی سایت شده است ولی همکاری هنرمندان نیز لازم است.
**هنرمندان ادعا می کنند که به وزارت ارشاد و صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان اعتماد نمیکنند
قبل از نوروز 93 هزینه تکریم هنرمندان را جمع آوری و پرداخت کردیم در حالی که قرار بود طرحی بهتری را اجرا کنیم ولی چون درخواست پول را کردند مجبور به پرداخت شدیم؛ البته هنرمندان ادعا می کنند که به وزارت ارشاد و صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان اعتماد نمی کنند.
در گذشته صندوق حمایت از هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان سایت مرده ای داشت که حتی یک خبر از این صندوق کار نمی کرد، ولی در سایت جدید ثانیه به ثانیه به روز می شود و زمانی که وزیر از سایت دیدن کرد، گفت که چنین سایتی را تابه حال ندیده است؛ البته راه اندازی چنین سایتی برای ما نیز هزینه در بر دارد.
تا الان 13 تفاهم نامه امضا کرده ایم در حالی که در گذشته مدیر صندوق توانایی چنین ارتباطی را با مدیران بانک ها نداشته است در حالی که الان من حتی مدیرعامل بانک ها را راه نمی دهم و چون چنین بستری فراهم نبود پس قطعا اتفاق مهمی هم رخ نمی داد و چون صندوق پول نداشت مدیرعامل صندوق سعی می کرد که چندان پولی را هزینه نکند.
یک روزی هنرمندی آمده بود و گفت فکر کردم به خارج از کشور رفته ام، یعنی فضای ساکت و آرامی را برای هنرمندان ایجاد کردیم و قطعا با چنین فضایی هنرمندان می ترسند که اصلا صدایشان را بلند کنند؛ البته در بعضی موارد هم کار بیمه ای هنرمندان انجام نشده بود ولی چون شرایط مناسب بود عده ای هنرمندان از من تشکر کردند.
**الان هنرمندی آمده ودیعه مسکن گرفته و این ودیعه را بدون هماهنگی با وزارت ارشاد، خانه مسکونی را تخلیه کرده!
الان هنرمندی آمده ودیعه مسکن گرفته و این ودیعه را بدون هماهنگی با وزارت ارشاد، خانه مسکونی را تخلیه کرده و پول اجازه این واحد را از مالک گرفته و خرج کرده است، برای چنین هنرمندی نامه ای نوشتم و حتی فحش های رکیک نیز به آن دادم در حالی که عده ای می گفتند این هنرمند با بیت رهبری در ارتباط است، در حالی که من به آنها گفتم قطعا بیت مقام معظم رهبری با چنین هنرمندی ارتباط ندارند و اگر هم چنین باشد حاضرم با بیت رهبری نامه نگاری مستقیم داشته باشم تا این هنرمند را به خاطر خیانت در امانت و تصرف در اموال دولتی دادگاهی کنم.
**پیشنهاد دادیم که برای همیشه مسئله ودیعه مسکن کنار گذاشته شود
هنرمند دیگری یک خانه را به خانه مجردی تبدیل کرده بود، پس به دوستان می گویم چرا به این فرد خانه دادید، عنوان می کنند که وزیر دولت قبلی به آن نامه داده و به همین دلیل ودیعه مسکن گرفته است، البته این هنرمند از جاهای مختلف نامه های متعدد آورده بود که ودیعه مسکن را تمدید کنیم و از مجلس و دفتر آقای لاریجانی چند نامه برای ما آورده بود، ولی روزی که حکم تخلیه را گرفتم و اثاث هایش را بیرون انداختم رفتم پیش آقای جنتی و به او گفتم که این همان فردی است که شما به خاطرش نامه نوشته بودید و وقتی آقای جنتی از من سوال کردند که با چنین فردی چه کار کردم، گفتم او را از خانه بیرون کردم! و به علی جنتی گفتم وضعیت نامه های دولتی کنار ولی این هنرمند خانه میلیاردی در قیطریه دارد و به همین دلیل مجبور شدم چنین هنرمندی را از خانه بیرون کنم از این گونه مسائل بسیار است.
پیشنهاد دادیم که برای همیشه مسئله ودیعه مسکن کنار گذاشته شود، البته می توانیم به هنرمندان کمک کنیم که بتوانند مسکن تهیه کنند و اصلا می توانیم مسکن هنرمندان را ایجاد کنیم.