امینی: هر جا نظامی بهم ریخته باشد، طنز شکل میگیرد
این شاعر در کارگاه نثر طنز سوره با بیان این مطلب گفت: گاهی در متون شعری از طنز به عنوان یکی از ابزارهای بلاغت استفاده شده است
به گزارش خبرنگار «نسیم»، اسماعیل امینی در کارگاه نثر طنز سوره که صبح امروز در تالار امیرحسین فردی حوزه هنری برگزار شد، با بیان اینکه میان زبان شعر و نثر در طنزنویسی فرقی وجود ندارد، گفت: آن چیزی که به عنوان شعر طنز مشهور است غالبا متونی هستند که در آنها طنز هست و از امکانات شعری هم استفاده شده به همین دلیل بهتر از بگوییم زبان طنز.
وی با بیان اینکه تداعی و تخیل کمی در اشعار طنز وجود دارد و وجه پررنگ در این حوزه طنز بودن است، گفت: گاهی در متون شعری از طنز به عنوان یکی از ابزارهای بلاغت استفاده شده است و گاهی در شعر بزرگان نشانههایی از طنز دیده میشود؛ به گونه ای که حافظ نیز از شعر به عنوان یکی از ابزارهای بلاغی استفاده میکنند.
این شاعر کشورمان با بیان اینکه نشانه کمی از شعریت در شعر طنز وجود دارد، اظهار داشت: زبان گفتاری و نوشتاری از گونههای مختلف زبانی هستند که هر یک در ذیل خود زیرمجموعههایی دارند اما اینکه کدام یک به کمک طنز می آید باید گفت هر دو در مقطعی و در نوبتی در طنز به کار میرود اما نکته اینجاست که زبان گفتاری برای طبقات مختلف، متفاوت است.
امینی به زبان مطبوعات، مکاتبات اداری و زبان میان اصناف اشاره کرد و گفت: باید دانست طنز از کجا ایجاد میشود؟ در زبان، اندیشه و رخداد بیرونی؛ به نظرم هر جا نظامی به هم ریختگی داشته باشد طنز شکل میگیرد. از ناسازگاریهای ایجاد شده میتوان طنز آفرید.
وی با بیان اینکه کاهش وابستگی متن به ارجاعات برای طنزنویس مهم است، تصریح کرد: گاهی هدف طنز ضایع کردن دیگران است و گاهی از تشفی خاطر شروع میشود. به نظر غیراخلاقی است اما هدف خوبی است و افراد هوشمند از طنز فردی و افراد فراتر رفته و به گونهای دیگر میاندیشند.
این شاعر کشورمان با بیان اینکه اگر طنز پرداز صاحب اندیشه باشد از معلولها به علتها میرسد، گفت: غالبا نویسندگانی که سطحی مینویسند نوع نگاهشان اینگونه است، نوشتن طنز نگاه نافذی میخواهد اما افراد مسائل دم دستی را گاه ابزار خود میکنند.
امینی با اشاره به «هاله نور» و کلمه «دلواپس»ادامه داد: معمولا دوستانی که برای مطبوعات مینویسند ارجاعات و اشاراتشان به تکه کلام و اصطلاحاتی است که در آن مقطع و زبان رایج شده است.
وی در پایان با بیان اینکه گاهی از به هم ریختگیها میتوان طنز خلق کرد، خاطر نشان کرد: انسان با نامحدود بودن اراده و تخیل و توانایی بالقوهاش در عالمی گرفتار آمده که محدود است این فرد آرزو و خیال دارد اما مثلا 80 ساله است و دوست دارد از هر چیزی بهره ببرد. کتاب بخواند و برخی امور را انجام دهد، اما جسمش همراهی نمیکند. آن چیزی که طنز را از غیرطنز جدا میکند شیوه دلالت میان ارتباط و نشانه است.