سعید بیابانکی: نویسندگان خودشان مراقب خط قرمزها باشند
این شاعر در گفتگوی تفصیلی با «نسیم» گفت: ممیزی به طور قانونی حق حاکمیت و دولت است/ فعالیت رسانه ملی و مطبوعات در حوزه اطلاعرسانی کتاب ضعیف است/ حق مادی مولف در چرخه نشر کتاب بسیار اندک است
سعید بیابانکی شاعر و منقد ادبی در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»، در خصوص وضعیت چاپ و نشر کتاب با بیان اینکه صف های طولانی صدور مجوز از مشکلات دائمی این حوزه است، گفت: در حال حاضر چرخه چاپ و نشر از وضعیت خوبی برخوردار است و می شود گفت که مشکلی که همواره در این زمینه وجود داشته است در بخش صدور مجوز و ممیزی کتاب است که یک مقداری از صف های طولانی تشکیل می شود و مولفان همیشه معطل این بخش بوده اند.
**مهمترین مرحله انتشار کتاب سیستم توزیع و پخش است
این شاعر مهمترین مرحله انتشار کتاب را سیستم توزیع و پخش آن دانست و بیان کرد: البته به نظر من در یک سال اخیر و در دولت جدید یک مقداری این روند تند تر و سریع تر شده است اما مسئله ای بسیار مهم تر از این داستان است وضعیت پخش کتاب می باشد. می توان گفت که وضعیت چاپ کتاب خیلی خوب است و صنعت چاپ آنقدر پیشرفته داشته است که به سرعت می توان کتابی را چاپ کرد و با طراحی خوب و طرح جلد زیبا و حروف چینی و سایر موارد دیگر خیلی شیک و تمیز کتابی را به چاپ رساند و میشود گفت که چاپ کتاب تقریبا یک چهارم از مرحله تولید کتاب را به خود اختصاص می دهد و چیزی که بسیار مهم است توزیع کتاب است.
بیابانکی با اشاره به سازوکار نامناسب شبکه توزیع کتاب گفت: در مرحله توزیع کتاب واقعا هنوز کشور ما ساز و کار درست و مناسبی ندارد. یعنی اگر شما دقت کرده باشید یک سری کتاب هستند که اگر شما به هرجا سر بزنید آنها را پیدا می کنید و در هر جای ممکن وجود دارند در کتاب فروشی ها در ترمینال فرودگاه مترو و حتی دکه های روزنامه فروشی و هرجایی که فکرش را بکنید آنها را می بینید. ولی درعوض یک سری کتاب های دیگر هستند که اصلا دیده نمی شوند و در دید عموم قرار ندارند و این خیلی بد است.
**اکثر کتاب های بازاری از منظر فرهنگی و ادبی کتاب های بی ارزشی هستند
این شاعر طنزپرداز با بیان اینکه اکثر کتاب های بازاری از منظر فرهنگی و ادبی کتاب های بی ارزشی هستند اظهار داشت: میزان پخش کتاب بر اساس میزان فروش آن در نظر گرفته شده است و این دو با هم رشد می کنند در صورتی که یکی از مواردی که می تواند اشل مطالعه و اشل فرهنگ و مقیاس آنها را ارتقا بدهد این است که کتاب خوب پخش بشود چرا که اگر کتاب بد پخش بشود شاهد همین وضعیتی خواهیم بود که در حال حاضر وجود دارد. و می توان گفت که اکثر کتاب های بازاری از منظر فرهنگی و ادبی کتاب های بی ارزشی هستند.
وی با اشاره به اینکه شبکه توزیع کتاب بخش عمده ای از صنعت چاپ را به خود اختصاص می دهد گفت: شبکه توزیع بخش عمده ای از صنعت چاپ را به خود اختصاص می دهد. در حال حاضر تولید کتاب خیلی هم کار پیچیده ای نیست و یک کتاب را با فرایند قانونی می توان در مدت یک ماه چاپ و منتشر کرد و مشکلی از این بابت وجود ندارد. اما مرحله توزیع از دغدغه های زیادی برخوردار است.
بیابانکی در ارتباط با سیاسیت گذاری های شبکه های توزیع کتاب عنوان کرد: معمولا دو یا سه شبکه توزیع هستند که دست بخش خصوصی هستند و به نظر بنده یک تفکری در پس این شبکه های توزیع وجود دارد که آثار یک گروه خاصی از نویسندگان و شاعران را به خوبی پخش و توزیع می کنند و گروهی دیگری را می توان گفت که بایکوت می کنند. و من این مسئله را در مورد طیفی از شاعران و نویسندگان انقلاب حس کرده ام. چرا یک سری کتاب ها از شبکه توزیع گسترده تری برخوردار است و گروه دیگری انقدر محدود هستند که این همیشه برای خود بنده جای سوال دارد.
**شبکه مجازی توزیع کتاب راه اندازی شود
این شاعر راه اندازی یک شبکه مجازی توزیع کتاب را به عنوان راه کاری در این زمینه برشمرد و گفت: اما می توان گفت که در این میان و به عنوان راه کار جای یک شبکه بزرگ مجازی در این میان خالی است. شبکه ای که بانک اطلاعات بسیار غنی و گسترده ای داشته باشد و انبار خوبی داشته باشد و مردم بتوانند از راه مجازی این سامانه کتاب های خود را انتخاب کنند و به راحتی دریافت کنند.
وی ادامه داد: کماینکه یک سری شبکه مجازی هم در حال حاضر موجود است اما یک مقداری میزان کتاب های آنها کامل نیست و این شبکه ها را می توان به عنوان راه کاری برای بهبود روند شبکه توزیع کتاب در کشور مطرح کرد و روی آن مانور داد.
**شاعر، نویسنده و مترجم باید مراقب یک سری خط قرمزها باشند
بیابانکی ممیزی آثار را در واقع کارشناسی آثار برشمرد و بیان کرد: کسانی که کتاب می نویسند و شاعر و نویسنده و مترجم و در کل مولف هستند، در لحظاتی که در حال خلق و نوشتن اثر خود هستند باید مراقب یک سری خط قرمزها باشند. این خطوط قرمز طبیعی است و در هر کشوری وجود دارد و مختص به کشور ما نمی شود و در هر کشوری به هر حال یک محدوده ای وجود دارد که عدول از آن محدوده ممنوع است و این محدوده را گاهی قانون و حکومت مشخص می کند و گاهی هم اجتماع. و اگر خود مولف به این حدود آگاهی داشته باشد دیگر نیازی به ممیزی نیست و باید نام ممیزی را تغییر بدهیم و نام آن را کارشناسی بگذاریم. که در آنصورت باید کتاب ها کارشناسی بشود نه ممیزی.
وی ادامه داد: خیلی از مسائل و اختلافات قومی قبیله ای را نمی توان بیان کرد و اصلا نباید بیان کرد و یا اختلافی که بین تفکرهای دینی و مذهبی وجود دارد منجمله اختلاف میان تشیع و تسنع و همچنین خیلی از مسائل اروتیک را نمی توان و نباید بازگو کرد. و در مجموع مسائلی که در حوزه اخلاق و سیاست و این قبیل موضوعات است باید با احتیاط به آنها پرداخته شود و به طور طبیع مولفان باید اینها را بدانند.
**ممیزی به طور قانونی حق حاکمیت و دولت است
این منتقد ادبی در ارتباط با واگذاری ممیزی کتاب به خود ناشران اظهار کرد: خیلی ها در مورد واگذاری ممیزی به خود ناشر اظهار نظر کردند اما به هرحال ممیزی به طور قانونی حق حاکمیت و دولت است و دادن این حق به بخش خصوصی یا همان ناشر نیاز به طی مراحل قانونی دارد و فکر می کنم باید توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا مجلس تصویب شود و نمی شود به این همین راحتی حق قانونی حاکمیت را به کسی سپرد.
بیابانکی با اشاره به مورد اعتماد بودن برخی ناشران باسابقه و متعهد ادامه داد: اما به نظر بنده ناشرانی که سابقه طولانی در کشور دارند و مثلا 50 سال است که در چاپ و نشر کتاب فعالیت دارند و از ناشران بزرگ محسوب می شوند و فرهنگ کشور را با آثار خود ترویج داده اند و افراد جامعه با آثار آنها بزرگ شده اند و پا به عرصه گذاشته اند را می توان به این ناشران یک سری اختیاراتی داد و می توان به آنها اعتماد بیشتری کرد.
وی افزود: مثلا نشری مثل نشر امیرکبیر که بیش از 50 سال است که بهترین کتاب های حوزه ادبیات و فرهنگ و تاریخ و دین و اینها را منتشر کرده است و می توان گفت که ممیزی خیلی برای این انتشارات معنا نمی دهد. و اینگونه ناشران بزرگ که مورد اعتماد دولت هم هستند می توانند در زمینه ممیزی از یک سری امتیازات برخوردار باشند.
**فعالیت رسانه ملی و مطبوعات در حوزه اطلاع رسانی کتاب ضعیف است
این شاعر طنرپرداز شبکه های اجتماعی را عاملی برای استقبال بیشتر مخاطبان از حوزه شعر دانست و بیان کرد: در مورد استقبال مخاطب از کتاب های حوزه ادبیات می توان گفت که درباره شعر چند سالی است که وضعیت خیلی بهتر شده است و دلیل آن هم می تواند گستردگی شبکه های اجتماعی و شبکه های مجازی مثل وایبر و فیس بوک و اینها باشد.
بیابانکی فعالیت رسانه ملی و مطبوعات را در حوزه اطلاع رسانی کتاب ضعیف قلمداد کرد و گفت: گاهی اوقات مردم از کتابی مطلع نمی شوند و نمی دانند که خلاصه فلان کتاب چاپ شد یا نشد و با فلان شاعر کتاب جدید دارد و یا ندارد و این این شبکه ها کمک کردند به این جنس از اطلاع رسانی ولی رسانه های دیگر متاسفانه در این زمینه خیلی کاری انجام نداده اند و اگر هم کار اندکی کرده اند خیلی از این چرخه عقب هستند. رسانه ملی به شدت عقب است و مطبوعات به شدت عقب است و اطلاع رسانی کتاب به معنای درست انجام نمی شود.
این شاعر با اشاره به دلایل استقبال مخاطب از یک کتاب گفت: مردم دوست دارند کتاب های جدید را هرچه سریع تر پیدا کنند و بخوانند و کتاب خوب مورد استقبال مردم است حالا یا به نام شاعر و نویسنده اعتماد می کنند و یا به ناشر اعتماد می کنند و یا ممکن است به یک منتقد اعتماد کنند و وقتی منتقدی از فلان کتاب تعریف کند یا مقاله و یا نقدی بنویسد بروند و آن کتاب را تهیه کنند و همه اینها به نوعی در استقبال مخاطب دخیل هستند. و این ها را تا حدودی در زمان نمایشگاه کتاب می شود دید اما بعد از آن این فرایند کمی کند می شود و رها می شود.
بیابانکی با اشاره به کمبود یک شبکه اطلاع رسانی در حوزه کتاب بیان کرد: ما یک شبکه اطلاع رسانی گسترده در مورد کتاب نداریم اینترنت هم به تنهایی واقعا کافی نیست. خیلی از مردم دسترسی به آن ندارند. شاید یک سرانه اطلاع رسانی در رسانه ملی باید تهیه و تولید شود و همانطور که چیپس و روغن و برنج و شکلات و نواع موادی که خیلی هم احتیاج به تبلیغ ندارند در رسانه ملی تبلیغ می شود می توانند کتاب را هم تبلیغ کنند.
**حق مادی مولف در چرخه نشر کتاب بسیار اندک است
این منتقد ادبی با تاکید بر اینکه مزایای فضاهای مجازی بیشتر از آسیب های آن است اظهار داشت: اگر فضای مجازی به حوزه ادبیات آسیبی هم وارد کند این آسیب کوتاه مدت است و گاهی می بینیم که یک شاعر با تبلیغات بیش از حد و با شعر های ساختار شکنانه و چیزهای دیگر اشعار خود را در فضای مجازی منتشر می کند و به معروفیت می رسد اما این شهرت کوتاه مدت است و خیلی پایا نیست. شاید مدتی هم کتابهایش فروش خوبی داشته باشند اما آثار ادبی در دراز مدت نمود پیدا می کند. شاید در کوتاه مدت با یک موجی بتوان کتاب را فروخت اما در بلند مدت اینگونه نیست.فضای مجازی مثلا در مورد موسیقی در مورد سینما تاتر و کلا تمام محصولات هنری فرهنگی البته مصداق دارد اما من فکر می کنم که مزایای آن از آسیب های آن بیشتر است.
بیابانکی حق مادی مولف را در چرخه نشر کتاب بسیار اندک دانست و گفت: چیزی که کمتر به آن پرداخته می شود این نکته است که حق مادی مولف و یا حق شاعر، نویسنده و یا مترجم از کتاب و از اثر خود از همه عوامل دیگر کمتر است و این خیلی بد است. یعنی مولفی که کتاب را تالیف کرده است حقی که از چاپ کتاب دریافت می کند در حدود 10 تا نهایتا 20 درصد است در صورتی که کسی که کتاب را می فروشد و پخش می کند بسیار بیشتر از مولف از درآمد این کتاب برخوردار می شود و این اصلا انصاف نیست.
وی در پایان خاطر نشان کرد: یعنی فروشنده کتاب از مثلا منی که کتاب را نوشته ام و ثمره عمر من است بیشتر از کتاب درآمد کسب می کند. به نظر من این فرمول فرمول نادرستی است و یک قانون و یک مدیریتی نیاز دارد که بیاید و فرمولی طراحی کند و درصدی تعیین کند که حق مولف و شاعر تضییع نشود. بنده خیلی ها را می شناسم که از راه فروش آثارشان زندگی می کنند اما آیا با 10 درصد و 20 درصد می شود زندگی کرد؟ این مسئله به نظر من چیزی است که کسانی که در هفته کتاب در این حوزه سیاست گذاری می کنند باید به آن بپردازند و مسئله بسیار ناعادلانه ای است و تمام مولفان در این زمینه اتفاق نظر دارند.
مصاحبه از حدیثه سوختانلو