شاعری که اشعارش را نذر ائمه اطهار(ع) و اهل بیت(ع) میکرد
خلیل عمرانی، شاعری انقلابی و در عین حال سیاسی بود که نمیتوانست بیتفاوت بسراید؛ او شاعری آیینی بود و عمرش را برای تربیت شاعران جوان گذاشت/ «نسیم» در گزارشی به بررسی زندگی این شاعر انقلاب میپردازد
گروه فرهنگی خبرگزاری «نسیم»؛ حدیثه سوختانلو؛ این روزها هرگاه سخن از شاعران متعهد به میان می آید نام خلیل عمرانی یکی از آن نام هایی است که در ذهن متبادر می شود.
«خلیل عمرانی» در سال 1343 در روستای لمبدان شهرستان «دیّر» متولد شد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستا و دوره ی متوسطه را در شهر به پایان رساند و پس از اتمام تحصیلات متوسّطه راهی جبهه های حق علیه باطل گردید و در سال 1363 دانشجوی مرکز تربیت معلم پسران بوشهر شد.
آغاز زندگی شاعرانه عمرانی را می توان سال 1352 دانست
آغاز زندگی شاعرانه عمرانی را می توان در سال 1352 و مقطع چهارم دبستان دانست که اولین شعر خلیل عمرانی توسط آقای علی یگانه کتاب رسان آن ناحیه به کانون پرورش فکری کودکان کشور فرستاده شد و پس از چند ماه کانون کارت عضویتی را از طریق آقای یگانه به خلیل عمرانی هدیه کرد و بعدها خلیل عمرانی در یادداشتی که قبلاً نیز منتشر شده است، از این هدیه به عنوان اولین هدیه زندگیاش نام میبرد و تمام زندگی عاشقانهاش و دستیابی به توفیق خدمت به فرهنگ و ادب کشور را مدیون علی یگانه میداند و می گوید: «چه بزرگ است سهم حق داران من، علی یگانه و رقیه مکاری پور معلم کلاس چهارم دبستان در روستای لمبدان پایین».
وی از آن زمان به صورت دائمی عضو کانون پرورش فکری کودکان شد و تا اوایل انقلاب به صورت پراکنده به فعالیت شعری خود ادامه داد و در سال 57 به صورت جدی وارد عرصه شعر گردید و تخلص «پژمان دیری» را برای خود انتخاب کرد.
**وقتی که عمرانی با نصرالله مردانی آشنا شد
عمرانی در سال 1362 با مرحوم استاد نصرالله مردانی شاعر شهیر انقلاب اسلامی آشنایی یافت و تحت تعلیم آن مرد فرهیخته رسماً به دنیای شعر و شاعری پا نهاد. او خود در این زمینه می گوید:
«آنچه اکنون بر این قلم میآید بغض فروخورده بیش از ده سال تبعیت از استادم زندهیاد نصرالله مردانی است. مردی که مدت بیست سال زندگیام را در حال و هوای او، نوعی ممتاز از شاعر مسلمان بودن را آموختم....»
عمرانی در سال 1365 به زادگاهش برگشت و در مدرسهای که خود درآن درس خوانده بود، به تدریس ادبیّات مشغول شد و در سال 1367 ازدواج کرد و به دانشگاه یزد رفت و همزمان با تحصیل، در واحد کارشناسی فعالیتهای ادبی استان به پرورش استعدادهای جوان و نوجوان در زمینه شعر پرداخت و همپای آن کانون شعر و ادبیات انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلّم را راه اندازی کرد و در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یزد نیزمسئولیّت کانون شاعران و نویسندگان را بر عهده گرفت.
خسرو آقایاری در این مورد می گوید: «خلیل را به عنوان مسئول کانون شاعران و نویسندگان یزد منصوب کردم. ابلاغ را که نوشتم با خوشحالی گرفت و رفت یزد. در اندک زمانی کارهای کانون یزد را سرو سامان داد. حضور خلیل که سرشار از روح شاعرانگی بود در روح کویری مردم یزد یک اتقاق بود. در اندک زمانی شکوفایی در شعر جوان یزد در حد چشمگیری نمایان شد. این اتفاق بزرگ که شعر جوان یزد را دچار خانهتکانی کرد، مرهون حضور خلیل بود».
**گردآوری حلقه دانشجویی در یزد
عمرانی در دوران دانشجویی در یزد، حلقه ای از شاعران را گرد خود فراهم کرد که اگر امروز نام هایی همانند علیرضا احرامیان پور، طباطبایی، پیام شمس الدینی و دیگر نام های مطرح در شعر امروز بر زبان ها جاری است، نتیجه زحمت های اوست.
وی در سال 1372، پس از اخذ لیسانس ادبیات فارسی دبیر دبیرستان آیتالله طالقانی بندر دیر شد و یک سال بعد، معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی را به عهده گرفت و به اتّفاق علی افراشته ـ مدیر وقت فرهنگ و ارشاد استان بوشهر ـ در جهت احیای مجدد آن اداره کل، گام هایی اساسی برداشتند که ساخت فرهنگسراها، تشکیل انجمن های هنری (به ویژه انجمن شعر و ادب) و انجام برنامه های ویژه مانند گردهمایی هنرمندان شهرستان ها در مرکز استان، تجلیل سالانه از هنرمندان استان و حمایت از انتشار آثار هنری از آن جمله اند.
معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی این بیت را در اتاق کارش نوشته بود:
این میز که می بینی گاه از من و گاه از تو / جاوید نخواهد ماند، خواه از من و خواه از تو
و این نشان دهنده روح والا و خالی از دغدغه های دنیوی و عدم وابستگی عمرانی به پست و مقام های اینچنینی بود.
در سال 1376 به تهران آمد و ضمن فعالیتهای فرهنگی به تدریس ادبیات در اسلامشهر پرداخت و از سال 1378 کارشناس فعالیتهای ادبی اداره کل آموزش و پرورش تهران شد.
**تاسیس انجمن ادبی «نسل مروارید»
وی در تهران مدیریت مرکز آفرینش های ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را عهده دار گردید و چند سال بعد به وزارت آموزش و پرورش رفت و در تمام دوران جماعت شاعران را در کنار خود داشت و در یافت آباد و اسلامشهر و شهر ری، به شناسایی نوقلمان شعر می پرداخت.
وی انجمن ادبی «نسل مروارید» را تأسیس کرد و خانه اش محمل شاعران جوان آن منطقه مانند عبّاس کلهر، سیروس مرادی، سید وحید سمنانی، غلامرضا سلیمانی و فاطمه طارمی و رضا غلامحسین نژاد بود؛ شاعرانی که افزون بر شعر، در بخش های گوناگون اجتماعی، دلسوزانه به خدمت پرداخته اند و ارتباطی گرم و خانوادگی با او داشتند و دارند. در این میان راه اندازی انتشارات «نسل مروارید» و حمایت از چاپ مجموعه اشعار شاعران جوان، از دیگر اقدامات نیکوی اوست.
**مهم ترین دغدغه مرحوم عمرانی تربیت نسل جدید شاعران جوان بود
مهم ترین دغدغههای مرحوم عمرانی تربیت نسل جدید شاعران جوان بود. او یکی از شاخص ترین چهرههای فعال در حوزه شعر دانش آموزی سال های پس از انقلاب به شمار می رود و مثل آقای محقق، مصطفی محدثی خراسانی و غلامعباس ساعی از نیروهایی است که به جای عرضه کردن شعر، بیش تر به تربیت شاعر پرداخته است.
منوچهر علیپور شاعر، ناشر و از دوستان مرحوم عمرانی درباره او می گوید: «آقای عمرانی خود را فدای آموزش کرد، شاید اگر بجای اینکه به پرورش دانشآموزان بپردازد، به شعر پرداخته بود، خیلی مظلوم واقع نمیشد. اما فرصتی را که میتوانست برای خود بگذارد، صرف نسل جوان کرد و معلمیاش به شاعری اش چربید».
شاعران جوان اسلامشهردر سالهای اخیر غالباً تربیت شده وی هستند و جلسات یکشنبه های او گاهی با یک نفر آغاز می شد و عمرانی هرگز نگران این نبود که جلساتش شلوغ نیست.
سید وحید سمنانی از شاگردان استاد عمرانی درباره او و انجمن نسل مرواریدش می گوید: « ما در آنجا فقط شعر یاد نگرفتیم. نوع برخورد «آقای عمرانی» بسیار برمدار اعتقادات واقعی و بیریا در مورد آیین و مذهب بود و وقتی که وارد زندگی او شدیم دیدیم واقعاً اینها در زندگیاش هم جریان دارد و فقط به زبان نیست و رابطه ما، رابطه استاد و شاگردی نبود، رابطه مرید و مرادی بود و با گذشت کمتر از دو سال ما دیگر جزیی از خانوادهاش شدیم».
**عمرانی نزدیک به 30 کانون و محیط ادبی را مدیریت می کرد
وی در این سالها نزدیک به 30 کانون و محیط ادبی را مدیریت می کرد و به تعلیم و تربیت نسل نوجوان و جوان در زمینه ی شعر و ادبیّات مشغول بود و همین ویژگی او را از سایرین ممتاز میکرد. او در سال 1383 در دوره ی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران در رشته ادبیّات فارسی پذیرفته شد و پایان نامه ی خود را با عنوان «غزل عاشقانه پس از انقلاب» زیر نظراستاد راهنما مرحوم قیصر امین پور به سرانجام رساند. آخرین بیست قیصر به خلیل عمرانی تعلّق گرفت و این دانشجوی حق شناس تا آخرین لحظات عمراستاد در بیمارستان درکنار او بود.
عمرانی در سال 1385 به سمت مدیرکل آموزش و پرورش استان هرمزگان منصوب شد و در سال 1387 مشاورفرهنگی وزیر شد و تا پایان عمر با برکت خویش، در همین سمت، سه وزیر آموزش و پرورش را درک کرد. همچنین خلیل عمرانی در کنار این مسؤولیّت ها، رئیس انجمن شعر سازمان بسیج هنرمندان کشور نیز بود. و در کارنامه سیاسی خلیل عمرانی دو دوره کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه دیر و کنگان نیز دیده میشود.
**موضوعاتی همچون خدا، انسان، عشق، مهربانی، بومیگرایی، شهید و شهادت در اشعار عمرانی وجود دارد
آثار وی به صورت پراکنده در نشریات و مجلات به ویژه جنگهای دفاع مقدس انتشار یافت و در اغلب کنگرههای شعر به عنوان شاعر، میهمان و داور حضور داشته است. آثار مکتوبش از«ترنم حضور» و «مروارید فراموش» گرفته تا «ساعت به وقت شرعی دریا» و «گزیدة ادبیات امروز» تا «دلمویه های بم»، در کنار سایر مکتوباتش خواندنی است.
موضوعاتی همچون خدا، انسان، عشق، مهربانی، بومیگرایی، شهید و شهادت، انقلاب اسلامی، مقاومت و پایداری، مرگاندیشی و موضوعات اجتماعی و سیاسی از دغدغه ها و مضامین به کار رفته در اشعار مرحوم عمرانی می باشد.
خلیل عمرانی، یکشنبه، 19 آذرماه سال 1391 پس از یک دوره ی بیماری قلب و عروق در سن48 سالگی درگذشت.
آخرین مطلبی که در وبلاگ این شاعر به روز شده است، شعری است به مناسبت تولد مقام معظم رهبری که در تاریخ 24/4/91 سروده شده است و به شرح زیر است:
مولا اگر چه ختم به سقای کوثر است / مردی که یادگار غدیر پیمبر است
مولا بنام حضرت سید علی که او / نسل زلال کوثر و فرزند حیدر است
می آید از غدیر خمینی چو بوتراب / آیینه ی عدالت و خورشید خاور است
پیر جهان و نایب صاحب زمان که عشق / با او در این هزاره ی وحدت مقدر است
ایران همه حماسه ی فکر و فقاهتش / نامش برای وسعت اسلام سنگر است
در روشن سیاست او دین شکوهمند / در سایه ی سیادت او نور محور است
امت شکفته یا دل بیدار و بی غبار / تاریخ در تلاطم تجدید باور است
باور به باب روشن قرآن که در جهان / تنها مسیر و منجی انسان همین در است
میلاد این امام حسینی خجسته باد / حق باوری که پرتو اعجاز کوثر است
نامش بلند باد و بلنداش بی گزند / دین گستری که روح خدای مکرر است
**او شاعری انقلابی و در عین حال سیاسی بود که نمیتوانست بیتفاوت بسراید
رئیس جمهور وقت درگذشت مرحوم خلیل عمرانی را به جامعه ادبی تسلیت گفت و عمرانی از جمله هنرمندانی بود که به معنای واقعی کلمه پیرو و مدافع ولایت فقیه بود و هیچگاه از بیان این مطلب ابا نداشت وصریحانه از انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دفاع می کرد.
او شاعری انقلابی و در عین حال سیاسی بود که نمیتوانست بیتفاوت بسراید؛ او شاعری آیینی بود و اشعارش را نذر ائمه اطهار(ع) و اهل بیت(ع) می کرد؛ او شاعر دفاع مقدس و جنگ بود و در عین حال عاشقانه نیز می سرود؛ او شاعری مردمی بود و به بازگویی درد جامعه و مردم زمان خود می پرداخت و در مجموع خلیل عمرانی شاعری بود که شعر را برای انتقال پیامهای انسانی و اخلاقی به کار برد و متعهدانه سرود و تا پایان عمر متعهدانه زیست. روحش شاد و یادش جاودان باد!