تحلیل ادبی خطبه‌های حضرت زینب(س) چه بود

کدخبر: 958927

حضرت زینب(س) در مسیر خود ازکربلا تا شام با ایراد سخنرانی‌های تاثیرگذار و کوبنده پیام نهضت عاشورا و حقیقت آن را به گوش مسلمانان جهان رساند و اجازه نداد که واقعا عاشورا و نهضت امام حسین(ع) در خدئه‌ها و تحریف‌های امویان و یزید از یادها برود

گروه فرهنگی «نسیم»- حدیثه سوختانلو:: قیام امام حسین (ع) قیامی تاریخ ساز و آگاهی بخش بود. نهضتی که اسلام را در دل تاریخ زنده نگهداشت و سبب بیداری مسلمانان جهان گردید. اما ادامه آن قیام و نهضت، و هدایت آن در مسیر واقعی اش مرهون اسارت حضرت زینب کبری(س) و خطبه های ایشان است.

زینب(س) را عقیله بنی هاشم، عالمه غیر معلمه، معصومه صغری، امینه الله و فهیمه غیر مفهمه، ولیده الفصاحه، رضیعه الولایه، الفصیحه، الکامله و ... لقب داده اند. و این القاب و بسیاری از القاب دیگر، همه حکایت از فضیلتها و منقبتهای بی شمار این بانو دارد؛ به گونه ای که احدی از زنان عالم نمی تواند آن مقام شامخ را درک کند، چه رسد که بدان دست یابند.

رسالت حضرت زینب(س) در واقع گفتگوی امام حسین(ع) با نسل ها و تاریخ آینده است. زیرا حضرت زینب(س) با سیره تبلیغی خود توانست صدای امام حسین(ع) و فریاد «هل من ناصر ینصرنی» را به مردم دنیا باز گوید. و اگر زینب(س) پیام کربلا را به تاریخ باز نمی گفت، کربلا در تاریخ جا می ماند.

حضرت زینب(س) در خانه وحی تولد و پرورش یافت و از مکتب تربیتی قرآن بهره مند بود. ایشان از مربیان و معلمانی برخوردار بودند که نه تنها جزیره العرب، بلکه تمام کره خاکی، در طول تاریخ به خود ندیده و نمی بیند. اولین معلم و مربی او وجود مقدس رسول خدا(ص) بود. پس از آن حضرت، مادرش فاطمه(س) و پدرش علی(ع) و برادرش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نقشی موثر در تربیت و پرورش زینب(س) داشتند.

امیرالمومنین(ع) خود یکه تاز میدان فصاحت و بلاغت است و خطبه ها و نامه ها و حکمتهای ایشان پس از قرآن، از بالاترین مرتبه و مقام برخوردار است و حضرت زینب کبری(س) نیز- که از جمله القابش «الفصیحه و البلیغه» است- در این زمینه، همچون پدرش امیرالمؤمنین بود و چنان سخن می گفت که دوست و دشمن را به حیرت وامی داشت.

«بشیربن خزیم اسدی» روایت می کند که حضرت زینب (س) طوری در اجتماع کوفیان سخنرانی کردند که یادآور فصاحت و بلاغت حضرت علی(ع) شدند. گویی فصاحت و شیوایی بیان علی بن ابی طالب بر زبان زینب (س) جاری می شد.

حضرت زینب(س) همچنین دارای علمی لدنی بودند و چندین سال از عمر شریف خو د را به تدریس در کلاس های تفسیر قرآن برای زنان صرف نمودند و انس و الفت و تسلط بسیار زیادی بر قرآن و کلام وحی داشتند و در زمان اسارت و ایراد خطبه ها از امتیازات بسیاری از قبیل وقت شناسی، عقل و تدبیر، فصاحت و بلاغت، شجاعت و شهامت که سرچشمه از علم قرآنی ایشان داشت بهره می بردند.

می توان گفت که ادبیات عاشورا با خطبه های حضرت زینب(س) در کوفه آغاز شد و با سخنرانی های آن حضرت و امام سجاد(ع) در شام و کوفه امتداد یافت و تا کنون مانند رودی خروشان در طول تاریخ در جریان بوده است.

حضرت زینب(س) در مسیر خود ازکربلا تا شام با ایراد سخنرانی های تاثیرگذار و کوبنده پیام نهضت عاشورا و حقیقت آن را به گوش مسلمانان جهان رساند و اجازه نداد که واقعا عاشورا و نهضت امام حسین (ع) در خدئه ها و تحریف های امویان و یزید از یادها برود.

اولین سخنرانی حضرت در کوفه و در میان عموم مردم انجام شد و دومین سخنرانی ایشان در شام و در مجلس یزید. خطبه حضرت زینب با حمد و ستایش پروردگار و معرفی خود به عنوان دختر پیامبر شروع می شود و با توبیخ و سرزنش مردم کوفه و یزید ادامه و با همین مضمون خاتمه می یابد. از این رو، سیاق کلی خطبه ایشان توبیخ و سرزنش کوفیان و امویان است.

در جای جای این خطبه ی زیبا، استفاده از ایجاز ، مجاز ، اقتباسات قرآنی و دیگر شیوه های بیانی، به خصوص استعاره ی تمثیلیه، بسیار چشمگیر بوده و به زیبایی خطبه افزوده است؛ به گونه ای که با استفاده از مثلهای قرآنی و شیوه های بیانی زیبا، اعمال زشت کوفیان به وضوح در نظرشان به تصویر کشیده می شود.

فصاحت و بلاغت، ویژگی بارز این خطبه است و مخاطبان آن تحت تأثیر بیان شیوای حضرت زینب (س) واقع شدند و ایشان با سلاح سحرآمیز بیان ، به افشاگری و رسوایی دولت اموی پرداختند.

کلام و سخنان حضرت زینب(س) از چندین جهت قابل بررسی است. یکی از ویژگیهایی که در سخنان آن حضرت(س) دیده می شود، صناعات ادبی است که گوشه ای از آنها را به اختصار مورد بحث قرار می دهیم.

یکی از صناعات ادبی که در سخنان حضرت زینب(س) به وضوح و وفور قابل مشاهده است فصاحت و بلاغت می باشد. فصاحت و بلاغت در اصطلاح عبارت است از سخن درست و شیوا و مناسب حال و مقام که در خطبه های آن حضرت به اوج خود می رسد.

آن حضرت در کوفه به یک نحو و در مجلس یزید در شام، به گونه ای در خورآن مجلس سخن رانده است چراکه در کوفه، مخاطبین حضرت عموم مردمی هستند که در جهل و ناآگاهی به سر می برند و زینب کبری(س) قصد دارد آنان را از جنایتی که مرتکب شده اند و نیز از شخصیت شهدا مطلع می سازد. اما در شام و در مجلس یزید همه نسبت به امور آگاه اند و حضرت با لحنی قاطعانه به مفتضح کردن و مأیوس کردن یزیدیان می پردازد و این اوج فصاحت و بلاغت را در ایراد خطبه ها مشخص می سازد.

همچنین حضرت زینب (س) در آغاز هر دو خطبه بعد از حمد خداوند، بر پدرش، رسول خدا(ص) درود و سلام می فرستد که این، نهایت ایجاز و بلاغت به شمار می رود.

کنایه نیز از دیگر انواع صناعات ادبی است که در خطبه های حضرت به خوبی مورد استفاده قرار گرفته است. کنایه در اصطلاح، عبارت است از آنکه لفظی را به جای معنای اصلی استعمال کنند و یکی از لوازم آن معنی را اراده نمایند. مانند «طویل النجاد» که در اصل، به معنای این است که «بند شمشیرش بلند است».

کنایه در سخنان زینب مانند: «لقد خاب السعی و تبت ایدی و خسرت الصفقه.» که در اینجا خسرت الصفقه کنایه از این است که در قتل سیدالشهدا(ع) برای به دست آوردن اموال و منصب دنیوی، ضرر و زیان دیده اند.

یکی دیگر از صناعات ادبی بکار رفته در سخنرانی های حضرت زینب(س) استفاده از سجع است. زینب(س) ادیبه ای است که در بحرانها و با همه دردمندیها، سجع و قافیه سخن را از دست نداد و ادیبانه سخن می گفت.

سجع به معنای آن است که کلمات آخر سخن در وزن یا حرف روی یا هر دو موافق باشند. مانند خطبه ای که در مجلس یزید ایراد فرمودند: «ألا انها نتیجه خلال الکفر و ضب یجرجر فی الصدر لقتلی یوم بدر.» که کلمات الکفر، جر، الصدر و بدر از صنعت سجعبهره برده اند.

و یا خطبه ایشان در بازار کوفه: «فقد بلیتم بعارها و منیتم بشنارها.» که کلمات "بلیتم بعارها" و "منیتم بشنارها" با هم در سجع هستند.

استعاره نیز یکی دیگر از صناعات ادبی است که زینب کبری(س) در خطبه های خود بسیار از آن بهره برده بود. استعاره لفظی است که در غیر معنای اصلی و موضوع له خود استعمال شود ، به شرط اینکه، علاقه و مشابهتی بین معنای اصلی و مستعمل فیه وجود داشته باشد. نمونه ای از استعاره در کلام زینب آنجایی است که فرمود: «و ملاذ حربکم و معاذ حزبکم و مقر سلمکم و آسی کلمکم و مفزع نازلتکم.»

یکی دیگر از صنعت های ادبی که در سخنان حضرت زینب(س) به وضوح قابل لمس است تشبیه می باشد که در لغت، به معنای مانند کردن چیزی به چیزی دیگر می باشد.

تشبیه در سخنان زینب(س) مانند: «انما مثلکم کمثل التی نقصت غزلها من بعد قوه انکاثاً تتخذون ایمانکم دخلاً بینکم: همانا مثل شما مثل آن زن نادانی است که رشته های خود را محکم و نیکو می بافت و سپس آن را می گشود و از هم باز می کرد.» که مردم کوفه را از آن جهت که سرمایه و اعتقاد خود را بر باد دادند و اعمال خود را تباه کردند به آن زن نادانی که در پایان هر روز بافته های خود را می شکافت تشبیه می کند.

ایجاز نیز یکی دیگر از صناعات بع کار رفته در خطبه های حضرت است. ایجاز به معنای آن است که الفاظ مختصر و کوتاه بوده، اما وافی به مقصود باشد و حق مطلب ادا گردد.

ایجاز در سخنان حضرت به دلیل مقتضای حال بسیار زیاد به کار برده شده است که از جمله آن : «فتعساً و نکساً» و نیز مانند «فمهلاً مهلاً». زیرا در اصل، فتعسم تعساً و نکستم نکساً و مهلتم مهلاً بوده است.

اما از مهمترین صناعات ادبی مورد استناد حضرت زینب(س) اقتباس از قرآن کریم است. اقتباس عبارت است از اینکه متکلم چیزی از قرآن یا حدیث را در نثر یا نظم خود بیاورد؛ به گونه ای که معلوم نباشد که از آن دو گرفته شده است.

در خطبه های ایراد شده از سوی حضرت زینب(س) در کوفه و در شام، به آیات بسیاری از قرآن اشاره شده که از جمله آنها عبارت است از:

«ثم کان عاقبة الذین اساءا السوی ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤون» (سورة روم، آیة 10)؛ و یکی دیگر از آن موارد عبارت «انما مثلکم کمثل التی نقضت غزلها من بعد قوه انکاثاً» است که اشاره به آیه کریمه 91 از سوره نحل دارد: «و لا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوه انکاثاً»؛ و یا عبارت «ألا بئس ما قدمت لکم انفسکم أن سخط الله علیکم و فی العذاب انتم خالدون.» که اقتباس از آیه 80 از سوره مائده است که خداوند می فرماید: «تری کثیراً منهم یتولون الذین کفروا لبئس ما قدمت لهم أنفسهم أن سخط الله علیهم و فی العذاب هم خالدون».

استفاده از استفهام در منظورهای مختلف نیز از دیگر وجه های ادبی خطبه های زینب کبری(س) به شمار می رود. برای مثال در بخشی از سخنان خود خطاب به مردم کوفه می گوید: «اتبکون ؟ فلا رقعت الدمعه و لا هدأت الرنه ؛ آیا گریه می کنید؟! نباید اشک شما قطع شود و ناله اندوهگینتان آرام گیرد».

حضرت زینب (س) از گریه ظاهری مردم اظهار تعجب می کنند. از این رو، باید گفت که استفهام از معنای اصلی خود خارج شده و در معنای تعجب به کار رفته است چرا که کوفیان در واقع با سکوت خود، زمینه جنایت یزید را مهیا کرده بودند و پشیمانی بدون عمل و فقط با گریه، دردی را دوا نمی کرد. بنابراین از گریه آنان باید شگفت زده شد.

«الا وهل فیکم الا الصلف النطف؟ و الصدر الشنف؟ و ملق الاماء ؟ و غمز الاعداء ؟ ؛ آیا در میان شما جز افراد متکبر ، خرفت ، کینه توز ، چاپلوس و مزدور کسی وجود دارد؟»

استفهام در این جملات، از معنای اصلی خود خارج گشته و در معنای «اثبات» به کار رفته است. به عبارت دیگر ، حضرت (س) با چند سؤال پی در پی و کوبنده، این مفاهیم خائنانه را در وجود آنان و اذهانشان به اثبات می رساند.

از ویژگی های ساختاری سخنان حضرت نیز می توان به موارد بسیاری اشاره کرد که از جمله آنها: زیبایى و هماهنگى آهنگ الفاظ و عبارات، برجسته سازى جملات کوتاه که داراى نوعى آهنگ درونی اند، تکرار کلمات هم آهنگ که از نظر معنایى داراى نزدیکی اند، جملات دعایى و نفرین که تأثیر بسزایى در بر انگیختن عاطفه مخاطبان دارد، جملات ندایى و طلبى که وجدان انسانها را خطاب قرار می دهند، وجود صور خیال که به خطبه زیبایى افزون ترى می بخشد و در نتیجه، به تأثیر بیشتر آن کمک می کند و بسیاری دیگر.

نکته ظریف در خطبه ها و سخنان ایشان آن است که همواره آنها را به صورت سلسله وار ذکر می کند. یعنی محتوا و مضمون سخنان خود را علاوه بر بیان شیوا و رسا، اولاً به آیات کتاب خدا، سپس احادیث جدش پیامبر(ص) و پدرش امام علی(ع) و پس از آن به وقایع تاریخی مستند می کند و در آن زمان که زنان در حاشیه نگه داشته می شدند و سستی و ناتوانی را بر عقل و روحیه آنها تحمیل می کردند ، چنین سخنانی را بی پروا بر زبان راند و چنین نقشی را ایفا نمود.

می توان گفت که خطبه های حضرت زینب(س) سلیس ،‌ شیوا و در اوج فصاحت و بلاغت ایراد شده و بیانگر کمال سخنوری ایشان است. از ویژگیهای بارز این خطبه ها، ‌اقتباسات زیبا و فروان آن از آیات، ضرب المثلها و تمثیلات قرآنی است که زیبایی و تأثیر آن را در اذهان مخاطبان و شنوندگان ،‌ دو چندان کرده است.

در حقیقت زینب کبری(س) با سخنان آگاهانه و حکیمانه اش زمینه ی سقوط امویان را فراهم کرد و آخرین ضربه را بر پیکر حکومت اموی وارد کرد و اگر افشاگری های زینب(س) با آن کلام شیوا و برنده نبود امروز نامی از انقلاب عاشورا و جانفشانی های حسین و یارانش باقی نمانده بود.

ارسال نظر: