"حماسه بصیرت و ایمان"؛ دربرگیرنده مجموعه سخنرانیها و مقالات پیرامون فتنه ۸۸
این کتاب که به همت ستاد بزرگداشت حماسه ۹ دی و سازمان بسیج اساتید کشور منتشر شده است به بحثها و مقالات پیرامون این موضوع میپردازد
به گزارش خبرنگار «نسیم»، کتاب «حماسه بصیرت و ایمان» که به همت ستاد بزرگداشت حماسه 9 دی و سازمان بسیج اساتید کشور و از سوی حجت الله ایزدی و علی محمد نائینی نوشته شده، در برگیرنده مجموعه سخنرانی ها و مقالات پیرامون فتنه 88 و حماسه 9 دی است که چاپ اول آن در سال 1391 از سوی نشر ساقی منتشر شد.
در بخشی از این کتاب می خوانیم: پوزیتیویسم و ابعاد نظری فتنه 88
دکتر سهراب صلاحی، رئیس سازمان بسیج اساتید کشور
حماسه 9 دی را باید در تاریخ انقلاب اسلامی، فتح الفتوح نامید. با مطالعه تاریخ انقلاب، مشخص می شود که در رویارویی با هجمه های سنگین استکبار غرب، رویارویی دهه سوم انقلاب یکی از پیچیده ترین و گسترده ترین توطئه هایی بود که علیه انقلاب شکل گرفت. انقلاب اسلامی در طول عمر سی ساله اش، دوبار به طور گسترده در داخل با غرب گرایان روبه رو شده که عقبه شان در خارج از کشور بود؛ بار اول در دهه 60 و بار دوم در دهه 80.
کسانی که در دهه 60 علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی اقدام کردند، کسانی بودند که از ابتدا هم با انقلاب همدل نبودند؛ نیروهایی بودند که از سر ناچاری و در بعضی از برهه های انقلاب - چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی - با ملت همراهی می کردند؛ مانند جبهه ملی و اعضای نهضت آزادی. این ها کسانی بودند که بعضی از آنها در زمان قبل از انقلاب سابقه مبارزه علیه رژیم شاه را در پرونده خود داشتند؛ به تعبیری بهتر، آنها نهضت آزادی ها بودند. گرایش آنها به انقلاب، این گونه بود که وقتی مرحوم مهندس بازرگان در سفر آذر ماه در پاریس خدمت حضرت امام (ره) رسید، پس از بازگشت وقتی نقل کرد که چون مردم ایران حضرت آیت الله را پذیرفته اند، من هم می پذیرم، معنایش این بود که من از نظر فکری و اعتقادی، هنوز این اعتقاد را پیدا نکرده ام. کسانی که می گفتند شاه باید سلطنت کند نه حکومت، حکومت دینی مبتنی بر ولی فقیه را بر نمی تابند. البته پس از مدتی، همراه انقلاب شدند، نخست وزیر هم شدند، اما کمی بعد، متوجه شدند که نمی توانند با این حرکت همراهی کنند. کسانی که اسلام شان را بر پایه پوزیتیویستی تفسیر می کنند و به دنبال این هستند که با روش علوم تجربی اسلام را بفهمند، مشخص است که این میدان برایشان محدود است و نمی توانند همراهی کنند.
اما غرب گرایان دهه 80 در واقع همان بازماندگان غرب گرای دهه 60 بودند که تمایز برجسته شان این بود که رهبران این حرکت در رویارویی با غرب گرایان دهه 60 خیلی تند و انقلابی حرکت می کردند و یاران خود را متهم به محافظه کاری می کردند. در واقع دلیل اصلی جدایی آنها از جامعه روحانیت همین بود. آنها به دنبال مبارزه جدی با آمریکا بودند و می توان گفت که نقطه تمایز غرب گرایان دهه 60 و 80 همین بود.
چگونه این دو طیف به هم می رسند،؛ یک طیف روشنفکری که در مرکز استراتژیک ریاست جمهوری به ریاست اقای خوئینی ها است و معتقدند که بعد از فروپاشی شوروی، نسخه آخر، لیبرالیسم مدرنیسم است و باید به آن سمت رفت و طیف دیگر، مجمع روحانیون که مهمترین اعتراض شان به دوران سازندگی این است که ارزش های انقلاب و امام در آن دوره کمرنگ شده بود. چرا وقتی عده ای از دلسوزان نظام و انقلاب در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی نزد ایشان می روند و اعلام می کنند که این حرکتی که در دولت شما شروع شده کاری به چپ و راست ندارد و همه را از بین خواهد برد، آقای خاتمی پاسخ می دهد که من هم یک روحانی هستم.