تاملی در بخش بین‌الملل و اولویت دستِ چندم نمایشگاهِ تهران برای ناشر خارجی

کدخبر: 999795

خرده یادداشت‎‌های «نسیم» از نمایشگاه کتاب/ به زحمت با چند غرفه‌دار که نماینده چند ناشر خارجی‌اند به گفتگو می‌نشینم، زحمت از آن حیث که به دلیل ملاحظات خاصِ خودشان، چندان راغب به گفتگو نیستند

گروه فرهنگی خبرگزاری «نسیم»، محمدصادق علیزاده- نیازی به کنکاش اضافه بر سازمان نیست که مشخص شود حاضرانِ بخش بین‌الملل مثل هر سال و مثل همیشه، واردکنندگان کتاب و نمایندگانِ و موزّعانِ داخلیِ ناشران خارجی هستند. اکثر قریب به اتفاق غرفه‌ها هم همان نام‌های آشنای سال‌های گذشته. اینکه کتاب‌ها تغییری داشته و چاپ‌های جدید باشند یا نه هم قابل بررسی است. هر چند مشاهده میدانی‌ از غرفه‌ای این بخش حاکی از آن است که کتاب‌های چاپ 2010 به قبل در آن کم هم نیست؛ فی‌‌الواقع مثل همیشه! هرچند این ایراد به قسمتِ عربی کمتر وارد است. ناشر اروپایی یا امریکایی قواعد حاکم بر بازار حرفه‌ای نشر را پذیرفته است. او به نمایشگاه کتاب بیشتر به چشمِ بستر و فضایی برای بازاریابی و مارکتینگ و بازرگانی نگاه می‌کند نه فروشِ مستقیمِ رو در رو. از همین جهت هم هست که نمایشگاه کتاب تهران برای ناشر خارجی اروپایی و امریکایی به اولویت دست چندم بدل می‌شود. ایرادی که البته به بخش عربی، کمتر وارد است. نکته دیگری که از لابلای گپ و گفت با غرفه‌دارانِ این بخش دستگیر آدم می‌شود آنکه این دسته از ناشرانِ به ایران به چشم یک بازار عمده کتاب‌های لاتین نگاه نمی‌کنند. اگر نیم‌نگاهی به نوعِ فروشی که در بخش بین‌الملل می‌شود بیندازیم هم به نتایج جالبی خواهیم رسید. عمده فروش این قسمت مربوط به کتب دانشگاهی است. به بیان دیگر، متون و تکست‌های علمی و آکادمیک بیشترین فروش را در بخش بین‌الملل به خود اختصاص داده‌اند. طبعا عمده مشتریان این بخش هم نهادهای علمی و دانشگاهیِ ایران هستند. روی همین حساب، کتبِ غیرعلمی و غیرآکادمیک دیگر حوزه‌ها، مشتریِ چندانی ندارد. به همین جهت، مخاطب و مشتریِ بخش بین‌الملل به خصوص در قسمت کتاب‌های لاتین، محدود است. همین مخاطب هم از لحاظ کمی، رقم بالایی نیست. ناشری که 30 هزار نسخه از یک کتاب چاپ می‌کند شاید به زحمت هزار نسخه‌اش در ایران فروش برود! به زحمت با چند غرفه‌دار که نماینده و موزّع چند ناشر خارجی هم هستند به گفتگو می‌نشینم. زحمت از آن حیث که به دلیل ملاحظاتِ خاصِ خودشان، چندان راغب به گفتگو نیستند. یکی از غرفه‌دارانِ که نمایندگی چند ناشر بزرگ امریکایی را در کارنامه خود دارد و ایضا تقاضا می‌کند که ریکودرم خاموش باشد می‌گوید: «با همه مشکلاتی که در ورود کتابِ جدیدِ داریم، من اگر بتوانم کتاب‌های جدید را هم به نمایشگاه بیاویم در نهایت شاید 30 درصد آنها در نمایشگاه به فروش برسند و باقی را باید در طول سال، به فروش برسانیم!» وقتی از او می‌پرسم که آیا این کار صرفه اقتصادی دارد و جواب‌گوی هزینه‌ها هست یا نه پاسخ جالبی می‌دهد: «برای منِ نوعی هست. چون من در ایران هستم و باقی کتاب‌ها را می‌توانم در طول سال به فروش برسانم اما اگر ناشر خارجی بخواهد خودش مستقیما در نمایشگاه شرکت کند و بعد هم برود و دستاویزی به جز نمایشگاه نداشته باشد؛ نه!» با همه اینها دوستِ خوش‌صحبت ما عقیده دارد که همان اندک ناشران باقیمانه هم تمایل به حضور غیرمستقیم - از طریق نمایندگی یا موزع خودشان - را در نمایشگاه دارند اما دو مشکل و ایراد عمده وجود دارد: «ببینید! عمده بانک‌هایی که حساب‌ها و گردش مالی این ناشران در آنها انجام می‌شود، امریکایی هستند. از چهار - پنج سال قبل که تحریم‌ها جدی‌تر شد، با وجود تمایل این دسته از ناشران اما استقبال آنها از نمایشگاه هم کمتر شد. چون مجبور بودند. مثلا من تا چهار سال قبل با آکسفورد هم کار می‌کردم. این وضعیت که پیش آمد گفتند ما تمایل به ادامه کار داریم و دوست هم داریم ادامه بدهیم اما بانکِ طرف حساب‌ِ ما امریکایی است و اگر یک درصد متوجه شود که با ایرانی‌ها کار می‌کنیم، حساب‌‎هایمان بلوکه می‌شود!» برخی بدقولی‌ها و سوء مدیریت‌ها هم بی‌تاثیر نبوده است در این میان: «تا قبل از این، ارشاد برای خرید خارجی از نمایشگاه سوبسید می‌داد و حضور مستقیم داشت. یعنی شما برای خرید خارجی باید معادل ریالی آن را به حساب ارشاد در بانک واریز می‌‍کردید، پول‌ در حساب ارشاد می‌ماند و بعد از شش ماه، ارشاد معادل ارزی آن را به ناشر می‌داد و تسویه می‌کرد. آخرین باری که خریدهای ارزی نمایشگاه طبق این فرایند انجام ‌شد درست قبل از گران شدن ارز بود. خریدها انجام شده و معادلِ ریالی آن به حساب ارشاد رفته بود ولی هنوز ارشاد با ناشران تسویه نکرده بود. به یکباره ارز سه برابر شد. ارشاد، معادل ریالی از مشتری‌ها دریافت کرده بود ولی حالا که باید معادل ارزی آن را به ناشر می‌داد به دلیل گران شدن ارز با مشکل روبرو شده بود. فی‌المثل 10 میلیون تومان از مشتری‌ گرفته بود حالا باید 30 میلیون تومان به ناشر می‌داد. این قضیه مشکل ایجاد کرد. پول بعضی از ناشران یک تا دو سال بعد پرداخت شد و بعضی مبالغ هم اصلا تسویه نشد. این قضیه تاثیر منفی گذاشت. بعضی ناشران قهر کردند و دیگر در نمایشگاه شرکت نکردند.» از کپی‌رایت و عدم رعایتش در ایران و تاثیر احتمالی این قضیه در سردی استقبال می‌پرسم. ظاهرا این قضیه در مراتب بعدی است و عامل جدی محسوب نمی‌شود. هزینه که بالا باشد و فروش هم پایین، طبعا طالب کمتر دارد و طالب که کمتر بود، دیگر هزینه به افست و امثالهم نمی‌ارزد. روی همین حساب این قضیه آن قدرها اتفاق نمی‌افتد و اصولا صرفه اقتصادی ندارد که بخواهد اتفاق بیفتد. از همین جهت هم چندان جدی نیست. این ایرادها اما در بخش عربی کمتر است. به دلال متعدد فرهنگی و زبانی، خریدهای بخش عربی فقط محدود به متون علمی و دانشگاهی نیست. روی این حساب، بازارِ این بخش نسبتا گرم‌تر است و مشتری‌های خاص خودش را هم دارد. همیشه ارتباطات ما به جهان عرب بیشتر از اروپایی‌ها و امریکایی‌ها بوده. این را از گرمی برخورد غرفه‌داران عرب هم با چون منی هم می‌شود فهمید که عربی‌ام اصلا خوب نیست!

ارسال نظر: