تلخیص سه جلد کتاب شرح نهجالبلاغه برگرفته از بیانات حضرت امام خامنهای (مد ظله العالی)
آیت الله خامنه ای: لزوم وحدت مسلمانان برای ایستادن درمقابل دشمنان؛ آییننامه انقلاب 9
امت اسلام هم اگر بخواهد به آقایی برسد، باید وحدت و یکپارچگی را حفظ کند. جهان اسلام اگر همین یک توصیه على (ع) را به کار ببندد، دنیا به چه شکلی در می آید.
نسیم آنلاین : یکی از کتب مهجور مانده میان شیعیان نهج البلاغه است که رهبر معظم انقلاب در اهمیت آن می فرمایند: «نهجالبلاغه کتاب تدوین شده انقلاب اسلامی است و آییننامه این انقلاب به حساب میآید.» در همین راستا و جهت تبیین بهتر و ساده تر این گنجینه از معارف اسلامی در ایام ماه مبارک رمضان هر روز و بصورت سلسله وار چکیده ای از سه جلد کتاب شرح نهجالبلاغه برگرفته از بیانات حضرت امام خامنهای (مدظله العالی) را خواهیم آورد.
امیرالمومنین (ع) میفرماید: ای امت اسلام بپرهیزید از عقوبت هایی که بر امتهای سلف فرود آمد، بر شما فرود نیاید. کدام عقوبتها منظور است؟ بادهای صرصر یا طوفان یا خسف و زلزله؟ مراد اینها است؟ نه، اولا این عذابهای اینجوری برای امت آخرالزمان بر اثر تکذیب وجود ندارد و این عذابها مال امتهای گذشته بود که هنوز در حد بلوغ نبودند؛ آنها را باید با این چیزها میترساندند تا هدایت بشوند، اما وقتی که بشریت به حد بلوغ خود رسیده است، دیگر او را با این ترساندن ها نمیشود به راه آورد و نباید به راه آورد. امت اسلام هم اینجوری است، چون به حد بلوغ فکری رسیده است لذا لازم نیست که پروردگار عالم او را با عذاب ادب کند؛ او باید با عقل خود ادب شود و اگر نشد، دچار عذابهای دیگری خواهد شد. پس مراد بلاهای اجتماعی است؛ یعنی ذلتها، عقب ماندگی ها، انحطاطها، دستخوش سرپنجه دشمن شدن ها، یا فقر و جهالت هایی که امتهای گذشته به آن دچار شدند.
چه موجبی پدید آمد که آنها بدبخت و ذلیل شدند؟ همان علتی که موجب میشود بنی اسرائیل مثلا در چهل پنجاه قرن قبل دچار یک حالت بدی بشوند، همان علت اگر در روزگار شما برای شما به وجود آمد، شما هم دچار همان سرنوشت خواهید شد. این، وحدت قوانین عالم و سنت های عالم است؛ این از فرازهای عالی و جالب بینش اسلامی و جهان بینی اسلام است. بینش اصیل و فلسفی اسلام این جور بیان میکند. امت موسی در زمان خود موسی، در یک مدتی از زمان، یک قدری به توسری خوری و بدبختی دچار شدند؛ علتی داشت، علت را پیدا کنید، از آن بپرهیزید. در دوره دیگری همین امت موسی به آقایی و عزت و افتخار نائل شدند؛ علتی داشت، آن علت را پیدا کنید و در جامعه خودتان ایجاد کنید.
خب چه چیزی موجب شده است که عزت نصیب امتهای عزیز گذشته بشود؟ اول اینکه دودستگی و تفرق و تشتت میان آنها نبوده همچنان که امتهای گذشته بر اثر وحدت و یکپارچگی به آقایی رسیدند، امت اسلام هم اگر بخواهد به آقایی برسد، باید وحدت و یکپارچگی را حفظ کند. جهان اسلام اگر همین یک توصیه على (ع) را به کار ببندد، دنیا به چه شکلی در می آید. نهج البلاغه میگوید امروز هفتصد میلیون مسلمان با هم یکی باشند؛ همه یک دست بشوند در مقابل دشمنان اسلام و قرآن؛ همه یک زبان بشوند برای نشر حقایق اسلامی؛ همه یک مشت گره کرده بشوند برای کوبیدن به مغزو دهان بدخواهان و بدگویان. دوم از طریق توصیه کردن به یکدیگر؛ همین طور که من الان دارم به شما توصیه میکنم که ای مسلمانها با همدیگر متحد باشید. مسلمانان عالم، ملتهای مسلمان، همه در یک راه، به سوی یک هدف، دنیا را آزاد کنند از قید بندگی ها و بردگیها و هوس رانیها و هواپرستیها. امت اسلامی یک چنین مسئولیتی دارد.
سپس حضرت علی(ع) ادامه میدهند: ببینید مؤمنین زمانهای گذشته در این حال فشارهای سخت و زیر منگنه های سخت و بلاهای دشوار چگونه بودند؛ یک نگاهی به حالات آنها بکنید. قرآن که داستان میگوید برای درس گرفتن است. امیرالمؤمنین حالا ما را حواله میکند به آنجا و میگوید آنها را نگاه کنید، ببینید در دوران بلا، در روزگار شدتها اینها چه کار میکردند. میفرماید به اینها سختی میدادند. اینها را میکشتند، دست و پای اینها را قطع میگردند، اینها را زیر شکنجه ها قرار میدادند، درهای عافیت و راحتی را به روی اینها می بستند، از لحاظ مال دنیا در مضیقه بودند، بلاهای دنیوی فراوانی را بر روی اینها قرار میدادند اما پیوسته و در همه حال درگیر سرپنجه فرعونیان زمان خود قرار داشتند.
آن قدر اینها این بارهای سنگین بلا و مصیبت را بر روی دوشهای استوارشان و دستهای قدرتمندشان نگاه داشتند تا خدا جد صبر را در اینها دید؛ دید شوخی نمیکنند؛ دید واقعا راهرو راه توحید هستند؛ واقعا صبر دارند؛ دید اینها حاضرند در راه محبت او، سخت ترین اذیتها و آزارها را تحمل کنند و به جان بخرند آن وقت از شدتها، از گذرگاههای تنگ بلا، برای آنان راه فرجی گشود، به عوض آن ذلتها و سختی ها و زیردستی ها، عزت و فرادستی و آقایی به آنها داد؛ به جای آن ترسها و گریختن ها و دل دل زدنها، به اینها امنیت داد و شدند از آقایان، شدند از بزرگان، دنیا مال اینها شد، حکومتها در قبضه اینها قرار گرفت و برای اینها امنیت به وجود آمد.
حضرت در ادامه میفرماید پس بنگرید چگونه شدند آن وقتی که دسته بندی هایشان و احزابشان همه با هم مجتمع و یکپارچه بود، خواسته هایشان یکی بود، دلهایشان همه در یک راه بود، شمشیرهایشان به یاری یکدیگر میرفت؛ تصمیم هایشان یکی بود، بینشان اختلاف و تشتت نبود؛ وقتی این جور بودند آیا بزرگان و سروران اقطار عالم نشدند؟ زمامداران سراسر جامعه بشری نگشتند؟ اما بنگرید به آنچه در آخر کارشان به آن برگشتند. بینشان تفرق به وجود آمد. الفت و همدلی از بین رفت، اختلاف پیدا کردند، حزب حزب شدند، خدا لباس کرامت و عزت را از تن اینها بیرون کشید؛ عزت و شرف و لطف نعمت را از اینها گرفت. منبع: بخش "عبرت گرفتن از سرنوشت گذشتگان" از جلد "منشور حکومت علوی"