تلخیص سه جلد کتاب شرح نهج‌البلاغه برگرفته از بیانات حضرت امام خامنه‌ای (مد ظله العالی)

عالِم بدون تعهد از هرجانوری پست تراست؛ آیین‌نامه انقلاب ۱۲

کدخبر: 2353140

اگر آگاهی داشتی اما مقاوم نبودی، تلاشت پوچ است؛ اگر عالم بودی، آگاه بودی اما دنبال کششهای نفسانی و شیطانی رفتی، روشنفکر بودی، مطالب را تحلیل کردی اما خودت دنبال تحلیل هایت نایستادی، در آن راه حرکت نکردی، مقاومت نکردی ، بیچاره ای!

نسیم آنلاین : یکی از کتب مهجور مانده میان شیعیان نهج البلاغه است که رهبر معظم انقلاب در اهمیت آن می فرمایند: «نهج‌البلاغه کتاب تدوین شده انقلاب اسلامی است و آیین‌نامه این انقلاب به حساب می‌آید.» در همین راستا و جهت تبیین بهتر و ساده تر این گنجینه از معارف اسلامی در ایام ماه مبارک رمضان هر روز و بصورت سلسله وار چکیده ای از سه جلد کتاب شرح نهج‌البلاغه برگرفته از بیانات حضرت امام خامنه‌ای (مدظله العالی) را خواهیم آورد.

وقتی قرار این است که انسان درباره فضیلت امیرالمؤمنین(ع) حرف بزند، همه کس حاضرند فضلیت گوی او باشند. آن وقتی که بنای نماز جماعت خواندن دنبال سر علی است، باز همه حاضرند و آن وقتی که پای موعظه شنیدن از علی است، باز هم همه حاضرند، این خیلی مایه لازم ندارد؛ اما وقتی حساب جنگیدن در کنار علی است و مسئله اینست که باید با جان خود بازی بکند و شاید برای بعضی مهم تر از این، باید خون کسانی را بریزد که متظاهر به مسلمانی اند اینجا لازم است که ایمانی قوی و راسخ و عقیده ای استوار باید وجود او را پوشانیده باشد.

حضرت در آستانه یکی از جنگهایش در جمله اول خطابه میکند به مردم که اوصیکم بتقوى الله. یک وقتی تشبیه کردم تقوا را به آن حالت واکسینه شدن در مقابل گناه. یک وقت هست که انسان مریض میشود و در صدد معالجه و مداوای خود بر می آید، اما یک وقتی در خود، یک حالتی به وجود می آورد که مرض و بیماری در او اثر نبخشد؛ این حالت، حالت تقوا است. پرهیزکاری، معادل خوبی نیست برای تقوا. تقوا در هرکاری و در هر میدانی از میدانهای زندگی متفاوت است: تقوای در اول وقت نماز این است که انسان با خضوع و خشوع مشغول عبادت خدا بشود؛ تقوای در معامله این است که انسان دزدی را به نام معامله به انجام نرساند؛ تقوای در مقابل دشمن این است که انسان فریفته او نشود؛ تقوای در میدان جنگ این است که انسان پشت نکند به میدان جنگ و برنگردد.

سپس علی(ع) میفرماید تاکنون همراه پیغمبر خدا(ص) که در جهان بود، میجنگیدید اما با آن کس که میدانستید و معلوم بود که کافر است. آن جنگ خیلی دشوار نبود، آن جنگ خیلی آگاهی نمیخواست، خیلی بصیرت و معرفت در آن جنگ نقشی نداشت چون دشمن مشخص بود، صفها از یکدیگر متمایز بود. الان هم میدان جنگ هست اما نه آن چنان که در زمان پیامبر خدا آراسته بود. دشمن هم از آن روز مجهزتر است؛ کین و کیدی که در دل او هست، شاید عمیقتر و شدیدتر است، اما در ظاهر دوستی و مسلمانی! همان دشمن با همان شمشیر و با همان تصمیم، الان به جنگ شما مسلمانان راستین و واقعی آمده. امروز همان مرد منافق، همان کافردل، همان کسی که به خدا ایمانی ندارد و قبله تو را قبول ندارد، او هم با شعار الله وارد میدان جنگ شده؛ امروز چه کار میکنی؟ آیا امروز هم دل و شهامت و ایمان و عزم آن را که با یک چنین آدمی وارد میدان بشوی، داری یا نه؟ سپس حضرت شرح میدهد که این دشمنان خطرناکترند. علت خطرناکتر بودنشان هم همین است که پیرو امام حق، دشمن رویاروی را می‌شناسد اما دشمن منافق را، دشمن ریاکار را، دشمنی را که در لباس دوستی دشمنی میکند، ممکن است نشناسد؛ لذاست که ضربت را از او بخورد؛ همیشه زمان همین است. مسلمانها بایستی بگردند تا دشمنهای نهان مخفی دوست‌نما را پیدا کنند و این خیلی کار مشکلی است.

امیرالمومنین میفرماید پرچم و علم این چنین کارزاری را فقط مردمی میتوانند بر دوش بکشند که دو صفت در آنها باشد: اول، آگاهی؛ دوم، استواری.

شرط اول آگاهی است. انسان اگر بخواهد فریب دشمنهای نابکاری را که بظاهر دوستند، اما در باطن، دشمنان بنیادی آن مسلک و عقیده اند نخورد، باید بصیرت داشته باشد. امروز مهم ترین تکلیف مسلمانهای دنیا اینست که بصیرت، آگاهی و معرفت خود را تقویت کنند. ما امروز بیش از همیشه احتیاج داریم دشمنان دین و قرآن و نهج البلاغه را در هر لباس بشناسیم؛ ولو در لباس دوستان و علاقه مندان، ولو در لباس منادیان و مدعیان.

شرط دومش هم این است که پایدار باشید، مقاوم باشید. صبر را معنا کردیم به مقاومت. مقاومت در مقابل انگیزه های فساد، مقاومت در مقابل انگیزه های انحصار، مقاومت در مقابل جاذبه های شیطانی. این مقاومت، معنای صبر است. اگر آگاهی داشتی اما مقاوم نبودی، تلاشت پوچ است؛ اگر عالم بودی، آگاه بودی اما دنبال کششهای نفسانی و شیطانی رفتی، روشنفکر بودی، مطالب را تحلیل کردی اما خودت دنبال تحلیل هایت نایستادی، در آن راه حرکت نکردی، مقاومت نکردی ، بیچاره ای! اهل بصر باید بود و اهل صبر. آن روشنفکری که میفهمد اما متعهد نیست، از هر آدم عامی بدتر و شنیع تر است؛ آن روشنفکری که میبیند، می اندیشد، میفهمد اما احساس تکلیف و تعهد نمیکند، همان شر دوابی است که در قرآن از او نام برده شده است. آن آدمهایی که یک مایه ای از فکر روشن پیدا میکنند اما متعهد نیستند، احساس تکلیف نمیکنند، عمر را با بی عاری و با دلقکی و با ذلت و بدبختی میگذرانند و به این خوشند که نام نیکی از آنها به عنوان یک آدم آگاه، یک آدم عالم، یک آدم روشن بر صفحه تاریخ بماند، از هر جانور پستی پست ترند. آن که نمیفهمد، آن که راه را پیدا نمیکند، در او بحثی نیست، اما آن کسی جرم را مرتکب میشود که میفهمد اما متعهد نیست و بار تکلیف را بر دوش خود سنگین نمی بیند.

منبع: بخش "راهنمایی مردم در فتنه" از جلد "منشور حکومت علوی"

ارسال نظر: