تلخیص سه جلد کتاب شرح نهج‌البلاغه برگرفته از بیانات حضرت امام خامنه‌ای (مد ظله العالی)

موانع اصلی حکومت های الهی؛ آیین‌نامه انقلاب 13

کدخبر: 2353216

آن کسی که عبادت میکند بدون دانش و بدون آگاهی، یک قدم به مقصد عبادت نزدیک نمیشود؛ مثل همان الاغ طاحونه و اسب عصاری. پس این مقدس نهروانی از طلحه و زبیر هم بدتر و خطرناک تر است.

نسیم آنلاین : یکی از کتب مهجور مانده میان شیعیان نهج البلاغه است که رهبر معظم انقلاب در اهمیت آن می فرمایند: «نهج‌البلاغه کتاب تدوین شده انقلاب اسلامی است و آیین‌نامه این انقلاب به حساب می‌آید.» در همین راستا و جهت تبیین بهتر و ساده تر این گنجینه از معارف اسلامی در ایام ماه مبارک رمضان هر روز و بصورت سلسله وار چکیده ای از سه جلد کتاب شرح نهج‌البلاغه برگرفته از بیانات حضرت امام خامنه‌ای (مدظله العالی) را خواهیم آورد.

پیغمبر اسلام به فرمان پروردگار عالم، رستاخیز اسلامی را بر پا میکند، یک تحولی در جامعه جاهلی زمان خود به وجود می آورد. بعد، پیغمبر با تغییر شکل جامعه و با استقرار یک نظام مطلوب از نظر مکتب خدا، اهداف خودش را پیاده میکند. اما پیغمبر از دنیا خواهد رفت. پیغمبر میرود و این تربیت کوته مدت نمیتواند ضمانت کند که این امت، مدت طولانی در همین راه باقی بماند. بعد از پیغمبر، باز احتیاج است به آن کسی یا آن چیزی که جامعه را حرکت بدهد. اگر بشود در سر راه، یک چراغهایی، یک علامتهایی نصب کنند. اگر این علمها و پرچمها باشند، اگر بتوانند آن جهت گیری را نشانه های منصوب خدا به مردم نشان بدهند، مردم دیگر گمراه نمیشوند. پس لازم است این اصول در میان مردم مدون شود و بماند. کدام اصول؟ آن اصولی که رستاخیز اسلامی بر اساس آن به وجود آمد و جامعه اسلامی بر پایه آن شکل گرفت و بنا شد. اینجا است که مسئله کتاب پیش می آید. این کتاب همان مجموعه مدون شده مقررات کلی، خط مشی های اصولی، شناختهای لازم و «ایدئولوژی برای یک مکتب» است. قرآن همان الگو و معیاری است که جامعه خود را باید همواره با آن بسنجد. اما این قرآن یک خصوصیاتی دارد که باید معلمی آنها را بیان کند. پس در کنار قرآن، مفسری و مبینی هم هست؛ خود پیغمبر، بعد از او آگاهان معصوم امت که خانواده پیغمبرند. بسیاری از آیات قرآنی هست که قابل طرح و درک ذهن معمولی نیست؛ اما اهل بیت عصمت و طهارت با اشعه درخشنده ای که از نور معرفت داشتند فضای فکری مردم را روشن کردند. «اهل بیت در کنار قرآن» به این معنا است؛ اینها بینش فکری مردم را بالا میبرند، زمینه مساعدی به مردم میدهند تا مردم بتوانند در مراجعه به قرآن ، از قرآن خوب استفاده کنند؛ مردم را آماده میکنند برای استنتاج و استنباط از قرآن.

امیرالمؤمنین میگوید علت اینکه حکومت را قبول کردم این بود که حجت بر من تمام شد؛ به چشم خودم دیدم که یاورانی دارم؛ یعنی تا حالا که اقدام نمیکردم، برای خاطر این بوده که مطمئن نبودم یاوری دارم. این طرز فکر همه ائمه است؛ امام صادق، امام موسی بن جعفر، امام جواد، امام باقر و ائمه دیگر اگر مطمئن بودند که یاوری خواهند داشت، قیام میکردند، خروج میکردند. ائمه دائما در حال تلاش بودند برای به دست آوردن قدرت. این طرز فکر ائمه است؛ طرز رفتار ائمه همین جوری است. اینها هروقتی که هر کدام یاور مصممی میداشتند، مسلم قیام میکردند؛ یعنی قیام صریح و علنی.

حکومتهایی که برای خدا و در راه خدا شکل میگیرد، سه گروه مزاحم و مانع دارند:

اول آن کسانی که یک روزی علاقه ای و گرایشی داشتند، حالا هم در نام دارند، اما دلشان نمی آید که از آن حفاظ بلورین و از روی برج عاج پایین بیایند، یک قدم دیگر بردارند، یک تلاش دیگربکنند؛ به آنچه کردند، بسنده کرده اند و دل خوش. پیغمبر هر روزی وظیفه آن روز را انجام میداد و امیرالمؤمنین هم همین جور، در حالی که طلحه و زبیر این جور نبودند؛ یک روز وظیفه شان شمشیر زدن در رکاب پیغمبر بود، این شمشیر را زدند، خوب هم زدند، اما بعد که جامعه اسلامی رو به انحراف و انحطاط رفت، اینها به خودشان باورانیدند که دیگر از آنها مسئولیتی نباید خواست؛ رفتند سراغ زندگی و راحت و تعیش.

گروه دوم گروه دینداران متحجر و متعصب و خشک و ناآگاه و نفهم؛ اینها هم یکی از بزرگ ترین موانع آن تلاش مقدسند در همه زمانها و در همه دورانها؛ آنها هم بر اثر ندانستن، براثر نیندیشیدن، بر اثر چشم و گوش را باز نکردن، بر اثر عمل نکردن به توصیه قرآن، جزو مزاحمین راه على و حکومت علوی و هر تلاش مقدسی هستند که در این راه انجام بگیرد. على شهادت به دین داری طلحه و زبیر نمیدهد اما شهادت به دین داری خوارج، قبل از خروج میدهد؛ میگوید از دین خارج شدند پس پیدا است که خوارج داخل دین بوده اند. متدین، مقدس، مؤمن، خوش اخلاق ، اهل تضرع، اما نادان، کج فکر، متعبیر بدون دانش. امام (ع) فرمود: آن کسی که عبادت میکند بدون دانش و بدون آگاهی، یک قدم به مقصد عبادت نزدیک نمیشود؛ مثل همان الاغ طاحونه و اسب عصاری. پس این مقدس نهروانی از طلحه و زبیر هم بدتر و خطرناک تر است.

و گروه سوم، معارضین اصلی و معارضین اساسی؛ آن کسانی که موضع طبقاتی شان اجازه نمیدهد مکتبی مانند اسلام را بپذیرند؛ آن کسانی که در همه دورانها افراد تیپ آنها با انبیا و عبادالله الصالحین جنگیده اند و خون آنها را ریخته اند. البته یک روزی این گروه سوم در شکل کفر جلوه میکند، یک روزی در لباس اسلام، اما ماهیت همان است که بوده است.

منبع: قسمت "موضع قرآن" و "انگیزه حکومت علوی" از جلد منشور حکومت علوی

ارسال نظر: