اخبار آرشیوی

کدخبر: 539462

مناظره دانشجویی" ۳۰ سال حکومتداری، دولت آرمانی دهه پیشرفت و عدالت"/ روزی‌طلب: پلمپ کردن تمام تاسیسات هسته‌ای و پذیرش تمام خواسته‌های غرب چه نیازی به مذاکره داشت؟/ نقاشی: اصلاح‌طلبان در سال ۷۶ و یا ۸۴ و یا ۸۸ با هاشمی، یگانگی گفتمان داشتند

نسیم: با توجه به اینکه در ابتدای دهه پیشرفت و عدالت قرار داریم، خواهشمندم که عملکرد دولت های گذشته نسب به این آرمان انقلاب اسلامی را بررسی کنید، ویژگی ها و باید ها نباید های دولت یازدهم را در این زمینه را نیز بیان کنید؟  حسن روزی طلب: - من فکر می‌کنم که انتخاباتی که ما در پیش رو داریم یکی از خاص ترین انتخاباتی است که در سی سال اخیر در جمهوری اسلامی برگزار شده است. - واقعیت این است که در این انتخابات اصلاح‌طلبان و اصولگرایان خیلی محل اعرابی ندارند واین انتخابات عبور از اصلاح طلبی و اصولگرایی بود. - هاشمی به نوعی نماینده اصلاح طلبان در این انتخابات بود . - به گفته هاشمی پایگاه رای ایشان جبهه راست محسوب می شود و در عین حال تمام احزاب چپ و اصلاح طلب که در زمانی شدید ترین انتقادات و حملات را نسبت به هاشمی انجام می‌دادند در این انتخابات از او حمایت می‌کردند. - دفتر تحکیم در دهه هفتاد تمام حیثیت و وجود خود را در انتقاد از آقای هاشمی می دید که نمود این را در راهپیمایی هایی که می کردند و یا می رفتند در جلوی ساختمان سابق بانک مرکزی بر علیه سران دولت هاشمی شعار می دادند، می بینیم. - در جبهه اصولگرایان حزب موتلفه یک ائتلافی را تشکیل داد که در نهایت نماینده این ائتلاف در انتخابات حضور نداشت. - وقتی می‌گوییم سی سال حکومت، از این سی سال هاشمی هشت سال رئیس مجلسی بود که به نوعی دولت زیر نظر آن بوده است و بالاخره در دهه شصت سیستم ما پارلمانی بوده است و آقای موسوی و افراد دیگر بر زیر نظر آقای هاشمی کار می کردند و هشت سال دیگر هم ایشان رئیس جمهور بوده‌اند و من با قاطعیت می‌گویم که مقتدرترین دوران ریاست جمهوری در تاریخ مربوط به همین هشت سال بوده است. - - هشت سال بعد از دولت هاشمی منش خاتمی نیز در ادامه دولت سازندگی بوده است و این نکته را هم هاشمی و هم خاتمی تایید کردند. - دولت خاتمی برخواسته از اعتراض عمومی به دولت هاشمی بود. و در هشت سال اخر که احمدی نژاد به شکست هاشمی و یک بار هم با دوقطبی که در سال 88 با هاشمی ایجاد کرد رئیس جمهور شد. - راس جریان مخالف دولت در این هشت سال اخیر هاشمی بوده است. - اگر بخواهیم در این سی سال عملکرد دولت ها را بررسی کنیم می توانیم با بررسی رفتارهای هاشمی به یک بررسی خوبی در عملکرد دولت های برسیم. - هاشمی از سال 1372 یعنی بیست سال پیش یک روند افولی را طی کرده است. - هاشمی از اول انقلاب یک سیر صعودی را طی کرده بود. - هاشمی از 14 بهمن 57 در مدرسه رفاه که حکم نخست وزیری بازرگان را قرائت کرد نشان می‌‎دهد که در کنار رهبر انقلاب هاشمی نفر دوم انقلاب اسلامی هستند. - ریاست مجلس در زمانی که بزرگان زیادی در مجلس اول حضور داشتند نیز برعهده ایشان بود و بعد فرماندهی جنگ و بعد ماجرای مک فارلین، ایران گیت، پذیرش قعطنامه 598 و یا نقشی که ایشان در برگزیده شدن ایت الله خامنه ای به عنوان رهبر ایفا کردند و بعد اینکه ایشان اولین نفری بودند که در سیستم تقریبا ریاستی رییس جمهور شدند. جمع بندی این روند این است که ایشان یک روند صعودی در مناسب جمهوری اسلامی داشتند. - با مشخص شدن هاشمی واقعی در سال 1372 واقعیت سیاسی هاشمی نیز مشخص شد و سیر افولی پیدا کرد. - در سال 72 نسبت به دور قبل که هاشمی دوباره رئیس جمهور شده بودند تقریبا سی درصد کاهش رای داشت و جلوتر که رفتیم در سال 76 خاتمی با سوار شدن بر موج مخالفت با هاشمی رئیس جمهور شد و دوسال بعد با همت سازمان مجاهدین انقلاب، حزب مشارکت و دفتر تحکیم وحدت خلاصه هاشمی را آقاسی کردند و هاشمی در انتخابات مجلس شکست سنگینی خورد. - چند سال بعد در سال 84 ایشان از اصولگرایان شکست خوردند و در سال 88 نیز عدم حضور آقای هاشمی باعث یک قطب بندی شد که باز ایشان شکست خوردند و من فکر می کنم اگر امسال ایشان فرصت رقابت پیدا می کردند دچار یک شکست مهلک تر و سنگین تر از دوره های قبل می شدند.  نقاشی: - من مناسب می دانم که تارخ 150 سال گذشته ایران را یک تورقی بدهیم. به نظر بنده ما حداقل سه موقف بزرگ را از 150 سال اخیر به این طرف داشته ایم. - بحث نهضت مشروطیت و بحث ملی شدن صنعت نفت و جریاناتی که از سال 42 دنبال شد که به انقلاب شکوهمند اسلامی منجر شد. اگر این سه توقفگاه تاریخی را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که نقطه اشتراک این سه آزادی خواهی، استقلال خواهی، توسعه خواهی و عدالت خواهی است. - به نظر بنده اصلی ترین مطالبات ایرانیان و تیتر خواسته ها چهار بند می باشد و بستر شکوفایی این تحولات این مطالبات فرهنگ ایرانی - اسلامی بوده است. - اگر ما توقفگاه اول که نهضت مشروطه بود را در نظر بگیریم با همراهی جریانات روشنفکری و بخش هایی از روحانیت شیعه که معتقد به یک سری المان ها و مطالبات در دنیایی مدرن را پی گیری کردند که دستاورد آن عدالت خانه و یا پارلمانی که در قبل از آن نداشتیم را در پی داشت و حالا چقدر توانستیم در اجرا موفق باشیم . - در روند ملی شدن صنعت نفت ما استقلال خواهی را پر رنگ می بینیم و عامل تضاد در بین نیرو های ملی، مذهبی و افرادی که در کنار استعمار قرار داشتند همین بحث استقلال بود. - در جمهوری اسلامی بحث استقلال و دموکراسی خواهی و عدالت اجتماعی به صورت توامان مطرح می شود. - بنده از مصاحبه‌ها و گفتگوهای عمومی که امام در نوفل لوشاتو انجام دادند به عنوان گفتمان نوفل لوشاتو نام می برم . - تا بعد از ماجرا های عراق و ترکیه که امام تبعید شده بودند هنوز مردم جهان مطالبات مردم ایران را درک نکرده و نشناخته بودند. - گفتمان نوفل نوشاتو انقلاب ایران را یک انقلاب ازادی خواه، ازادی بخش و استقلال خواه و عدالت محور به جهانیان معرفی می کند. - انقلاب اسلامی در واقع حاصل جمع کل مطالباتی بود که مردم ایران در سال 57 توانستند آنها را باز مطرح کنند و طبیعتا به بخش هایی از آن دست پیدا کنند. - کاستی هایی که می توان ناشی از دهه اول انقلاب که به خاطر جنگ تحمیلی و یا عدم تمرین دموکراسی و یا مسابقه تحمل و مدارا که در کشور وجود نداشت نام برد. - اتفاقاتی که تا سال 60 و جنگ تحمیلی به نوعی فضای سیاسی کشور را به سمت تمرکز گرایی و بسته بودن پیش برد. - ترورهایی که در دوسال اول از طرف جریان هایی که سابقه چریکی داشته و هیچ سابقه ای در زمینه دموکراسی نداشتند با هدف قدرت خواهی به فضای انقلابی درپس از پیروزی انقلاب اسلامی ورود پیدا کرد واین رویکرد ادامه پیدا کرد و فضای سیاسی کشور را به چالش می کشند و جنگ تحمیلی نیز این فضا را سخت تر می کند و ما با یک فضای خاص که تا پایان جنگ تحمیلی که به نوعی با رحلت امام مقارن شده است مواجه می شوند. - هاشمی یکی از تاثیرگزارترین اشخاص در پس و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بودند، شرایطی بوجود می آید که ایشان تشخیص میدهد محور اصلی را باید در توسعه و سازندگی خلاصه کنند. - ویرانی‌های ناشی از جنگ و اقتصادی که به واسطه جنگ کمر آن شکسته شد ، نابسامانی‌های مدیریتی که باز بخاطر شرایط در کشور حاکم شد، هاشمی را به سمت توسعه و سازندگی به عنوان محور اصلی کشور قرار داد . - ما می‌توانستیم بعد از جنگ کشور را در بحث هایی که تا آن زمان مورد غفلت قرار گرفته بود ببریم. بخشی ازآن توسعه سیاسی بود، بخشی از آن بحث مدیریتی و توسعه اقتصادی بود، بخش دیگر آن بحث توسعه اجتماعی بود ولی خوب آقای هاشمی در آن دوره این گونه تشخیص داده بودند که تا زمانی که ما کشور را از یک وضع نابسامان اقتصادی به سمت توسعه عبور ندهیم نمی توانیم بحث های دیگر را دنبال کنیم. - بعضی از مطالبات زمان دولت هاشمی سرکوب شد که باز این سرکوب ها بر می گردد به هاشمی که اولویت اول خود را بحث توسعه اقتصادی گذاشته بودند و فکر می کردند که باز شدن فضای سیاسی کشور می تواند بسیاری از مسایل را تحت شعاع قرار دهد. - هاشمی در دوره دوم ریاست جمهوری خود نیز همچنان روند دور قبل خود را در پیش گرفته بود. - این که به طور کامل خاتمی را از لحاظ سیاسی همسنگر با هاشمی بدانیم کم لطفی می دانم. - خاتمی با مطالباتی پا به میدان گذاشتند که این مطالبات در دوره هاشمی و حتی در زمان جنگ تحمیلی بخشی از آن مغفول مانده بود. شما در نظر بگیرید که اگر خاتمی یا سیاست‌های هاشمی موافق بودند که در زمان ایشان از دولت هاشمی استعفاء نمی‌دادند. - نوع نگاه خاتمی به عرصه های فرهنگی و اجتماعی بسیار گشوده است چرا که تاکید وی به نگاه مبتنی به آموزه های مدارا جویانه و مجال دادن به افراد و گروه های مختلف جامعه می باشد. - تیمی که به همراه خاتمی که بنیانگذار نگاه جدیدی به توسعه سیاسی بود، وارد دولت شدند اکثرا مغضوبین دوره ریاست جمهوری هاشمی بودند. - من این نوع نگاه که ما بخواهیم خاتمی را ادامه دهنده و منطبق بر رفتارهای سیاسی و مدیریتی هاشمی نشان دهیم را یک توهم و پروپاگاندای سیاسی می دانم. - همراهی سیاسی و مدیریتی خاتمی در سال 76 یک توهم و یک تبلیغات سیاسی است. نسیم: با توجه به اینکه در این دهه در مقام معظم رهبری در عرصه سیاست خارجی عزت و مصلحت را مطرح کرده اند و بحث بیداری اسلامی در کشور های منطقه سپری شده است، لطفا مصداق های پیشرفت و عدالت در سیاست خارجه و کمبود ها و یا نقاط قوت در دولتهای گذشته را بیان کنید.  حسن روزی طلب: - در دوم خرداد یک تقلب گفتمانی صورت گرفت و همانطور که آقای نقاشی فرمودند در دوره آقای هاشمی سیاست‌های تعدیل و سیاست های اقتصادی فشار زیادی را به اقشار جامعه وارد نمود و از طرفی دیگر فضای بسته سیاسی در دانشگاه موجب شد که یک سری شورش های اجتماعی بوجود بیایید. - من یادم است که در شیراز ما چند جانباز که در خواست یک اتوبوسی که بجای پله مناسب برای ویلچر باشد کردند که ندادند حدودا در سال 73 الی 74 این جانبازان عزیز آمدند و خیابان را بستند و همین باعث شد که کل شهر دچار آشوب شود و مشابه همین اتفاق در اسلام شهر و مشهد نیز تکرار شد و مشخص شد که مردم و خواست عمومی مخالف سیاست های آقای هاشمی هستند. - دو رقیب در سال 76 وجود داشتند که یکی خاتمی و دیگری ناطق نوری بودند. این که چه کسی نماینده هاشمی لقب گرفت و چه کسی واقعا نماینده هاشمی بود را من تقلب گفتمانی و کلاه برداری سیاسی نام گذاری می کنم. - بخشی از خاطرات ناطق نوری را می خوانم: "ما همه جا در سخنرانی های خود ذکر می کردیم که ما از نوچه ها و دست پرورده های آقای هاشمی در انقلاب هستیم و زمانی که من از سیاست های اقتصادی دولت دفاع کردم، می گفتند که ناطق که شق‌القمری نمی کند و تحولی در کشور ایجاد نمی‌کند او هم راه رفسنجانی را ادامه می‌دهد، طبیعتاَ این جریان اثر خود را بر روی آرای می گذاشت و یکی از عواملی که سبب شد من رای نیاورم حمایت هایی بود که من از هاشمی انجام دادم."این عین حرف آقای ناطق می باشد یعنی در جامعه این تصور که به وجود آمد که من ادامه دهنده را آقای هاشمی هستم سبب شد که من رای نیاورم. - آقای نقاشی فرمودند که مغضوبین هاشمی در دولت خاتمی حضور داشتند. الان من چهار، پنج عدد از وزارت خانه های اصلی خاتمی را می خوانم،وزیر کشور: عبدالله نوری که وزیرکشور هاشمی بود. عبدالله نوری اعتقاد داشتند که یک سال قبل از انتخابات هاشمی باید قانون اساسی را تغییر دهد تا دوباره هاشمی بتواند رئیس جمهور شود و من جمله ایشان را می خوانم"بنده به دور از هرگونه جناح بندی و خط بازی، معتقد هستم که نباید به استناد با قانون اساسی در مورد تمدید دوره ریاست‌جمهوری هاشمی دست خود را ببندیم و کشور و نظام را از وجود چنین شخصیت ارزنده و شجاع و مدیری محروم کنیم."وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی : آقای مهاجرانی که دیگر اظهر من الشمس است که مهاجرانی از نزدیک ترین افراد به آقای هاشمی است. - وزارت اطلاعات، چه دری نجف آبادی که می گویند گزینه بیستم خاتمی بود و چه یونسی که همین الان هم معاون ستاد هاشمی و از نزدیکان وی است. - معین که خود وزیر دولت هاشمی بود. - کمال خرازی که از مدیران ارشد سیاست خارجی هاشمی بود. - اولین سوالی که از خاتمی در سال 76 مطرح می‌شود، من شما را رجوع می دهم به ویژه نامه روزنامه سلام که عکس خاتمی با آن زمینه مشکی بر روی جلد آن است؛ اولین سوال این بود که آقای خاتمی شما چگونه مجمع روحانیون مبارز با نگاه های چپ و حزب کارگزاران با نگاه های راست چگونه بر روی شما به توافق رسیدند؟ - مدیران اقتصادی که باعث نارضایتی های مردم شدند مانند: نوربخش، عادلی و مثل افراد دیگرهمگی در دوره خاتمی در همان مناسب قرار گرفتند و این به دلیل من برای همان چیزی که با عنوان تقلب گفتمانی مطرح کردم می باشد. - متاسفانه بحثی در بین نخبگان ما و کاندیدا که چپ و راست و یا اصلاح طلب و اصولگرا هم نمی شناسد بوجود آمده است که مشکلات اقتصادی داخل را ناشی از مسایل خارجی می دانند و روش حل آن را نیز بیرون از کشور می دانند. - تحریم هایک واقعیت است و نقش آن در مسایل اقتصادی در کشور غیر قابل انکار می باشد اما آنهایی که راه حل این را در مذاکرات و عقب نشینی و سازش می دانند دو مشکل اساسی دارند.اول اینکه با مفاهیم غیرت و عزت و یا اینکه سیصد هزار تا شهید برای چه داریم،کلا نا آشنا هستند و بالاخره کشوری که یک هدفی دارد و پای این اهداف می ایستند. - از گفتمان نوفل لوشاتو گرفته تا چیز های بعدی و این طور فشارها حد یقفی ندارد. مشخصا در دولت های سازندگی و اصلاحات این را ما مشاهده کردیم. - گارد هاشمی در مقابل آمریکا باز بود و شما می توانید این را در خاطرات ایشان در زمینه مک فارلین و غیره مشاهده کنید ولی نتیجه این گارد باز این شد که تحریمی وضع کردن تحت عنوان تحریم داماتو که هرگونه سرمایه گذاری در ایران را ممنوع کردند. در دوره خاتمی که بدتر شد و اگر سوگنامه روابط دولت خاتمی با غرب و اتحادیه اروپارا مطالعه کنید دچار افسردگی خواهید شد. - زمانی که عمق وادادگی و یا مثلا پلمپ کردن تمام تاسیسات هسته ای ما و اینکه ما تمام خواسته های غرب را می پذیریم و در نهایت به ما می گویند که ما می توانیم برای دانشمندان شما که بیکار شده اند کار پیدا کنیم. خوب این دستاورد چه نیازی به مذاکره و روابط داشت؟  حسین نقاشی: - آقای عبد الله نوری تا کی وزیر کشور آقای هاشمی بودند؟انتخابات سال 76 را چه کسی برگزار کرد برادر؟آقای بشارتی بودند.چرا یک بخش را می گویی و بخش دیگر را نمی گویی؟ آقای ختمی وزیر ارشاد آقای هاشمی بود،به چه دلیل استفا داد؟دلیل استفا آقای خاتمی چه بود و بعد وی چه کسی آمد؟ اقای میر سلیم آمد.ازکجا؟ از جناح نزدیک به موتلفه سنتی. - یک نکته کلیدی و اساسی وجود دارد که یک جریان سیاسی که اسم خود را گفتمان سوم تیر 84 می گذارد، سعی دارد که با درشت نمایی مسایل و مشکلات که در دولت های گذشته وجود دارد و خود نیز چیزی نیست یعنی در رده های دوم و سوم مدیریتی در دهه های گذشته بودند و حالا یک پرونده و عملکرد روشنی ندارند که ارائه دهند. زمانی که شما یک پرونده روشن ندارید یعنی گذشته ای ندارید و در سطوح بالا قرار نگرفته اید تا بتوانید یک رزومه ای را ارائه دهید حالا در این رزومه دو تا درست داشته اید و سه تا غلط و یا برعکس بنابر این تنها کاری که از دست شما بر می آید نفی گذشته است و این کاری بود که آقای احمدی نژاد در سال 84 و بخصوص سال 88 انجام داد. - اصلاح طلبان در سال 76 و یا 84 و یا 88 با هاشمی یگانگی گفتمان داشتند. - در سال 83-84 در فرانسه انتخاباتی اتفاق افتاد که در دوره دوم رقابت بین لوپَن و ژاک شیراک صورت گرفت و لوپَن از راست رادیکال و افراطی و دارای گرایش های نژاد پرستانه داشت و شیراک از طرف راست محافظه کار بود. در دوره اول جریانهای چپ سوسیال دموکرات و راست های محافظه کار و غیره کاندیدای خود را داشتند و نهایتا در دور دوم انتخابات شاهد هستیم که یک ائتلاف و یک جبهه مشترک در مقابل راست افراطی فرانسه از سوی تمام جریان های سیاسی و یا لااقل اغلب جریان های سیاسی شکل می گیرد. از سوسیالیست ها که زاویه دار ترین جریان ها با حزب شیراک بودند و تا جریانات نزدیک تر به شیراک می آیند و در مقابل شیراک قرار می گیرند تا یک راست رادیکال بر فضای سیاسی کشور حاکم نشود، بخاطر اینکه آینده فرانسه را به خطر می انداخت، منافع ملی فرانسه را به خطر می انداخت، روابط خارجی فرانسه با کشور های اتحادیه اروپا و سایر کشور ها به خطر می انداخت ، ایا سوسیالیست ها محافظه کار شده بودند؟ ایا حزب سوسیالیست فرانسه با بیش از صد وچند سال قدمت محافظه کار شده بود؟ - در کنار آقای هاشمی قرار گرفتن در سال 84 و یا سال‌های دیگر به این معنا نیست که چپ های اصلاح طلب و یا چپ های گذشته و اصلاح طلبان آن روز تحلیل اقتصادی آقای هاشمی را تمام قد پذیرفته اند و یا نوع رویکرد سیاسی ایشان را در نگاه به دانشگاه ها و عرصه سیاسی کشور پذیرفته اند. - نکته اساسی سوال من این است که مگر شما دموکراتید؟ مگر شمایی که از فضای بسته دانشگاه در دوران آقای هاشمی انتقاد میکنید، دولت مورد دفاع شما در دانشگاه ها چه کرد؟ - افرادی که پشت آقای جلیلی و مشابه جلیلی هستند جریان های عدالت خواه و تیپ هایی مشابه آنها هستند. - شما اصولگرایان و گفتمان سوم تیر چه زمانی از آقای احمدی نژاد عبور کردند؟ ایا برای منافع مردم بود؟ ایا برای معیشت مردم بود؟ ایا درد مردم داشتید؟ من به شما پاسخ می دهم که قطعا نه. بخاطر دو دلیل سیاسی شما و جریانات مشابه شما که حامی احمدی نژاد بودند از وی عبور کردند که این دودلیل هردو سیاسی بود و هیچ جنبه مرد گرایی و اقتصادی و یا اجتماعی نداشت. دلیل اول معاون اولی آقای مشایی و دلیل دوم برکناری وزیر اطلاعات که هر دو موضوع سیاسی است. - برای مردم کف خیابان و آنهایی که از عدالت گرایی و معیشت حرف میزدند هیچ تفاوتی نمی کرد که آقای مشایی باشد یا رحیمی و یا حداد عادل، برای مردم عادی و برای اقتصاد و معیشت آنها هیچ فرقی نمی کرد که وزیر اطلاعات مصلحی باشد، اژه ای باشد و یا هر کس دیگر و این دو مسله سیاسی و نه اقتصادی و معیشتی سبب شد که جریان هایی مانند شما و یا مشابه شما که حامی احمدی نژاد بودید، نم نم از وی عبور کنید - نکته دوم باز بحث مردم گرایی و توجه به معیشت یک تبلیغات سوء سیاسی است که از طرف جریان شما و سایر جریاناتی که پشت کاندیدای راست رادیکال مانند آقای جلیلی و دیگران مطرح می شود، قرار می گیرد. - بگویید همین کسانی که حامی دیروز آقای احمدی نژاد و حامی امروز آقای جلیلی هستند در دانشگاه ها، دانشگاه پلی تکنیک، تهران و شریف در مورد محروم کردن حق تحصیل به خاطر فعالیت های سیاسی چه کردند؟ آن زمان چرا بیانیه صادر نکردید و یا محکوم نکردید؟ پس نمی توانید امروز داعیه داشته باشید که چرا آقای هاشمی در آن روز چرا اینطور عمل کرد. - باید بحث انرژی هسته ای را مقداری بشکافیم و ببینیم که چه بوده است. انرژی هسته ای مگر فقط در دوران آقای احمدی نژاد مطرح شد؟ از دوران نخست وزیری آقای میر حسین موسوی در همان دوران جنگ مطرح بود، در دوران آقای هاشمی پی گرفته شد و در دوران آقای خاتمی به نقاط مثبت و کارسازی رسید. - ما در سال 82 در حالی که به میزانی از غنی سازی رسیده بودیم و با توجه به مسایلی که در سطح بین الملل بوجود آمده بود به صورت داوطلبانه دست به تعلیق غنی سازی زدیم. پیامدش این بود که در همان سال در شورای حکام با یک بیانیه حقوقی و محکم حق داشتن انرژی صلح آمیز و صلح آمیز بودن انرژی به رسمیت شناخته شود و با تنها دو مخالف که اسراییل و امریکا بودند. - یعنی سیاسیت خارجی که توسط آقای خاتمی در پیش گرفته شد سبب شد که ما در شورای حکام و آژانس بین المللی انرژی اتمی نه تنها تونستیم که صلح آمیز بودن برنامه هسته ای را اثبات کنیم بلکه توانستیم امریکا و اسراییل را منزوی کنیم. بعد تر و در زمان دولت اصولگرای مورد حمایت آقایان چه اتفاقی افتاد؟ با شروع شدن دوران آقای احمدی نژاد و گفتمان سوم تیر نوع ادبیات تهاجمی و غیر مدبرانه نسبت به منطقه و دنیا آغاز شد. - طرح مباحث بی موردی مانند هلو کاست که هیچ گونه نفعی در مورد جنبش های مقاومت فلسطین که نداشت هیچ، این روز را از طرف سازمان ملل ثبت جهانی کردند. - نوع ادبیات غیر دیپلماتیک آقای احمدی نژاد و همراهان وی که در هر صورت آقای جلیلی نیز به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در این شرایط نقش دارند و به نظر من باید مقصر شناخته شوند، وارد فضایی شدند که کاغذ پاره خواندن قعطنامه ها و غیره که در مسایل بین المللی مطرح کردند.در همین دولت با همین ادبیات و همین رویکرد ها ما در شورای حکام محکوم می شویم و پرونده ما به شورای امنیت برده می شود و در شورای امنیت سازمان ملل ما رای منفی می گیریم و به دلیل ساختار معیوبی که سازمان ملل دارد و تا زمانی که امریکا حق وتو خود را بر ندارد این پرونده با شورای حکام باز نخواهد گشت. - این بود ماحصل سیاست های آقای احمدی نژاد و تیم همراه وی در عرصه سیاست خارجه که باعث شدند پرونده ای که در شورای حکام رای مثبت گرفته بود ببرند و در شورای امنیت رای منفی بدهند و تا زمانی که امریکا وتوی خود را از این پرونده بر ندارد این پرونده نمی تواند به شورای حکام بیایید و مسیر خود را طی بکند. - فکر کنم که این مسله و این نوع سیاست ورزی که بر مدار عدم تدبیر و شعار زدگی می باشد در مقابل سیاست خارجی که مبتنی بر تدبیر و عقلانیت بود و ماحصل های این دو روش مشخص باشد.نکته بعدی که باید بیان کنم که چرا دوستان از این بحث می گذرند که بحث انرژی هسته ای و رابطه با امریکا جزو سیاست های کلان نظام است و هیچ جریان سیاسی بدون هماهنگی با رهبری نمی تواند کار خود را پیش ببرد واگر تعلیقی در زمان آقای خاتمی صورت گرفته است در شورای عالی امنیت ملی و با مشورت رهبری صورت گرفته است. - شاید رهبر انقلاب قلبا مخالف بوده اند ولی بدانید که در صورت مخالفت قطعی ایشان که نمی توانستیم، خودتان بررسی کنید که نمی شود با مخالفت صریح رهبری آن هم در چنین امر مهمی دولت نمی توانست خودسرانه و بطور مستقل عمل کند. من معتقد هستم که این مسایل را به صرف استفاده تبلیغاتی و سیاسی به کار نبریم و در بعضی جا ها نوعی طرح مباحثی که انجام می دهیم بی اخلاقی سیاسی خواهد. نسیم: من یک اعلام زمان بکنم.شما دو دقیقه اینجا اضافه تر صحبت کرده اید و سه دقیقه هم در دور قبل که در مجموع پنج دقیقه آقای روزی طلب زمان بیشتری را در اختیار دارند. هر دو بزرگوار گریزی را نسبت به بحث دانشگاه زدید، تحلیل شما در مورد رویکرد دولت ها در مقابل دانشگاه ها و جنبش دانشجویی در مقابل عملکرد دولت ها چیست؟ توجه به قشر دانشجو و تشکل های دانشجویی به عنوان موتور متحرک اجتماع در دولت های گذشته چگونه بوده است و در دولت بعد باید جگونه باشد.  روزی طلب: اگر اجازه دهید من بحث دانشگاه را در اخر پاسخ دهم. یک سری نکات را آقای نقاشی مطرح کردند که من یک به یک خدمتشان نوضیح می دهم. نکته اول اینکه فرمودند آقای عبدالله نوری را در سال 72 برکنار کردند، برادر من، من صحبت آقای عبد الله نوری را در سال 75 خواندم که فرموده بودند باید از آقای هاشمی استفاده کرد. -من الان صحبت های آقای مرعشی معاون رییس جمهور و آقای مهاجرانی، الویری، حسن روحانی و افراد دیگر را نیز دارم که در باره ی مادام العمری ریاست جمهوری آقای هاشمی ایراد کرده اند را برای شما عرض کنم. این از بدیهیات تاریخ است و شاید فراموشی آن خیلی درست نباشد. نکته بعدی که در مورد معیشت مردم فرمودیدخوب خیلی خوب است که دوستان به فکر معیشت مردم باشند و این دغدغه آنها باشد. - در دولت آقای هاشمی که رسما می فرمودند که اگر 15 در صد مردم به زیر چرخ توسعه له بشوند اشکالی ندارد و سیاست تعدیل را نیز با واردات باتوم و کلاه خود اجرا کردند و تکلیف این دولت که روشن بود. - در دولت اقای خاتمی که گوش فلک را کر کرده بودند و توسعه سیاسی را بر توسعه اقتصادی مقدم می دانستند و می گفتند که این ها لشگر قابلمه بدست ها هستندورجب علی مزروعی در صحن مجلس گفت که اگر مرگ موش هم بگذارند مردم صف می ایستند، خیلی خوب است که بحث معیشت مردم مطرح می شود. -سولات شما را تک تک جواب خواهم داد. بحث بعدی انتقادات چپ ها به آقای هاشمی بود. ببینید یک بخشی از این بحث درست است که می گفتند به ما میدان نمی دهید و در دوران شما توسعه سیاسی نبود و از این مباحث ولی بحث اصلی این ها انتقادات از جنس سیاسی نبود و از جنس امنیتی و قتل و کشتار بود. شما بایکی که مخالف باشد که وی را قاتل خطاب نمی کنید، اگر بحث عالیجناب سرخ پوشی که "اکبر گنجی" مطرح کردند را بازخوانی کنیم می گفتند که کسی شاه کلید است با نام سعید امامی و یک عالیجناب خاکستری داشته ایم که بالاتر بوده و می شد آقای فلاحیان و یک عالی جناب سرخ پوش داریم که در واقع هدایت می کرد. - ما در آن زمان به همراه شما دانش آموز بودیم و یاد داریم که همین انجمن تهران کنفرانس گذاشت و شعار های "اکبر شاه، مرگ بر شاه"و "مرگ بر هاشمی" و این موضوع را فردا همه روز نامه ها نوشته بودند. اینجوری که شما دفع افسد به فاسد مطرح کردید نبود. - جریان چپ آقای هاشمی را به جایی برد که دیگر فاسد تر از آن نیست. شما وقتی می خواهید نهایت بدی یک شخصی را بیان کنید می گویید که این شخص قاتل است، دزد است، خانواده فلان دارد. نکته بعدی که به نظر من مهم است، من که با شما تعارف ندارم.ما در سال 84 به احمدی نژاد رای دادیم و افتخار هم می کنیم که رای دادیم و صد بار دیگر نیز چنین صحنه آرایی شود باز رای ما احمدی نژاد است چرا؟ رای ما به احمدی نژاد نفی مناسبات اشرافی و نفی مناسباتی که مردم را نفی می کرد،مناسباتی که عدالت را نمی فهمید، مناسباتی که انقلاب را نمی فهمید و از این موارد بود. - خود شما یک مورد را خوب گفتید و الان عرض می کنم که دقیقا چه بود. دولتی که به نظر ماانقلاب را به ریل اصلی خود باز گرداند و ارزش هایی را که در دوره سازندگی و اصلاحات از بین رفته بودند را دوباره زنده کرد. سال 88 هم ما رای دادیم و محکم تر رای دادیم. من نمی خواهم وارد قضایای 88 بشوم ولی اگر ما می دانستیم که جریانی که بعدا به جریان سبز معروف شدند این حوادث را بعد از انتخابات رقم می زند و رای مردم را نمی پذیرد،اگر ما در سال 88 ده واحد برای آقای احمدی نژاد آوردیم پای کار، صد واحد می آوردیم و تعارف هم نداریم و هنوز هم اعتقاد داریم. - اینکه شما فرمودید که از کی بوده، ببینید این تقلیل ماجرا است. مثل این میماند که شما بگویید ماجرای کوی دانشگاه که ماجرایی نبود، پنجاه نفر عدد زیادی است؟ پنجاه نفر رفتند داخل کوی دانشگاه و شکستند و آمدند بیرون و یک ساعت طول کشید. - این تقلیل ماجرا است ،تقلیل دادن اینکه ما چرا به اقای احمدی نژاد رای دادیم؟ زیرا اورا معتقد ترین مرد در بین کاندیدای سال 84 نسبت به ولایت مطلقه فقیه می دانستیم و هنوز هم بین آن کاندیدای سال 88 وخیلی از کاندیدای سال84، ایشان را معتقد تر می دانیم، همین الان هم می دانیم و تعارف نداریم.این از عجایب است که جریانی که البته من حضرت عالی را مستثنی می کنم. -جریانی که در ده سال اخیر از تحصن مجلس ششم تا اتفاقات کوی دانشگاه و هاشم آقاجری و یا حتی همین اتفاقات 88 مخالفت خودرا با نهاد ولایت، با امر قانونی کشور بوده است، آمده اند می گویند که خیلی بد است که آقای احمدی نژاد مخالف رهبری بوده اند و مثل همان بحث معیشت پیشرفت بزرگی برای انقلاب است. بحث بعدی که فرمودید بحث هسته ای بود. - خیلی شوخی جالبی است که ما بگوییم که ما بحث هسته ای را از زمان موسوی داشتیم و تا زمان آقای هاشمی ادامه دادیم و در ادامه در دوره خاتمی پیگیری کردیم و ته آن به جایی رسید که ما بر سر یک عدد سانتریفیوژ با غربی ها مذاکره می کردیم و می گفتیم که یک عدد به ما بدهید تا ما در دانشگاه خود بگذاریم که این یک عدد را نیز نمی پذیرفتندو تمام مراکز هسته ای ما را در دوره آقای خاتمی پلمپ کردند.  روزی طلب: -تمام مراکز ما در بحث هسته ای را آمدند و داغون کردند. من یک جزوه ای دارم و می توانم از هنر نمایی های آقای روحانی برای شما بخوانم اما باز هم از این موارد می گذریم. الان چند ده هزار سانتریفیوژ در مراکز هسته ای ما کار می کند وحتی ترور نتوانست که ما را عقب بنشاند،تحریم نتوانست و این افتخار ملی ما است. - یک جمله خیلی بدی شما گفتید ،اقای نقاشیان من خیلی معترض هستم. شما گفتید که تا امریکا نخواهد نمی شود اما ممکن است که امریکا خیلی چیز ها را نخواهد.  نقاشی: - من چنین چیزی نگفتم.  روزی طلب: ضبط شد. شما همین موضوع را گفتید. گفتید تا امریکا نخواهد پرونده ما،خوب شاید امریکا خیلی چیز ها را نخواهد.ما سیصد هزار شهید دادیم، غلط کرده که امریکا می گوید من نمی خواهم. دوستان شما و دوستان ما از دیوار سفارت امریکا بالا رفتند، برای اینکه بگویند که غلط کردی که نمی خواهی.انقلاب ما ذاتش ضد استکباری است. در همان گفتمان نوفل لوشاتوی شما ببینید که امام جه بحث هایی را در مورد امریکا و غرب،منظورم از غرب استکبار است را عنوان می کند. یعنی چه که نمی خواهد؟ این خیلی حرف بدی است. - یعنی خارج از ضوابط عزت، حکمت و مصلحت و خارج از بحث ایرانی گری، شما بگویید که بخاطر ایرانی گری نمی خواهد که نخواهد. من دیگر وارد بحث های دیگر این نمی شوم. این که فرمودید نظر رهبری باید بگویم که آقای حسن روحانی یک کتاب خاطرات نوشته اند که شما حتما ملاحظه فرموده اید. - من شما را ارجاع می دهم به این کتاب که ایشان صراحتا بیان می کند که ما از خط قرمز هایی که رهبری برای ما می گذاشتند عبور کردیم.می خواهید از روی کتاب جملات ایشان را بخوانم؟ایشان گوید که "قبل از توافقات سعد اباد در ملاقات با رهبری جزییاتی را مطرح کردیم و معظم له با تعلیق در حد گاز دهی نطنز موافقت کردند"گاز دهی نطنز؟ایشان در سعد اباد چه کرد؟تمام تاسیسات هسته ای ما را تعلیق کرد. خیلی شفاف و واضح است. - درجایی دیگر می گوید که"ما برای توافقات پاریس خطوط قرمزی تعیین کردیم که این خطوط قرمز ده عدد است" و باز در پایین تر می گوید که از این ده عدد ما سه عددرا رعایت کردیم. رهبر ما یک انسان عزیز و عزت مداری است و بخاطر همین عزت مداری است که پایه رای ملت در سا88 ایستاد و پایه مخالفت بسیاری از رفقای خود ایستاد. خیلی از رفقای ایشان می گفتند که اقا این کار را نکنید ولی ایستاد چرا که عزت د ا رد. من از این حرف ها واقعا تعجب می کنم. - بحث ازادی بیان در دانشگا ها هم خوب یک زمانی ما هم دانشجو بودیم و این گونه نبوده، بلکه در دانشگاه ها جزو اقلیت هم بودیم. بالاخره حرف از ازادی بیان زند از جانب دوستانی که جزو دفتر تحکیم بوده اند جزءً وکلا پذیرفته نیست. یعنی جزءً در بین خود و کلا در مناسبات با تشکل هایی که در آن دوران وجود داشت. بالاخره در دانشگاه ها ما بوده ایم و کاربران عزیز هم اکثرا حضور دارند و انحصار طلبی های دفتر تحکیم در این دوران را فراموش نکرده اند. - تصویه های پشت سر هم که ادم نمی داند کدام ها را بیان کندو من حالا قبل از این جلسه ایشان چند نکته را گفتند که من نمی خواهم آن را مطرح کنم، یعنی از حرف ایشان قانع شدم ولی هر تشکلی اسلامی که می خواست در دانشگاه بوجود بیایید از جامعه اسلامی گرفته تا انجمن مستقل و بسیج دانشجویی، با حمله فیزیکی دفتر تحکیم(با خنده) مواجه می شد. نکته اخر من چند دقیقه وقت دارم؟  روزی طلب: - من یک دقیقه از آن وقت را استفاده می کنم. نکته اخر اینکه رهبری فرمودند که خدا لعنت کند کسانی را که نمی خواهند دانشجو سیاسی شود اربررسی کنید و تاریخچه آن را در بیاورید. تاریخ شهریور سال 1372 بوده است. نتیجه چهار سال وزارت علوم آقای معین در سال 68 تا 72بود. من در انتها تشکر می کنم که بنده را تحمل نمودید و دوباره میلاد امیر المونین(ع) را تبریک می گویم.  نقاشی: - احتمالا یک تصور اشتباه در ذهن دوست عزیزمان شکل گرفته است. من بحثم این نبود که امریکا نمی خواهد و ما باید تسلیم شویم، بحث این است که طبق ساختار معوج و غلط سازمان ملل پنج کشور حق وتو دارند و حالا که نه امکانش به لحاظ حقوقی و نه به لحاظ سیاسی نداریم که حق وتو را از این پنج کشور بگیریم و بر طیق این ساختار غلط تا زمانی که امریکا وتوی خود را بر ندارد پرونده ما به شورای حکام باز نخواهد گشت و برداشت دوست ما از اساس در مورد گفته بنده غلط است و این نشان به آن نشان که ما استقلا خواهی را جزو المان های اولیه در بحث خود مطرح کردیم و سلطه ناپذیری یکی از اصل هایی است که بچه های انجمن اسلامی ها و یا حداقل بچه های اصلاح طلب مذهبی به آن پایبند بودند. - بحث به گونه ای است که نمی شود توقع داشت که طرفین به تمام سوالات پاسخ دهند و من اعتقاد دارم که در مورد چند موضوع باید اشاراتی را مطرح کنم. من به حرف های سابق خود بر می گردم.در سال 84 و 88 آقای احمدی نژاد بر یک فاز و بستری سوار شدند که آن نفی گذشته کلیت نظام بودچرا می گویم کلیت نظام؟ بالاخره این شخصیت حقوقی را اشخاص حقیقی شکل می دهند. - هاشمی، خاتمی، مقام رهبری، مهندس میر حسین موسوی و وزرای آنها و بالاخره این مجموعه روی هم دیگر یک نظام را شکل می دهند. سیاست لیشان بر مبنای نفی گذشته بوده است و نکته جالب اینکه در آن هم همه کسی از ایشان نپرسید و من الان از ایشان می پرسم که خوب اقای احمدی نژاد که شما می خواهید گفتمان بازگشت به اصل انقلاب را مطرح کنید. - چرا استاندار آقای هاشمی بودید؟از اذهان و روزنامه ها و سایت های خبری پاک نمی شود آن سخنانی آنچنانی که آقای احمدی نژاد در افتتاح یکی از پروژه ها در حضور آقای هاشمی در اردبیل در رسای آقای هاشمی مطرح می کنند. یعنی ایشان در کمتر از یک دهه تغییر کرد؟ایا ایشان از یک تکنوکرات و یا با اصطلاح سیاسی از یک هاشمی چی تغییر موضع داد و آنتی هاشمی شد؟ یا اینکه ایشان از موجی که وجود داشت خواست به سود خود بهره برداری کند؟ افرادی در زمان آقای هاشمی در حاشیه بودند و به این افراد روزنامه داده نمی شد ویا روزنامه آنها که روزنامه سلام بود در مخمصه قرار داشت،چطور این بحث این افراد مطرح نمی شود - آقای احمدی نژادی که استاندار بود و سمت سیاسی داشت و ما می خواهیم این فرد را بله عنوان یک آنتی هاشمی معرفی کنیم،واقعا برای من این یک سوال بدون پاسخ است که احمدی نژاد از موضع یک هاشمی چی به آنتی هاشمی تغییر وضعیت داد و یا اینکه موضوع بحث دیگری بود.این موضوع در سایت های خبری وجود دارد ومتن سخنان ایشان در رسای آقای هاشمی در زمان استانداری اردبیل مطرح کردند. من دیگر سوالی مطرح نمی کنم چرا که اخلاقا درست نیست چون وقت شما به اتمام رسیده است ولی خوب چرا جریان های اصولگرایی که حتما از یکی از کاندیدای موجود حمایت خواهد کردتوجهی به شهار های اقتصادی ندارد و نشان به آن نشان که هر دو انتقادی که به آقای احمدی نژاد مطرح می کنند از جنس سیاسی بوده است و هیچ ربطی به مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم ندارد. - خیلی از دوستان افتخار می کنند به رای که در سال 88 و 84 دادند،خوب طبیعی است که کسی که به رایی که به احمدی نژاد داده است افتخار می کند به عملکرد احمدی نژاد در هشت سال حکومت داری درعرصه سیاست خارجی، اقتصاد و مسایل دیگر نیز باید افتخار کند. زیرا محصول همان گفتمانی است که ایشان مطرح کردند. - من برگردم به آن موضوع آخری که شما طرح کردید. در مورد مسایل دانشگاهی که وجود دارد. بنده به عنوان یک دانش آموخته و یک فعال سیاسی و جوانی که خود را به اصلاحات نسب می برم باید عرض کنم که تمام جریانات اصلاحات به همان شرایط دولت آقای هاشمی چه از نظر سیاسی و چه به در فضای دانشگاه های کشور بوده و هستیم. ولی آقای هاشمی در گذر زمان در مورد ما تغییر نگرشی داشته اند. - آقای هاشمی سال 92 چه از نظر اندیشه فقهی و چه از لحاظ دیدگاه های سیاسی با هاشمی 72 و یا 62 تفاوت پیدا کرده است. همانطور که همه انسانها تغییر می کنند ایشان هم مشمول این تغییرات هستند وبه نظر من امروز ایشان می توانست و می تواند بخشی از مطالبات تحول خواه جریانات اصلاح طلب در کشور را پیگیری کند ولی پرچمداری این جریان چه دیگران دوست داشته باشند و چه دوست نداشته باشند در دست آقای خاتمی است و خاتمی نماد این جریان به لحاظ سیاسی و گفتمانی است.یک بحث اشرافی گری هم مطرح کنم. این بحث هم که بعضا در مناظره ها وگفتگو ها مطرح می شود باز برای من سوال است.اطرافیان آقای احمدی نژاد چه کسانی بودند؟ آقای صادق محصولی که در سال 84 دست راست ایشان محسوب می شدند، ایشان چطور وضع اقتصادی دارند؟ -اخر از خیلی ها در این گفتگو اسم برده شد. به هر حال آقای محصولی یک انسان متمول هستند واین هیچ تهمتی نیست و یا دیگرانی که در اطراف احمدی نژاد هستند و از طرف وی پست هایی را گرفته اند افرادی متمول هستند. سوال در مورد اشرافی گری در مورد این افراد چطور پاسخ داده می شود؟ یا اینکه اشرافی گری برای یک فرد بد است تا بتوانیم از نظر سیاسی وی را بزنیم و در مورداطرافیان ما این بحث موضوعیت ندارد.
ارسال نظر: