اخبار آرشیوی
فرمانده کل سپاه در برنامه "شناسنامه": نرمش قهرمانانه یعنی ما از اصول خود به هیچ وجه عدول نمیکنیم اما در چارچوب اصول از حقوق خود دفاع میکنیم/ نمیتوان تهمت ناروای تقلب را بخشید/ دولت دوم خرداد ارادهای برای توسعه اهداف انقلاب نداشت و همکاری بسیار کمی با سپاه داشت
به گزارش خبرنگار «نسیم»، مهمترین محورهای سخنان سردار جعفری، فرمانده کل سپاه در گفتگو با برنامه "شناسنامه"، بدین شرح است: -استمرار وضعیت انقلابی و ماندن آن در مسیر اولیه خودش باعث تعجب بر خی ها شده است، این نکته شگفت انگیز انقلاب ماست. -مسئولیت سپاه انقلاب اسلامی حفظ انقلاب است ، این وجه تمایز سپاه با نیروهای نظامی دنیا است. -سپاه تنها نهادی در نظام مقدس جمهوری اسلامی است که تاسیس شده تا انقلاب اسلامی را حفظ و پاسداری کند و دستاوردهای آن را نگه دارد و حتی به قول مقام معظم رهبری در جهتگیریهای انقلاب اسلامی نقش ایفا کند. -سپاه قبل از اینکه سازمان نظامی کلاسیک باشد یک نهاد انقلابی است؛ روحیه انقلابی باید در کل سپاه حاکم باشد، معنویت و مردمداری و نیروی مردمی بودن سپاه باید حفظ شود و این مقدم بر همه ویژگیهای دیگر سپاه است. -توانمندیهای تخصصی سپاه مثل تجهیزات و فناوری هم بحث ثانویهای است که سپاه پاسداران باید دنبال کند؛ مقدم بر تجهیزات محوری موضوع مردمی بودن، مکتبی بودن و انقلابی بودن سازمان سپاه است. -بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کاملاً مشخص بود که آمریکا از طریق سفارتخانه خود در ایران کاملاً برنامهریزی و
نیروهای مخالف انقلاب را سازماندهی میکند و این برای قشر دانشجو و روشنفکر انقلاب مشخص و روشن بود. -دانشجویان دانشگاه تهران، صنعتی شریف و امیرکبیر با یکدیگر هماهنگی و برنامهریزی برای تصرف لانه جاسوسی کردند؛ منتهی این کار با طبقهبندی بسیار بالا صورت گرفت. -مسئولیت اولی که در جبهه بر عهده ما گذاشتند، زمستان سال 59 بود که ما سوسنگرد رفته بودیم و عراقیها شهر سوسنگرد را یک بار تصرف و فرمانده سپاه آنجا را شهید کرده بودند و سپاه در این شهر منحل شده بود و باید دوباره تشکیل میشد؛ در اوایل آبانماه سال 59 که یک ماه بعد از جنگ بود؛ بعد 15 روز که جنگ آغاز شد به عنوان نیروی بسیجی از طریق انجمن اسلامی دانشگاه تهران خودم آمدم، و اعزام هم نشدم و معرفینامهای برای خودم نوشتم چون مهر انجمن دست خودم بود و خودم را به جبهه معرفی کردم؛ آنجا چند نفر تا از برادران پاسداری که قبلاً در دوران انجمن اسلامی ما را دیده بودند، من را شناختند که یکی از آنها شهید اسماعیل دقایقی بود. -بنیصدر در دیماه 59فکر کرد دیگر نمیتواند کاری بکند ولی با همت و مقاومت و تلاش و مجاهدت نیروهای مردمی و سپاهی و همه صورت گرفت و وحدتی که با فرار بنی صدر بین
سپاه و ارتش ایجاد شد، بعد از یک سال و نیم خرمشهر آزاد شد. -این پیروزی نظامی ما به صورت قاطع بر دشمن صورت گرفت و عراق اعلام کرد دنبال آتش بوده و اعلام عقبنشینی کرد و گفت من عقبنشینی میکنم؛ جمهوری اسلامی هم قبول کرد و گفت عقب برو تا ببینیم که آیا راست می گویی یا نه؟ ارتش عراق عقبنشینی کرد و روی مرزها مستقر شد اما از آنجایی که ماهیت صدام را میشناخت و واقعا قابل اعتماد هم نبود، حرف امام این بود که صدام قابل اعتماد نیست میخواهد فرصت از ما بگیرد و نیروهایش را بازسازی و دوباره به ایران حمله کند. -امام با دوراندیشی و تدابیر حکیمانه و الهی که داشتند نپذیرفتند چون قطعنامهای در کار نبود که سازمانهای بینالمللی صدام را محکوم کنند و متجاوز معلوم شود. چون آنها میگفتند ایران شروع کرده بوده و حتی تهمت هم به ایران زدند. اگر همین طور آتش بس را میپذیرفتیم، این حالت ادامه یافته و هیچ چیز معلوم نمیشد و ایران به حق خود نمیرسید. -این تدبیر الهی و حکیمانهای که بود که تنها در امام وجود داشت و حتی اگر کس دیگری این را میفهمید که باید چنین کاری کند، جرات بیانش را نداشت. -در جنگ 2 نگاه از نظر سیاسی و مدیریتی وجود داشت. یکی
نگاه حضرت امام بود که باید جنگ ادامه یابد و صدام تنبیه شود و کسب اطمینان صددرصدی از امنیت ایران باشد این نگاه حضرت امام و همچنین حضرت آقا بود که آن زمان رئیس جمهور بودند ولی نگاه دیگری هم وجود داشت که برخی مسئولان آن زمان داشتند که باید زودتر جنگ را تمام کنیم لذا در همان سال 63-62 به ما میگفتند یک عملیات موفق کنیم و بر سر میز مذاکره جنگ را تمام کنیم. این نگاه، نگاه قطعی امام نبود. - همان طور که امروز هم بین دیدگاه مقام معظم رهبری با برخی از مسئولان در برخی از مسائل متفاوت است مثلا در موضوع رابطه با دشمن یا مذاکره با آمریکا بحث استقامت و پایداری در برابر دشمن متفاوت است. این تفاوت دیدگاه توسط مسئولانی که بودجه و امکانات کشور در دست آنها بود و عمدتا در دولت بودند، وجود داشت البته آن زمان حضرت اقا رئیسجمهور بودند اما اختیارات اجرایی کشور دست نخست وزیر بود. -همانگونه که میدانید رسالت اصلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حفظ انقلاب است و دفاع از مرزهای کشور و مقابله با هجوم دشمن خارجی وظیفه دوم ما است و حفظ تمامیت ارزی وظیفه ارتش است. وظیفه اصلی و اولیه سپاه دفاع از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است. -به همین
دلیل سپاه پاسداران تنوع مأموریتی بسیار بالایی دارد، مقابله با تهدیدات دفاعی سخت، مقابله با تهدیدات امنیتی از جنس مسلحانه و غیر مسلحانه، چرا که ما دو تعریف از تهدیدات امنیتی داریم یکسری از تهدیدات امنیتی آنهایی است که در شمال غرب کشور و یا کردستان وجود دارد و تهدیدات مسلحانه است و یک نوع تهدیدات امنیتی غیرمسلحانه است مانند ماجراهای سالهای 78 و یا 88 و یا تهدیدات فرهنگی و سیاسی. -در 10 سال اول، تهدید نظامی علیه انقلاب جدیترین تهدید بوده است ولی بعد از آن، تهدید جنگ تمام شد گرچه تهدید وجود داشت اما بالفعل نشده بود، اما تهدید فرهنگی و تهدید سیاسی را اواسط انقلاب شاهد بودیم و انقلاب از مسیر سیاسی تهدید شد و حتی در حاکمیت نفوذ کردند و شعار توقف انقلاب اسلامی را سر دادند و گفتند ما انقلاب را میخواهیم چه کار کنیم. -این مقابله با ظلم استکبار و حمایت از محرومین و مستضعفین شعار اصلی انقلاب اسلامی و یک حکومت دینی است. آنها میگفتند که این شعار باید متوقف شود و شعار نه غزه نه لبنان را میگفتند و این شعارها دستاوردهای همین نگاه بود. -غیر از دوران دفاع مقدس که تهدید نظامی تهدید اصلی بوده است، تهدید فرهنگی، سیاسی و حتی
اقتصادی امروز به صورت همزمان بر ما فشار میآورد که همان جنگ نرم است و این تهدید اصلی علیه انقلاب است. -خود جنگ سبب شد تا انقلاب بیشتر در دنیا توسعه پیدا کند اینکه در دیگر کشورها انجام میگیرد، یعنی بیداری اسلامی مدیون جنگ 8 ساله است و این هم یعنی صدور انقلاب. -جنگ نه تنها انقلاب اسلامی را مورد تهدید قرار نداد بلکه آن را تقویت و حتی صادر کرد. تهدیدات سیاسی، اقتصادی و امنیتی میتواند انقلاب اسلامی را مورد تهدید جدی قرار دهد. عدهای از اواسط انقلاب در حاکمیت نفوذ کردند و شعار توقف انقلاب را سر دادند که حضرت آقا از همان روز چفیه را روی دوش مبارک خود انداختند و جلوی این حرکت انحرافی علیه مسیر راستین انقلاب اسلامی ایستادند. -بزرگترین تهدید علیه انقلاب اسلامی بعد از جنگ تحمیلی فتنه 88 است. من هم در جنگ بودم و هم در فتنه 88، در فتنه 88 خطر به مراتب سنگینتر و جدیتر از جنگ برای انقلاب اسلامی بود. - این مسئله تهدید علیه انقلاب اسلامی و حرکت دینی انقلاب اسلامی بود. در فتنه 88 ما تنها نگاه به داخل نکنیم، در فتنه 88 بسیاری از عوامل داخلی آگاهانه و بسیاری هم ناآگاهانه همراهی کردند که البته بسیاری هم پشیمان شدند و فهمیدند
چه کلاهی بر سر آنها رفته است اما برنامهریزی اصلی آن خارج کشور بود همانگونه که آمریکاییها به آن اقرار کردند. -من معتقدم دشمن به این زودیها جرأت حمله به ایران را ندارد و حتی از سال 80 به این طرف که واقعه 11 سپتامبر به وجود آمد و آمریکاییها تلاش کردند که انقلاب اسلامی ایران را کنترل کنند و رفتار انقلاب را تغییر دهند هدف اصلی این بود به افغانستان حمله کردند تا بتوانند جا پای خود را در افغانستان محکم کنند و به عراق حمله کردند تا بتوانند در عراق مستقر شوند و حلقه محاصره ایران را کامل کنند که بتوانند حساب ایران را برسند. -من از همان موقع در سال 82 و چند ماه بعد از حمله آمریکاییها به عراق که خیلیها احتمال میدادند آمریکا به ایران حمله کند، گفتم که چنین حملهای رخ نخواهد داد، دلیل آن هم این بود که تا زمانی که این شرایط ما حفظ شود و مردم پشت سر ما باشند و نظام را قبول داشته باشند و حمایت میکنند از نظام و این آمادگی در نیروهای مسلح ما وجود دارد که اتفاقا با سال 82 و سالهای انتهایی جنگ قابل مقایسه نخواهد بود، چنین اتفاقی نمی افتد. - امروز به هیچ عنوان توان دفاعی ما و ساختارهایی که پیشبینی شده با آن زمان قابل
مقایسه نیست. در کنار این عامل اصلی که همان حضور مردم در صحنه و حمایت آنان از آرمانهای انقلاب، از اسلام و دین و همچنین رهبری و مجموعه نظام انقلاب اسلامی با قدرت استمرار دارد. حمایت قاطبه مردم ما به لحاظ تاریخی چیزی جز تحقق وعده الهی نیست. وقتی مردم در جامعهای با عزم راسخ از دین حمایت میکنند انقلاب اسلامی یعنی همین. زمانی که حمایت اکثریت قاطع مردم در یک جامعه از دین خدا صورت میگیرد وعده خدا محقق میشود و رعب شدید در دل دشمنان میافتد و این رعب و نصرتهای الهی بازدارنده بود. -وقتی در یک کشوری ساختار دفاعی و امنیتی افزایش مییابد قابل مخفی کردن نیست به عنوان مثال در موضوع امنیت داخلی امروز نزدیک به 200 گردان امام علی (ع)، بسیج، خاص ناامنیهای شهری داریم که در سال 88 نداشتیم و با این وجود بسیجیان جانفشانی کردند. -الان بیش از 600 گردان امام حسین(ع) بسیج علاوه بر توان قبلیمان آماده شدهاند و به صورت کاملا تخصصی در حال آموزش هستند و توانمندیمان در این زمینه روز به روز در حال افزایش است. -مقام معظم رهبری هفته پیش فرمودند در موضوع سیاسی تا زمانی که موضوع رقابت سیاسی در چارچوب قانون است سپاه نباید وارد شود ولی
باید سپاه هوشیار باشد و هویت تفکرات انحرافی جریانات سیاسی که مغایر با اهداف نظام است را باید به خوبی بشناسد. -زمانی که دیدگاههای انحرافی سیاسی میخواهد برخلاف قانون در نظام ورود پیدا کند و اثرگذار باشد، مانند فتنه سال 88 که مبنای سیاسی داشت و بعدا به موضوع امنیتی تبدیل شد سپاه وارد عمل میشود و سپاه باید با هوشیاری و اشراف اطلاعاتی، مسائل سیاسی را پیشبینی و هشدارهای لازم را بدهد. -هر دولتی معتقد بوده که در یک زمینه خاص باید بیشتر کار شود سپاه نیز در آن بعد به دولت کمک کرده است غیر از دولت دوم خرداد که توسعهای که هدف گذاشته بود با اهداف انقلاب مغایر بود و سپاه همکاری خود را با این دولت به شدت پایین آورد، اما اگر دولت دوم خرداد میخواست که برای مردم کار کند ما نهایت همکاری را با دولت میکردیم و هر جایی که مشاهده کردیم که این دولت میخواهد برای مردم کار کند به آن کمک کردیم مثلا اقدامات سازندگی که از دولت قبل دوم خرداد ایجاد شده بود در این دولت نیز خیلی کم وجود داشت و سپاه در این امر به دولت کمک کرد. -در دولت نهم و دهم احساس نیاز به کمک و نقش سپاه در سازندگی کشور به شدت افزایش یافت و سپاه نیز به پختگی لازم
رسیده بود و تجهیزات آن نیز افزایش یافته بود از طرف دیگر فشار دشمن نیز افزایش یافته بود و شرکتهایی که برای تکمیل پارس جنوبی با ایران قرارداد بسته بودند نیز رفتند و سپاه گفت که آمادگی انجام این کار را دارد و دولت نیز استقبال کرد و هر دولتی در زمینهای که برای کمک به مردم به صحنه بیاید و از سپاه کمک بخواهد سپاه هم تکلیف خود را به خوبی انجام خواهد داد. - امانتداری در رأی مردم موضوعی نیست که نظام اسلامی بخواهد با آن بازی کند، ما ادعای این را داریم که نظامی اسلامی داریم و این نظام اسلامی نمیتواند در آرای مردم خیانت در امانت کند. - در این انتخابات حالتی که پیش آمد و نسبت آرای کاندیدای منتخب با نفر بعدی حدود 270 هزار رأی شد یک کار الهی و خدایی بود که برای همه مردم دنیا که تردید داشتند جمهوری اسلامی با آرای مردم چگونه برخورد میکند، پاکدستی نظام اسلامی ثابت شد. - ماهیت آمریکاییها هیچ وقت تغییر نمیکند ولی ممکن است استقامت و پایداری نظام اسلامی روی اصول خود و مشاهده برخی از خصلتهای مردم که زیر بار حرف زور نمیروند باعث این بشود که دشمن کوتاه بیاید. - در همین حالت اقتدار، نرمش هم باید وجود داشته باشد و این نرمش
قهرمانانه برای این است که به دشمن بگوییم ما حاضریم بنشینیم و صحبت بکنیم و ببینیم که آیا آنها فهمیدهاند یا نه. باید حالیشان کنیم که ایران در مقابل حرف زور هیچ وقت تسلیم نمیشود و آنها باید کوتاه بیایند. - نرمش قهرمانانه یعنی ما از اصول خود به هیچ وجه عدول نمیکنیم اما در چارچوب اصول و مبتنی بر خط درست انقلاب حرفمان را میزنیم و از حقوقمان دفاع میکنیم.