آتش بسی برای زنده کردن تروریستها
زمانی که جنگی نباشد، نیرویی درگیر نبرد نیست و فرماندهان میدانی تروریستها و استراتژیستهای سرویسهای اطلاعاتی فرصتی تهیه و تنظیم طرحهای جدید در اختیار دارند.
گروه بینالملل « نسیم آنلاین » - محسن صالحی خواه: سوریه راه حل نظامی ندارد. واقعیتی که جمهوری اسلامی ایران از ابتدای آغاز بحران سوریه بر آن تاکید میکرد اما کشورهایی مانند ایالات متحده، عربستان، ترکیه و رژیم جعلی اسرائیل با کوبیدن بر طبل ادامه جنگ تا سرنگونی "بشار اسد" وضعیتی را رقم زدند که امروز جهان شاهد آن است. بنابراین پس از فراز و فرودهای فراوان، کشته شدن چندین هزار غیرنظامی، آوارگی میلیونها سوری و چند مرتبه شکست گفتگوهای صلح، روسیه و ایالات متحده به این نتیجه رسیدند که با برقراری یک آتش بس فراگیر گامی برای حل بحران بردارند. آیا واقعا این آتش بس علاج زخم سوریه است؟
آتش بس یا تجدید قوا؟
پیرو تصویب پیش نویس قطعنامه ۲۲۶۸ روسیه و آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد، آتش بس فراگیر از بامداد شنبه در سوریه آغاز شد؛ آتش بسی که گروههای تروریستی داعش و جبهه النصره (شاخه القاعده در سوریه) را شامل نمیشود. غیر از بحث نقض آتش بس توسط برخی گروههای تروریستی یا آنگونه که آمریکاییها میگویند میانهرو که قابل پیش بینی بود، باید از این زاویه نیز به موضوع آتش بس نگاه کرد که فرصتی مناسب برای تجدید قوای گروههای تروریستی و مخالفان و همچنین، فرصتی مناسب برای تنظیم راهبردهای جدید جهت ساقط کردن نظام حاکم است.
زمانی که جنگی نباشد، نیرویی درگیر نبرد نیست و فرماندهان میدانی تروریستها و استراتژیستهای سرویسهای اطلاعاتی فرصتی تهیه و تنظیم طرحهای جدید در اختیار دارند. دلیل این ادعا نیز این است که طرفهای مخالف حکومت اسد تا زمانی که این نظام را سرنگون نکنند دست از نبرد بر نمیدارند. زیرا هیچ کدام از کشورهایی که در زمره مخالفان میشوند، رویکرد واحدی نسبت به بحران سوریه ندارند و از سوی دیگر، هر کدام سرچشمه تامین یکی از نیازهای گروههای مسلحی هستند که با نظام سوریه میجنگند. نمونه عدم هماهنگی آنان در مواضع و راهکارها را میتوان در شکست چندین دور مذاکرات صلح مشاهده کرد. هر چند که این کشورها و در صدر آنان ایالات متحده آمریکا سیاست اعلامی خودشان را دسترسی به راه حل سیاسی قرار دادهاند اما هیچ وقت از جنگ غافل نمیشوند چون در روند سیاسی به بنبست میخورند.
اسد باید برود
جملهای که بارها از زبان "باراک اوباما" و "هیلاری کلینتون" شنیده شده. اوباما در مقطعی گفت اسد باید برود تا بتوان داعش را شکست داد. اما هیچ وقت هیچ کدام از سیاستمداران آمریکایی نگفتند چرا رئیسجمهوری که در سال ۲۰۱۴ و جریان انتخابات مجدد پیروز شد باید برود تا تروریستهایی که برای سرنگونی وی و نظام حاکم فرستاده شده بودند نابود شوند.
آتش بس فراگیر سوریه را از این منظر میتوان نگاه کرد:
پیروزی و پیشرویهای نیروهای نظام سوریه و در نهایت آزادسازی این سرزمین، ارتباط مستقیمی با بالا رفتن میزان محبوبیت اسد میان مردم این کشور دارد؛ به عنوان قهرمانی که سوریه را از چنگ تروریستها درآورد. تحقق این امر با منافع کشورهایی از جمله ایالات متحده که خواستار کنار رفتن بشار هستند منافات دارد. در این صورت، انتخابات بعدی هم به نفع اسد تمام میشود. به همین دلیل است که آمریکاییها مصرانه بر این موضوع تاکید دارند که اسد نباید در روند سیاسی آینده سوریه نقش داشته باشد.
آتش بس فرصتی برای تجدید قوای گروههای مسلح علیه نیروهای دولتی و بسیج مردمی سوریه (دفاع الوطنی) است تا گروههایی که طی پنج سال گذشته زمین خوردند و به خصوص در چند ماه قبل زیر آتش سنگین بمبافکنهای روسیه بودند به خود بیایند و برنامههای آینده برای پیشبرد اهداف مورد نظر صحنهگردانان اصلی را با هدایت سرویسهای اطلاعاتی منطقهای و فرامنطقهای تهیه کنند؛ چون اسد باید برود.