تحلیل روزنامه السفیر از بحران خلافت در کویت؛

"جنگ شاهزادگان" در کویت

کدخبر: 2045776

دادگاه جنایی کویت در دسامبر سال گذشته برادر زاده امیر کویت را به جرم اتهام بی اساس علیه دادستان کل و اعضای دادستانی به شش ماه حبس محکوم کرد که این اقدام قضایی برای این شاهزاده نه غافلگیر کننده بود و نه عادی و طبیعی.

گروه بین الملل « نسیم آنلاین »، کویت همانند دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، اعضای خاندان حاکمه از جمله "احمد بن فهد" برادر زاده امیر کویت را فراتر از قانون بر می شمارد.

بردارزاده "صباح احمد جابر صباح" در گذشته ریاست امنیت ملی و چندین مناصب دولتی را بر عهده داشت که آخرین آن سمت معاونت نخست وزیری بود که البته در ژوئن 2011 برای جلوگیری از استیضاح در پارلمان به اتهام فساد مالی، استعفا کرد.

پس از محکومیت بن فهد، پرونده دیگری درباره اتهام بی اساس وی علیه رئیس سابق پارلمان کویت و نخست وزیر سابق به دادستانی ارجاع داده شد.

وی در اتهامات خود علیه مسئولان بلندپایه کویتی اعلام کرد که آنها "قصد توطئه علیه نظام حکومیتی و جاسوسی با دیگر کشورها، پولشویی و دست زدن به اموال بیت المال" را دارند.

در سال 2006 صبح الاحمد به عنوان امیر کویت و برادرش نواف احمد به عنوان ولیعهد منصوب شد.

این عزل و نصب پس از رقابت و تنش سخت دو جناح خاندان حاکمه یعنی دو جناح جابر و سالم و طرفداران آنها صورت گرفت. دو طرف 10 سال گذشته در اوج درگیری به سمت بسیج کردن نیروها و طرفداران خود و تجهیزات نظامی پیش رفتند تا جایی که دستگاه های مورد حمایت دو طرف و نیروهای نظامی و امنیتی آنها علنا با یکدیگر درگیر می شدند.

روزنامه لبنانی السفیر در مقاله‌ای در این باره به قلم "عبدالهادی خلف" نوشت: افشای شکست آل صباح بر سر انتخاب امیر کویت، عمق بحران داخلی در خاندان حاکمه را نشان داد، این در حالی است که این شکست راه را برای پارلمان کویت باز کرد تا با بر عهده گرفتن مسئولیت انتخاب امیر، نقش پررنگی در تصمیم گیری مسایل کلان کشور نه در ظاهر بلکه در عمل داشته باشد. بنابراین بر اساس قانون اساسی امیر جدید را انتخاب کرده و در پی آن درگیری های جناحی خاندان حاکمه پایان پیدا کرد.

بدین ترتیب، نگرانی های بسیاری از کویتی ها درباره درگیری های دو جناح خاندان سلطنتی حاکمه تا حدی کاهش پیدا کرد، اما این درگیری ها نه تنها پایان نیافته است بلکه رقابت دو جناج جابر (جناح امیر کنونی کویت) و سالم بین دو دوطرف بر سر مناصبت نخست وزیری و ولیعهدی شدت پیدا کرد.

این روزنامه لبنانی در ادامه گزارش خود نوشت: پشت پرده بحران خلافت در کویت با دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج (فارس) از جمله عربستان و امارت ابوظبی شباهت زیادی دارد.

در عربستان سعودی "محمد بن سلمان" جانشین ولیعهد و پسر پادشاه به شدت تحرکات "محمد بن نایف" ولیعهد سعودی را زیر نظر دارد تا بتواند پسرعموی خود را پس از مرگ پدرش از ولیعهدی کنار بزند، از همین روی بن سلمان مجبور است که برای بقای پدرش در راس قدرت دست به دامن پزشکان خبره شود تا پادشاه در قید حیات باقی بماند و با طولانی تر شدن عمر پدرش، امور خلافت را بهتر در دست خود بگیرد.

در امارت ابوظبی نیز وضع بدین گونه است که این امارات از پرنفوذترین و ثروتمندترین امارت ‎ های هفتگانه کشور امارات متحده عربی است و این احتمال وجود دارد که رقابت و درگیری بین فرزندان زاید معروف به "اولاد فاطمه" پس از مرگ بردار ناتنی آنها که حاکم کنونی ابوظبی است، بالا بگیرد و شاید آنچه که در ابوظبی و حومه آن مشاهده می شود، تکرار درگیری هایی باشد که عربستان سعودی از زمان ترور ملک فیصل در سال 1975 تاکنون شاهد آن است.

در بحرین و قطر مساله خلافت و جانشینی تاکنون قطعی است، این در حالی است که روشی که عربستان، ابوظبی و کویت آن را در پیش گرفتند شاید دوحه و منامه را به طمع وا دارد که در تصمیمات کلان سیاسی کشور مثل این کشورها اقدام کنند.

بحران حکومت در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس

همه خاندان های دربار در کشورهای عربی خلیج فارس در عین حال که با یکدیگر تناقض دارند، با یکدیگر شباهت نیز دارند.

اول اینکه همه آنها بر انحصار قدرت اصرار زیادی دارند، به گونه ای که هیچ فرد یا قشر دیگر جامعه حق مشارکت در آن را ندارد.

دوم اینکه تاکید دارند این مساله را اثبات کنند اگر حکومت آنها دموکراتیک نباشد و یا با روح عصر تناسب نداشته باشد، اقدامات آنها مورد قبول عامه مردم است.

طرف اول، برای جلوگیری از هرگونه تلاش برای پاسخگویی خاندان های حاکم درباره اقدامات انحصارطلبانه یا امتیازدهی سیاسی و مالی اقدام می کند و طرف دوم نیز برای هرگونه امتیازدهی در زمینه سیاسی و مالی جهت راضی نگه داشتن مردم و سرشناسان و روسای جامعه تلاش می کنند.

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از زمان آغاز تغییر و تحول آن به سمت بازار سرمایه داری طی قرن گذشته، شاهد جدیدترین تغییرات اساسی در معانی و ارزش های "قانونی سنتی" است و امتیازاتی که خاندان های سلطنتی درباره اصلاحات اداری در دستگاه های دولتی و تجدد قوانین طی دهه های گذشته ارائه کردند، به خوبی این مساله را نشان می دهد.

السفیر افزود: زمزمه هایی که از لابلای درخواست اصلاحات در این کشورها به گوش می رسد، تسریع در روند تجدید و مدرنیته کردن قوانین است همچنانکه زمزمه های درباره حفظ سنت و میراث گذشتگان به گوش می رسد.

این در حالی است که درگیری های سال 2006 کویت و پس از آن محاکمه فهد الاحمد شاهزاده کویتی بخشی از این بحران آل صباح بر سر خلافت را نشان می دهد و دیگر رقابت های جناحی بر سر امتیازدهی و مناصب و درآمدهای مالی و سیاسی محصور در کاخ های کویت نمی شود بلکه این درگیری و رقابت علنی شده است به طوری که طرفداران و پیروان هر یک از امرا یا پادشاه یا شاهزاده با در اختیار داشتن سرویس های اطلاعاتی و امنیتی از فرد مورد نظر خود علنا حمایت می کنند که این مساله می تواند وحدت و حاکمیت آن کشور را به مخاطره بیاندازد.

ارسال نظر: