بابالمندب؛ گلوگاه راهبردی که میتواند اقتصاد جهان را به زانو درآورد
در حالی که تنگه هرمز همواره بهعنوان مهمترین شاهراه انرژی جهان شناخته میشود، کارشناسان معتقدند تنگه بابالمندب نیز نقشی حیاتی در تجارت و امنیت انرژی جهانی ایفا میکند. گذرگاهی که روزانه میلیونها بشکه نفت و بخش قابل توجهی از تجارت دریایی جهان از آن عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند زنجیره تأمین جهانی، بازار انرژی و اقتصاد کشورهای بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.
نسیمآنلاین: بابالمندب، تنگهای باریک در جنوب دریای سرخ، یکی از مهمترین گذرگاههای راهبردی جهان به شمار میرود. این آبراه دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل کرده و مسیر اصلی ارتباط دریایی میان آسیا و اروپا از طریق کانال سوئز محسوب میشود.
برآوردها نشان میدهد سالانه بین ۲۰ تا ۲۶ هزار کشتی از این مسیر عبور میکنند و نزدیک به یکچهارم تجارت کانتینری جهان از طریق بابالمندب انجام میشود. به همین دلیل هرگونه ناامنی یا اختلال در این گذرگاه میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
اهمیت بابالمندب تنها به تجارت کالا محدود نمیشود. این تنگه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و روزانه میلیونها بشکه نفت خام، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکند. بخش قابل توجهی از صادرات انرژی کشورهای منطقه از طریق این مسیر به بازارهای اروپا و سایر نقاط جهان منتقل میشود.
در ماههای اخیر، افزایش تنشها در دریای سرخ و تهدیدهای امنیتی علیه کشتیهای عبوری، موجب کاهش تردد دریایی از این مسیر شده است. در نتیجه بسیاری از شرکتهای کشتیرانی ناچار شدهاند مسیر طولانیتر دماغه امیدنیک در جنوب آفریقا را انتخاب کنند؛ مسیری که علاوه بر افزایش زمان حملونقل، هزینههای سوخت، بیمه و کرایه حمل را نیز به شکل محسوسی افزایش داده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند اروپا بیش از سایر مناطق جهان از اختلال در بابالمندب آسیب میبیند؛ زیرا بخش مهمی از واردات این قاره از کشورهای آسیایی از طریق این مسیر انجام میشود. افزایش هزینه حملونقل دریایی میتواند به رشد قیمت کالاها، اختلال در زنجیره تأمین و تشدید فشارهای تورمی در اقتصادهای اروپایی منجر شود.
از منظر ژئوپلیتیکی نیز بابالمندب در نقطه اتصال سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا قرار گرفته و همین موقعیت، آن را به یکی از حساسترین نقاط راهبردی جهان تبدیل کرده است. حضور بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در اطراف این آبراه نیز بیانگر اهمیت ویژه آن در معادلات امنیتی و اقتصادی بینالمللی است.
به باور بسیاری از تحلیلگران، اگر تنگه هرمز مهمترین شاهراه صادرات انرژی جهان باشد، بابالمندب را باید حلقه اتصال تجارت و انرژی میان شرق و غرب جهان دانست؛ گذرگاهی که هرگونه بحران در آن میتواند آثار قابل توجهی بر تجارت جهانی، بازارهای انرژی و روند رشد اقتصادی کشورها بر جای بگذارد.
برآوردها نشان میدهد سالانه بین ۲۰ تا ۲۶ هزار کشتی از این مسیر عبور میکنند و نزدیک به یکچهارم تجارت کانتینری جهان از طریق بابالمندب انجام میشود. به همین دلیل هرگونه ناامنی یا اختلال در این گذرگاه میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
اهمیت بابالمندب تنها به تجارت کالا محدود نمیشود. این تنگه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و روزانه میلیونها بشکه نفت خام، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکند. بخش قابل توجهی از صادرات انرژی کشورهای منطقه از طریق این مسیر به بازارهای اروپا و سایر نقاط جهان منتقل میشود.
در ماههای اخیر، افزایش تنشها در دریای سرخ و تهدیدهای امنیتی علیه کشتیهای عبوری، موجب کاهش تردد دریایی از این مسیر شده است. در نتیجه بسیاری از شرکتهای کشتیرانی ناچار شدهاند مسیر طولانیتر دماغه امیدنیک در جنوب آفریقا را انتخاب کنند؛ مسیری که علاوه بر افزایش زمان حملونقل، هزینههای سوخت، بیمه و کرایه حمل را نیز به شکل محسوسی افزایش داده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند اروپا بیش از سایر مناطق جهان از اختلال در بابالمندب آسیب میبیند؛ زیرا بخش مهمی از واردات این قاره از کشورهای آسیایی از طریق این مسیر انجام میشود. افزایش هزینه حملونقل دریایی میتواند به رشد قیمت کالاها، اختلال در زنجیره تأمین و تشدید فشارهای تورمی در اقتصادهای اروپایی منجر شود.
از منظر ژئوپلیتیکی نیز بابالمندب در نقطه اتصال سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا قرار گرفته و همین موقعیت، آن را به یکی از حساسترین نقاط راهبردی جهان تبدیل کرده است. حضور بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در اطراف این آبراه نیز بیانگر اهمیت ویژه آن در معادلات امنیتی و اقتصادی بینالمللی است.
به باور بسیاری از تحلیلگران، اگر تنگه هرمز مهمترین شاهراه صادرات انرژی جهان باشد، بابالمندب را باید حلقه اتصال تجارت و انرژی میان شرق و غرب جهان دانست؛ گذرگاهی که هرگونه بحران در آن میتواند آثار قابل توجهی بر تجارت جهانی، بازارهای انرژی و روند رشد اقتصادی کشورها بر جای بگذارد.