اخبار آرشیوی
"فینان کانینگهام"، نویسنده ایرلندی پایگاه "گلوبال ریسرچ" طی یادداشتی در سایت برهان: چرخش فضاحت بار اوباما از وعدههای انتخاباتی خود، نشان میدهد آن که در رأس قدرت کاخ سفید قرار دارد صرفاً قوانینی را اجرا میکند که دیگرانی که منتخب مردم نیستند وضع کردهاند
برهان نوشت: فینان کانینگهام/ تنها تصویری که دفتر «باراک اوباما» از ایالات متحده ترسیم میکند، نبود دموکراسی در آمریکاست! شاید این گفته برای بسیاری از مردم، نسبتاً عجیب به نظر برسد. این حقیقت که چهل و چهارمین رییس جمهور آمریکا اولین مرد سیاه پوستی است که ریاست کاخ سفید را بر عهده گرفته - با آن معماری به سبک دورهی مستعمرات اروپایی و تمام آن خاطرات شرم آور برده داری آفریقایی-گواهی است بر موفقیت دموکراسی در آمریکا، اما بسیاری دیگر بر این باورند که اوباما چیزی نیست جز یک مترسک فرمانبردار از نیروهای پشت پرده که منتخب مردم نیستند. این قدرت نخبگان متحد- تجاری، اقتصادی، نظامی- با همان سیاستهای کهنهای حکومت میکنند که بدون کوچکترین توجهی به شخصیّت در رأس کاخ سفید، وضع شدهاند. خواه این سیاستها در رابطه با موضوعات اجتماعی، اقتصادی یا امور خارجه باشد. رییس جمهور منتخب، ناگزیر از تمکین راه کارهای از پیش تعییین شدهی قدرتهایی است که با رأی مردم انتخاب نشدهاند. این ساختار بی دردسر قدرت بیشتر شبیه به دیکتاتوری است تا دموکراسی. سیاست «جنگ برضد تروریسم» ایالات متحده تصویری بارز از دیکتاتوری سرکردگان آمریکایی است. به
یاد دارید که وعدههای اوباما در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی بر اساس پایان دادن به جنگ عراق و افغانستان استوار بود. او حتی رقیب خود رییس جمهور وقت، «جورج بوش» را در بهکارگیری قدرتهایی که به وی اجازهی نابهنجاریهایی همچون «گوانتانامو» را دادهاند و نیز به اجرای سیاستهای امنیّتی بیرحمانه در داخل آمریکا که نقض حقوق شهروندی بود، متهم کرد. اوباما در سخنرانی افتتاحیهی خود - که اندکی بعد، دوباره در قاهره تکرارشان کرد- بر این نکته اذعان داشت که با نظارت وی، ایالات متحده سیاستهای خارجی خود را از نو خواهد نوشت؛ یعنی از سیاستهای ارتش سالاری بوش فاصله گرفته و در حل و فصل اختلافات با جمعیّت مسلمان به خصوص ایران، روشی نوین اتخاذ خواهد کرد. اوباما با سخنی به ظاهر از ته قلب اظهار داشت: «اگر آنها مشت خود را بگشایند، ما دست خود را دراز خواهیم کرد.» اما از هر جهت، اوباما از تمامی وعدههای به ظاهر مخالف با «جنگ برضد تروریسم» خود خروج کرده است. به راستی که ایالات متحده با نظارت اوباما، سیاستهای ارتش سالارانهی خود را گسترش داده است. این سیاستها از این باور که «افراطگرایی جهان اسلام دموکراسی غرب را تهدید
میکند» سرچشمه میگیرند. اوباما برای از بین بردن سیاستهای شدید امنیّت داخلی نه تنها اقدامی به عمل نیاورده بلکه به ظاهر آن را گسترش داده است. او هنوز فریبکاریهای رییس جمهور قبل از خود را در کشمکش با ایران و ادعاهای او دربارهی خواستههای هستهای ایران که به غلط، بخشی از «افراط گرایی اسلامی» خوانده میشد را ادامه میدهد. چنین چرخش فضاحت باری از تمامی وعدههای انتخاباتی خود، گواهی کاملاً آشکار بر این مطلب است که آنکه در رأس قدرت کاخ سفید قرار دارد قانونگذار نیست بلکه صرفاً قوانینی را دنبال میکند که دیگرانی که منتخب مردم نیستند وضع کردهاند. با انتشار خبر قتل عام در نروژ که طی آن هفتاد نفر در حملهای مسلحانه و انفجار دو بمب کشته شدند، به جای واکنش مانند یک رهبر سیاسی مستقل، اوباما همانند آدمکی در دست سیستم قدرت پشت صحنه عمل کرد. اگرچه ساعاتی پس از این شقاوت معلوم شد که مجری این جنایت یک نروژی مو بور فاشیست با عقاید کاملاً اسلامهراسانه بوده است اما اوباما با واکنشهای خود بلافاصله سعی داشت القا کند که مسؤول این حمله، تروریسم اسلامی است. اوباما در سخنرانی کاخ سفید خود اظهار داشت: «این فاجعه برای جهانیان
یادآور این مطلب است که تمامی جامعهی جهانی باید در پیشگیری از چنین حملاتی اقدامی به عمل آورد و باید هم از لحاظ اطلاعاتی و هم در پیشگیری از چنین حملات وحشتانگیزی اقداماتی مشترک انجام دهیم.» شاید وی کلمهی «تروریسم اسلامی» را به کار نبرده باشد اما روشن است که در صدد القای این فاجعه در حکم بخشی از «جنگ برضد تروریسم» است که باز تفکرات را متوجه تروریسم اسلامی خواهد کرد. این تنها دیدگاه اوباما نیست. نخست وزیر انگلیس، «دیوید کمرون» نیز با بیان این که سازمان اطلاعات انگلیس در شناسایی مجرمین به همتایان نروژی خود کمک خواهد کرد، به سرعت وارد عمل شد. سخن وی نیز حاکی از این بود که مجرمین به تشکیلاتی بینالمللی وابستهاند. واژهی «مجرمین» در سخنرانی مربوط به جنگ برضد تروریسم کنایه از تشکیلات اسلامی است! رسانههای خبری ایالات متحده و انگلیس سریعاً به پیش داوریهایی پرداختند و اعلام کردند نیروهای نروژی باید در مقابله با «القاعده» و دیگر گروهکهای «جهادی» وارد عمل شوند. چنین واکنشهای غلط، گسترده و کورکورانه از سوی رهبران سیاسی و رسانههای غرب-که به اصطلاح مطبوعات آزادند- همه گواه این مطلب است که ذهنیّت اسلام هراسی و جنگ
برضد تروریسم چگونه در هم تنیده شده است. نتایج چنین رویکردی بسیار آزار دهنده است. در ابتدا، این ذهنیّت از سوی مقامهای سیاسی و رسانههای غربی صرفاً باعث گسترش اسلام هراسی در این جوامع است. در سراسر اروپا، بلافاصله پس از واقعهی نروژ گزارشهای حاکی از حملات انتقامجویانه برضد شهروندان عادی مسلمان به گوش رسید که بدون شک ناشی از روش غلط و مغرضانهی سیاست مداران و رسانهها در خصوص این واقعه، نسبت به اسلام گرایان است. مسألهی آزار دهندهتر این است که ذهنیّت جنگ برضد تروریسم که حکومتها و رسانههای غربی در ده سال گذشته به راه انداختهاند، فاشیستهای جامعه ستیز و دیوانهای همچون «اندرس بهرینگ بریویک» را خلق کرده است. کسی که مجری قتل عام نروژ بود. بریویک و دیگرانی مانند او در این اندیشهاند که باید از اروپا و ایالات متحده در برابر تهدید اسلامی دفاع کرد. چنین منطقی به خودی خود شکل نمیگیرد بلکه نتیجهی مورد انتظار ذهنیّت جنگ برضد وحشتی است که حکومتها و رسانههای غربی ده سال است به خورد شهروندان خود میدهند. بُعد ناراحت کنندهی قضیه این است که اکثریت شهروندان غربی نه با نهضتهای دروغین رسانهها و حکومتهای خود و نه
با افراطگرایی اسلامی که آنها ادعا میکنند، متقاعد نمیشوند. بیشتر مردم به این درک رسیدهاند که هرچه به نام افراطگرایان مسلمان تمام میشود یا ساختهی سازمانهای اطلاعاتی غرب و یا واکنشی برضد امپریالیسم غرب است. به همین خاطر است که وعدههای واهی انتخاباتی اوباما جهت خاتمه دادن به جنگهای جنایی آمریکا و بازنگری سیاستهای خارجی با شاخصهای مردمیتر و منطقیتر، باعث رأی مردم به او شد. بُعد دردناکتر قضیه این است که، همانطور که انتخاب بیهوده و نالایق اوباما نشان میدهد، ایالات متحده (و نوکران غربیاش) بیشتر به سوی ورشکستگی، جنگهای جنایی و متجاوزانه پیش میروند که قربانیان و آشوب اجتماعی داخلی و خارجی بیشتری را به دنبال دارد و تمام اینها به خاطر نبود دموکراسی در ایالات متحده (و هر جایی دیگر در غرب) است. ایالات متحده یک دیکتاتوری است و آقای اوباما آن قدر نالایق و نامناسب است که حتی نمیتوان او را دیکتاتور این مجموعه نامید. * (*) فینان کانینگهام؛ روزنامهنگار ایرلندی و نویسندهی گلوبال ریسرچ/انتهای متن/