اخبار آرشیوی

کدخبر: 349215

پایگاه "الف" در تحلیلی درباره سیاست‌ خارجی دولت ترکیه نوشت؛ استراتژی "سیاست تنش صفر با همسایگان" که مبتکر آن داوود اوغلو، وزیر خارجه این کشور است، چندان موفقیت‌آمیز نبوده و در حال حاضر روابط ترکیه با اکثر همسایگان خود همراه با تنش و در برخی مرزها بحرانی است

هرچند اختلافات موجود در روابط ترکیه با همسایگان اروپایی اش شامل یونان، قبرس و ارمنستان به علت اختلافات در مرزهای آبی، قضیه نسل کشی ارامنه و اشغال قره باغ توسط ارمنستان داستانی قدیمی می باشد. اما حزب عدالت و توسعه توانسته بود در طی چند سال گذشته روابط خوبی را با همسایگان مسلمان خاورمیانه ایش ایجاد نماید و آنرا توسعه دهد. واقعیت ساختار قدرت در ترکیه به گونه ای است که نظامیان و کمالیست های ترکیه هرچند به ظاهر شعار دموکراسی سر می دهند اما به هیچ وجه، به ساز و کارهای دموکراسی که منجر به قدرت رسیدن اسلام گرایان بشود اجازه نضج گیری نمی دهند. شاهد این مدعا کودتاها و اعدام های متعدد، زندانی کردن اربکان، انحلال احزاب اسلام گرا به طور مکرر در سال های ۱۹۷۲، ۱۹۸۰، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۱ می باشد. نقطه عطف این رفتارهای غیردموکراتیک کودتای نظامیان در سال ۱۹۹۷ می باشد که با به حرکت در آوردن تانک ها در خیابان حکومت یک ساله اربکان را سرنگون کردند. بعد از آن، در سال ۲۰۰۱، رجب طیب اردوغان حزب عدالت و توسعه را پس از انحلال حزب فضیلت تاسیس نمود. این حزب به طریقی منشعب از حزب اسلام گرا و ضد صهیونیست نجم الدین اربکان، رهبر سابق حزب رفاه می باشد. زمانی که اردوغان در منصب شهرداری استانبول در سال ۱۹۹۴ در سمت شهرداری استانبول مساجد را سنگر، مؤمنان را سرباز و مناره‌ها را سرنیزه خواند، بسیاری در آن زمان اردوغان را اربکانی دیگر نامیدند. اما عملکرد ۱۰ ساله حزب اردوغان و بیانیه تاسیس آن که این حزب را حزب "محافظه کار دموکرات لائیک " و "غرب محور" معرفی می کند . نه تنها سبب شده است که نظامیان قدرمتند و لائیک های متنفذ در ساختارحکومت ترکیه این حزب را تحمل کنند بلکه باعث می شود که خوشبینی نابجا درباره جهت گیری اسلامی این حزب در اذهان بعضی ها از بین برود. جالب اینجاست که هنوز بعد از گذشت ۱۰ سال از حکومت حزب ظاهرا اسلامی عدالت و توسعه در کشوری با بیش از ۹۵ درصد مسلمان مشکل زنان مسلمان محجبه در این کشور اسلامی حل نشده است!! درگیری لفظی تند اردوغان با شیمون پرز در کنفرانس سویس ۲۰۰۹ و آدمکش نامیدن وی در آن کنفرانس همراه با ترک کنفرانس سیل پیام های تشکر و تحسین را از پایتخت های کشورهای اسلامی روانه آنکارا نمود، اردوغان این حرکت خود را یک واجب شرعی نامید! پرچم ترکیه در اکثر شهرهای جهان عرب به اهتزاز درآمد و استقبال باشکوهی توسط مسلمانان ترک در فرودگاه آنکارا از اردوغان به عمل آمد. پس از این واقعه اعزام کشتی مرمره به نوار غزه و کشته شدن ۹ شهروند ترک و در پی آن اخراج سفیر اسرائیل از ترکیه این ذهنیت را تقویت کرد که جبهه مقاومت در کنار ایران، سوریه، حزب الله و حماس تکیه گاه قدرتمند و قابل اتکای دیگری به نام ترکیه اسلامی پیدا کرده است. کار به جایی رسید که حتی عده ای در کشورهای اسلامی با خوشبینی احتمال قطع رابطه ترکیه با اسرائیل را مطرح کردند. اما شاید هیچ حاثه ای به اندازه انقلاب های اخیر خاورمیانه چهره بدون روتوش حزب حاکم در ترکیه را عیان ننمود. نگاه دقیق به استمرار و نوسانات موجود در سیاست خارجی ترکیه در قبال تحولات اخیر منطقه نشان می دهد که منافع جهان اسلام و حمایت از دموکراسی در سیاست خارجه ترکیه محلی از اعراب ندارد بلکه تنها شاقول ترک ها منافع ملی تعریف شده آنها است ولاغیر. در بدو تحولات لیبی، ترکیه موضعی علیه قذافی نگرفت اما با گذشت زمان و حمایت غربی ها از سقوط قذافی آنکارا به این باور رسید که قذافی رفتنی است و به حمایت تمام قد از انقلابیون پرداخت. در شروع اعتراضات چند هزار نفری مردم بحرین اردوغان در مارس ۲۰۱۱ اعلام نمود که نباید کربلای دیگری در بحرین ایجاد شود و صراحتا علیه اعزام نیروهای سعودی به بحرین موضع گیری کرد، اما با مرور زمان و عدم همراهی غربی ها و ارتجاع منطقه با انقلاب مردم بحرین، همزمان با کشتار بیرحمانه بحرینی ها، در حالی که در تظاهرات تاریخی و بی سابقه مردم بحرین در مارس ۲۰۱۲ که به گفته بعضی از خبرگزاری ها بیش از نیمی از جمعیت بحرین به خیابان آمده بودند ترکیه موضع سکوت و همراهی با غربی ها را اتخاذ کرد و اردوغان در پاسخ به سوال مجری صداو سیمای ایران درباره بحرین گفت:" در حال حاضر در بحرین مساله خاصی وجود ندارد!!!" در مورد سوریه در حالی که در اوایل شروع اعتراضات در منطقه درعا و حمص عربستان سعودی و آمریکا رویکردی محتاطانه در مورد سوریه داشتند و خانم کلینتون اظهار نمود به اصلاحات بشار اسد اعتماد دارد. اردوغان با ارزیابی غلطی که از اوضاع داخلی سوریه داشت در موضعی عجیب اعلام نمود که بشار اسد باید قدرت را به مخالفان واگذار کند، البته بعدها غرب و جریان سازش منطقه که موفق به جداکردن دمشق از ایران و مقاومت نشدند، همین موضع را در پیش گرفتند. اما با گذشت ۱۴ ماه از تحولات سوریه با فشار اقتصادی، تبلیغاتی، نظامی و دیپلماتیک علیه بشار اسد و مشخص شدن پایگاه اجتماعی قابل اتکای حکومت اسد، غرب مسیر دیگری را ازطریق طرح کوفی عنان جهت رسیدن به اهداف خود برگزیده است. نکته عجیب آن است که شخص اردوغان در کنفرانس اخیر اصدقاء سوریه در استانبول، اعلام نمود" ترکیه از هیچ طرحی که منجر به بقای بشار اسد بشود حمایت نمی کند." به عبارتی حتی اگر در انتخابات مردم به بشار اسد رای بدهند دولت ترکیه مخالف خواهد بود!!. در واقع روندی که حکومت ترکیه در پیش گرفته است نه تنها قطعا در راستای منافع اسرائیل و بر ضد مقاومت است بلکه لجبازی و اصرار بر ذهنیت قبلیِ سقوط حتمی بشار اسد به نفع منافع ملی ترکیه نیز نمی باشد. اما در مورد عراق، حمایت ترکیه از طارق الهاشمی و استقبال از وی در استانبول که به اتهام اقدامات تروریستی تحت تعقیب می باشد باعث ایجاد تنش در رابطه با این همسایه جنوبی شده است. اردوغان نیز در سخنانی مداخله جویانه و تحریک آمیز اعلام کرد ما نمی توانیم در مقابل قضایای داخلی عراق دخالت نکنیم!! و در مقابل جنگ طایفه ای سکوت کنیم. این درحالی است که قربانیان اصلی بمب گذار های کور، شیعیان هستند و شاید اگر نبود درایت و خویشتن داری آیت الله سیستانی عواطف تحریک شده شیعیان منجر به جنگ داخلی خانمانسوزی در عراق می شد. ضمن اینکه قوه قضائیه عراق کاملا مستقل از نهاد مجریه عمل می کند و قضات شیعه و سنی با همدیگر رای بر اتهام طارق الهاشمی داده اند. جالب اینجاست که در مورد سوریه نیز دولت ترکیه بحث درگیری شیعه و سنی را دامن می زند که خوشبختانه اکثریت قریب به اتقاق مردم سوریه از این ترفندها آگاه و برحذر می باشند. هرچند ترکیه با این رویکرد غیر سازنده در پی بدست گرفتن رهبری اهل سنت و گرفتن جای عربستان می باشد اما به نظر نمی رسد تشدید فضای تعصبات قومی- مذهبی در منطقه، با توجه به حمایت حکوت خودمختار کردستان از طارق الهاشمی و درگیری قدیمی آنکارا با کردها به نفع منافع ملی ترکیه باشد. منافع جهان اسلام و مقاومت فلسطین که جای خود دارد. و سرانجام درباره همسایه جنوب شرقی اش ایران؛ جهت گیری آنکارا در قبال سوریه که در تضاد با مواضع اصولی جمهوری اسلامی مبنی بر پشتیبانی از مقاومت منطقه، حمایت از اصلاحات حکومت سوریه و برگزاری انتخابات آزاد می باشد، باعث شد که رهبر انقلاب در دیدار نوروزی خود به اردوغان گوشزد کنند که ایران از برنامه ای که با طراحی آمریکا صورت گرفته است حمایت نمی کند و تلویحا ایشان را از بازی کردن در پازل آمریکا بر حذر داشتند. اردوغان که در این دیدار بیان کرد: "من به عنوان یک مسئول کشور در خدمت شما نیامده ام بلکه به عنوان مریدی به خدمت مرادم آمده ام. " و در مصاحبه اش با شبکه دو سیما ملت ایران را "برادران ایرانی" خود خطاب می کرد به محض رسیدن به فرودگاه استانبول دستور داد که ۲۰ درصد صادرات نفت از کشور برادران ایرانی!! به ترکیه کاهش یابد. ضمن اینکه در موضع گیری بعدی اش ایرانی ها را متهم به عدم صداقت کرد. در واقع با رویکرد یکساله غیر مدبرانه اخیر دولت اردوغان با همسایگانش سیاست تنش صفر با همسایگان جناب داوود اوغلو به محاق رفته است و ترکیه باید سعی بر جلوگیری از ایجاد تنش بیشتر با همسایگانش نماید. ضمن اینکه با حوادث ۲ سال اخیر و مواضع ترکیه در قبال لیبی، بحرین، یمن و علی الخصوص سوریه کمتر کسی دیگر شعار حمایت از مقاومت فلسطین و پشتیبانی از دموکراسی آنکارا را باور دارد. ترکیه با نفاق و ریاکاری و حکایت داووس سویس و اعزام کشتی مرمره و اخراج سفیر قصد داشت که جای ایران را در رهبری جبهه مقاومت اسلامی منطقه بگیرد. ایرانی که ۳۳ سال خالصانه و اعتقادی از آرمان فلسطین دفاع نموده و هزینه های سنگینی پرداخت کرده است. اما بر اساس سنت لا یتغیر الهی نفاق و ریا تا ابد دوام ندارد و بالاخره حقیقت از پس پرده رخ می نماید؛ از زمان کنفرانس سویس که اردوغان در آن به واجب شرعی اش در حمایت از مقاومت عمل کرد!! تا توطئه ترکیه علیه سوریه که مقر گروه های مقاومت است و مخالفت با حکومت مرکزی و مردمی عراق که با سوریه و مقاومت همراه است بیش از ۳ سال نگذشت. در واقع ترکیه در این ۳ سال خیلی ها را فریب داد اما" و مکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین.
ارسال نظر: