به مناسبت روز معلم

چرا معلمان بعد از بازنشستگی نمی‌خندند؟

کدخبر: 2027796

معلمی شغل انبیاست و همواره این دلسوزان عرصه تعلیم و تربیت با فداکاری و از خودگذشتگی انسان‌هایی را برای آینده جامعه تربیت می‌کنند. روز معلم شاید تنها فرصتی است که معلمان می‌توانند درددل‌های خود را با مسئولان درمیان بگذارند.

گروه جامعه « نسیم آنلاین » - زهرا آخوندی: روز ۱۲ اردیبهشت در تقویم جمهوری اسلامی ایران، روز معلم نامگذاری شده است. پس از پیروزی انقلاب‌اسلامی و شهادت استاد مرتضی مطهری در روز ۱۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ توسط گروه فرقان، این روز به عنوان روز معلم نامگذاری شد.

استاد شهید مطهری در روشنگری اقشار باسواد به ویژه قشر فرهنگی جامعه قدم‌های اساسی برداشته بود و آثار عمیق شهید در احیای فکر دینی اصیل و بی‌پیرایه و منطبق با نیاز روز جامعه در حال گذار ما بسیار مؤثر بوده است.

نقش کلیدی معلمان به عنوان مجریان آموزش عمومی و الگوهای اولیه دانش آموزان بسیار مهم جلوه می‌کند چرا که معلمان جامعه، انسان سازان نسل بعدی‌اند، لذا نقش آنان به گفته حضرت امام خمینی (ره) همچون نقش انبیا برای مردم است.

جوامع پیشرفته جهان اهمیت آموزش عمومی را به عنوان یکی از مهم‌ترین و شاید تنها‌ترین عامل توسعه اجتماعی دریافته‌اند و سرمایه گذاری‌های عظیم و درازمدتی را روی آن انجام داده‌اند. ایثار و فداکاری معلمان بر کسی پوشیده نیست وبودند معلمانی که با فداکاری و ایثار برای نجات دانش آموزان خود جان خود را فدا کردند تا انسانی را نجات دهند.

تلاش گران عرصه تعیلیم و تربیت برای نجات جامعه از جهل و بی‌سوادی و ریشه کن شدن آن از هیچ گونه تلاش و اقدامی فروگذار نبودند حتی حقوق و مزایای اندکشان در برابر کار پرفراز و نشیبشان مانع از ادامه راه آنان نشده است.

در همین زمینه مریم پیرحیاتی یکی از معلمان بازنشسته آموزش و پرورش که خواهر دو شهید معلم نیز هست از درد و دل‌های دوران بازنشستگی می‌گوید چرا روز معلم فرصتی است تا معلمان ناگفته‌های خود را به مسئولان مربوطه انتقال دهند.

او می‌گوید: معلم مانند شمعی است که می‌سوزد تا بسازد ذره ذره وجودش آب می‌شود و با روشنایی و نورانی کردن وجود دیگرا ن زندگی می‌بخشد.

وی ادامه می‌دهد: در دوران خدمت صادقانه بهترین افراد را تحویل اجتماع می‌دهد ولی خود بهترین دوران زندگیش را فدامی نماید و در گوشه‌ای خلوت سکنی می‌گزیند.

پیرحیاتی می‌افزاید: متاسفانه فرهنگیانی که به افتخار بازنشستگی نایل می‌شوند از طرف سازمان بازنشستگی هیچ طرح و برنامه‌ای وجود ندارد و‌‌ رها شدهاند و هیچ از تجارب این پیر خادمان به عرصه علم ومعرفت استفاده نمی‌شود.

وی خاطر نشان کرد: در این برهه از زمان چرا باید درصدی که هرساله در فروردین اضافه می‌شد امسال به کسانی که اقلیت حقوق رادریافت می‌کنند اضافه نشود که فرهنگی مجبور شود در صف راننده خطی بایستد و هزاران توهین را محتمل شود یا شغلی را انتخاب نماید که درشان یک معلم نیست؟

پیرحیاتی در ادامه می‌گوید: مگر حقوق بازنشستگانی که سالیانی است به این درجه نایل شده‌اند چقدر است که از پس پرداخت هزینه‌های گزاف برمی‌آیندکه نیاز به اضافه حقوق نداشته باشند خیلی از این افراد با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارند و به هر دری می‌زنند تا شرمنده زن و فرزندانشان نشوند دلیل این بی‌انصافی در حق این قشر زحمتکش چیست مقصر کیست؟

وی افزود: بعد از سی سال رنج و زحمت تا دردسرها شروع می‌شود دنبال دکتر و درمان و بیمارستان رفتن‌ها آعاز می‌شود، درد زانو وکمر دیسک آرتروز گردن و... به علت سرپا ایستادن‌های مکرر در پای تخته سیاه آبا اندک حقوق بازنشستگی کفاف هزینه ویزیت دکتر و درمان و سایر هزینه‌های زندگی‌اش را می‌نماید جدای از این مساله شما بعد از بازنشستگی دقت نموده‌اید که لبخند برلب آنان نمی‌بینید زیرا می‌ترسد به علت جای خالی دندانهای افتاده مورد تمسخر قرار گیرد زیرا قادر به پرداخت هزینه‌های گزاف دندانپزشکی نیست پس مجبور است زجر بکشد و خجالت نداشتن دندان را به جان بخرد.

وی اظهارکرد: بازنشسته شرمنده زن و فرزندانش هست به علت اینکه نمی‌تواند برای دختران دم بختش جهیزیه تهیه نماید یا پسرانش را سرو سامان دهد یا برای نوه‌هایش کادوی تولد تهیه نماید سرافکنده می‌شود.

این معلم بازنشسته اذعان داشت: از بیمه‌هایش بگویم وقتی پول‌ها را از حقوق کسر می‌کنند نقدی ولی نوبت پرداخت هزینه‌ها می‌شود طوری حساب می‌نماید و خیلی را کنار گذاشته و با گفتن این طرف قرداد بیمه نیست از پرداخت هزینه شانه خالی می‌نماید؛ خدا روزی را نیاورد که دچار بیماری خاصی خود یا فرزندانشان شوند که برای پرداخت هزینه‌ها کمرش زیر بار عظیم خم می‌شود که گاهی مجبور شده منزل مسکونی را فروخته و آواره کوچه و خیابان شود و بعد از مرگش هم کلی بدهی برای بچه‌هایش باقی می‌گذارد.

پیرحیاتی می‌افزاید: چرا درجامعه‌ای که از خدمتگزار دکتر مهندس استاد قاضی وکیل بازاری و همه و همه حتی رئیس جمهور وزراءاز جوهره وجودی معلم به این مقام و درجه رسیده‌اند معلمین بازنشسته به دست فراموشی سپرده شوند و زمان با زنشستگی مانند وسایل دست دوم درگوشه‌ای به حال خود‌‌ رها می‌شوند. آیا این اجحاف و ظلم نیست؟ ممکن است بعضی اوقات تسهیلاتی شاید فراهم شده باشد که برای کلان شهرهاست و فرهنگیان مناطق محروم هیج اطلاعی ندارند و بی‌خبرند و لحظه‌ای که تاریخ مصرفشان تمام می‌شود در گنج منازل سکنی گزیده و هیچ کس سراغی ازآنان نمی‌گیرد جا دارد مسئولین برای لحظه‌ای هم که شده خود را جای این گروه که دلی به وسعت دریا دارند گذاشته و چاره‌ای بیندیشند.

او در پاسخ به اینکه بهترین لحظات در دوران خدمتتان برای شما کدام است، می‌گوید: بهترین لحظه خدمتم این بود که شاگردانم به عنوان همکار به محل خدمتم مراجعه نموده ودر کنارم به تدریس مشعول شدند.که الان هم به وجودشان افتخار می‌کنم وبه انان می‌بالم یا وقتی شاگردانم را می‌بینم که دکتر و مهندس و دبیر شده‌اند خوشحالم و هیچوقت فراموش نمی‌کنم.

متاسفانه برخی معلمان بازنشسته به دلیل کمبود حقوق خود ناچار هستند به مشاغل دیگری که در شان آن‌ها نیست روی بیاورند که غلامحسین موکل یکی از آنان است.

موکل می‌گوید: بعد از ۳۹ سال تجربه حقوق او یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است در حالیکه فرزندان وقتی بزرگ می‌شوند و تشکیل خانواده می‌دهند قطعا تعداد افراد خانواده افزایش می‌یابد و خرج و مخارج نیز زیاد‌تر می‌شود که با توجه به تورم هرگز چنین حقوق‌هایی کفاف زندگی را نمی‌دهد.

وی می‌گوید: ۳۰ سال در آموزش و پرورش در مقطع راهنمایی دبیر ریاضی بوده و در سال ۸۶ نیز بازنشسته شده و در شرایط کنونی این نوع حقوق‌ها اصلا مطلوب نیست و معلمان بازنشسته از نظر حقوقی وضعیت خوبی ندارند.

موکل می‌افزاید: وقتی دختر ازدواج می‌کند و پسر دانشجو و فرد دارای نوه و داماد و عروس می‌شود چطور می‌توان با وضعیت تورم یک زندگی را اداره کرد.

او در پاسخ به اینکه انتظارات شما از وزیر آموزش و پرورش چیست؟ می‌گوید: بعد از سال‌ها خدمت صادقانه انتظار داریم که به وضعیت معیشتی و حقوق و مسکن بازنشستگان رسیدگی شود تا این قشر از جامعه ناچار نباشند، به خاطر تامین زندگی خود به شغلی که درشان آن‌ها نیست روی بیاورند.

موکل اذعان داشت: معلمی عشق است و بنده با علاقه و عشق و به خواست خودم وارد آموزش و پرورش شدم و با توجه به اینکه درس ریاضی برای شاگردان دشوار بود از روش‌های متعددی برای فراگیری این درس استفاده می‌کردم که بسیار اثرگذار بود.

این معلم زحمتکش بازنشسته می‌گوید: وقتی هر بار در خیابان و گوشه و کنار شهر دانش آموزانم را می‌بینم و با آن‌ها برخورد می‌کنم بسیار شاد می‌شوم و وقتی می‌گویند که شغلی دارند و برای جامعه انسانی مفید شده‌اند تمام خستگی‌هایم از تنم بیرون می‌رود و دشواری‌های زندگی را فراموش می‌کنم.

شهلا آبنوس یکی معلمان بازنشسته می‌گوید: تجربیات معلمان بازنشسته در ادوار مختلف گنجینه‌ای بزرگ و ارزشمند است و آموزش و پرورش می‌تواند با جمع آوری تجربیات معلمان بازنشسته کتابی را تدوین کند و در اختیار معملمان جوان و تازه کار قرار دهد چرا که این نوع روش بسیار تاثیرگذار بوده و موفقیت را افزایش می‌دهد.

وی ادامه داد: متاسفانه معلمان بعد از بازنشستگی فراموش می‌شوند در حالیکه کوله باری از تجربیات را با خود به همراه دارد که برای آموزش و پرورش و تداوم راه و پیشرفت کار‌ها بسیار مفید و ارزنده است اما هرگز مسئولان در این عرصه به چنین موضوعی توجه نکرده‌اند.

آبنوس می‌گوید: دانش آموزان قدر معلمان خود را بدانند چرا که ان‌ها از جان خود برای انتقال فرهنگ و تعلیم و تربیت مایه گذاشتند و در راه آموزش و روشنگری انان از هیچ کاری دریغ نکردند و اگر امروز قدرت خواندن و نوشتن دارند و یا در جایگاهی قرار گرفته‌اند باید بدانند که معلمی در این راه آنان را یاری کرده است.

آری به راستی روز معلمی فرصتی است تا مسئولان عرصه آموزش و پرورش به درد و دل‌ها و خواسته‌های معلمان گوش داده و توجه کند و دانش اموزان نیز یادی از معلمان خود داشته باشند و فراموششان نکنند.

ارسال نظر: