چند سؤال از رئیس سازمان تامین اجتماعی

کدخبر: 2030350

سازمان تامین اجتماعی به عنوان بزرگ‌ترین نهاد حمایتی کشور خانواده ۴۱ میلیون نفری از کارگران، بیمه شدگان و بازنشستگان را زیر چتر خود دارد؛ اما پاسخگویی مسئولان در برخی زمینه‌ها متناسب با این بزرگی نیست.

گروه جامعه «نسیم آنلاین»: طی سه سال گذشته آقای نوربخش رئیس سازمان تأمین اجتماعی حضور رسانه‌ای فعالی داشته است. مردم وی را به‌کرات در رسانه ملی مشاهده کرده‌اند؛ برای توضیح طرح‌های خدماتی مربوط به بازنشستگان، بدهی بیمه‌ها به این سازمان و یا برای افزایش سقف دریافتی بازنشستگان، برای نظارت سرزده به بیمارستان‌ها، حضور در کنفرانس‌ها و سمینار‌ها و..... قطعاً می‌توان به این لیست بلندبالا موارد متعددی را افزود.

البته قطعاً این حضور می‌تواند باعث ارتباط مردم با دولت شود منوط به این‌که این‌همه حضور صرفاً از منظر یک ارائه‌دهنده خدمت و مطالبه گر پول نباشد بلکه از منظر نقش حاکمیت و یا تولیت هم باشد.

برای روشن شدن این موضوع بهتر است از واحد روابط عمومی و رسانه سازمان تأمین اجتماعی (که انصافاً از پرکار‌ترین این نوع واحد‌ها در میان نهادهای دولتی هستند) بپرسیم که چند درصد مطالب گفته‌شده توسط ریاست سازمان در طول سه سال گذشته در خصوص مطالب ذیل با رسانه‌ها بوده است؟

1-چگونگی بررسی شکایت مردم و استیفای حقوق مردم از بیمارستان‌های تحت تصدی سازمان تأمین اجتماعی

2- ضرورت تفکیک نقش تدارک خدمت از تولیت به‌عنوان سکان‌دار نقش حاکمیت در حوزه بیمه‌ای

3- تفاوت پرداخت معنادار میان مدیران ارشد با بازنشستگان تأمین اجتماعی

4- برنامه مشخص دکتر نوربخش به‌عنوان متولی بزرگ‌ترین سازمان حمایتی کشور برای کاهش پرداختی‌های بیمارستانی از جیب مردم

5- ارتقای نقش نظارت سازمان تأمین اجتماعی بر بیمارستان‌ها

6- چگونگی کنترل هزینه‌های لجام‌گسیخته درمان مردم که از تقاضای القایی و به‌کارگیری تجهیزات غیرضروری و.... به وجود می‌آید

رئیس سازمان تأمین اجتماعی یک مدیر بلندپایه دولت است، لذا در مقابل کلیت دولت هم اصولاً باید پاسخگو باشد؛ حال که روز کارگر را پشت سر گذاشتیم از ایشان می‌پرسیم که ازنظر ریاست سازمان تأمین اجتماعی در پرداخت منابع عمومی میان بازنشستگان این گروه‌ها چه معیاری باید مدنظر قرار گیرد؟ آیا وضع موجود عادلانه است؟ درکل اقتصاد باید تخصیص منابع چگونه صورت گیرد؟

افزایش کیفیت ارائه خدمات و نظارت مستمر و مؤثر بر فعالیت مؤسسات و بیمارستان‌ها تحت امر سازمان تأمین اجتماعی با رویکرد دفاع از حقوق بیماران و مستمری‌بگیران باید در دستور کار باشد نکته‌ای که کمتر در صحبت‌های عمومی مشاهده می‌کنیم و در لابی‌ها نیز عمدتاً از این واژه‌ها سود می‌بریم برای تحقق افکار خود برای تداوم وضع موجود.

کدام گروه اجتماعی در کشور دارای بالا‌ترین لابی در همه عرصه‌هاست؟ در عرصه رسانه در دولت، در مجلس و ...

اگر بخواهیم همین سه گروه را با هم مقایسه کنیم دو گروه کارگر و پزشک را، کدام‌یک دست بالا را برای لابی‌گری در اختیاردارند؟ توان چانه‌زنی برای تحقق منافع و نیازهای کارگران و بازنشستگان زحمتکش چه اهرمی است؟ آیا وزیر رفاه و یا رئیس سازمان تأمین اجتماعی توان این را داشته است که مجلس و نهادهای اجرایی و مسئول را در راستای منافع کارگران و بازنشستگان با خود همراه نمایند؟ پاسخ به این سؤال‌ها قطعاً می‌تواند در ارتقای اعتماد عمومی به سازمانی با خانواده 41 میلیون نفری را مؤثر باشد.

ارسال نظر: