داریوش سجادی در یادداشتی تشریح کرد:
ورود هاشمی به "پروژه سید حسن خمینی" غیر اخلاقی بود
این فعال سیاسی اصلاح طلب با بیان اینکه اساساً شکل ورود هاشمی به "پروژه سید حسن" غیر اخلاقی بود نوشت: وقتی هاشمی دعوت از سید حسن به عرصه انتخابات را در ایوان شهر "جار" زد بشکلی بیاخلاقانه "سید" را به عنوان "آدم خود" به ساختار سیاسی کشور القا کرد.
به گزارش « نسیم آنلاین » داریوش سجادی فعال سیاسی اصلاح طلب مقیم آمریکا طی یادداشتی با عنوان "بوسه مرگ هاشمی!" در صفحه شخصی خود در گوگل پلاس پیرامون اقدامات و اظهارات اخیر هاشمی در مورد شورای نگهبان نوشت:
ماجرای فراخوان هاشمی رفسنجانی از سید حسن خمینی جهت نامزدی در انتخابات خبرگان و اعلام حمایت هاشمی از «سید» را میتوان با «بوسه مرگ» یهودا اسخریوطی بر گونه مسیح ابن مریم مشابهت داد که از آن طریق «جوداس» توانست رسول خدا را نزد سربازان روم لو داده و موجبات تمهید مهلکه عیسی مسیح را فراهم آورد.
در ماجرای آغاز تا فرجام سید حسن در انتخابات خبرگان نیز شکل ورود هاشمی به این ماجرا و جنس حمایت ایشان از سید حسن را من حیثالمجموع میتوان پروژه شکست خورده «هاشمی رفسنجانی» در کنار تخریب شخصیت و حیثیت سیاسی سید حسن محسوب کرد که ماهیتاً ناشی از اشتباه محاسباتی هاشمی در خواندن غلط از دست حریف بود.
قرائن و شواهد موید آن است که هاشمی در این انتخابات مترصد بود مطابق و مشابه ۹۲ از طریق فن «گامبی» ابتدا با دعوت علنی از سید حسن جهت شرکت در خبرگان و آنگاه ترغیب ایشان به عدم شرکت در آزمون مظنه اجتهاد به بهانه «اشبه الناسی به امام» و آنگاه سخنرانی ساختارشکن اش در «۱۲ بهمن» با ظاهر دفاع از صلاحیت سید حسن، ضمن بخرج دادن تعمد در سوزاندن «سید جوان» و آنگاه از طریق القای نقش خود در مقام مدافع «سید مظلوم» و یگانه شهسوار سینه سپر کرده در مقابل نظام، سونامی آرا در انتخابات خبرگان را به سمت و سبد آرای خود، شناژ کند.
امری که در ۹۲ و از طریق گامبی عارف و تحمیل انصراف به ایشان جواب داد و منجر به تجمیع آرا در سبد روحانی شد. اما چیزی که ظاهرا هاشمی این بار پیش بینی آن را نکرده بود؛ هُشیاری رقیب در این جدال از طریق زدن «بدل» در مقابل «فن» مسبوق به سابقه هاشمی بود که منجر به ناکامی هاشمی در «پروژه سید حسن» شد.
اساساً شکل ورود هاشمی به «پروژه سید حسن» غیر اخلاقی بود چرا که وقتی ایشان دعوت از سید حسن به عرصه انتخابات خبرگان را در ایوان شهر «جار» زد بدین طریق و بشکلی بیاخلاقانه «سید» را در صورت لبیک به فراخوانش به عنوان «آدم خود» به ساختار سیاسی کشور القا میکرد که اگر موفق به ورود به مجلس خبرگان هم میشد موظف بود شاکله سیاسی خود را در عداد «امر بران هاشمی» برسمیت بشناسد! اگر هم به شیوه طراحی شده هاشمی ناکام از ورود به خبرگان میشد هاشمی این فرصت را مییافت تا با مدیریت ماجرا، سبد آرای «سید جوان» را بیاخلاقانه به نفع خود در خبرگان پنجم مصادره کند.
قطعاً اگر هاشمی در فراخوان «سید» به انتخابات خبرگان برخوردار از حُسن نیت بود حداقل حزم و اخلاق حکم میکرد تا به منظور پرهیز از هر گونه شائبه «سید» را در خفا ترغیب به نامزدی در خبرگان کند.
علیایحال هاشمی در فاز دوم «پروژه سید حسن اش» [!] بعد از عدم احراز صلاحیت اولیه «سید» بابت عدم شرکت در «آزمون اجتهاد» کوشید ماهی مُراد خود را از طریق «زدن به زیر میز بازی» صیادی کند!
دفاع بیموقع؛ اما حسابشده هاشمی از سید حسن در ۱۲ بهمن با آن نطق تند و ساختار شکن علیه شورای نگهبان آن هم در موقعیتی که «سید» تازه اعتراض خود را به شورای نگهبان ارسال کرده و شورا هنوز نفیا یا اثباتاً نتیجه تجدید نظر را اعلام نکرده بود؛ چنین امری بواقع لگد کوبیدن به زیر «میز بررسی صلاحیت سید» توسط هاشمی بود تا از این طریق هر روزنه ای برای تائید صلاحیت سید را ببندد.
هاشمی تا آن اندازه شعور سیاسی دارد که بداند بر فرض اگر شورای نگهبان تمایلی هم به تائید صلاحیت «سید حسن» در مرحله تجدید نظر داشت آن دفاع هیستریک و بیموقع ایشان از «سید» مانع از هرگونه رغبت شورا برای بازگرداندن «حاج حسن» به انتخابات میشد؛ چرا که در عرف سیاسی چنین امری تلقی به توفیق هاشمی از گردن کلفتی و باجگیری از شورای نگهبان میشد.
امری که به اندازه کافی برخوردار از انگیزه منفی برای اعضای شورای نگهبان بود تا از ورود به پازل هاشمی و بازی در زمین هاشمی از طریق «توشیح صلاحیت سید حسن» استنکاف ورزند.
اما چیزی که هاشمی پیش بینی آن را نکرده بود خوانده شدن دست ایشان از جانب رقیب و محروم کردن هاشمی از قطبی سازی فضای انتخابات بود. فی الواقع هاشمی با این تصور بازی دفاع ساختارشکنانه از سید حسن در ۱۲ بهمن را استارت زد تا از این طریق بتواند با تحریک سیستم عصبی رقیب و هدایت ایشان به واکنش پرخاشگرانه فضا را به نفع خود به دو قطبی «هاشمی قهرمان» و «شناعت شورای نگهبان» مبدل سازد.
اما وقتی فضای سیاسی ایران برخلاف انتظار هاشمی مواجه با سکوت سنجیده و محاسبه شده اعضای شورای نگهبان نسبت به سخنان ساختار شکن هاشمی شد! چنین امری موید آن بود که قوه عاقله نظام عزم خود را جزم کرده تا این بار تحت هیچ شرایطی به بازی هاشمی بمنظور قطبی کردن فضای انتخابات تن ندهد.
مضافاً آنکه آیتالله خامنهای نیز در سخنرانی ۱۹ بهمن خود و با این تذکر در آن سخنرانی که:
« برخی حرفهای غلط و نامناسب این روزها مایه تشویش و تردید مردم در انتخابات میشود و این حرفها فقط با نگاه سیاسی و به علت دوری از انگیزه های خدایی بیان میشود که اکنون قصد ندارم به آنها بپردازم ... و مسئولین مشغول مسائل تبلیغاتی و روزنامهای نشوند مراقب باشند که جنجال های روزمره انتخاباتی آنها را سرگرم نکند و از پرداختن به مسائل مهم غافل نشوند»
آیتالله بدین طریق ظاهراً و غیرمستقیم این پیغام را به هاشمی داد که دست ایشان را خوانده و این بار اجازه ورود نظام به زمین بازی و امکان قطبی سازی فضای مورد نظر و مطلوب هاشمی را نخواهد داد.
سکوت مناسب و محاسبه شده رهبری و شورای نگهبان در مقابل مبارزطلبی هاشمی از شورای نگهبان از طریق سخنرانی ۱۲ بهمن که منجر به خنثیسازی ترفند هاشمی به منظور قطبی کردن فضای انتخابات شد قرینه زیرکی داستان آن کارتون خوابی است که هر ساله و با آغاز فصل سرما پرخاشگرانه مقابل کلانتری محل میرفت و ضمن هتاکی و فحاشی و شکستن پنجرههای کلانتری موجبات بازداشت و برخوردار شدن از سرپناهی گرم در فصل زمستان در زندان شهر را برای خود فراهم میکرد تا آنکه در آخرین زمستان بعد از هتاکیهای معمول این بار افسر نگهبان نزد وی آمد و زیر گوش کارتون خواب مزبور گفت:
این بار دیگر دستت را خوانده ایم! هر چه می خواهی بکن ـ ما دیگه تو را بگیر نیستیم!
علیرغم این همه ماجراجوئیها فوق نافی آن نیست که هاشمی پیروز محتمل انتخابات تهران با آرائی مناسب خواهد بود! این امر هم بازگشت به این واقعیت دارد که اساساً تهران پایگاه سنتی طبقه خردهبورژوای کمپرادور است که محصول سیاست های اقتصادی و گشادهدستانه هاشمی طی دوران ریاستجمهوری ایشان است. طبقهای که از خردهبورژوای کمپرادور نه بورژوا است و نه کمپرادور و تنها «خرد» است و بدون برخورداری از حداقلهای طبقه متوسط با شاخصهای مولدی و فرزانگی صرفاً شامل اقشاری میشود که بلعنده و مصرف کننده و غربنده اند و هاشمی همواره مرجع قابل وثوقی برای ایشان بوده و هست.
لذا استبعادی ندارد که هاشمی خبرگان تهران را با آرائی مناسب ببرد؛ اما هاشمی با «پروژه سید حسن» دنبال بیش از اینها بود و میکوشید و میکوشد تا با هر اندازه بیشتر کردن فاصله آرای خود با دیگر نامزدهای انتخابات بتواند تا آن اندازه خود و موقعیت سیاسی خود را در هرم قدرت ایران شارژ کند، تا از آن طریق بلکه بتواند به وعده نوروزی دو سال پیش خود با مضمون زیر جامه عمل بپوشاند:
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زند که غصه سر آید!