عبدالرضا سلطانی

تاملی بر واکنش وزیر هزار میلیاردی به خودکشی‌های زنجیره‌ای در خیابان

کدخبر: 2033204

یکی از تحلیل گران سابق روزنامه ایران طی یادداشتی با اشاره به خودکشی‌های اخیر زنجیره‌ای که در چند نقطه تهران به وقوع پیوسته است از بی‌توجهی دولتی‌ها به این آسیب‌های اجتماعی گلایه کرده است.

به گزارش « نسیم آنلاین »، عبدالرضا سلطانی در یادداشتی که در پایگاه اطلاع رسانی دولت بهار منتشر ساخته است با اشاره به سخنان سیاسی دکتر هاشمی وزیر بهداشت نوشته است:« ناگفته گذاشتن برخی گفتنی ها، نمی تواند کمکی به حل این معضل کند، چراکه حتی عالی رتبه ترین مسئول مربوطه، به عنوان یکی از اعضای دولت مسئول، نمی خواهد نتایج فاجعه بار عملکرد اشتباه و تخریبگر اقتصادی دولت را بپذیرد. در دوران طولانی و شیرین مذاکرات و آفتاب تابان برجام به نحو باور نکردنی دچار جهش شده بود. در حالیکه سازمان پزشکی قانونی، به عنوان متولی و منبع اصلی اخبار این حوزه، طی سه سال گذشته از درج آمار مربوط به این فاجعه انسانی، خودداری می کند.»

این نویسنده در ادامه با اشاره به ضعف مفرط دولت در پیش بردن امور کشور و گذاردن همه تخم مرغ ها در سبد برجام ادامه می دهد:« آقای وزیر شاید به دلیل ثروت افسانه ای خود به این حقیقت آگاهی نداشته باشند که شهد شیرین خدمت دولت امید، نه در شهرک های صنعتی و بازار ایران، بلکه در ایتالیا، فرانسه، چین و... بیشتر قابل مشاهده است. البته اگر غارت اموال مردم مستضعف این سرزمین را از فهرست عایدی "هیچ" که جناب سیف به آن اعتراف کردند کم کنیم، ماحصل سه سال امید مردم به تمدید مذاکرات و در نهایت امضای توافق هسته ای، عملا چیزی فراتر از صفر نبوده است. اکنون حامیان تنک دولت یازدهم، در مرزی میان ناامیدی و بحران روحی دست و پا می زنند و نسبت دادن این فاجعه انسانی به منتقدان مسیر اشتباه دولت، چیزی از ارزش های منفی تیم اقتصادی و سیاست گذاری دولت حاضر کم نمی کند.»

متن کامل این یادداشت بدین شرح است:

بیش از دو ماه پیش بود که در یادداشتی با عنوان "آیا باد نرخ واقعی امید به زندگی و آمار خودکشی را به این نقطه رسانده است؟" نسبت به تصاعدی شدن آمار خودکشی به مسئولین هشدار دادم.

آنچه طی یک ماه گذشته در کشور علنی شده، جای هیچ گونه ابهام و پنهان کاری را باقی نمی گذارد اما باور کردنی نبود که وزیر محترم بهداشت، از این بلیه غیر طبیعی به مثابه ابزاری برای تسویه حساب جریانی با منتقدان دولت سوء استفاده داشته باشند.

در خبرها آمده بود که وزیر محترم در همایشی مرتبط با همین موضوع، گفته اند: «پمپاژ کردن این همه ناامیدی در جامعه با انگیزه های سیاسی، بی انصافی است و هیچ ملتی با خودش چنین کارهایی را نمی کند.»

هاشمی در ادامه می افزاید: «اجازه دهیم که شهد شیرین خدمت به کام مردم بماند و هر چه فکر می کنم، تحریک مردم، معلمان، پرستاران و کارگران، با خدا و پیامبر، انقلاب، منافع ملی و انسانیت مغایرت دارد.»

وزیر محترم بهداشت در ادامه اضافه می کند: «بخشی از افرادی که با تابلوی قصد قربت ولی در عمل برای کسب قدرت، طرح هایی برای ناامیدی مردم دارند، رعایت کنند زیرا مردم گناهی ندارند و نباید به آنها امید کاذب داد و یا آنها را ناامید کرد.» وی در نهایت با لحنی هشدار آمیز، به منتقدین گوشزد کردند که ادامه این روند می تواند به اپیدمی شدن خودکشی منجر شود.

اگرچه مطابق منطق جناب وزیر محترم(!) قصد و نیتی برای افزودن بر آمار خودکشی ندارم، اما ناگفته گذاشتن برخی گفتنی ها، نمی تواند کمکی به حل این معضل کند، چراکه حتی عالی رتبه ترین مسئول مربوطه، به عنوان یکی از اعضای دولت مسئول، نمی خواهد نتایج فاجعه بار عملکرد اشتباه و تخریبگر اقتصادی دولت را بپذیرد.

در مطلبی که بیش از دو ماه پیش منتشر شد، به طور مستند از آماری سخن به میان آمد که در دوران طولانی و شیرین مذاکرات و آفتاب تابان برجام به نحو باور نکردنی دچار جهش شده بود. در حالیکه سازمان پزشکی قانونی، به عنوان متولی و منبع اصلی اخبار این حوزه، طی سه سال گذشته از درج آمار مربوط به این فاجعه انسانی، خودداری می کند.

حالا در چنین شرایطی که آمار حقیقی و دقیق خودکشی ها به مرز سانسور رسیده، چگونه می توان این فاجعه انسانی را متوجه منتقدینی دانست که اتفاقا عمده دغدغه و دلواپسی آنها، متوجه اهمال در حوزه مسئولیت اقتصادی دولت مطبوع جناب وزیر است.

با این همه می توان با پیش فرض جناب وزیر مسئله را از زاویه ای دیگر تحلیل کرد. جناب دکتر هاشمی از ناامیدی گفتند. به واقع کدام دشمنی می توانست مردم امیدوار به نتایج ملموس و آنی توافق هسته ای را در پس دو سال مذاکره و رفت و آمد، با این حجم از ناامیدی مواجه کند؟ آیا آنچه جناب هاشمی نتایج شیرین خدمت می نامند، در حوزه ای فراتر از مرزهای تخیل، و بر روی زمین واقعیت های اقتصادی و معیشتی، قابل مشاهده است؟ همه شواهد دقیقا عکس این مسئله را نشان می دهد.

آقای وزیر شاید به دلیل ثروت افسانه ای خود به این حقیقت آگاهی نداشته باشند که شهد شیرین خدمت دولت امید، نه در شهرک های صنعتی و بازار ایران، بلکه در ایتالیا، فرانسه، چین و... بیشتر قابل مشاهده است. البته اگر غارت اموال مردم مستضعف این سرزمین را از فهرست عایدی "هیچ" که جناب سیف به آن اعتراف کردند کم کنیم، ماحصل سه سال امید مردم به تمدید مذاکرات و در نهایت امضای توافق هسته ای، عملا چیزی فراتر از صفر نبوده است. اکنون حامیان تنک دولت یازدهم، در مرزی میان ناامیدی و بحران روحی دست و پا می زنند و نسبت دادن این فاجعه انسانی به منتقدان مسیر اشتباه دولت، چیزی از ارزش های منفی تیم اقتصادی و سیاست گذاری دولت حاضر کم نمی کند.

در این میان می توان به تحقیر عمومی ملت در فجایعی همچون منا، تهدید شدن به واسطه میکرو کشورهایی چون جیبوتی و کویت و از آن بدتر، تجاوز به حیثیت ایرانی در عربستان اشاره کرد. و این البته منهای ناامیدی جریان ارزشی است که آرمان های بلند انقلاب را زیر پنجه های کثیف سازش و تسلیم می بینند و از فرط ناراحتی، گریز گاهی جز جبهه نبرد خارجی نمی یابند.

کاش جناب وزیر محترم، به جای فرافکنی و گفتن از اپیدیمی انتحار، از ضریب جینی طرح تحول سلامت و رضایت جامعه پزشکی از این طرح می گفتند، یا می فرمودند که از نظر ایشان، عیادت بازیگران و اصحاب محصور فتنه و سرشناسان، آیا به اندازه آن پنجاه نفری که با داروهای آلوده بینایی خود را از دست دادند، برای ایشان مهم است یا خیر.

و آخر اینکه اگر من جای جناب هاشمی بودم به جای نسخه پیچی برای منتقدین و مردم٬ به وضعیت وخیم روحی همکاران و روسا توجه می کردم٬ چراکه عصبیت آنها تبعات بسیار خطرناک تری در فضای کشور باقی می گذارد تا مردم دست کوتاه و درمانده.

ارسال نظر: