اخبار آرشیوی
ابراهیم انصاریان، عضو جبهه متحد اصولگرایان: اگر مردم احساس کنند که نظام و بهخصوص مسئولان برای مبارزه با فساد همت دارند، این دلگرمی بهوجود میآید که حضورشان در انتخابات را بیشتر کنند
به گزارش «نسیم» پایگاه جبهه متحد اصولگرایان نوشت: ابراهیم انصاریان متخصص حقوق بین الملل؛ از جمله نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان در حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر است. وی در گفتگوی تفصیلی با پایگاه اطلاعرسانی جبهه متحد اصولگرایان بر پیگیری حقوق هسته ای کشورمان و همچنین حقوق اتباع جمهوری اسلامی ایران در سایر کشورها تاکید دارد و می گوید: «قطعا حق هستهای ما یک حق صلحآمیز هست و آمریکاییها و اروپاییها هم اذعان دارند ولی چون ما یک کشور مسلمان انقلابی هستیم و احساس آنها این است که توان هستهای ما باعث رشد مسلمانان هم میشود با ما مخالفت می کنند. البته حتما رشد و پیشرفت ایران اسلامی و پافشاری بر اصول، حتما موجب الگوگیری کشورهای منطقه می شود.» در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید: * آقای انصاریان بسیاری شما را به برادر شیخ حسین انصاریان می شناسند. قدری از زندگی و دروان تحصیلتان بگویید. من در سال 1337 در تهران به دنیا آمدهام. در یک خانواده مذهبی و متوسط به لحاظ مسائل مالی. ولی هم مذهبی و هم انقلابی. پدرم علیرغم اینکه کاسب جزء بود و با مرحوم شهید نواب صفوی دوست بود و در مبارزات شهید نواب همکاری میکرد و
از همان ابتدای زندگی با مسائل انقلاب آشنا شدم. توسط هم پدرم و هم مدرسههایی که ما میرفتیم بیشتر مدرسههای اسلامی و انقلابی بود. لذا از شروع نهضت امام خمینی با خود حضرت امام(ره) آشنا شدیم تا الان که در خدمت شما هستیم. تحصیلاتم در مدارس اسلامی طی شده است. دوره دانشگاه را بعد از انقلاب بهعنوان اولین دانشجویان دانشگاه علوم قضایی که مرحوم شهید بهشتی تأسیس کردند برای قوه قضاییه تحصیل کردم و کارشناسی ارشدم را در دانشگاه تهران گرفتم. رشته لیسانسم حقوق است و فوقلیسانسم فقه و مبانی حقوق اسلامی. بنده از بعد دوران دبستان، بعدازظهرها در مدرسه آیتالله مجتهدی مشغول تحصیل شدم . ادامه داشت تا بعد از انقلاب که در مدرسه عالی شهید مطهری و مدرسه مروی و تحصیلات حوزویام را آنجا انجام دادم تا به سطوح سطح حوزه که مربوط به انتهای سطح است را خواندم. * سوابق کاریتان چطور بود؟ در بحث سوابق کاری خودم، در ابتدای انقلاب بهتوصیه مرحوم شهید رجایی که با پدرم نزدیک بودند و رفت و آمد داشتند، به آموزش و پرورش آمدم و بهعنوان مربی امور تربیتی در منطقه 14 مشغول شدم. منطقه 14 منطقهای بود که منافقین در آن خیلی فعال بودند لذا یکی از کارهای مهم
در منطقه چهارده مبارزه با منافقین بود که شروع کردیم. بعد از آن به منطقه 12 آمدم بهعنوان مدیر مدرسه در منطقه محروم مولوی در حقیقت از ابتدا شروع کردیم و چیزی حدود پنج سال بهعنوان مدیر مدرسه آنجا فعالیت کردم. بعد از آن به سازمان امور اداری و استخدامی کشور رفتم و چون تخصصم حقوق بود مدیرکل امور اداری و استخدامی کشور شدم. از سال 70 بهطور کامل به وزارت امور خارجه آمدم بهعنوان کارشناس حقوقی وزارت خارجه و در بخش حقوقی مشغول شدم. پنج سال مدیرکل امور اجتماعی وزارت خارجی بودم و در دولت اصلاحات به علت اینکه ما گرایش به ولایت و حزباللهی داشتیم بنده و جمعی از دوستان را بهصورت کامل کنار گذاشتند؛ ولی ما ایستادگی در مقابل اصلاحات و دوم خردادیها را تکلیف خود می دانستیم لذا در مقابلشان ماندم و با دوستانی که همفکر بودیم توانستیم تا یکمقدار از مسائلی که لازم بود جلوگیری کنیم. در دولت نهم که آقای متکی وزیر امور خارجه شدند بنده شدم مشاور حقوقی ایشان و تا پایان تصدی ایشان بهعنوان مشاور حقوقی ایشان بودم. * ظاهرا قرار بود سفیر هم بشوید؟ بله. چند ماه قبل از رفتن آقای متکی از وزارتخانه، یکی از سفارتخانه ها به بنده پیشنهاد شد
که بهلحاظ مسائلی نپذیرفتم. ولی در نهایت اکنون بهعنوان کارشناس ارشد در وزارت خارجه مشغول هستم. * با توجه به سوابق جنابعالی در مورد علم حقوق و سیاست خارجه، آیا وزارت خارجه در این زمینه فعالیتی دارد؟ در مورد مسائل حقوقی اگر اجازه بدهید من دو بخشش کنم؛ مسائل حقوق بینالملل و مسائل حقوق داخلی. در مسائل حقوق بینالملل چیزی که مهم است دفاع از حقوق جمهوری اسلامی ایران مهم است. شاید در دوران انقلاب ما هیچ حقی بالاتر از حق هستهای برای ما نبود و جمهوری اسلامی ایران که حالا به تعبیری بگوییم سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دفاع از این حقی بود که در حقیقت ابرقدرتها و دشمنان نظام دنبال این بودند که ما این حق را نداشته باشیم. نمونههایش هم در سازمان ملل در مجامع بینالمللی ما از این حق دفاع کردیم و امروز هم سیاست خارجی ما بر همین مبنا در حال حرکت است که دفاع از حقوق جمهوری اسلامی ایران بهعنوان دفاع از حق هستهای بودن ماست. قطعا حق هستهای ما یک حق صلحآمیز هست و آمریکاییها و اروپاییها هم اذعان دارند ولی چون ما یک کشور مسلمان انقلابی هستیم و احساس آنها این است که توان هستهای ما باعث رشد مسلمانان هم میشود با ما مخالفت
می کنند. البته حتما رشد و پیشرفت ایران اسلامی و پافشاری بر اصول، حتما موجب الگوگیری کشورهای منطقه می شود. این بیداری اسلامی بهنظرم از آن پافشاریهایی ماست که بهوجود آمد. یعنی پافشاری جمهوری اسلامی ایران بر هم تفکرات و نظراتش و هم حقوقی که دارد. حتما همین است که ما احساس میکنیم که بیداری اسلامی آن برآیند آن مقاومتی است که در جمهوری اسلامی ایران و بهنام انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در حال انجام است. این بزرگترین حق است. حقوق دیگری که ما داریم؛ حقوق دانشمندان ماست که در خارج از کشور تاکنونچندتایشان دستگیر شدهاند و الان در زندانهای آمریکا و یا جاهای دیگر هستند. این وزارت امور خارجه است که باید این را پیگیری کند و برای آزادی و دفاع از اینها محکم بایستد و دفاع کند. بخش دیگری که در حقوق جمهوری اسلامی ایران در بخش بینالملل میشود مثال زد دفاع از ایرانیان خارج از کشور است. ما میدانیم که مقام معظم رهبری در نوبتهای مختلف گفتهاند که دفاع از ایرانیان خارج از کشور وظیفه جمهوری اسلامی ایران و وزارت خارجه است. یعنی وزارت خارجه است که باید حقوق شهروندان ایران را در خارج از کشور پیگیری کند و بهعنوان یک حق کنسولی که
در کنوانسیون وین مطرح است و در سایر حقوق بینالملل ما این را داریم که هر کشوری باید نسبت به شهروندان خودش دفاع کند و محکم هم بایستد و از حقوق ایرانیان خارج از کشور دفاع کند. حالا اگر مسائلی در مورد ایرانیان باشد این سیاست جمهوری اسلامی است که باید این دفاع را داشته باشد و وزارت خارجه هم مجری این سیاستهای دفاع از ایرانیان خارج از کشور است. * به نظر می رسد مجلس هم می تواند در این زمینه اهرمی برای وزارت خارجه جهت پیگیری های حقوقی در عرصه بین الملل باشد. در مجلس چون ما پیوستهایم به کنوانسیونهای مختلف در مجاری بینالمللی، از همان مجاری بینالمللی کنوانسیونها را میشود استفاده کرد. منتهی از راههایی که میشود در مجلس استفاده کرد این است که کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی و کمیسیون حقوقی مجلس که میتواند قوانین و مقرراتی را بر اساس همان کنوانسیونها انجام بدهد و وزارت خارجه را مکلف کند که این حقوق را انجام بدهد و پیگیری کند. * رهبر انقلاب همیشه روی مشارکت گسترده در انتخابات تأکید داشتهاند مباحث داخلی جبهه متحد و یکی از دغدغه های جدی جبهه، تلاش در جهت مشارکت گسترده است چه محورهایی را در مورد این موضوع می توان
مدنظر داشت؟ بحث حضور گسترده مردم بحثی است که هم حضرت امام(ره) روی آن خیلی تکیه داشتند و هم مقام معظم رهبری بارها این را تأکید کردند که حضور مردم اقتدار نظام است و اقتدار نظام با حضور مردم شکل میگیرد. هرکجا که حضور مردم بوده نظام هم اقتدارش محکم بوده و زیاد بوده و هم اینکه در برابر دشمنان توانسته بایستد و در حقیقت نظام را از گزند دشمنان نجات دهد اما چه روشهایی را میشود انجام داد. یکی اینکه بهنظر میآید که اگر مسئولین وحدت داشته باشند و همگرایی و همدلی داشته باشند مردم هم به حضور در صحنههای مختلف دلگرم میشوند. حالا مثالش را میشود در بحث دفاع مقدس زد که تأکید امام(ره) هم همین بود. آنجا میبینیم که هرکجا که مسئولین ما وحدت داشتند و اختلاف نداشتند مردم هم پشت سرشان حرکت کردند. یعنی در درجه اول این مسئولیت مسئولین هست که نسبت به همدیگر وحدت داشته باشند. دوم اینکه در اجرای آنچه را که نظام خواستار است. حالا نظامی را که ما میگوییم در رأسش رهبری و سایر قوانینی که ما داریم اجرای آنها میتواند مردم را دلگرم کند. مسأله سوم مبارزه با فساد است. یعنی اگر مردم احساس کنند که نظام و بهخصوص مسئولین همت دارند برای مبارزه
با فساد، این دلگرمی بهوجود میآید که حضورشان را بیشتر کنند و شاید مطلب دیگری که راجع به حضور گسترده میشود انجام داد این است که مردم احساس کنند که حضورشان تأثیرگذار است و در قانونگذاری تأثیر قوه مجریه که همینطور هم هست و تأثیر را دارد منتهی افرادی که در رأس قوه مجریه، مقننه و قضاییه هستند افرادی هستند که مطالبات آنها را پیگیری میکنند و انجام میدهند. نقش رسانهها نقش بسیار مهمی است بهخصوص اگر ما نگاهی به 20 سال گذشته کنیم نسبت به رسانهها. بیشتر رسانههای ما بهصورت مکتوب بوده و بهصورت روزنامهها و مجلات بوده و حتی رسانه ملی ما و صداوسیما یک محدوده یکی دو شبکه بیشتر نبوده. اما امروز رسانههای مجازی ما شاید دارد جای رسانههای مکتوب و حتی رسانههای صدا و تصویری را دارد تا حدودی میگیرد. چون دسترسی به آن آسان و راحت و سریعتر است لذا این رسانهها یک تکلیفی دارند نسبت به جمهوری اسلامی و نسبت به مردم که در درجه اول با صداقت برخورد کنند. اگر خبری میخوانند صداقت را در آنها ببینند. پس اولین وظیفه یک رسانه این است که صداقت را به خرج بدهد و اخباری که نشان میدهد درست باشد. و موجب تشویق و در هم ریختگی افکار مردم
نشوند. سیاهنمایی نکنند و در حقیقت مردم را ناامید نکنند چون ناامیدی از همین رسانهها و بعضی از سیاهنماییها موجب ناامیدی مردم میشوند. در واقع مردم را دلگرم کنند و اگر نقد و انتقادی نسبت به قوای سهگانه دارند میتوانند منصفانه نقد کنند و به شکلی نباشد که تخطئه و یا خدایی نکرده تخریب باشد. در مورد رسانهها در حقیقت اگر رسانهای خلافگویی کند و سیاهنمایی کند شاید گناهش از گناههای فردی هم بیشتر است. تخریب و افترا و تهمت زدن و حرفهای غیرواقعی نسبت به افراد و گروهها اینها اصلاحش و درست کردنش خیلی زمان میبرد و مشکلات زیادی دارد تا درست شود. * متاسفانه بولتن سازی های اخیر به نوعی یک حرکت سازماندهی شده تخریبی را نشان می داد. بله همین بولتنی که اخیرا نسبت به جبهه متحد اصولگرایی و شخصیتهایی که در جبهه متحد اصولگرایی هستند. خب این خیلیهایش با واقعیت منطبق نبود و خیلیهایش نظرات درستی نبود که شنیده شده که اعضای جبهه پایداری هم خودشان انتقاد داشتند به تعبیری به ادبیاتش انتقاد داشتند. در حالیکه مخاطبین وقتی میخوانند فقط بحث ادبیاتش نیست. بحث مطالب خلاف واقع و دروغی هم که در بولتن بود مطلوب نیست اینطور حرکتهایی که
در جمهوری اسلامی ایران ما همه خودمان را مؤمن میدانیم و انقلابی میدانیم صحیح نیست که ما نسبت به بزرگان و افراد اینگونه ناروا سخن بگوییم و قلم بزنیم. حتی بحث شخصیتهای مهم نیست بلکه همه افراد هم در اسلام، محترم هستند و نباید شخصیتشان ولو به اشاره تخریب شود و در احکام اسلامی وقتی بحث غیبت را مطرح میکنیم و بحث مسخره کردن و استهزا را مطرح میکنیم حتی به یک اشاره هم فقها تلقیشان این است که غیبت و استهزاء محسوب میشود. لذا حالا ما بیاییم یک جزوهای یا بولتنی یا خبری را در رسانه پخش کنیم که حیثیت یک گروهی یا جمعی یا شخصیتی از بین برود دیگر نابخشودنی است و امکان اینکه شما بخواهید اصلاحش کنید دیگر نیست و به قول معروف آبرویی که ریخته شده دیگر جمعشدنی نیست. * در این بولتن یکی از شخصیت های برجسته که مورد هجمه قرار گرفت آیت الله مهدوی کنی بودند. ایشان بولتن را دیدند؟ چه واکنشی داشتند؟ ایشان جزوه را دیدند و نظرشان این بود که اینطور کارها نه به نفع انقلاب است و نه به نفع انتخابات و تفرقه و جدایی و انشقاق ایجاد میکند بین نیروهای انقلابی. البته تاکید داشتند که جبهه متحد و افرادی که در این بولتن مورد تخریب قرار گرفته اند
برای وحدت نیروهای انقلاب از پاسخ خودداری کنند. * البته برخی این بولتن را تضارب آرا و ارایه یک فکر دیگر می دانند. حالا تضارب آرا فرق میکند با اینکه شما بیایید و تخریب کنید. تضارب این نیست. تضارب آرا این است که شما در کلاس درس و دانشگاه مینشینید با استادت بحث میکنید. یک نظریه او میدهد و شما نظریه را نقد میکنید یا در دروس حوزه. در دروس حوزه یک مرجع تقلید با 40، 50 سال سابقه در درس خارج شروع میکند به درس دادن و یکی از شاگردانش شروع میکند و نقد میکند آن قضیه را اما هیچموقع آن مرجع را تخطئه و تخریب نمیکند؛ این چیزی است که ما در حوزهها داریم. نقد نظریات در حوزه خیلی سابقه طولانی دارد. شاید مشابهش در دانشگاهها و یا مجامع علمی دیگر کمتر دیده شود. اما یک طلبهای که شاید سنش هم کم باشد اما نظر استادش را که مرجع تقلید هم هست نقد میکند و او هم پاسخ میدهد. اما هیچموقع آن طلبه نمیآید بیرون که تخطئه کند و تخریب کند مرجع را و بگوید که این حرف من را قبول ندارد. ما یکموقع میخواهیم نقد کنیم و یکموقع میخواهیم تنازع کنیم. تضارب آرا و نقد فرق میکند با تنازع. تنازع یعنی از بین بردن و کندن بیرون انداختن طرف. ولی تضارب آرا
اینطور نیست. یکی از دغدغه های کنونی بدنه جریان اصولگرا ادامه کار جبهه متحد اصولگرایان است. آیا انتخابات پایانی بر این جبهه است؟ باید در مورد آن بحث شود لیکن حدس من این است که نظر دو بزرگوار حضرت آیتالله مهدویکنی و حضرت آیتالله یزدی این است که از سوی جبهه متحد، نظارت بر جریان اصولگرا در مجلس استمرار داشته باشد حالا نه نظارت بهمعنای رسمی و قانونی بلکه نظارتی که مسئولیتشناسی نمایندگان را این جبهه پیگیری کند. این پیشنهاد بنده است که یک عدهای در جبهه متحد اصولگرایی بمانند بهعنوان اتاق فکر برای فکر دادن به لوایح و پشتیبانی کردن از لوایح و طرحها و هم اینکه نظارت بر عملکرد این کاندیداهایی که از طرف همه طیفهای اصولگرایی و لیست اصلی یعنی جبهه متحد که وارد مجلس می شوند؛ یک نظارتی هم از بیرون بر اینها داشته باشند و عملکرد اینها را بهصورت مثلا هرسه ماه یکبار یا شش ماه یکبار یا سالانه ارزیابی کنند و تذکرات لازم را به آنها منتقل نماید که خیلی مهم است. به هر صورت یک پایگاهی باشد برای انتقال نظرات حقوقی، علمی برای لوایح و طرحها که بتواند یک پشتوانه فکری هم برای نمایندگان مجلس باشد. * تحریم، بیداری اسلامی و
الگو گیری از جمهوری اسلامی از سوی ملت های منطقه موضوعی است که نیاز به تحلیل دارد. نظر شما در این باره چیست؟ از ابتدایی که نظام ما یعنی 22 بهمن 1357 شکل گرفت، تفکر نه شرقی نه غربی را امام پایهگذاری کرد. البته از ابتدای نهضت 15 خرداد 1342 امام(ره) این تفکر جدا شدن از جبهه غرب و شرق را داشت و سخنرانیهای 15 خرداد به بعدشان هم به نسبت آمریکا حملاتی را داشتند و انتقاداتی داشتند و هم به نسبت نیروهای شوروی سابق. البته چون در آن زمان انگلستان هم خودش یک قدرت تقریبا بلامنازعهای در جهان بود؛ یک جملهای را امام دارند که خیلی جالب است و امام میفرمایند که آمریکا از شوروی بدتر است و شوروی از آمریکا بدتر است و انگلستان از هردوی اینها بدتر است. این نشان میدهد که امام از ابتدای نهضت و شروع کار خودشان نظام سلطه را در دوطرف میدیدند یعنی هم در شرق هم در غرب. خب این خیلی مطلوب نیست برای ابرقدرتها و سلطه که وابستگی نداشته باشیم. مطلب بعدی قدرت جمهوری اسلامی ایران است. جمهوری اسلامی ایران اکنون از یک موقعیت ویژهای برخوردار است آنهم قدرت تفکریاش است که تفکر انقلاب اسلامی را دارد و به هیچعنوان حاضر نیست که سلطه هیچ کشوری را
بپذیرد لذا در قانون اساسی ما هم این تبیین شده بهعنوان یک اصل از اصول قانون اساسی که نه زیر بار سلطه میرود و نه حاضر است که کسی را به زیر سلطه خودش بکشد. مقاومتهایی هم که در طول 30 سال شده از جمهوری اسلامی یک قدرت بسیار بزرگی درست کرده است. تبلور آن را در اظهار نظر برخی از سیاستمداران غربی و آمریکایی شاهد هستیم. آنها به روشنی اذعان می کنند که جمهوری اسلامی ایران یک قدرتی است که نمیشود این قدرت را بهسادگی عوضش کرد. لذا مقاومت جمهوری اسلامی و مردم ایران و مسئولین ما در این سه دهه، یک اقتدار بسیار عظیمی را برای نظام درست کردهاند. این اقتدار باعث شده که کشورهای اروپایی و غربی این را اذعان کنند که ایران تأثیرگذار است روی مردم منطقه و جهان دارد. این بیداری اسلامی از همین مقاومت ما و مقاومت جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است. وقتی که مردم مسلمان در سراسر جهان میبینند که جمهوری اسلامی ایران در مسائل علمی و هستهایاش پیشرفت کرده و در نانو پیشرفت کرده و دارد خودکفا میشود؛ این را احساس میکنند که یک نظام کارآمد اسلامی در تحت زعامت ولی فقیه دارد مدام پیشرفت میکند و حاضر هم نیست که این پیشرفتش را از جهان غرب بگیرد و
خودش دارد انجام میدهد. لذا به ابزارهای پوسیده ای چون تحریم روی آورده است و با جنگ نرم به تقابل با نظام اسلامی می پردازد. و به تعبیری که رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای فرمودند شبیخون فرهنگی و ماهواره و فضاهای مجازی، همه اینها در مقابل این است که جمهوری اسلامی ایران در پای اصول خودش ایستاده است. بحث تحریم هم که امروز ما داریم میشنویم بحث جدیدی نیست. آمریکاییها درست از ابتدای شروع انقلاب بحث تحریم را مطرح کردند. الان هم در بین اروپاییها این مسأله هست که تحریم بهضرر آنها تمام خواهد شد. خوشبختانه الان ما در خیلی از صنایع نظامیمان و صنایع دارویی و مختلفمان خودکفا شدهایم بهنسبت سالهای گذشته و تحریم تأثیراتش بسیار کم است. مردم به این تحریمهای ناکارامد و کاغذی عادت کردهاند و خیلی برایشان اهمیتی ندارد. با این همه تحریم و فشار هم شاهد روند رو به جلوی انقلاب هستیم امام جملهای که دارند که انقلاب را صادر میکنیم. الان دارد آن واقعیت جلوه بیرونی پیدا می کند. این بیداری اسلامی همان صدور انقلابی است که امام فرمودند و الان دارد انجام میشود. لذا ابرقدرتها تمام تلاششان را برای این میکند که این تأثیر روی
مردم مسلمان جهان گذاشته نشود. ایرانهراسی و اسلامهراسی و این مقولهای که اینها در جهان راه انداختهاند، در همین راستاست. امروز شما در کشورهای منطقه در مصر و تونس و لیبی و بحرین و جاهای دیگر شعارهایی که مردم میدهند شعارهایی است که ما در شروع انقلابمان می گفتیم. می پرچمهایی که شما میبینید شعارهای اسلامی دارد و شبیه همان پرچمهاست و این همان صدور انقلابی است که امام فرمودند. شاید خیلیها آن روز به این جمله امام باور نداشتند. اما امروز این باور رسیده اند. * جمهوری اسلامی ایران چه اقداماتی در تهدیدهای میتوانند انجام دهند؟ ببینید جمهوری اسلامی ایران قدرت دفاعیاش به حدی هست که اگر آنها خدایناکرده بخواهند ما را تهدیدی کنند در بیانات وزیر دفاع و سایر مسئولین دفاعی و سیاسی ما این است که ما به اندازه کافی این قدرت را داریم که در مقابل تهدیدی که دشمن کند، بتوانیم مقابله کنیم و دشمن را به عقبنشینی وادار کنیم. بیاناتی هم که مقام معظم رهبری در خطبه ها فرمودند بازتابش در مقامات سیاسی آمریکا و اسراییل کاملا مشهود بود که عقبنشینی جدی کردهاند. اینکه اوباما در یک سخنرانی میگوید که اسراییل توان حمله ندارد یا حمله نمیکند
یا اصلا در فکر این نیست؛ نشان میدهد که قدرت بیان رهبر انقلاب و صلابت ایشان باعث شد که اینها بلافاصله موضعگیری کنند و یک عقبنشینی جدی کنند که ما اصلا دنبال حمله به ایران نیستیم. در ضمن مشکلاتی که خود اروپاییها و آمریکاییها دارند مانع از حتی طرح تهدیدها در آینده شود. چندی است که می بینید که اعتصاب سراسری اسراییل را دارد فلج میکند و قطعا مشکلات آنها آنقدر زیاد هست که این تهدیداتشان در آینده حتی به مرحله بیان هم نرسد * یکسری کلماتی هستند که دوست داریم نظر شما را درخصوص آنها در حد چند کلمه بدانیم: شیخ حسین انصاریان: خطیب ماهر و تأثیرگذار آیتالله مهدوی کنی: پیر انقلاب و مورد حمله دشمنان نظام مجلس خبرگان: عصاره ملت حداد عادل: مرد فرهنگ ولایتی: مرد سیاست فدایی: مرد کمحرف زاکانی: فعال بهتمام معنا باهنر: نفر دوم همیشگی مجلس. نایبرییس همیشگی.