اخبار آرشیوی

کدخبر: 442801

مهدی محمدی طی یادداشتی در پایگاه "برهان" نوشت: راهبرد جدید ایران در مسأله هسته‌ای،"کاهش انباشت مواد غنی‌شده و افزایش ظرفیت غنی‌سازی" است/ این راهبرد جدید یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اطلاعاتی غرب، یعنی "تخمین سرعت برنامه‌ هسته‌ای ایران" را مختل می‌کند

این کارشناس مسائل سیاسی در "برهان" نوشت: گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به خوبی این مسئله را آشکار می‌کند که ایران یک راهبرد فنی جدید در برنامه‌ی هسته‌ای خود در پیش گرفته است. این راهبرد فنی، که در واقع نشان‌دهنده‌ی مهارت فوق‌العاده‌ی ایران در برقراری ارتباط میان بخش فنی و بخش سیاسی است، شرایطی را ایجاد می‌کند که ایران بتواند از ظرفیت‌های بخش فنی خود، حداکثر استفاده را در محیط‌های دیپلماتیک و امنیتی ببرد. این راهبرد جدید را می‌توان در یک بیان خلاصه، «کاهش انباشت مواد غنی‌شده و افزایش ظرفیت غنی‌سازی» نامید. این راهبرد بر مؤلفه‌های زیر بنا شده است: 1. آژانس در گزارش اوت 2012 خود، بیان کرده بود که ایران بیش از 50 درصد ذخیره‌ی اورانیوم 20 درصد خود را، برای تولید میله‌های سوخت راکتور تهران، به مرکز تحقیقات هسته‌ای اصفهان منتقل کرده است. در گزارش اخیر آژانس هم این موضوع عیناً تکرار شده است. در تابستان گذشته، وقتی آژانس برای اولین بار این اقدام فنی ایران را گزارش کرد، منابع غربی در تحلیل آن دچار سردرگمی حیرت‌آوری شدند. این اقدام فنی ایران به هیچ وجه به تحلیل‌های این منابع ‌ـ‌به ویژه صهیونیست‌ها‌ـ‌ که تا پیش از آن دائماً می‌گفتند ایران در صدد انباشت مواد 20 درصد تا حد به دست آوردن ظرفیت ساخت یک سلاح هسته‌ای است، تطبیق نداشت. مطابق تحلیل اسرائیلی‌ها، ایران باید بی‌وقفه و با حداکثر سرعت، به غنی‌سازی 20 درصد ادامه می‌داد تا بتواند هر چه سریع‌تر چیزی حدود 150 کیلوگرم اورانیوم 20 درصد تولید کند، اما اقدام تقریباً ناگهانی ایران در ارسال بیش از نصف ذخیره‌ی اورانیوم 20 درصد خود به تأسیسات تولید سوخت، واقع در مرکز تحقیقات هسته‌ای اصفهان، این تحلیل‌ها را به هم ریخت. ایران با این اقدام نشان داد هدفی که از روز اول برای برنامه‌ی غنی‌سازی خود اعلام کرده بود کاملاً صادقانه و عملیاتی است و توهماتی که صهیونیست‌ها درباره‌ی این موضوع داشتند و سعی می‌کردند آن را به دیگران هم القا کنند، صرفاً جوسازی‌های بیهوده بوده است. این مسئله برای صهیونیست‌ها چنان آزاردهنده و غیرمنتظره بود که «ایهود باراک»، وزیر دفاع این رژیم، مجبور شد به صراحت اعتراف کند که ایران، بر خلاف پیش‌بینی اسرائیل، «روند ساخت سلاح هسته‌ای» را به شدت کند کرده است!» 2. مؤلفه‌ی دوم این راهبرد مربوط به تعداد سانتریفیوژها در نطنز و فردو و همچنین توان غنی‌سازی این ماشین‌هاست. گزارش نوامبر 2012 نشان می‌دهد ایران تعداد ماشین‌های سانتریفیوژ خود را، هم در نطنز و هم در فردو، افزایش داده است. مطابق این گزارش، ظرفیت فردو کامل شده و اکنون حدود 3 هزار ماشین در آنجا وجود دارد. از این تعداد چیزی حدود 700 ماشین در حال غنی‌سازی 20 درصد هستند. تعداد ماشین‌ها در نطنز هم به حدود 11 هزار عدد افزایش یافته است. به لحاظ فنی 3 مسئله‌ی مهم در اینجا وجود دارد: الف) ایران با افزایش تعداد ماشین‌ها ظرفیت بالقوه‌ی غنی‌سازی خود را، خصوصاً در فردو، به طور جدی افزایش داده است. اگرچه این ظرفیت بالفعل نیست، ولی کاملاً عملیاتی است و کشور می‌تواند در زمان کوتاهی یک جهش در حجم غنی‌سازی خود ایجاد کند. ب) ایران راندمان کاری و توان ماشین‌های خود را هم بهبود داده است. به این ترتیب، اولاً توان تفکیک ماشین‌ها (کیفیت غنی‌سازی) افزایش چشمگیری یافته است، به گونه‌ای که تازه‌ترین تحلیل مؤسسه‌ی علوم و امنیت بین‌المللی نشان می‌دهد شاخص SWU ماشین‌های ما در بهترین وضعیت قرار دارد. ثانیاً حجم دورریز فرآیند غنی‌سازی در کشور، به طور جدی، کاهش پیدا کرده است و این نشان می‌دهد رشد مهارت ایران در فناوری غنی‌سازی یک رشد مستمر است. ج) جمهوری اسلامی با افزایش جدی تعداد ماشین‌های خود در نطنز و فردو، در واقع در حال انتقال این پیام فنی است که هیچ مشکلی در فرآیند قطعه‌سازی و مونتاژ ندارد و بر خلاف پیش‌بینی‌های منابع غربی، در این زمینه، وابستگی خود به واردات را تقریباً صفر کرده است. کنار هم گذاشتن این 2 مؤلفه، راهبرد فنی مطرح‌شده در ابتدای این نوشته را روشن می‌کند. ایران از یک سو، در حال کاهش یا حداقل می‌توان گفت ثابت نگه داشتن حجم ذخیره‌ی اورانیوم 20 درصدی انباشت‌شده خود است و از سوی دیگر، ظرفیت و زیرساخت لازم برای انجام عملیات غنی‌سازی در سطح وسیع و انباشت فوری مواد غنی‌شده در زمانی کوتاه را برای خود ایجاد کرده است. پیام راهبردی این نوع رفتار فنی این است که کشور ما هیچ پروژه‌ای برای ساخت سلاح ندارد، چرا که در این صورت، نباید ظرفیت فنی خود را در مسیری که آشکارا به معنای دور شدن از وضعیت آستانه‌ای است سوق می‌داد. اینکه جمهوری اسلامی سلاح نمی‌سازد و نخواهد ساخت اکنون دیگر یک ادعا نیست، بلکه پیام روشنی است که از دل رفتار تکنیکال آن در بخش فنی بیرون می‌آید. البته در عین حال، ایران می‌خواهد نشان بدهد که در مقابل سناریوهای پیش‌بینی‌نشده نیز به هیچ وجه دست‌بسته نیست و گزینه‌های فنی متعددی را برای مقابله با وضعیت‌های فرضی در آینده برای خود ایجاد کرده است. علاوه بر این، راهبرد فنی جدید اشاره‌شده یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اطلاعاتی غرب، یعنی تخمین سرعت برنامه‌ی هسته‌ای ایران، را مختل می‌کند. غرب برای تدوین سیاستی که درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران دارای جدول زمانی باشد، نیازمند آن است که درک روشنی از سرعت برنامه‌ی فنی جمهوری اسلامی، به ویژه برنامه‌ی غنی‌سازی، داشته باشد. تا به حال غربی‌ها، سرعت برنامه‌ی کشور ما را از طریق نسبت‌گیری میان ظرفیت فنی موجود و ظرفیت فنی فعال محاسبه می‌کردند، ولی از حالا به بعد ناچار خواهند بود به دلیل افزایش فوق‌العاده‌ی ظرفیت غنی‌سازی ایران، یک عدم قطعیت بزرگ را در همه‌ی محاسبات خود وارد کنند
ارسال نظر: