اخبار آرشیوی
علیمحمد مودب در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: در حوزه ادبیات کسی نیست بگوید استعداهایی که کشف کردیم؛ باید چه کنند؟/ برای فوتبال میلیاردها خرج میشود اما برای شاعران هیچ/ ادبیات انقلاب را باید آدمهایی بنویسند که سنخیت بیشتری با آن دارند/ استعدادها جدی گرفته نمیشوند
شهرستان ادب جایی است که پاتوق بچه مذهبی ها شده است، جایی که شاعران و نویسنده گان جوان می آیند تا دور هم به دنبال چیزهایی باشند که در جاهای دیگر پیدا نمی کنند. برای همین برای مصاحبه در خصوص شهرستان ادب به سراغ علیمحمد مودب رفتیم تا از او در مورد جزئیلت این پاتوق انقلابی بپرسیم. متن ذیل گفت و گوی ما با مودب است که در ذیل آمده است: *سال ها به دنبال جایی بودیم که سرزندگی و نشاط داشته باشد من سال ها در کار نوشتن بودم و در جلسات و محافل شعرشرکت کردم و این جور جلسات را می شناختم احساس نیاز می کردیم که یک محفل تازه ای شکل بگیرد برای بچه هایی که در حوزه ادبیات معاصر تعلق خاطر بیشتری به اسلام و انقلاب دارند و گرایش اصلی شان هم در حوزه مباحث سیاسی و انقلاب اسلامی است. و این افراد بیشتر دوست دارند برای اسلام و انقلاب و کشورشان کار کنند. احساس می کردیم شاید در نسل ما این خلا بود مثلا محافلی که بود سرزندگی و نشاط نداشت و یا ویژگی هایی داشت که مطلوب ما نبود، برای همین دنبال این بودیم که چنین جایی شکل بگیرد. من در تمام این سال ها که فعال بودم احساس می کردم یک ماموریت مهمی باید باشد که مغفول مانده و آن ماموریت زمینه سازی و
فضاسازی برای فعالیت برجستگانی است که از دل سیستم های مختلف کشف استعداد اموزش و پرورش ادبی بیرون می آیند و خودشان را ثابت می کنند. * ده ها پایگاه و محفل داریم که دایه دار کشف استعداد هستند شما ببینید ما ده ها پایگاه و یا محفل و علم و بیرق داریم که دایه دار کشف استعداد هستند، جشنواره های ادبی و سوگواره ها عمده کاری که می کنند این است که یک موضوع خاص را دنبال می کنند و کشف استعداد به معنای عام انجام می دهند. ولی چیزی که خیلی مورد غفلت است این است که همه در حال کشف و پرورش استعداد هستند خب حالا فرض کنیم استعدادی کشف شد، این استعداد کشف شده باید در کجا مورد استفاده قرار بگیرد؟ یعنی شما در حوزه های مشابه ببینید مثلا در حوزه علوم از مدرسه ابتدایی تا دانشگاه داریم استعدادی را پرورش می دهیم برای آنکه مهندس و دکتر شود، این ساختارهایی است که دانش خودش را در اختیار جامعه قرار دهد تولید کند و به هر حال بودنش نمود و ارزش پیدا کند. * هیچ کس نیست بگوید این استعداهایی که کشف کردیم؛ حالا چی؟ باید چه کنند؟ در حوزه ادبیات و هنر کمتر به این فکر شده یعنی اگر هم فکری باشد برای مراحل اولیه است ولی اینها همه دو ضلع یک مثلثی هستند که
نوک آن تولید است. در مرحله داشت است که اتفاق اصلی می افتد، اما ما فقط در مرحله کاشت یک چیزهایی داریم. مثلا در مرحله برداشت هم داس به دستان زیاد هستند ولی چه کسی داشت را متولی است یعنی کسی فرایند تولید را هدف گذاری می کند. در شعر هم همین طور است، ولی هیچ کس نیست بگوید این استعداهایی که کشف کردیم و به عنوان چهره های مسلط حوزه خودشان دارند فعالیت می کنند حالا چی؟ باید چه کنند؟ سرنوشت شاعران و نویسندگان را که مطالعه می کینم متوجه می شویم گاهی مجبورند در حوزه هایی غیر مرتبط با خودشان کار کنند، خوشبخت ترین شان کسانی هستند که در مطبوعات و یا تدریس فعالیت میکنند. خیلی ها هم هستند که کارهای غیر مرتبط دارند. * هدف ما در شهرستان ادب فضاسازی برای برجسته ترین استعدادهای عرصه ادبیات است ایده و هدف ما برای شهرستان ادب این بوده که فضاسازی بکنیم برای برجسته ترین استعدادهایی که در این چرخه وجود دارند. یعنی این ها بتوانند تولید کنند و رسما برای زندگی شان که شاید مهم ترین جنبه حیاط یک آدم است وارد کار نوشتن شوند. مثلا یک فردی که در ده ها جشنواره مختلف شرکت کرده و جایزه برده است حالا می خواهد یک رمان بنویسد، آیا ناشری هست که
آثارش را چاپ کند؟ و به کارنامه کاری و توانایی طرف و اعتماد کند و خطر سرمایه را بپذیرد و آن نویسنده فقط به کار اصلی اش یعنی نوشتن بپردازد و آن موسسه اثر را درست عرضه کند. شهرستان ادب تاسیس شد تا این ایده را زنده نگه دارد که ما باید برای این استعدادها که از دل این چرخه بیرون می آیند فکر کنیم، که اگر یک شاعر خوب و درجه یک کشور بخواهد تمام زندگی اش را روی شعر بگذارد چه باید بکند؟ * مهم ترین کسانی که علم یک تمدن را بر می دارند اهالی فرهنگ هستند این کار در چرخه ادب کشور ما همیشه لنگ و پنچر است، در مواقعی که جنگ نرم وجود دارد مهم ترین کسانی که علم یک تمدن را بر می دارند اهالی فرهنگ هستند و بین اهالی فرهنگ ادبیاتی ها هستند که ادبیات یک تمدن را شکل می دهند. پشت سرش سینما و موسیقی گرافیک باید بیاید تا بتوانند لشگری درست کنند و در مواجهه های بزرگ آماده باشند. ما مثلا به نیروهای مسلح مان 30 سال حقوق می دهیم تا یک زمانی از کشور پاسداری کنند، اما جنگ فرهنگی که همیشه در جریان است کسانی که در این عرصه وجود دارند مثل ادبیاتی ها چطور باید معیشت شان جور باشد تا از این عرصه دفاع کنند. * وقتی که چهره های خلاق طبقات مستضعف جامعه
توانایی تولید نداشته باشند ادبیات انقلاب به اهدافش نمی رسد وقتی که طبقات مستضعف جامعه چهره های خلاق شان توانایی تولید نداشته باشند امکان و فراغت سفر رفتن و مطالعه نداشته باشند چطور شما متوقع هستید که با این شرایط ادبیات انقلاب اسلامی به اهداف خودش برسد. انقلاب اسلامی بهار مستضعفان و بیچارگان است ادبیاتش را هم باید آدم هایی که سنخیت بیشتری با این جنس دارند بنویسند. و اگر ما دایه دار این ماجرا هستیم باید قانونی و نهادی و تشکیلاتی آنها را برطرف کنیم تا جوانان این طبقه بتوانند حرف مجموعه مستضعفان را بزنند، ولی نکته ای اینجاست که برای این موضوع فکری نشده وساختارمند و تشکیلاتی دنبال این ماجرا نبودیم. * برای پدیده ای مثل فوتبال میلیاردها خرج می شود اما برای شاعران هیچ شما ببینید برای پدیده ضد فرهنگی مثل فوتبال چه خرج هایی می شود، اگر برای صد شاعر حدود دو میلیارد پول احتیاج دارید و نمی توانید تهیه کنید اما یک مدیر جزء می آید وارد فوتبال می وشو و برای هر بازیکن میلیاردها خرج می کند. اما برای یک شاعر شما می بینید در حالی که ماندگار هست و این حوزه هر چقدر کار شود مانایی دارد هیچ کاری نمی شود. * ما می خواهیم کاری کنیم
که به به مولف به عنوان یک انسان نگاه شود اساسا ما آمدیم که این علم را بلند کنیم طبعا حل این مشکل فقط از ما برنمی آید ولی از ما بر می آید که این کار را در مقیاس کوچک انجام دهیم و حرفش را بزنیم بازگویی کنیم و پی گیرش باشیم تا ساختارهای نهادهای فرهنگی ما به مولف به عنوان یک انسان نگاه کنند و به ادبیات هنر معطوف به مولف نگاه کنند نه معطوف به تالیف. شما نگاه کنید مثلا هر چه می بینید جشنواره موضوعی یا جایزه موضوعی، هیچ وقت موضوع نویسنده یا شاعر نیست. ما باید مولف را داشته باشیم باید بدانیم که مولف ما وقت خودش را برای ادبیات سر می کندرو بعد همچین آدمی می تواند آثار خلاقه ای خلق کند و آن وقت است که شما به این انسان می بالید. این تمام شرح خیلی ساده ای بود از ماموریتی که ما در شهرستان ادب علمش را بلند کردیم تا انشاالله سایر موسسات فرهنگی هم به این نکته برسند. مثلا هر موسسه ای در حوزه ماموریت خودش یک سری آدم را ببیند و سعی بکند این آدم ها را مال خود بکند * یک مولف باید با اثرش معیشتش تامین شود یک مولف باید در یک سازوکار اندیشیده شده و تدبیرشده از اثر خلاقه خودش معیشتش تامین شود و نه اینکه با جایزه ها هر چند وقت یک بار
کسی را بربکشند. جایزه ها هم تعریفی دارند که باید در یک ساختار سالم موثر و درست باشند. مثلا شما ببینید جایزه اسکار داده می شود اسکار یک جایزه ای است که ما شاید آن را ساده ببینیم اما در زیر ساخت آن ده ها بنگاه تولیدی دارند کار می کنند برای همین است که چنین جریانی انقدر گستره می شود. گروهی و تشکیلاتی کار می کنند و شبکه های توزیع دارند و تولیدانش را به خورد جامعه جهانی می دهند، اما ما این طرف سعی می کنیم فقط از آنها تقلید می کنیم و تنها شلوغ بازی هایشان را یاد می گیریم * اخیرا شنیدم که می گویند جایزه های گرانقیمت راه بی اندازیم تا تاثیرگذار شود مثلا اخیرا دیدم که میگویند جایزه های گرانقیمت راه بیاندازیم که تاثیرگذار باشد. چند سال پیش یادم هست که سراسر پایتخت تابلوهایی نصب شده بود که یک ماشین پراید جایزه داده میشود به یک دوبیتی در مورد حضرت امیر. خیلی شلوغ کردند و آخر هم جایزهای دادند آیا با این کار می شود اثر خوبی تولید کرد وقتی شما شاعری ندارید که 20 کتاب از حضرت امیر خوانده باشد، پراید که چه عرض کنم پرادو هم بدهید دوبیتی چشم گیری نمی شود. شاعر باید حضرت امیر را با کتاب هایش بشناسد، درباره حضرت امیر کدام
شاعر ما کدام مولف ما می تواند بگوید که من به همت خودم به این سمت رفتم. حالا این ها بزرگانی هستند که ستون ما هستند و وضع ما بدین منوال است کسی بیاید به امام معصوم ما اهانت کند تازه آن موقع برای امام مان شعر بگوییم، کنگره بگذاریم که آن هم وقتی زیرساخت درستی ندارد چیزی در نمی آبد. یادم می آید یک بار به یکی از دوستان عرض کردم که شعرهای رضوی شما می تواند حال و هوای یک بودایی باشد در معبد هند. ولی در آیین ما این شعر حضور ندارد، به قول معروف ولی شناسان رفتند از این ولایت. وقتی می خواهی از امام رضا سخن بگویی باید روایات و تاریخ خوانده باشی باید اشعار بزرگان در مورد ایشان را خوانده باشی. در شعر رضوی گنبد مناره و گلدسته و ضریح و این چیزهاست که دارد روایت می شود. * نهادها و موسسات باید تولید را برای جوانان ارزشمند تسهیل کنند لذا زیر ساخت های آموزش و پرورش کشف استعداد باید وصل بشوند به نهادها و موسساتی که تولید را برای جوانان ارزشمند تسهیل کنند. یکی از دوستان تعریف می کرد که به صداوسیما رفتم تا برای ساخت یکی از داستان هایم صحبت کنم،می گفت آنجا مسخره می کردند که ما چند هزار تا از داستان های جوانان را خواندیم اما کتاب
درخوری پیدا نکردیم این دوست ما در جواب آنها می گوید مگر چندهزار تا بوده که شما خواندید؟ چرا دقت نمی کنید؟ این آدم ها دارند مجاهدت می کنند. شما به آنها چی دادید شما نشستید تا چیز درخوری پیدا کنید و استفاده کنید. * صداوسیما می تواند به نویسندگان پیشنهاد رمان بدهد نکته همین جاست که اصلا به این موارد توجه ندارند صداوسیمای یک دفعه قرارداد 200 تا فیلم تلویزیونی می بندد در حالی که قبل از این می توانست پیشنهاد 500 رمان را بدهد و از بین آنها انتخاب کند. ماموریت اصلی ما برای آدم های توانمندی است که توانستند از این چرخه معیوب خودشان را بکشند بالا. * دوره آفتابگردانها ماموریت اصلی ما نبود دوره آموزش شعر جوان انقلاب اسلامی آفتاب گردان ها و به نوعی اردوی کارگاه رمان نویسی در ما ماموریت اصلی ما نبود ولی چون کس دیگری به فکر نیست ما شروع کردیم. ما گفتیم فعلا که ما می توانیم به عنوان یک ماموریت سلبی به سراغ این حوزه رفتیم اردوهایی که نوع دیگر باشد یعنی مباحث جدی که مورد نیاز این جوانان هست طرح شود. صرف اردو هم فقط نیست همین الان قبل از اینکه شما بیاید شعر یک شاعری را به صورت تلفنی برایش نقد کردم، الان ما اولین جلسه مجازی
داستان مان را برگزار کردیم که استقبال خوبی شد. ما اینها را آوردیم در قالب اردوهای آفتاب گردان ها و فضازی آموزشی خوبی را برایشان هماهنگ کردیم. آموزش سلوک شاعرانه و تعامل با نسل قبل آموزش مباحث اندیشه ای و فرهنگی که خیلی خوب برگزار شد. * فضای سالمی اردوهای ما در هیچ جا نیست من خودم سال هایی که در این فضا ها بودم به نظرم این اردوها فضای مشابهی ندارد و هیچ جا همچنین فضای خوبی ندارد. کیفیت آموزشی اساتید و فضای صمیمی بسیار در این اردوها وجود دارد. سال های قبل در بندرعباس جشنواره ای را رفتیم که خیلی پرهزینه و عجیب بود و از بعد آموزشی مدعی بودند که می خواهند کار کنند، اما برای من که یک شاعر جوان بودم اصلا چیزی نداشت. اما من خودم در این دورها ها کنار بچه ها می نشینم و چیز یاد می گیرم. * اردوی آفتاب گردان اولین جایی بود که بحث اخلاق شعر در آن مطرح شد شاعران مطرح کشور در حوزه های تخصصی خودشان و حتی علما در این اردوها می آیند و در خصوص اخلاق صحبت می کنند و به نظر من اردوهای ما اولین جایی بود که بحث اخلاق در شعر مطرح شد و بسیار مورد استفاده بود. الان بخش مهمی از زبان های ما در حال از دست رفتن است فرهنگ ما با جزئیاتش در
حال از دست رفتن است، چه کسانی متولی این ها هستند تا یک جایی وظیفه دانشگاه ها است. اما موثرترین کسانی که می توانند کمک کنند مولف ها ی ما هستند که می توانند با نوشتن این ثروت را حفظ کنند. * استعدادی که در حوزه ادبیات و هنر هست جدی گرفته نمی شود باید موسسات فرهنگی و دانشگاه ها نیرو برای این کار تربیت کنند، دانشگاه های ما کار ویژه خود را فقط علم و تکنیک فرض کردند و این یک آسیب عمده است دانشگاه هم یک خطی را باید باز کند که دانشجو به این سمت بیاید، در حوزه های علمیه هم باید این کار انجام بگیرد. ما نگاه مان به استعداد فنی و مهندسی شده است، ولی استعدادی که در حوزه ادبیات و هنر هست جدی گرفته نمی شود. در خصوص انتشار کتاب باید بگویم یک بخشی از کار ما انتشارات است ما بخواهیم با مولفان توانمند جوان کار کنیم باید آثارشان را چاپ کنیم. سال قبل در نمابشگاه کتاب 15 یا 16 عنوان را منتشر کردیم الان هم حدود 30 عدد کتاب که نصف به نصف شعر و داستان است را در نمایشگاه سال آینده می آوریم. در خصوص گرانی کاغذ باید بگویم مخصوصا برای ما که یک تشکیلاتی هستیم و از نظر بودجه در مضیقه هستیم سخت است، ما بسته به کار با جاهای مختلف وارد مذاکره
می شویم از ارشاد تا بنیاد ادبیات داستانی و تلاشمان بر این است که به سمت خودکفا شدن برویم. * وارد مذاکره شدن با مولف مهم ترین کاری است که در سال 91 انجام دادیم در خصوص اتفاق مهم فرهنگی که در سال 91 انجام گرفته به نظرم کارهایی از جنس کار خود ما کارهای مهمی است، رویه تازه که با مولفان وارد مذاکره شویم، نه تالیف. اینکه کارهایمان به تهران محدود نشده و از همه جای کشو روایت داریم خیلی خوب است، اردوی آفتاب گردان ها اتفاق شاخصی بود و این نوع کار با جوان ها می تواند الگو باشد. جریانی که شعر ما امسال ایجاد کرد در تکریم شهدای علمی که از پارسال شروع شد تا امسال که خون تازه ای در نشر دمید و شهدای علمی در دید همه قرار گرفتند اتفاق ارزشمندی بود. این روش کار باید در همه حوزه ها پیگیری شود موسسات توانمند فرهنگی ما و ناشران ما این جوری کار کنند.