اخبار آرشیوی
اکبر صحرایی در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: اگر نویسندهای بخواهد از دفاع مقدس بنویسد و خدا عمر حضرت نوح(ع) را هم به او بدهد، باز هم سوژه کم نمیآورد/ نویسندگان روشنفکر عقب هستند چون سوژه مردمی را شکار نمیکنند/کارگاههای داستان در مراکز دولتی رگههای روشنفکری گرفته است
متن گفتگوی «نسیم» با اکبر صحرائی، نویسنده دفاع مقدس به شرح زیر است: * به ندرت مشابه "دارو دسته دارعلی" نوشته شده است در سال 91 یک کتاب جدی زیر چاپ داشتم که تا اخر سال چاپ شد. این کتاب یک مجموعه داستان در پکیج سه جلدی است به اسم «دارو دسته دارعلی» که یک مجموعه طنز دفاع مقدس مخصوص جوانان و نوجوانان است. هر جلد این مجموعه اسم مستقل دارد اولین مجموعه «آمبولانس شتری»، دومی «گردان بلدرچین ها» و سومی «برنکارد دربستی» نام دارد. البته در آینده جلد 4 این مجموعه هم می آید؛ خصوصیت این مجموعه 3 جلدی این است که 64 قصه کوتاه که هر کدام از این قصه ها ضمن اینکه مستقل هستند در کل هم وقتی که این مجموعه را می خوانید به یک برداشت و تجزیه تحلیلی می رسید. این مجموعه در حوزه ادبیات معاصر ما به خصوص دفاع مقدس کار متفاوتی است، شاید به ندرت مشابه این کار انجام شده است. این مجموعه را سوره مهر چاپ می کند و در حال تصویر سازی است و به نمایشگاه کتاب می رسد. * دفاع مقدس ما اقیانوسی است که منابع غنی عظیمی برای نوشتن دارد در خصوص اینکه چرا هنوز باید از دفاع مقدس نوشت من پاسخم این است که چون جنگ خودش داستان است لحظات زندگی است من فکر می کنم با
توجه به اینکه امروزه دغدغه بشر متاسفانه جنگ شده که در هر تاریخی سالی چند جنگ ثبت شده است و متاسفانه خسارات وارد می شود، این یک بعد ماجرا است و یک بعد دیگر این است که جنگ برای یک داستان نویس قابل نوشتن است و سوژه های زیادی دارد. حالا بیایم سر دفاع مقدس خودمان که متفاوت بوده است و در فرهنگ و اداب و رسوم ما تنیده شده است، لذا به نظر من دفاع مقدس ما اقیانوسی است که منابع غنی عظیمی در داخلش وجود دارد و به تعداد رزمندگان عظیمی که در جنگ بوده اند سوژه وجود داشته است، تاثیراتی که بر محیط اجتماعی گذاشته است من فکر می کنم اگر هر نویسنده ای بخواهد از جنگ بنویسد و خدا عمر حضرت نوح را هم به او بدهد باز هم سوژه کم می اورد. اگر بتوانند نویسنده های ما از فرم و عناصر داستانی خوب استفاده کنند جنگ عمدتا جذابیت خودش را دارد و می تواند برای خواننده جذاب باشد. *حضورم در جنگ باعث شد تا به راحتی آن لحظات را تصویر کنم حدود 3 سال در جنگ بودم و 5 سال بقیه هم غیرمستقیم ارتباط داشتم و این شاید تکمیل پاسخ شما باشد چون خودم تجربه حضور در جنگ را دارم و حالا حالاها مطلب دارم برای نوشتن. خوب یکی از تاثیرات خوب یک نوشته این است که نویسنده
بتواند لحظات را خوب به خواننده انتقال دهد. *کتاب های خوب حوزه دفاع مقدس می تواند به رکود بازار کتاب کمک کند در خصوص بحث گرانی کاغذ باید بگویم اتفاقا من در این فضای گرانی فکر می کنم حوزه دفاع مقدس می تواند در این اوضاع به ادبیات کمک کند تا از این گردنه سختی عبور کنیم. در حوزه کتاب هم مثل حوزه های دیگر به گرانی عادت خواهیم کرد اما نکته ای است که من به کتاب های دفاع مقدس امیدوارم البته کتاب های خوب این حوزه با توجه به تیراژ آنها می تواند به این رکود بازار کمک کند. ببینید بعد از گران شدن کتاب حتی کتاب های خارجی که جایزه بردند به چاپ های 2 یا 3 خیلی سخت می رسند اما مثلا کتابی مثل «پایی که جا ماند» یا حتی کتاب «حافظ هفت» خودم به 5 چاپ می رسد. حوزه ادبیات دفاع مقدس می تواند ادبیات معاصر را نگه دارد و به جایی برساند که کتاب های دیگر هم در کنارش مطرح شود. در کل فضای آینده را در عین سختی امیدوارکننده می دانم چون انسان باید امیدوار باشد. *قشر روشنفکر داستان هایشان دغدغه مردم نیست در خصوص اینکه بعضی ها می گویند دیگر کتاب های جنگی طرفدار ندارد، جای حرف بسیار است دوستانی که این حرف ها را می زنند وقتی به عمق داستان هایشان
می رویم می بینیم اتفاقاتی هست که در عامه مردم داستانشان جایی ندارد و دغدغه مردم نیست. آمده قشر مرفهی را در داستانش نشان داده یا سریال های ما یا فیلم های سینمایی طرف موضوعی را انتخاب کرده که حتی خود قشر روشنفکر هم این کتاب را نمی خوانند یا فیلم را نمی بینند. خب ببینید من به یک نحو به رمان های کوچه بازاری احترام می گذارم چون مخاطب جذب می کنند ولی شاید از نظر بار ادبی خیلی غنی نباشند. *بعد 35 سال گذشت از انقلاب هنوز نتوانستیم کتابی درخور این موضوع داشته باشیم مشکل ادبیات معاصر ما این است که نویسنده توجهی به موضوعیت و مشکلات و دغدغه های عام مردم ندارد. موضوع دفاع مقدس، موضوع عام است دغدغه مردم است اما دوست روشنفکر ما که یک موضوع خیلی بکر انتخاب می کند؛ باید بگردی و شباهت هایش را با مملکت خودمان پیدا کنی. باید بداند که این موضوع و مشابه این به هیچ وجه دغدغه نیست. دوستان آثار ترجمه را می خوانند و همان را به فارسی بر می گردانند آیا دغدغه مردم را این نویسنده می داند؟ ما هنوز نتوانستیم انقلاب خودمان را برای نسل جدید بیان کنیم نتوانستیم در این عرصه رمان بنویسیم. ما بعد 35 سال نتوانستیم اتفاق عظیم انقلابمان را که بسیار
بزرگ است بیان کنیم. به نظر شما چرا از کتاب هایی مثل «نورالدین پسر ایران» و «پایی که جا ماند» استقبال می شود؟ چون مردم دوست دارند و از خواندش لذت می برند. مطمئن باشید هر کس در این وادی قلم متعادل به بالایی بزند مردم استقبال می کنند حتی اگر قیمت کتاب گران باشد، چون نویسنده دفاع مقدس دارد از جامعه اش می نویسد حتی اگر رئال بنویسد. * نویسندگان روشنفکر ما عقب هستند چون سوژه های مردمی را شکار نمی کنند یکی از دلایل اینکه روشنفکران ما عقب هستند این است که سوژه های مردمی را شکار نمی کنند لذا مخاطب هم ارتباط برقرار نمیکند. این از لحاظ کیفی است اما از لحاظ کمی هم نگاه کنیم می بینیم که کتاب های حوزه دفاع مقدس چاپ های متعددی داشتند. * حمایت زیزبنایی برای تربیت نویسنده وجود ندارد درخصوص حمایت های دولتی از نویسندگان ارزشی و یا در خصوص تربیت نویسنده ارزشی باید بگویم، حمایت زیربنایی نمی بینم تا نویسنده تربیت شود. وقتی ما نقشه راه نداشته باشیم بعد پول را هزینه کنیم می شود جشنواره فیلم فجر که فیلم ها بیرون می آید اما هیچ کدام به درد ما و فرهنگ ما نمی خورد. عمده این فیلم ها به نظام نیش و کنایه می زنند با بودجه نظام فیلم می
سازند و به نظام فحش می دهند آن وقت مایه افتخار هم می شوند. مظلوم آن نویسنده های جوان و نوجوان که می خواهند الگو بگیرند. اخیرا در یک منطقه فارس که دولتی بود و مسابقه داستان نویسی داشتند؛ داستان های برگزیدهشان به دست من رسید 90 درصد خودکشی، مرگ و مسائل انحراف اخلاقی بود که این برای جامعه ما فاجعه است. این مسئله از سیاست گذاری های اشتباه است و حمایت ها هم اصلا درست نیست. *جشنواره های ارزشی ما یک به یک درحال تعدیل شدن است ما باید بدانیم که نویسنده خوب در هر کشوری چند تا بیشتر نیستند و ما باید روی این خوب ها کار کنیم سرمایه گذاری کنیم، اما حمایت ها به ظاهر است. جشنواره ها در حال تعدیل شدن است جشنواره های که می تواند مفید باشد. مثل جایزه دفاع مقدس. * نویسنده متعهد ما هم از جبهه خودی میخورد هم از روشنفکران نویسنده متعهد ما از دو طرف می خورد هم از روشنفکر هم از خودی ها، متولیان فرهنگی ما چون برنامهریزی اصولی و نقشه راه ندارند حمایت ها بگونهای جلوه میکند که بچه مسلمان های ما نشرشان را به سمت نشر روشنفکر می برند. یکی از دوستان نویسنده که اتفاقا خیلی هم متعهد است به من می گفت من در کتابم از عراق به عنوان دشمن اسم
نمی برم بلکه می گویم این طرفی و آن طرفی چون نشرهایی مثل افق مرکز و چشمه این را میپسندد. * کارگاه های داستان در مراکز دولتی رگه های روشنفکری دارند کارگاه های داستانی که در جاهای دولتی ما وجود دارد رگه های روشنفکری دارد و این به دلیل ناآگاهی مسئولان فرهنگی ما است. در آن طرف گعده های مختلف دارند و داستان خوانی می گذارند و آنها از این بابت که خودشان را مظلوم می دانند که دولت با آنها کاری ندارد از این گعده ها تشکیل می دهند. *سیما فیلم 3 کتاب من را برای ساخت خرید اما نساخت در خصوص اقتباس ادبی باید بگویم اتفاقا مشکل بعدی ما این است که گریبانگر سینما و صداوسیما است و حتی سیما فیلم را نیز گرفته است. سیما فیلم 3 کار من را خریده ولی ساخته نشده است. پولش را هم دادند ولی 5 سال است که دارد خاک می خورد آن وقت فیلم های دفاع مقدسی را ببینید که آدم گریه اش میگیرد کسی تهیه کننده می شود که حتی جنگ را ندیده است. میخواهم این را بگویم که این مشکل است که ما بسیار متون داریم اما هیچ استفاده ای از آن نمی شود.