بیگدلی: دولت آمریکا نمیخواهد تا روی کار آمدن کنگره جمهوریخواه توافقی شکل بگیرد
استاد دانشگاه شهید بهشتی طی یادداشتی در «نسیم» افزود: آمریکا اهداف دیگری را دنبال میکند؛ سابقه نداشته در تصمیمگیریهای آمریکا، نظر وزرای عربی مهم شود / اقتصاد کشور چشم انتظار پرونده هسته ای نباشد
متن یادداشت شفاهی علی بیگدلی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس مسائل بینالملل که در اختیار «نسیم» قرار داده به شرح ذیل است:
در شرایطی که "جان کری" وزیر امور خارجه آمریکا تصریح میکند ایران همه تعهدات خود نسبت به آژانس را انجام داده است سوال این است که اگر ایران به تعهدات خود عمل کرده، پس چرا موافقتنامه جامع امضاء نمیشود؟
عدم امضای توافق میتواند چند دلیل داشته باشد که دلیل اول، این است که جان کری با زیرکی خاصی می خواهد پرونده را به بعد از ژانویه و به کنگره جمهوریخواه واگذار کند تا خود را از فشار سیاسی آن رها کند.
دلیل دوم عدم امضای توافق را میتوان از اظهارات خانم شرمن بعد از نشست مسقط برداشت کرد که اعلام کرد ما با ایران سه مشکل ویژه داریم که هرچند این سه مشکل در متن قرارداد سوم آذر 92 نیامده است اما این سه مسئله، مسائلی اساسی است که باید حل شود و عبارتند از موضوع حقوقبشر، دخالت ایران در کشورهای منطقه و موضوع موشکها.
با توجه به این اظهارنظرهای آقای جان کری دیگر نباید در موضوع هستهای با غرب مشکل داشته باشیم و اگر مشکلی نیز وجود دارد این مشکل نباید آنقدر حاد باشد که اجازه ندهد این قرارداد امضا شود اما از آن جایی که آقای کری هیچ دلیلی برای اینکه چرا قرارداد را امضا نکرده است نیاورده و خیلی مبهم از سر این قضیه گذشته است؛ قطعا سه دلیلی که خانم شرمن و دیگر مقامات آمریکایی به طور غیرمستقیم به این موضوع اشاره کرده اند میتواند دلایل اصلی عدم امضای توافق جامع باشد و اگر توجهی به این سه مسئله نکنیم باز هم در هفت ماه آینده در نقطهای مانند امروز قرار خواهیم گرفت و هیچ اتفاق مهمی روی نخواهد داد.
از آن جایی که آمریکاییها با ابهام از سر قضیه عدم امضای قرارداد با ایران گذشتند و در مصاحبهای خیلی سرد، بیمحتوا و لوس به این موضوع پرداختند، تصور میشود که دیدار وزیر امورخارجه آمریکا با وزیر امورخارجه عربستان سعودی، سعود الفیصل یا تماس تلفنی با وزیر امورخارجه ترکیه و شیخنشینهای خلیج فارس به این منظور بوده که به طرف ایرانی بگوید ما با شما مشکلی نداریم و این همسایههای شما هستند که با شما مشکل دارند و باید رضایت آنها را جلب کنید.
آمریکاییها میخواهند با زیرکی موضوع را از کاخ سفید و وزارت امورخارجه آمریکا وسیعتر و بیرونتر برده تا هم خودشان را گرفتار نکرده و هم موضوع را به بعد از ژانویه و روی کاری آمدن جمهوریخواههان محول کنند و گرنه کجا سابقه داشته است که در تصمیمگیریهای آمریکا، وزیرامورخارجه قطر نیز باید اظهارنظر کند؟
بخش اقتصادی کشور باید زندگی خود را شروع کند یعنی چشم انتظار پرونده هسته ای نباشد، قفل شد تمام بخشهای اقتصادی، بازرگانی و تجاری ما به خاطر مسئله هستهای و رسیدن به موافقت جامع کار بیهودهای است. بخشهای زیرساختی ایران باید بفهمند که نباید خیلی به مسئله هسته ای توجه کنند و بیشتر به دنبال بهبود و ارتقای فعالیت های خود باشند.
گرچه حصول توافق دور نیز محتمل است اما ما اکنون در شرایط که در حال تحلیل هستیم، نمیدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد و به همین دلیل بنابراین خیلی بد است که بخش بازرگانی و تجاری ما نگاهاش به دست خارجیها باشد و در این زمان که اتفاقی نمیافتد باید بخش اقتصادی ما باید دوباره احیا کند و خیلی هم منتظر حوادثی مانند توافق نباشد.
عدم توافق برای هر دو طرف ضرر دارد و شاید در برخی از زمینهها آنها بیشتر از ما نیز ضرر کنند؛ اکنون محبوبیت آقای اوباما به زیر 40 درصد رسیده است، این در حالی است که محبوبیت هیچ رئیسجمهوری بعد از جنگ جهانی دوم به این مرحله نرسیده بود و بوش با اینکه خوی جنگجویی داشت به این مرحله از کاهش محبوبیت نرسیده بود؛ اگر این توافق با موفقیت انجام شده بود شاید در کنگره نیز حزب دموکرات رای بیشتری میآورد.
اوباما در دوره دوم ریاست جمهوری خود به مردم آمریکا قول داد که سه مشکل ایالات متحده در خاورمیانه را حل کند، این مشکلات عبارت از پرونده هستهای ایران، مسئله سوریه و همچنین صلح فلسطین و اسرائیل که البته در هیچ کدام از اینها نتوانست موفقیتی را به دست بیاورد.
اوباما به این دلیل که در موضوع اوکراین عقبنشینی کرد و برسرمسئله سوریه نیز عقب رفت محبوبیت خود را به شدت نزد افکار عمومی از دست داده و از نظر سیاسی متضرر شده است؛ از جهت اقتصادی نیز با توجه به بحران اقتصادی در اروپا هرچند کشورهای این منطقه علاقمه زیادی دارند تا وارد بازار ایران شوند اما این عدم توافق به آنها چنین اجازه نمیدهد و مشخص هم نیست این موضوع تا چه زمانی ادامه خواهد داشت.
در مجموع، اگر به سه موضوع مطرح شده توسط مقامات آمریکایی توجه نکنیم و اگر در همین نقطه صفری که اکنون هستیم بایستیم و منتظر افراد دیگر باشیم قطعا هیچ اتقاقی نخواهد افتاد و در آینده نیز چالشهای دیگری مطرح میشود.
چرا که اگر مشکل از جانب ایران بود، طرف آمریکایی به سهولت میگفت که ایران به این دلیل که این کارها را انجام نداده، امکان دستیابی به توافق وجود نداشت اما چون هیچ موضوعی مطرح نشد و مصاحبه هر دو وزیر امور خارجه ایران و آمریکا به گونهای بود که گویی هر دو طرف هماهنگ کرده بودند که بسیار "آبکی" مصاحبه کنند و در نهایت دلیل و علتی ذکر نشد، حتی جان کری به صراحت گفت هیچ مشکلی در جهت اجرای تعهدات از طرف ایرانی نداریم؛ می توان نتیجه گرفت که عوامل دیگری در عدم شکلگیری این توافق نقشآفرینی کرده است.