قیام حسینی در امتداد صلح امام حسن(ع) است

کدخبر: 961547

«نسیم» در گزارشی به دلایل صلح امام حسن(ع)، مفاد این صلح، چگونگی پایبندی طرفین، پاسخگویی به شبهات مطرح بر آن و تأثیر صلح امام حسن(ع) بر نهضت عاشورا می‌پردازد

به گزارش خبرنگار«نسیم»، یکی از وقایع بعد از اسلام که امام حسن(ع) مجبور شد به آن تن دهد صلح ایشان با معاویه بود صلحی که گفته می‌شود نه تنها از روی رضایت بلکه از روی اکراه و به دلیل کمبود سپاه و یاران امام(ع) بوده است.

امام حسن(ع) با این صلح ، آنچنان محنت طاقت فرسای کشید که هیچ کس جز به کمک خدا ، قادر بر تحمل آن نیست

در پیشگفتار کتاب "صلح الحسن(ع)" از زبان مرحوم امام سید عبدالحسین شرف الدین می‌خوانیم که "صلح امام حسن علیه السلام با معاویه ، از دشوارترین حوادثى بود که امامان اهل بیت پس از رسول اکرم - صلى الله علیه و آله - از ناحیه این امت بدان دچار شدند. امام حسن با این صلح ، آنچنان محنت طاقت فرسای کشید که هیچ کس جز به کمک خدا ، قادر بر تحمل آن نیست لیکن او این آزمایش عظیم را با پایدارى و متانت تحمل کرد و سر بلند و پیروزمند و دست یافته به هدف خود - یعنى مراعات حکم خدا و قرآن و پیامبر و صلاح مسلمانان - از آن بیرون جست و این همان هدفى بود که او براى هر گفتار و عمل بدان نظر داشت و عشق مى ورزید."

برخی بر صلح امام دوم شیعیان شبهاتی وارد می‌کنند و این موضوع را بیان می‌دارند که چرا امام حسن(ع) مانند امام حسین(ع) بر معاویه قیام نکرده است. و راه صلح را در پیش گرفت مگر نه آن که معاویه نیز فردی بود که بر اسلام بدعت‌ها گذاشت و سیره پیامبر اکرم(ص) را نادیده گرفت به طوری که حتی در روز چهارشنبه به اقامه نماز جمعه می‌پرداخت و این کمترین بدعتی بود که او در اسلام انجام می‌داد.

امام حسین(ع) تا زمانی که معاویه زنده بود راه امام حسن(ع) را در پیش گرفت

رجبی دوانی در رابطه با این پرسش در گفتگویی با خبرگزاری «نسیم» بیان داشت که "شرایط امامت امام حسین(ع) در دوره ای که معاصر با معاویه بود همانند شرایطی بود که امام مجتبی علیه السلام پس از صلح با معاویه داشتند، یعنی معاویه به سبب آن که جزء اصحاب پیغمبر(ص) به شمار می‌آمد جزء کاتبان وحی بود و ظواهری از اسلام را رعایت کرده بود و جامعه هم خلافت آن را به هر دلیلی پذیرفته بود. در زمان معاویه نیز ما شاهد هستیم که امام حسن مجتبی(ع)به مردم می‌فرماید اگر عزت دنیا و آخرت و اگر رضای خدا را می‌طلبید به مقابله با معاویه بروید و با او بجنگید اما اگر دنیا و باقیماندن در دنیا را ترجیح می‌دهید پیشنهاد صلح او را بپذیرید شامی‌ها و مردمی که در محدوده حکومت معاویه هستند که هیچ، حتی عراقی‌هایی‌که با امام مجتبی(ع) به عنوان خلیفه بیعت کرده بودند و تعهد سپرده بودند که تحت فرمان آن حضرت خواهند بود و او را اطاعت می‌کنند آنها نیز با صراحت فریاد بر می‌آورند که ما دنیا و باقی ماندن در دنیا را ترجیح می‌دهیم یعنی خلافت معاویه برای ما به صرفه‌تر از خلافت تو فرزند پیامبر(ص) است"

طرح شبهات بر صلح امام حسن(ع) از نگرشی سطحی برمی‌خیزد

در رابطه با مقایسه صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع) در بخش پایانی کتاب" صلح الحسن" تألیف شیخ راضی آل یاسین که توسط رهبری معظم انقلاب به فارسی ترجمه شده، آمده است:

بسیارى از مردم معتقدند که روح مناعت هاشمى که همواره چون عقابى بلند پرواز ، قله هاى مرتفع را بزیر پر دارد ، با رفتار حسین علیه السلام متناسبتر است تا رفتار حسن علیه السلام . این یک نگرش ابتدای و سطحى و دور از عمق و دقت است .

حسن علیه السلام نیز در دیگر موقعیت ها و صحنه هاى زندگیش همان هاشمى شکوهمند و بلند پروازى بود که در افتخارات ، همپا و همطر از پدر و مادر خود محسوب مى شد و این هر سه ، نمونه ى کامل و مثال عالى مصلحان مسلکى تاریخ بودند و آنگاه هر یک از ایشان جهادى و رسالتى و نقشى مخصوص خود داشت که از اعماق شرائط موجود و اوضاع و احوال او سرچشمه میگرفت و هر یک در جاى خود چه از لحاظ شکل جهاد و چه از لحاظ شکوه و مجد و چه از لحاظ پیگیرى حق از دست رفته ى مغصوب ، عملى مبتکرانه و بى سابقه بود .

راه حل امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در هر یک زمان‌های مربوط به خود بهترین نقشه‌های راه برای حفظ مکتب بودند

نوشیدن جام شهادت در موقعیت امام حسین و حفظ سرمایه ى زندگى بوسیله ى صلح در موقعیت امام حسن ، بعنوان دو نقشه و دو وسیله براى جاودان داشتن مکتب و محکوم ساختن خصم ، تنها راه حلهاى منطقى و عاقلانه ای بودند که با توجه به مشکلات هر یک از دو موقعیت ، از انجام آنها گزیرى نبود و جز آنها راه دیگرى وجود نداشت ، هر یک از این دو راه در ظرف خود ، برترین وسیله ى تقرب بخدا و امتثال فرمان او بود هر چند که از لحاظ دنیوى چیزى جز محرومیت بهمراه نداشت ، و باز هر یک پیروزى حتمى و قاطعى بود که در طى تاریخ جلوه ى خود را آشکار ساخت ، گرچه در حین وقوع جز محرومیت و از دست دادن قدرت ، مظهرى نداشت .

این دو فداکارى : نثار کردن جان در ماجراى حسین و چشم پوشى از حکومت و قدرت در داستان حسن ، آخرین نقطه ای است که رهبران مسلکى در نقشها و رسالتهاى انسانى و مجاهد تبار خود بدان رسیده اند . قدرت حاکم در دوره ى هر یک از این دو برادر ، یگانه عاملى بود که شرائط خاصى از لحاظ دوستان و یاوران و شرائط خاصى از لحاظ دشمنان و معارضان براى وى ایجاد کرده بود که به شرائط آندیگرى شباهتى نمیداشت و بدیهى است که دو گونگى شرائط ، لازمه ى طبیعى اش دو گونگى شکل جهاد و در نتیجه ، دو گونگى پایان و فرجام ماجرا بود .

اگر معاویه بر عهد خود وفا کرده بود، قیام حسین(ع) نیز شکل نمی‌گرفت

با این اوصاف و با مقایسه شرایط اجتماعی، فرهنگی و مذهبی مردم در هر یک از زمان‌های امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌توان به راحتی به چرایی به ظاهر متفاوت بودن روش های این دو امام بزرگوار پی برد.

البته به طور یقین نباید از یاد برد که اگر معاویه بر مفاد صلح مابین خود و امام حسن(ع) عمل کرده بود چه بسا هرگز قیام کربلا شکل نمی‌‌گرفت و امام حسین(ع) مجبور نمی‌شد برای بیعت نکردن با فردی مانند یزید خاندان خود را به مسلخگاه شهادت ببرد و در این راه فرزند و برادران و برادرزادگان خود را غلطیده در خون ببیند. زیرا با توجه به آن چه در تاریخ آمده است از مفاد صلح‌ امام حسن(ع) با معاویه این بوده که بعد از مرگ او خلافت باید به امام حسین(ع) می رسیده است در زیر مفاد مطرح شده در این قرارداد بیان شده است.

متن قرار دادى که به امضاى طرفین رسید :

ماده ى یک : حکومت به معاویه واگذار مى شود بدینشرط که به کتاب خدا و سنت پیغمبر - صلى الله علیه و آله - و سیره ى خلفاى شایسته عمل کند

ماده ى دو : پس از معاویه حکومت متعلق به حسن است و اگر براى او حادثه ای پیش آمد متعلق به حسین و معاویه حق ندارد کسى را بجا نشینى خود انتخاب کند

ماده ى سه : معاویه باید ناسزا به امیرالمؤمنین و لعنت بر او را در نمازها ترک کند و على را جز بنیکى یاد ننماید

ماده ى چهار : بیت المال کوفه که موجودى آن پنج میلیون درهم است مستثنى است و تسلیم حکومت شامل آن نمى شود و معاویه باید هر سالى دو میلیون درهم براى حسین بفرستد و بنى هاشم را از بخشش ها و هدیه ها بر بنى امیه امتیاز دهد و یک میلیون درهم در میان بازماندگان شهدای که در کنار امیرالمؤمنین در جنگهاى جمل و صفین کشته شده اند ، تقسیم کند و اینها همه باید از محل خراج ( دارا بجرد) تأدیه شود.

ماده ى پنج : مردم در هر گوشه از زمین هاى خدا - شام یا عراق یا یمن و یا حجاز - باید در امن و امان باشند و سیاه پوست و سرخ پوست از امنیت برخوردار باشند و معاویه باید لغزشهاى آنانرا نادیده بگیرد و هیچکس را بر خطاهاى گذشته اش مؤاخذه نکند و مردم عراق را بکینه هاى گذشته نگیرد. اصحاب على در هر نقطه ای که هستند در امن و امان باشند و کسى از شیعیان على مورد آزار واقع نشوند و یاران على بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناک نباشند و کسى ایشان را تعقیب نکند و صدمه ای بر آنان وارد نسازد و حق هر حقدارى بدو برسد و هر آنچه در دست اصحاب على است از آنان باز گرفته نشود)

بقصد جان حسن بن على و برادرش حسین و هیچیک از اهل بیت رسولخدا توطئه ای در نهان و آشکار چیده نشود و در هیچیک از آفاق عالم اسلام ، ارعاب و تهدیدى نسبت به آنان انجام نگیرد .

معاویه حاضر بود هر گونه تعهدى به امام حسن بسپارد فقط به ازاى گرفتن یک امتیاز یعنى حکومت.

در کتاب صلح امام حسن(ع) با اشاره به مطلبی در صفحه 200 کتاب" الامامة و السیاسة" آمده است: ابن قتیبه مى نویسد، سپس عبدالله بن عامر - فرستاده ى معاویه - قیود و شروط حسن علیه السلام را به همان صورتى که آنحضرت بدو گفته بود براى معاویه نوشت و فرستاد و معاویه همه آنها را بخط خود در ورقه ای نوشت و مهر کرد و پیمانهاى مؤکد و سوگندهاى شدید بر آن افزود و همه ى سران شام را بر آن گواه گرفت و آن را براى نماینده ى خود عبدالله فرستاد و او آن را به حسن تسلیم کرد.

در جلد 10 صفحه 15 کتاب بحار نیز مطرح شده است که دیگر مورخان ، متن جمله ای را که معاویه در پایان قرار داد نوشته و با خدا بر وفاى بدان ، عهد و میثاق بسته چنین آورده اند : بعهد و میثاق خدای و به هر آنچه خداوند مردم را بر وفاى بدان مجبور ساخته ، بر ذمه ى معاویة بن ابى سفیان است که به مواد این قرار داد عمل کند.

بنابر صحیح ترین روایات این صلح در نیمه ى جمادى الاولى بسال 41 هجرى بود و از طرف معاویه پیشنهاد داده شد با آشنایی به چگونگى اقدامات معاویه براى رسیدن به هدف‌هاى خود ، شگفت نمى نماید که وى اولین پیشنهاد کننده ى صلح باشد و هر گونه تعهدى به امام حسن بسپارد فقط به ازاى گرفتن یک امتیاز یعنى حکومت.

معاویه به هیچ یک از 5 ماده صلح عمل نکرد

اما پس از صلح نیزهیچیک از پنج ماده ى قرار داد از طرف معاویه آن چنان که متناسب با آن سوگندها و پیمان‌ها و میثاق‌ها بود ، مراعات نشد، نه در آن هنگام که حکومت را بدست گرفت بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره ى خلفاى شایسته عمل کرد ، نه پس از خود زمام امر را به ( شورى ) یا به صاحب واقعى آن سپرد ، نه دشنام و ناسزا به على را موقوف ساخت و حتى فراز منبرها را نیز بدین بدعت شوم آلوده نمود ، نه خراج نامبرده را ادا کرد و نه شیعیان و یاران على را از آسیب حملات ناجوانمردانه ى خود بر کنار داشت بلکه علی‌رغم آن تعهدات و سوگندها ، فجایعى نسبت به‌ آنان مرتکب شد که پیش از او در اسلام سابقه نداشت به طور مثال: نخستین سربریده ای در اسلام که در شهرها گردانیده شد از او بود و به فرمان معاویه گردانیده شد .

امام حسن(ع) نیز اگر در زمان یزید زنده بودند بی شک بر علیه حکومت فاسد او قیام می‌کردند

یقینا در زمان پس از معاویه اگر امام حسن(ع) نیز در قید حیات بودند بی شک حتی با کمی یاران نیز چون برادرشان حسین بن علی(ع) قیام می کردند به طوری که رجبی دوانی کارشناس و محقق تاریخ اسلام بیان می‌دارد: " ما معتقدیم که این بزرگواران کلهم نور واحد و یک نور هستند و در شرایط مشابه مثل هم عمل می‌کنند.اگرامام حسن زنده بود و معاویه به هلاکت می‌رسید و یزید روی کار می‌آمد همان کار را که امام حسین(ع) کرد امام مجتبی هم می‌کرد و یقینا امام مجتبی(ع) هم بر ضد یزید قیام می‌کرد." به طور قطع نیز چنین است که هر یک از ائمه(ع) با توجه به شرایط زمانی خود روش‌های امامت خود را انتخاب می‌کردند و جز این نیز از علم لدنی آن‌ها انتظار نمی‌رود.

بنابر مطالب گفته شده می‌توان گفت که از طریق صلح امام حسن(ع) بود که ماهیت فاسد اموی بیش از پیش نه تنها بر مسلمانان آن دوران که بر تمامی اعصار ثابت شد. لذا میتوان گفت صلح امام حسن(ع) نه تنها از قیام حسین بن علی(ع) کمتر نبود بلکه راه را برای حقانیت قیام حسینی(ع) ونهضت عاشورا باز کرد.

گزارش: نسیم اسدپور

ارسال نظر: