پخش اعلامیههای امام(ره) در پادگانها تا نبرد تن به تن با کومولهها
«نسیم» به مناسبت هفته دفاع مقدس به روایت زندگی شهدایی که نامشان کمتر بر سر زبانها افتاده اما داستان زندگیشان در قبل و بعد از دوران دفاع مقدس سرشار از ایثارگری و ولایتپذیری است
گروه فرهنگی «نسیم»؛ وقتی در زندگی شهید حسین شهرام فر کنکاش می کنی با شخصیتی روبرو می شوی که باید در مقابل او زانوی ادب به زمین بزنی .انسانی که انگار برای زندگی خود آفریده نشده است او باید در خدمت دیگران باشد و خود را وقف دیگران نماید. صبح ششم شهریور ماه سال 65 روی قله گزلی ،لباس پلنگی به تن و در حالی که برای پاکسازی جاده ی سردشت - بانه و انهدام پایگاههای ضدانقلاب ، عملیات گستردهای را درمحور بانه به سردشت در حوالی روستای زروار به بوالحسن انجام می دهد و فرماندهی تعداد زیادی از رزمندگان ارتش را بر عهده داشته در اثر مقاومت شدید دشمن در این منطقه که با حمایت هواپیماهای جنگنده عراقی نیز همراه بود بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن به صورت اش به شهادت می رسد در این عملیات بر اثرفشار دشمن نیروی خودی مجبور به عقب نشینی تاکتیکی گردیده و پیکر این شهید عزیز در محل به مدت سه روز باقی ماند که با رشادت وتلاش رزمندگان بعد از سه روز پیکر شهید بزرگوار از روی ارتفاعات گزلی به پادگان بانه و از آنجا به تهران منتقل می گردد. اول شهریور 1326 حسین پای به این جهان می گذرد و از همان کودکی با تربیتی مذهبی، عطر محبت به ائمه اطهار (علیهم السلام)در وجودش عجین می شود ،بچه بازیگوش دوران کودکی از همان بچگی روحیات کمک به هم نوع را داشت ،عجیب است دستگیری وی از پیرمرد همسایه که تعجب مادر را نیز در برداشت. بواقع او از هم سن وسال های خود جلوتر بود و یا به عبارتی بزرگتر بود ،مردی در هیئت یک کودک که کارگری و بنایی می کند، روحی بزرگ دارد و با همین روحیات در سال48 دانشکده افسری را به اتمام رسانیده و سال57قبل ازانقلاب به تیپ 23 نوهد منتقل می شود ،افراد این تیپ به عنوان یک نیروی مخصوص از مهارت ها و توانایی های خاصی به واسطه طی دوره های متعدد برخوردار بوده و همین امر انگیزه انتخاب این واحد برای خدمت اش در آینده بوده با شروع تظاهرات مردمی به رهبری حضرت امام (ر ه)بر ضد نظام منحط پهلوی او به عنوان یک آدم انقلابی همراه مردم و تابع امام بود، اعلامیه های انقلاب را از قم به تهران می آورد و در پادگان پخش می کرد و چون از یک شخصیت مذهبی و قاطعیتی در رفتار برخوردار بود با تصمیمات نادرست فرماندهان برخورد می کرد و این اقدام او بسیار بی باکانه و خطرناک بود که با وجود عوامل وابسته به نظام در درون ارتش او حرف خود را می زد ،مواظب بود نیروها به مردم بی احترامی نکنند و نفوذ بسیاری داشت وقتی شنید مجروحین انقلاب در بیمارستان هزار تختخوابی نیاز به خون دارند با لباس کماندویی به همراه هشت نفر دیگر از افسران و درجه داران شبانه از دیوار پادگان بیرون رفته و خون می دهند و مردم با حالتی آمیخته به تعجب این صحنه را نظاره گر بودند.اذان ظهر است ،حکومت نظامی و در میدان توحید مستقر،به سربازانش می گویدبا تعیین یک نفر نگهبان، اسلحه ها را در داخل ماشین می گذارد با همان لباس کلاه سبزها رفته بودند توی زیرزمین برای نماز خواندن ، وقتی نماز تمام شده بود، دیدهبود که یک سید زیبارو پیش نماز است. رفته بود جلو کهعرض ادبی بکند، پیش¬نماز دست او را گرفته بود. تعجب کرده بود که در حکومت نظامی، چند نیروی مخصوص با لباس و تجهیزات به نماز جماعت مردم بیایند. سید ازاو پرسیده بود که اسم شما چیست؟ او هم گفته بود حسین شهرامفر. سید هم گفته بود: «من هم بهشتیهستم، اگر کاری داشتی با من تماس بگیر.» خیابان انبار نفت ،بچه مدرسه ای ها کوچه را بسته اند حسین جلوی نیروها را می گیرد که به آنها تعرضی نکنند و با تعجب در داخل مدرسه سخنرانی می نماید که : «مطمئن باشید انقلاب پیروز است و اینراه، راه خداست.»یک دفعه دیدیم بچهها دارند میآیندبیرون و شهرامفر روی دوش آنهاست و فریاد میزنند: «برادر ارتشی خدا نگهدار تو…» حوادث کردستان پس از پیروزی انقلاب در سال 59،روستای نوره در چهار کیلومتری سنندج محل نفوذ دشمن است و راههای مواصلاتی و سنندج را تحت فشار می گذاردند شبانه از پشت پادگان 28 سنندج به همراه پیشمرگان کرد مسلمان هفت کیلومتر منطقه را دورزده و محل حزب دومکرات در ارتفاع تولی ور را شناسایی و طرح حمله را می ریزنددو روز بعد تعدادی از پیشمرگان مسلمان کُرد و خود شهید شهرامفر، با استفاده از نفرات تیم های یگان های نوهد و نیروهای سپاه پاسداران پاکسازی روستای نوره را انجام و پایگاه ضد انقلاب را منهدم می نمایند و با پاکسازی روستای آوی هنگ برای نابودی مقر کومله که در عملیاتی شبانه و با شناسایی و طرح ریزی دقیق انجام می پذیرد.
این شهید با استفاده از نیروهای مخصوص ضمن آموزش نیروهای مردمی علاوه بر سنندج با توجه به حضور سرسختنانه ضد انقلاب در شمال کردستان ،سقز ، بانه و سردشت را هدف پاکسازی قرار داده و با انجام یکسری عملیات های پارتیزانی به مراکز و پایگاه های ضد انقلاب در این مناطق حملات سختی نموده و در همین منطقه موفق به ایجاد قرارگاه مشترک ارتش و سپاه شد و با وحدت نیروها ضد انقلاب در کردستان منهدم گردید این شهید حق بزرگی در کسب این پیروزی ها دارد و بواقع فهم بالا،درک صحیح از موقعیت و دانش و مهارت او به عنوان یک نیروی مخصوص به همراه برخورداری از یک روحیه انقلابی ،مذهبی و عشق به حضرت امام(ر ه) از او یک فرمانده برجسته و منحصر بفرد بوجود آورده بود که سهم بسیاری از امنیت و آرامش در کردستان سرافراز به این شهید و همرزمانش تعلق دارد.