اخبار آرشیوی

کدخبر: 249473

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی به همایش کرسیهای آزاداندیشی از دیدگاه اسلام و غرب، آزاداندیشی جمعی را یک نیاز مستمر در حوزه تمدن‌سازی عنوان کرد که به یک آرمان و فرهنگ ملی تبدیل شده است

سید محمد حسینی قلمرو اصل بنیادین آزاداندیشی جمعی یا کرسیهای نقد و مناظره بسیار گسترده و فراگیر توصیف کرد و اظهار داشت: این قلمرو میتواند از جامعه دانشگاهی و حوزوی تا رسانه‌های عمومی و قلمرو مساجد، احزاب، گروه‌ها و حتی سازمان‌ها و مؤسسات اداری را شامل شود.
به گزارش «نسیم» به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیدمحمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی به همایش کرسیهای آزاداندیشی از دیدگاه اسلام و غرب آزاداندیشی جمعی را یک نیاز مستمر در حوزه تمدن‌سازی عنوان کرد. متن کامل پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به همایش کرسیهای آزاداندیشی از دیدگاه اسلام و غرب به شرح زیر است: پرسش از معنا، مبنا و چگونگی آزاداندیشی و نظریه‌پردازی آزاد، هم‌اینک به یک آرمان و فرهنگ ملی تبدیل شده است. نخستین پرسشی که در این باب مطرح میشود این است که هویت و پیش‌زمینه‌های تاریخی این گفتمان یا مقوله آرمانی، اسلامی - ایرانی است یا غربی؟ غفلت از هویت تاریخی و ملی اسلامی - ایرانی موجب میشود که گروهی این مقوله مبارک را دست آورد فرهنگ و مدنیت مدرن غرب تلقی کنند و یا بحث از هویت موضوع را به موجب ابهام و ناشناختگی در بوته تردید قرار دهند و سکوت نمایند؛ ولی با تأمل و تدبری نه‌چندان گسترده در تاریخ اندیشه اسلامی - ایرانی و غرب در سه دوره یونان و روم، قرون وسطی و دوره جدید میتوان دریافت که حلقه‌ها و تشکل‌های فلسفی - علمی آزاداندیش در جهان اسلام و ایران هویت مستقل و فاخری دارد که در تحولات آزاداندیشانه قرون وسطی، رنسانس و غرب جدید اثرگذار بوده است. آزاداندیشی در یونان باستان با پیدایش تفکر فلسفی در باب جهان و یافتن اصل یا ماده‌المواد عالم آغاز شد و پس از آن با ظهور سوفیسم و شک‌گرایی نمود بیشتری یافت؛ ولی پیش‌زمینه‌های کرسیهای آزاد اندیشی را باید در روش سقراطی و افلاطونی جست‌وجو کرد که به روش دیالکتیکی موسوم بوده است. ارسطو با کشف و تدوین صناعت یا فن جدل، دیالکتیک یا گفت‌وگوی سقراطی - افلاطونی را صورت علمی و ضابطه‌مند داد که در آن عناصر و ارکان اصلی فرایند مناظره یا کرسی آزاداندیشی معین میشود. پس از دوران طلایی یونانی در دوره رومی از فرهنگ مناظره و آزاداندیشی جمعی، چندان چیزی به چشم نمیخورد جز یک سلسله نظریه‌پردازیهای فلسفی - علمی فردی که مکتب فیلون و فُلوطین میتواند به عنوان نمونه ذکر شود. قرون وسطی دوران حاکمیت کلیساست؛ یعنی در آن بررسیهای آزاد جمعی جایگاهی ندارد و اگر بتوان نمونه‌ای از آزادی فکری در آن سخن گفت در قلمروهای فردی است. غرب در عصر رنسانس و اوایل دوره مدرن وارد گفت‌وگوهای نسبتاً آزاد میشود بویژه در عصر روشنگری یا عصر خرد که در آن فرهنگ نقد و بررسی و گفت‌وشنود علمی مشاهده میشود؛ ولی غالب آن در چارچوب تأویل‌گرایی سکولاریستی است. قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که عصر الحاد و استعمار است، چارچوب‌گرایی و ایدئولوژیمداری که به موجب آن بر فرهنگ و روشهای یک سویه در عرصه علم و هنر تأکید میشود، ملاک و معیار عمل است نه آزاداندیشی جمعی و کرسیهای آزاد. فرهنگ نیمه دوم قرن بیستم که از آن به فرهنگ مابعد تجدد یا پست مدرن تعبیر میشود البته در مقام ادعا فرهنگ لیبرال و گفت‌وگو است، ولی پرسش این است که غرب لیبرال چه میزان در تولید هنری یا علمی - فلسفی خود آماده است اندیشمندان شرقی و اسلامی را با صرف نظر از گرایش‌های خاص آنان مشارکت دهد؟ از سوی دیگر، در فرهنگ پست مدرن که به اصل آزاداندیشی جمعی و کرسیهای ویژه آن تأکید میشود به اصل هدایت و کنترل مسئولانه بهایی داده نمیشود؛ یعنی کرسیهای آزاداندیشی غرب پست‌مدرن متلازم با تسامح افراطی و آزادی افسارگسیخته است که آسیب‌های تربیتی و علمی آن کمتر از بسته‌اندیشی قرون وسطایی و عصر مدرنیته نیست. آزاداندیشی جمعی که اوج آن در کرسیهای آزاد نقد و نظریه‌پردازی نمود مییابد از تفکر و فرهنگ قرآنی - نبوی و پس از آن فرهنگ اهل بیت (ع) آغاز میشود. قرآن کتابی است که به تفکر جمعی و روش تعاملی در حوزه دانش و هنر بسیار تأکید میکند. علی (ع) در غررالحکم میفرماید: «اضربوا بعض الرأی ببعض یتولد منها الصواب»؛ برخی از آراء و نظریه‌ها را بر برخی دیگر برخورد دهید تا نظریه درست و صواب از آن زاییده شود. ایشان در نامه به مالک‌اشتر میفرماید : «و اکثر مدارسه العلماء و مناقشه الحکماء» ؛ بر هم‌اندیشی دانشمندان و گفت‌وگوی حکیمان بیفزای. و دلایل نقلی دیگر که طرح و بررسی آنها در چارچوب این مقال نمیگنجد. اندیشمندان اسلامی، پیرو فرهنگ قرآنی- نبوی و علوی در تمامی قلمروهای علمی - فلسفی و هنری خود این اصل را محور کار خود قرار دادند که حاصل آن تمدن دوران طلایی قرن چهارم تا هشتم هجری شد. در این دوره که زمینه‌ساز عهد رنسانس و عصر مدرنیته در غرب بود، آزاداندیشی جمعی و در اصل کرسیهای آزاداندیشی در بهترین شکل آن نمود عینی پیدا میکند. فلسفه ابن‌سینا توسط امام فخر رازی و غزالی مورد نقد علمی جدی قرار میگیرد. پس از آن خواجه نصیرالدین طوسی به نقد نقد امام فخر میپردازد؛ چنانکه ابن رشد با نوشتن کتاب «تهافت التهافت» نقدهای غزالی بر فلاسفه مشاء را مورد نقد و مناقشه قرار میدهد. در عهد صفوی مرحوم فیض کاشانی در کتاب المحجه البیضاء به نقد استادانه کتاب احیاءالعلوم و بازسازی آن پرداخت. کتاب اسفار ملاصدرا درحقیقت نوعی کرسی آزاداندیشی میان او و بزرگان فلسفه و عرفان و معارف قرآنی و حدیثی بود. در عهد قاجاریه هرچند این سنت دیرینه با آسیب جدی مواجه میشود؛ ولی همین سنت در حوزه‌های علمیه به‌ویژه حوزه فاخر نجف توسعه مییابد که حاصل آن توسعه چشمگیر علم اصول در مقابل مکتب اخباریگری و رشد فقه سیاسی در عصر مشروطه‌خواهی است. این سنت فرهنگی فاخر در حوزه‌های علمیه بویژه حوزه قم و تهران در عصر پهلوی علیرغم کم‌رونقی آن در سنت دانشگاهی، تداوم یافت. اینک تأکید بر توسعه کرسیهای آزاداندیشی در جوامع علمی که توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی صورت میپذیرد، در اصل تأکید بر تداوم یک فرهنگ و سنت دیرپا در اندیشه اسلامی و تاریخ تمدن شیعی است که بدون اغراق و مبالغه نیاز فوری و اولویت درجه اول در میان راهبردهای فرهنگی - تمدنی ملی و فراملی است. اصل بنیادین آزاداندیشی جمعی یا کرسیهای نقد و مناظره یک روش یا تاکتیک موضعی و موقت نیست که پس از مدتی با روش‌های دیگر جا عوض کند و یا به فراموشی سپرده شود. یک نیاز مستمر در حوزه تمدن سازی و جامعه‌پردازی است. از سوی دیگر، این اصل بنیادین اسلامی - ایرانی به لحاظ قلمرو و گستره نیز بسیار فراگیر است؛ یعنی، میتواند از جامعه دانشگاهی و حوزوی تا رسانه‌های عمومی و قلمرو مساجد، احزاب، گروه‌ها و حتی سازمان‌ها و مؤسسات اداری را شامل شود. در پایان ضمن سپاس از مساعی برگزارکنندگان این همایش علمی، امید آن دارم که از رهگذر برپایی چنین نشست‌هایی بتوان در تولید علم و ایجاد شور و نشاط علمی در میان نسل جوان و دانشجویان و دانشگاهیان بهره جست و جایگاه علم را در حوزه‌های مختلف ارتقاء بخشید چرا که عزت و اقتدار نظام مقدس اسلامیمان در پرتو رشد علمی حاصل‌میشود.
ارسال نظر: