اخبار آرشیوی
وحید جلیلی: فکر میکنیم اگر بخواهیم در حوزه جنبش نرمافزاری کار کنیم، باید راجع به فلسفه و نقد فلسفه غرب پایاننامه بنویسیم در حالیکه میشد دهها هزار پایاننامه و تحقیق روی دستاوردهای جمهوری اسلامی و داشتههای جامعه دینی ایران نوشت
به گزارش «نسیم»، این فعال فرهنگی در بخشهای دیگری از گفتگوی خود با ستاد خبری دهه "ایام اندیشه اسلامی" افزود: - اگر بخواهیم با متدولوژی دینی صحبت کنیم رسیدن به معرفت دینی در بیان قرآن روشهای منحصر به فرد خود را دارد. یکی از مهمترینها این است که "من عمل بما علم علّم الله ما لایعلم "یعنی کسی که به آن چه میداند، عمل کند آن موقع خدا آن چه را که نمیداند به او میآموزد. یعنی راه رسیدن از مجهول به معلوم این است که شما به آن دسته از معلوماتی که فعلا بلد هستید، عمل کنید. - بالاخره در طی این سالها شما دهها هزار دانشجو داشتید که فعال دانشجویی تلقی میشدند و در دانشگاهها در تشکلهای مختلف حضور داشتند و انرژی داشتند و آرمانگرا بودند و اینها نوعا در رشتههای مختلف پایاننامهای نوشتند یا یکسری تحقیقاتی انجام دادند. خب این میتوانست به نظرم یک مقدار منسجمتر و هدفمندتر انجام شود. - اگر بچههای جنبش دانشجویی روی فعالیتهای علمی معمول و متعارف خودشان برنامهریزی میکردند میتوانستند در مسیر آرمانگرایی استفاده بهتری بکنند. شما میتوانستید هزاران پایاننامه داشته باشید، مثلا در همین رشتههای علوم انسانی که این ها هم
خدشه بکنند در هژمونی پارادایم علمی غرب که در کشور تدریس میشود و هم چهار تا حرف جدید ارایه کنند. - لزومی ندارد که حتما یک پایاننامه لیسانس یا فوق لیسانس یک کار خاص و شاد تئوریکی در آن صورت بگیرد، بلکه اگر در مونوگرافی و تکنگاری وارد میشدیم خیلی کارها میتوانستیم انجام دهیم. - مثلا اگر بچههای رشته مدیریت و جامعه شناسی و الهیات و اقتصاد و رشتههای مختلف میآمدند و در انتخاب پایاننامهها و تحقیقات درسی خود صرفا دستاوردهای جمهوری اسلامی و داشتههای جامعه دینی ایران را به اصطلاح تبیین موردی میکردند وتکنگاری میکردند به نظرم ما امروز با گنجینه وسیعی از معرفت انقلابی مواجه بودیم. - من به بچههای اقتصاد که بعضا از من مشورت میگیرند میگویم شما بروید بررسی کنید وضعیت فلان صندوق قرض الحسنه خانوادگی را که سال 58 تأسیس شده و تا الان صدها میلیون تومان گردش مالی داشته و هزاران مشکل را حل کرده یک ریال هم در آن ربا نبوده و هیچکس هم به این نپرداخته است. ما حقایق تحقق یافته زیادی در ساحات مختلف اجتماعی و فرهنگی و مدیریتی و اقتصادی جامعه مان داریم که ارزش ثبت و جمعبندی و تحلیل دارند، اما رویکرد ما بیش از آن که
استقرائی و تجربی به این معنایی که عرض کردم باشد انتزاعی و بعضا هپروتی است. - بعضی دوستان دانشگاه شریف یا دانشگاه امام صادق (ع) رشته مدیریت پایاننامه نوشتند روی مدل مدیریتی برخی از فرماندهان دفاع مقدس و بسیار هم ابتکاری از آب در آمد. داریم بچههایی که الان دارند کار میکنند روی مدل کار فرهنگی در مساجد در دهه شصت که بدون این که بخواهند خیلی حرفهای آن چنانی و انتزاعی بزنند از دل همین موارد محقق و پدیدههای عینی شده در انقلاب اسلامی کلی حرفهای تئوریک و گزارههای تئوریک میتوان بیرون کشید. به نظرم این یک راه کلیدی است که ما به جای این که فضای انقلابی را تخیل کنیم و در فضاهای انتزاعی و صرفا با یک رویکرد فلسفی و نظری محض بخواهیم راجع به انقلاب اسلامی و داشتههای تئوریک آن صحبت کنیم رجوع کنیم به بخشی از انقلاب که محقق شده همین صورتهای محقق را تئوریزه کنیم.