اخبار آرشیوی

کدخبر: 687472

کارگردان فیلم سینمایی "استرداد" در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: ساخت این فیلم یک شبه اتفاق نیفتاد؛ دو سال تمام رفتم و آمدم تا فارابی موافقت کرد/ من گاف تاریخی نداده‌ام؛ قرار نیست همه یک جور اتفاقات تاریخی را سینمایی کنند/ در حد خودم تلاش کردم که درام تاریخی مخاطب‌پسندی را خلق کنم/ از سینمای هیچ کس الهام نگرفته‌ام

مهمترین ویژگی شخصیتی علی غفاری بی‌ادعایی اوست؛ شاید همین ویژگی باعث شده وی به دور از باندبازی‌های موجود در سینما سالها به کار حرفه ای در سینما پرداخته و ابایی نداشته باشد از اینکه به عنوان دستیار کارگردانانی از طیفهای مختلف از مسعود جعفری جوزانی و محمدحسین لطیفی گرفته تا جمال شورجه، فرج ا.. سلحشور و جواد شمقدری انجام وظیفه کند. غفاری نخستین فیلمش «شاهرگ» را که یک اکشن با درونمایه قاچاق مواد مخدر بود در میانه دهه هفتاد ساخت اما تا ساخت فیلم دومش «چراغ قرمز» حدودا یک دهه معطل ماند. هر دو فیلم اول وی در یک نقطه مشترک بودند و اینکه ضعف تکنیکی نداشتند و شاید همین دلیلی شد بر انتخاب غفاری به عنوان کارگردان یکی از پروژه های به اصلاح فاخر دهه اخیر یعنی «استرداد». حاصل کار او در «استرداد» هم قابل قبول بود و یکی از آثار ماندگار ژانر تاریخی سینمای ایران. گفتگوی «نسیم»، با این کارگردان را می‌خوانید: * درباره اینکه فیلمنامه «استرداد» برای جواد شمقدری بوده اطلاع داریم. چطور شد که فیلمنامه به دست شما رسید؟ من حوالی سال 89 مشغول کار تحقیقاتی برای تولید سریالی به نام «بیگانه» بودم؛ این سریال درباره اشغال قزوین توسط روسیه در جریان جنگ جهانی دوم بود. همزمان با انجام تحقیقات مربوط به این سریال با ماجرای استرداد طلا از روسیه به ایران روبرو شدم و همان جا فهمیدم این طرح زمینه ای خوب برای سینمایی شدن دارد. سریال «بیگانه» را که به دلیل کمبود بودجه نتوانستم بسازم اما درباره فیلمنامه «استرداد» با همکاران سازمان سینمایی صحبت کردم و شمقدری هم گفت اتفاقا فیلمنامه ای با محوریت همین موضوع دارد اما باید بازنویسی شود. ایشان گفتند شرط تولید هم این است که شورای تصویب فیلمنامه فارابی، فیلمنامه بازنویسی شده را تایید کند. در نهایت هم فیلمنامه بارها و بارها بازنویسی شد تا نظر شورای فیلمنامه فارابی را تامین کند. * فیلمسازی برای بنیاد فارابی همواره این ایراد را داشته که معمولا اختصاص سرمایه در گروی اعمال اصلاحات به فیلمنامه و تغییر مسیر آن بوده. این نظارت سبب نشد که فیلمنامه «استرداد» هم از آن چیزی که در ابتدا تصور می کردی منحرف شود؟ همین قدر بگویم که ساخت فیلم «استرداد» یک شب اتفاق نیفتاد و دو سال تمام در رفت و آمد بودیم و جلسات فراوانی را با شورای فیلمنامه بنیاد فارابی برگزار کردیم. *چه مدت این مسیر طول کشید؟ فیلمنامه ما از زمانی که رضابالا در بنیاد بود بررسی می شد تا بعد که پژمان لشکری پور به عنوان معاونت فرهنگی بنیاد مشغول به کار شد. در طول این مذاکران فیلمنامه کار بارها دچار تغییر و تحول شد و نویسندگان مختلف وارد کار شده و کمکهای خوبی هم کردند. حتی به جایی رسیدیم که به صورت گروهی متن را می نوشتیم. در هر صورت پروسه کار طولانی بود و حق فارابی این بود که نظراتش را ارائه کند به خصوص که کار یک کار ملی بود و باید با استفاده از مشورت جمعی پیش می رفت. در نهایت نیز همه با هم همت کردیم و کار را به اجرا رساندیم. * یکی از ایرادات ارائه شده از سوی منتقدان این است که فیلمنامه به لحاظ درونمایه گافهای تاریخی دارد. به اعتقاد شما که خالق اصلی اثر هستید «استرداد» به لحاظ تاریخی چقدر می تواند به عنوان یک منبع سینمایی مورد توجه قرار گیرد؟ به اصل ماجراهای تاریخی وفاداریم و بدین لحاظ هیچ گافی در فیلم وجود ندارد اما در بحثهای شخصی مربوط به آدمهای قصه سعی کردیم اضافات داشته باشیم بدون اینکه خدشه ای به تاریخ وارد شود. به هر حال در آن برهه ای که اتفاقات فیلم در آن می گذرد هم در دنیا فیلمساز وجود داشته ولی همان فیلمسازان هم سعی می کردند با نگرشی سینمایی اتفاقات تاریخی را مرور کنند. * برای نگارش فیلمنامه «استرداد» چقدر با مورخان سرشناس ایرانی مشاوره داشتی؟ خیلی، من حدودا یک سالی را صرف تحقیق کردم و حین تحقیقات سعی کردم هم از منابع مستند موجود استفاده کنم و هم از نظر کارشناسان تاریخی. اما این را هم یادتان نرود که من یک سینماگر هستم و تمام این داشته ها را بعد از دریافت از کاتالیزوری به نام علی غفاری عبور دادم و در نهایت به داستانی رسیدم که به نمایشی ترین وجه ممکن یک سری اتفاقات را تصویری می کند. * پس احتمالا شما هم طرفدار این گفته علی حاتمی هستید که «من هنرمندم، نه مورخ!»؟ علی حاتمی یک استثناء بود. حاتمی علاقه خاصی به تاریخ معاصر قاجار داشت و در سینمایی کردن این دوران هم بسیار موفق بود. من اصلا خودم را در حد و انداره او نمی‌بینم اما با گفته ایشان کاملا موافقم؛ هیچ فیلمسازی در سینمای دنیا نیست که یک اتفاق تاریخی را جوری ارائه دهد که تمامی نگاه‌ها را جلب کند. من هم در حد خودم تلاش کردم که یک درام تاریخی مخاطب پسند خلق کنم و در نهایت قضاوت درباره فیلم ام را نیز به مخاطبان می سپارم. * اغلب آنهایی که به کار در سینمای تاریخی پرداخته اند الگویی به نام علی حاتمی جلوی رویشان بوده. شما برای سینمایی کردن یک بازه زمانی دست نیافتنی چقدر از تصویرسازیهای علی حاتمی الهام گرفتید؟ درباره الهام از آثار علی حاتمی هم باید بگویم که واقعا هیچ الهامی از سینمای ایشان نگرفتم چون جنس سینمای حاتمی منحصربه فرد بود و بیشتر شبیه یک شعر. اما «استرداد» بیشتر از جنس سینمای حادثه ای است و حادثه چیزی نبود که در سینمای حاتمی چندان به آن پرداخته شود. «استرداد» یک درام تاریخی است با مایه های حادثه ای، ملودرام و جذابیتهای شخصیت پردازی. * از آثار تاریخی برجسته سینما دنیا چطور؟ الهامی نگرفتید؟ اول باید بگویم که به شدت به ژانر سینمایی تاریخی علاقمندم آن هم تاریخی های کلاسیک که واقعا نوستالژی‌ساز هستند ولی اینکه فیلمنامه این کار را تحت اثر فیلم خاصی شکل دهم نه واقعا چنین چیزی نبوده است اما یک سری آثار مختلف بودند که بر ذهنیتم اثر گذاشتند. اگر بخواهم به صورت موردی به فیلمی اشاره کنم که «استرداد» تحت تاثیر آن بوده شاید «روزی روزگاری آمریکا» را بتوانم نام ببرم. فضای بصری کار و به خصوص وجهه حادثه ای آن شباهتهایی با این فیلم سرجیو لئونه دارد. این را هم باید درنظر گرفت که زبان سینما، زبان تاویل پذیری است و یک نکته از یک جای خاص ممکن است در چندین فیلم تکثیر شده باشد. * خسرو معتضد همزمان با اکران فیلم در جشنواره به آن تاخته بود که برخلاف آنچه «استرداد» می گوید طلاها به ایران بازگردانده شده! او از این هم گلایه کرده که چرا درباره فیلمنامه با ایشان تحقیق نشده. اتفاقا ایشان از جمله مورخانی بود که به هنگام تحقیقات مربوط به فیلمنامه به منزلشان رفته و درباره ماجرای طلاها از ایشان مفصل پرسیدم. بعد از جشنواره هم در یک نشست حضوری ایشان را دیدم و حتی آدرس خانه شان را دادم تا به یاد آورد با من دیدار کرده است. اما درباره این ماجرای موردبحث دیدگاههای متفاوتی وجود داشته است؛ برخی از مورخان مانند جناب معتضد درباره پس دادن طلاها به ایران گفته اند و برخی مانند توکلی می گویند طلاها اصلا به ایران داده نشده است. این نگاه متفاوت به حوادث تاریخ معاصر در میان تمامی مورخان وجود دارد و نشده فیلم یا سریالی تاریخی ساخته شود اما گاف تاریخی نداشته باشد. * یکی از ویژگیهای بارز فیلم شما طراحی صحنه آن است. برای طراحی درست صحنه های مختلف کار چقدر اذیت شدید؟ طراحی صحنه دقیق کار بدون اینکه حتی یک مدرس تاریخ هم نتواند از کار شما ایراد بگیرد واقعا کار خیلی سختی بود. فرض کن بناست یک اتومبیل متعلق به سالهای 1330 را بخواهی تهیه کنی؛ شکی وجود ندارد که چنین اتومبیلهایی فقط در اختیار کلکسیونردارهاست و بعد از راضی کردن کلکسیونردار تازه انتقال آن به صحنه است که باید به درستی صورت گیرد تا حتی خط هم روی آن نیفتد. به جز این نیاز به یک سری قطار، کشتی و هواپیمای متعلق به آن دوران هم داشتیم که تهیه شان واقعا دشوار بود اما خوشبختانه حضور یک آدم کاربلد کنار ما به شدت در این زمینه کمک کرد؛ منظورم ایرج رامین فر است که خیلی خوب توانست چیدمان صحنه را طراحی و اجرا کند.
ارسال نظر: