اخبار آرشیوی

کدخبر: 717251

رونمایی از کتاب"۱۹۷۰ روز در شماره شش ژان بارت"/ ایوبی: عادت داریم گزارش کارهای نکرده را بدهیم/ طائرپور: مدیریت سینما کارسختی پیش رو دارد/ شکرخواه: قبیله روشنفکری تجارب را بی‌دریغ در دست ایوبی قرار دهد/ میرکریمی: ایوبی به درد وزارت می‌خورد/ بنی اعتماد: شانس نداشتیم که مدیران خود از اهالی هنر باشند/ آشنا: نویسنده کتاب آشتی دهنده دیانت و دنیای جدید است

به گزارش خبرنگار «نسیم»، مراسم رونمایی از کتاب "1970 روز در شماره شش ژان بارت" نوشته رئیس سازمان سینمایی عصر روز گذشته در نشر ثالث برگزار شد. در این مراسم حجت الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی گفت: - آن روزهایی که گرم کارهای فرهنگی بودم و واقعا وظیفه خود را انجام می دادم و گوشه هایی از هنر ایرانی، هنر پرافتخار ایرانی را در سرزمینی که مردمان آن می فهمیدند این هنر را معرفی می کردم. اگر یادداشت هایی داشتم هرگز فکر نمی کردم که این یادداشت ها چاپ شود و آن وقتی هم که اینها را تنظیم می کردم هرگز فکر نمی کردم که ارزش چاپ داشته باشد. - به طور اتفاقی این نوشته ها را به تعدادی از دوستان دادم و آنها هم مشوق شدند که آنها را برای چاپ تنظیم کنم. نگرانی هم که داشتم این بود که معمولا در ان خاطره ها فرد نویسنده برجسته است. در مقدمه هم ذکر کردم که در ابتدای کار خیلی تلاش کردم که فقط هنر ایران برجسته باشد. - آن چه که انگیزه بود برای من چند چیز بود. اولا شاید این اثر و این کتاب نشان دهد که جهان آماده و حاضر است تا با کمال میل مستعمره فرهنگی ایران شود. جهان فرهنگ ایران را دوست دارد و مولانا و حافظ را می خواهند. هرجا سخن از فرهنگ ایرانی باشد همه درها به روی ما باز است. - متاسفانه عادت کردیم گزارش کارهای نکرده را بدهیم و صندلی های خالی را به رخ بکشیم و جاهایی که نرفتیم را به آن افتخار کنیم ولی واقعا اگر تلاش کنیم و برویم جاهای فراوانی وجود دارد که مردم عطش فرهنگ ایران را دارند. همه درها بروی فرهنگ و هنر ایرانی باز است. - من اگر به شهرداری می رفتم و تقاضای جایی برای برگزاری برنامه می کردم اگر به من می گفتند چقدر جا لازم داری می گفتم بین 100 تا 1100 هزار متر لازم دارم. زیرا تلفنی به سیف الله صمدیان در موزه هنرهای معاصر می کردم و مطمئن بودم که ایران گنجینه فرهنگ و هنر است و به سرعت می توانیم یک شهر را پر از تابلوهای خط و نقاشی و مینیاتور ایرانی کنیم. - همچنین اگر هر سالنی را به ما می دادند مطمئن بودم که بهترین هفته فیلم در آن برگزار می شود. به دلیل اینکه سینمای کشور یک سینمای پرافتخاری است. بنابراین اگر اقدامی کوچک انجام می گرفت به پشتوانه این فرهنگ بزرگ و غنی بود. - کار فرهنگی کار دشوار، پرمخاطره و سختی است. ما در کاخ ورسای دو شب برنامه داشتیم که یک شب برنامه شب حافظ را داشتیم و شب دیگر شب شمس را برگزار کردیم. گروه رخشانی و گروههای دیگر حضور داشتند. همه درها به روی فرهنگ ادب ایرانی باز است. - برای برگزاری چنین جلسه ای من دو ماه مقاومت کردم. که بعدا خورد به مسئولت جدید من که باز هم من سر باز می زدم از برگزاری چنین مراسمی و می گفتم مراسمی برگزار کنید که آقای جعفری گفتند که این برنامه ها نرم ما است که خیلی از ایشان تشکر می کنم. - فکر می کنم که در لابلای این سطور خیلی موارد است که نمی شود نوشت و خیلی مسائل بود که ننوشتیم که خودتان حتما می توانید حدس بزنید. - پست نمایندگی فرهنگی یک فرصت بسیار خوبی است برای همه افرادی که این مسئولیت را می پذیرند که بتوانیم با زبان فرهنگ و هنر جاذبه های این تمدن بزرگ ایرانی را بیان کنیم. - یقین دارم در این دوران که دیپلماسی سیاسی ما حرکت کرده دیپلماسی فرهنگی هم باید حرکت کند و باید بتواند با زبان فرهنگ و هنر و موسیقی و سینما ایران را معرفی کنیم. فرشته طائرپور نیز به عنوان اولین سخنران میهمان در این مراسم بیان کرد: - در زمان سخنان ایوبی داشتم فکر می کردم که همان سال که من یک گروه از موسیقیدانان جوان از دختران ایرانی را به فرانسه و سپس به ایتالیا بردم و سمیناری راجع به فیلم ایرانی برگزار شد. اگر ان زمان هم من و هم ایوبی می دانستیم که امروز به عنوان دو فردی که در عرصه سینمای ایران کار می کنند. یکی به عنوان عالی ترین مقام اجرایی و مسئول و دیگری به عنوان کارگزار چقدر حرفها و سخنان بیشتری با هم داشتیم که بزنیم. - معتقد هستم فردی که خاطرات روزانه خود را با این نظم چاپ می کند حتما فرد منظمی است و حتما به کاری که می کند آنقدر جدی فکر می کند که این کار در بستر تاریخ ماندگار خواهد شد. - وقتی شما انتخاب شدید به عنوان معاونت سینمایی خیلی ها تعجب کردند و نمی شناختند و عده ای معدود از میان سینماگران و حوزه های فرهنگ و ادب و هنر که با شما کار کرده بودند می دانستند که چه اتفاقی دارد رخ می دهد. - هربار که صحبت می کند و چیزی از شما شنیده می شود یقین داشته باشید که نزد سینماگران محوب تر می شوید. برای اینکه بیشتر اوقات حرف های دل ما را خیای منظم و منسجم تر و با نیت بهتر و با شجاعت بیشتر مطرح می کنید. - آرزو می کنم خیلی زود شاهد کتابی باشیم که روزنگار خاطرات شما در عرصه پر بلای سینما باشد. خود ما خیلی خوب می دانیم که شما در عرصه سینما چه کار سختی را پیش رو دارید. یک بار دیگر از این فرصت استفاده کرده و مطالعه این کتاب را توصیه می کنم. - قصد مقایسه ندارم ولی دوستان فیلم حاجی واشنگتن را دیده اند. حالا جدا از اینکه این فیلم چقدر به اصل تاریخ نگاری های آن زمان نزدیکه ولی یک سند تاریخی است. سندی بوده که قابلیت تصویری شدن را داشته است. ما از نزدیک و در پاریس نظم و مدیریت و پشتیبانی و فهم فرهنگی شما را تجربه کرده ایم. امیدواریم که این اتفاق هم در داخل کشور هم رخ بدهد. می دانیم که کار در داخل کشور از کار در خارج کشور چقدر سخت تر است. - با همه کج اندیشی هایی که نسبت به فرهنگ ایرانی وجود دارد آنجا وقتی می توانید با نخبگان جامعه ارتباط برقرار کنید یعنی اینکه نصف راه را پیموده اید. کافی است که فقط حرفی شنیدنی و دیدنی داشته باشید یا یک اثر هنری دیدنی اما در ایران متاسفانه هرچه قدر هم حرف حق داشته باشید خیلی جاها تعمدا شنیده نمی شود. - امیدواریم در سینما شاهد اتفاق های بزرگی باشیم که در همان 1970 روز رخ داد. البته در زمان کمتری باشیم. یقین داریم که این اتفاق رخ می دهد و نگاه جهانی شما به این موضوع کمک خواهد کرد که همانند همیشه همانطور که سینمای ایران در این سالها به کمک افرادی که در آن کار می کنند همیشه خود را روبرو با مخاطب جهانی و تاریخ جهان دیده باز هم بتواند این راه را برود و افق دید خود را محدود نکند. یونس شکر خواه نیز در ادامه برنامه در سخنانی گفت: - در گام نخست کتاب بسیار نثر روان و خوش ساختی دارد. از معدود کتاب هایی است که می توانید سریع آن را دنبال کنید و آن را قطع نکنید. که این موضوع مدیون سابقه ژورنالیستی ایوبی است. این نثر جابجا پس زمینه گذاری دارد همانند سینما است که اگر سریع فالش بک یا فلاش فوروارد نخورد فیلم از دست می رود. - ایوبی سکانس به سکانی آنجایی که لازم بوده زمینه گذاری را انجام داده است. متن کتاب متکی بر افراد است و پر از اسم است. - نکته سوم نقش رفتار ارتباط گرایانه است. باورم این است که هیچ چیز شکل نمی گیرد مگر در سایه ارتباطات که ایوبی تصمیم می گیرد این ارتباطات را برقرار کند. - ما تو ارتباط در حوزه فرهنگ در ایران مشکلات فراوانی داریم. بخشی از جمع شدن ما برای دوستی با ایوبی است. الزاما دوستی با فرهنگ ممکن است که نباشد. ایوبی را با این نوع گزارشگری و گزارش نویسی کجا باید قرار داد ؟ من قوبل دارم این کتاب یک سناریو دارد و با یک پرواز شروع می شود دوباره و با یک روز بارانی که قرار است به ایران بازگردد با یک پرواز برگشت ختم می شود. - ایوبی بسیار هوشیار از نظر من پیام کتاب او به تهران است و پیام به پاریسی ها نیست. اینکه می شود با پول کم و با آن اتاق و با گنجینه ایرانی خیلی کارها را انجام داد. این کتاب واقعا پیامی به تهران است نه یادگاری از پاریس و روزهایی که گذشت. - از نظر من ایوبی یک نمونه متخصص فرهنگی است. حضور ایوبی در این دولت و در پست معاون سینمایی یک فرصت مغتنم می دانم. امیدوارم قبیله روشنفکری ما هم تجارب اجتماعی و صحنه اجتماعی را بی دریغ در دستان ایوبی قرار دهند و اجازه دهند متخصص فرهنگی که در این کریدور رفت و آمد می کند بین فرهنگ و تجربه اجتماعی ما آن نقش تسهیل گر خود را ایفا کند. رضا میرکریمی کارگردان سینمای کشور نیز این چنین ادامه داد: - آشنایی من با ایوبی به 12 یا 13 سال قبل بر می گردد که در میان سفرهایی که برای نمایش فیلم من رخ می داد و قرار بود پخش کننده من فیلم کودک و سرباز را در پاریس نمایش بدهد. تلفن زنگ زد و یکی پشت گوشی گفت رایزن فرهنگی ایران در فرانسه می خواهد با شما صحبت کند. این اولین باری بود که این اتفاق رخ می داد زیرا ما می رفتیم و می آمدیم و رایزن های فرهنگی را نمی دیدیم و در جریان کارهای ما هم قرار نمی گرفتند. وقت هایی هم که بودند یک عکسی می گرفتند و می رفتند. حضور موثری نداشتند. - ایوبی گفتند چه کارهایی می توانیم برای شما انجام دهیم. اگر اجازه بدهید یک سری قرارهایی را خارج از برنامه هایی که دارید را برای شما تنظیم کنیم. قرار شد چند مرکز را هماهنگ کنند که بازدید کنم. دو ساعت نشد یک کنداکتوری برای من فکس شد از فرودگاه تا فرودگاه و اولین سفری بود که برای من خیلی پربار بود. آنجا بود که فهمیدم با یک ذهن منظم و بلند اندیش روبرو شدم و این رفاقت به نفع من بود و آن را ادامه دادم. - ایوبی در کتاب خود هرچی واژه من بوده را بیرون آورده است و فکر می کنم این لحن فروتنانه از اهمیت رویدادهایی که در آنجا رخ داده کاسته است. خیلی اتفاق بزرگی بود. اینکه می گویند درهای فرانسه به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا به روی ایران باز بود. ایشان نمی گویند ولی تا مدتها بسیاری از سیاستمداران ما دست به دامن ایشان می شدند برای ارتباطاتی که می خواستند در حوزه سیاست بگیرند. - اعتبار و آبرویی که ایوبی در فرانسه داشت حتی بیشتر از افرادی بود که می خواستند در حوزه سیاست کار کنند. در حقیقت این یک آبرویی برای همه اهالی فرهنگ کشور بود. ایوبی همه من های کتاب را برداشتند و به جای آن ایران قرار داده اند. - موضوعی که من از معاشرت با ایشان لذت می برم این است که در هر چند جمله ایشان یک بار واژه ایران می آید. این میزان علاقه و مسئولیت در قبال ایران و ایرانی و فرهنگ ایران و هرچند که تعداد کمی رایزن فرهنگی در قد و قواره ایشان داشتیم. زیرا معمولا گله داشتیم که رایزن های فرهنگی به حوزه مسئولیت خود آشنا نیستند و فکر کنم 15 سالی این بحث است که دیپلماسی عمومی و آن بخشی که هنر می تواند به عنوان بازوی قوی سیاست خارجی ما حضور داشته باشد ما آن را نادیده گرفتیم. - خوشبختانه اینگونه بر می آید که دارد به این حوزه توجه می شود. البته راه داریم تا به آن بلوغ و فهم درست از این حوزه دست پیدا کنیم. تا بفهمیم که رایزن های فرهنگی حتی از سفرای ما هم مهم تر هستند و می توانند کارهای بسیار بزرگتر و ماندگارتر و پر اهمیت تری را انجام بدهند. - خوشحالم از اینکه ایشان رئیس سازمان سینمایی هستند و روزی که می خواستند این حکم را دریافت کنند گفتم که شما برای وزارت مناسب هستید و نه برای ریاست سازمان و ایوبی همزمان چند پیشنهاد داشتند. ولی اصرار ایشان و سبقه فرهنگی وی باعث شد که این مسئولیت را بپذیرند. البته من نگران ایشان شدم و گفتم که سینما چند سالی است دچار حاشیه شده است و حاشیه بر متن غلبه پیدا کرده است. - حاشیه سازان تریبون و رسانه زیاد در اختیار دارند و من نگران آبرو و موقعیت حرفه ای و شخصیت علمی شما هستم. البته در این مدت کوتاه چند اتفاق خوب افتاد. کسی که صادقانه و علمی در عین حال به مقوله ای نگاه کند خیلی زود در دلها جا باز می کند و این اتفاق زود افتاد و اهالی سینما خیلی ایشان را دوست دارند. رخشان بنی اعتماد کارگردان سینما در ادامه مراسم گفت: - از علی جعفری تشکر می کنم که با توجه به شناختی که از روحیه و کاراکتر ایوبی دارم کار اصلا راحتی نبود که بخواهند این برنامه را برگزار کنند. از باب اهالی فرهنگ و هنر می توان بگویم که این یک اتفاق مبارکی است که یکی از پست های مهم فرهنگی هنری کشور الان در دستان توانی فردی است که خود از اهالی عرصه فرهنگ و هنر هستند. - بدون اینکه قصد توهین به همه مدیران را داشته باشم ولی این شانس را تا به حال نداشتیم که مدیران خود از اهالی فرهنگ و هنر باشند. - پیرامون کتاب خیلی خلاصه و از دو منظر مطالب را بیان می کنم. فکر می کنم این حدود هزار روزی که در این کتاب گزارش نویسی شده چند روز کوتاهی را من همراه ایشان بودم. اگرچه تعداد کمی از رایزنان فرهنگی با تفاوت نسبت به اکثریت نیم نگاهی به عرصه فرهنگ و هنر داشتند ولی تجربه های ما حاکی از آن بود که اگر در جایی سینمای ایران حضور داشت آرزو می کردیم که فردی از بخش رایزنی فرهنگی حضور پیدا نکند. - زیرا عدم شناخت از وظیفه و موقعیت موجب میشد که برخوردها و اتفاق هایی رخ دهد که تمام تلاشی که ما داشتیم به عنوان نمایندگانی از عرصه هنر و از طرفی دیگر فشار زیادی که از مقاطع مختلف به خاطر فضای قبل از حضور ما در آن مجامع بوجود می آمد. ولی رایزنان فرهنگی به عنوان کشیکان و بازرسانی که حضور پیدا می کردند و ما تمام مدت زیر نگاه عیب یاب او و دنبال جواب هایی بودیم که باید به رایزن خود می دادیم. - تجربه آن چند روزی که همراه تاریخ آن زمان این کتاب بودم و طی دو سفری که رفتم به فرانسه نمی دانستم که برنامه ریزی نمایش این چنین فیلم هایی در "رن" و "پاریس" از طرف رایزنی فرهنگی است. بدون تعارف وقتی آنجا این موضوع را شنیدم عصبی شدم و موضع گرفتم. وقتی به فرانسه رفتیم و با برنامه های سینمایی تدارک دیده شده در آنجا روبرو شدیم بدون هیچ تعارفی دیدارهایی با ایوبی و صادق خرازی داشتیم و در میهمانی ساده ای که من در انجا جمعی از هنرمندان ایرانی که سالها به ایران نیامده بودند و شخصیت های فرهنگی که باورمان نمی شد که در میهمانی سفارت ایران حضور پیدا کنند. - در آن زمان بود که من برای نخستین بار به عنوان یک فیلم ساز ایرانی قد کشیدم. بسیار خوشحال هستم که به عنوان یک فیلم ساز شما در مقام مدیریت، یکی از اصحاب بسیار بسیار اثر گذار در عرصه فرهنگ و در این شرایط سخت هستید. - ما به لحاظ تاریخی و فرهنگی و محصوراتی که به دلیل رمز و رازی که برای حفظ فضای کار خود داریم سابقه گزارش نویسی و خاطره نویسی اصلا شناخته شده نیست. چیزی که در دنیا بسیار حائز اهمیت است. انتشار این یادداشت ها یکی از همان حرکت های فرهنگی است که بسیار موثر است. - این کتاب می تواند به عنوان یک سرمشق و به عنوان یک الگویی برای افرادی که افتخار آنها در موقعیت های فرهنگی بازگرداندن بودجه ها به خزانه دولت در پایان کار است که همین نشانه کم کاری در این عرصه است باشد شما با یک امکان کوچک جنین موقعیتی را ایجاد کرده اید. حسام الدین آشنا مشاور رسانه ای رئیس جمهور نیز در سخنانی گفت: - صرفا به اینجا نیامده ام که از حجت الله ایوبی برای نگارش این کتاب تشکر کنم. بلکه آمده ام تا از رویکردی که در این کتاب گزارش شده قدردانی کنم. - در این کتاب با سه وجهه یک فعالیت روبرو هستیم. وجهه رایزنانه، وجهه سیاستمدارانه و وجهه روشنفکرانه. تعریفی که از رایزن فرهنگی در این کتاب مشاهده می کنید به معنای یک ارتباط دهنده بین فرهنگی است. کسی که وظیفه پیوند زدن فرهنگ ها را بر عهده دارد. این تعریف از رایزنی با تعاریفی که ما با ان سر و کار داریم بسیار متفاوت است. - فردی که قصد برقراری ارتباطات بین فرهنگی را دارد باید چهار ویزگی را داشته باشد. اول نسبت به هردو فرهنگ مبدا و مقصد شناخت کافی را داشته باشد. لازم است نسبت به فرهنگ مبدا عشق داشته باشد زیرا شناخت کافی نیست. همچنین باید نسبت به فرهنگ کشور مقصد احترام قائل باشد. - اگر کسی با نفرت از فرهنگ کشور مقصد رایزنی فرهنگی می کند هرگز نخواهد توانست رایزنی کند. می تواند تبلیغات انجام دهد و می تواند برای یک جمع محدودی سخنرانی کند اما به هیچ وجهه پیوند زننده دو فرهنگ نخواهد بود. در این کتاب این رویکرد مثبت و جدید تجربه شده است. - ایوبی محصول یک مکتب تربیتی هستند که در این کتاب نامی از آن برده نمی شود. ایشان فارق التحصیل دانشگاه امام صادق (ع) هستند. بعد رئیس دانشکده علوم سیاسی آن دانشکده هستند. مکتبی که اسلام اعتدالی، اسلام رحمانی، اسلام عقلانی و اسلام اخلاقی را ترویج کرد. - در طول سال 61 که وارد دانشگاه اما صادق شد و تا زمانی که دانشگاه را ترک کردند و به عنوان رایزن حرکت کردند این نوع اندیشه در دانشگاه جریان داشت. بعد آن چه گذشت قصه ای پر غصه است. - اما این مطلب مهمی است که آشتی دادن بین دیانت و دنیای جدید. آشتی دادن علم سیاست که ایشان آن را به خوبی در دانشگاه امام صادق آموخت با مفاهیم اخلاقی بنیادین دینی در طول زمان دراز شبانه روزی در دانشگاه امام صادق (ع) شکل گرفت و درونی شد. - سوال مهم این است که چگونه است که بسیاری از رایزنان ما اینگونه نیستند ؟ شاید پاسخ را باید در این یافت که یا ایران را نمی شناسند، یا اسلام را نمی شناسند، یا فرهنگ مقصد را نمیشناسند و یا هیچ کدام را نمی شناسند. ایوبی با تجربه فرهنگی انتقال از دانشگاه امام صادق (ع) به محیط فرهنگی فرانسه به عنوان دانشجو و نه به عنوان یک مقام مسئول توانست جامعه روشنفکری فرانسه را از پایین بشناسد. - توانست همانند یک دانشجو تجربه زیست خود را در دوره رایزنی خود به منصه ظهور بگذارد. رایزن فرهنگی احتیاج دارد باور کند که دو وظیفه اصلی بر عهده دارد. اولین مورد کاهش سوءتفاهم ها است. اگر کسی قائل به سوء تفاهم نباسد اساسا دلیلی برای رایزنی ندارد. فقط سوء تفاهم نیست بلکه فاصله فرهنگی هم هست. آن فاصله فرهنگی هم باید شناخته شود و هم باید به رسمیت شناخته شود. یعنی قبول کنیم که فاصله فرهنگی وجود دارد. - کار دوم رایزن فرهنگی افزایش تفاهم ها است. اینجاست که ایوبی یکی از نمایندگان این رویکرد است که ما از مشترکات و نه از اختلافات آغاز می کنیم. اگر کسی از اختلافات شروع کند درها به روی او بسته خواهد ماند. برای باز شدن درها چاره ای جز این نیست که باید از مشترکات شروع کرد. - ایوبی کشف کرد که مشترکات در امور مشترک فطری انسانی نهفته است. این کشف بزرگ راه ورود به هر فرهنگی است. او از موسیقی، نقاشی و تئاتر آغاز کرد. از زبانی آغاز کرد که زبان های مختلف همه آن زبان را می فهمند. این زبان ها زبان اخلاق، ادب و انسانیت است. علی مرادخانی معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز گفت: - آشنایی من با ایشان به زمانی باز می گردد که ایوبی به عنوان رایزن فرهنگی ما در پاریس مشغول بودند. صادق خرازی که سفیر ایران در فرانسه بودند و از دوستان ما هم بودند روزی گفتند به من که یک رایزن فرهنگی خیلی خوبی داریم که فکر کنم بتواند خیلی کارها را انجام بدهد ولی تازه آمده و هنوز مقداری کار دارد. - ایشان هنوز جا و مکان درستی نداشتند و در حیاط سفارت یک میزی قرار داده بودند. نگاه اول بسیاری از قضایا را در ذهن هر فرد حک می کند. ماجرا از انجایی شروع شد که ایوبی گفتند که خیلی علاقمند هستم که در این حوزه فرهنگی کاری را انجام بدهم. - معمولا رایزن های ما حوزه های تخصصی حرفه ای در کشورهایی که هستند خوب نمیشناسند. همچنین نام و مکان محل های فرهنگی و هنری و حتی اسامی هنرمندان را هم به خوبی اطلاع ندارند. ام برای اولین بار دیدن فردی در پاریس در این سمت قرار گرفته که اولا خود او اینکاره است و زبان فرانسه را خوب می داند. از همانجا بود که خیلی از ارتباطات کاری ما شکل گرفت. - در کتاب ایوبی می دیدم که اشاراتی داشتند که چگونه وارد ساختمان ایران در پاریس شدند و چگونه آهسته آهسته در آن مستقر شدند و حتی مشکلات و مسائل او نیز آمده است. - ما در رایزنی های فرهنگی خود به علت اینکه نمی خواهیم وارد حوزه های فرهنگی آن مجموعه ها بشویم کمتر چالش هایی را که ایوبی با آن روبرو بود را با آن روبرو هستیم. اما چون ایشان قصد داشت کاری متفاوت انجام دهد وارد درگیری هایی شد. - این کتاب از این منظر بسیار خوب است که لازمه بسیاری از رایزن های فرهنگی ما آن را مطالعه کنند. همچنین حوزه ای که می خواهند به آن وارد شوند را نه فقط از موضع کار اداری با ان برخورد کنند بلکه از موضع فردی که دغدغه کار فرهنگی دارد باید برخورد کنند. گفتنی است که کتاب 1970 روز در شماره شش ژان بارت به نویسندگی حجت الله ایوبی در 320 صفحه توسط انتشارات نشر ثالث در 1100 نسخه و با قیمت 14 هزار تومان چاپ و منتشر شده است. همچنین یادآور می شود در بخش انتهایی کتاب نیز گزارش تصویری از فعالیت ها و عملکرد بخش رایزنی فرهنگی وقت ایران با مسئولیت حجت الله ایوبی در پاریس گردآوری شده است.
ارسال نظر: