از مساجد اشرافی اسلام آمریکایی تا کمبود مسجد در کشور
حجتالاسلام حاجعلیاکبری، رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد، با حضور در خبرگزاری «نسیم» به تعریف مسجد ایدهآل از منظر اسلام و نقد اشرافیگری در ساخت مساجد پرداخت
گروه فرهنگی «نسیم»- "مسجد"، از جمله شعائر تاثیرگذار اسلامی در قرون متمادی بوده است، از آن روزی که بلال در آن اذان گفت و مسلمین را به گوش دادن کلام نبوی فراخواند تا آن هنگام که محل بسط نشستن علمای بزرگ علیه حکام جائر زمان خود شد و زمانی که با برپایی حکومت اسلامی، به فرموده معمار کبیر انقلاب اسلامی، به سنگر تبدیل شد و هزاران جان بر کف تقدیم کرد.
مسجد را اگر نگوییم بزرگترین ظرفیت، حداقل می توان یکی از ظرفیت های بزرگ مختص مسلمین دانست که اگر به درستی از آن استفاده شود می تواند علاوه بر محل عبادت، پایگاهی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی باشد که تاثیرات شگرفی بر جوامع اسلامی خواهد گذاشت.
برای بررسی وضعیت کنونی مساجد کشور، به گفتگو با رئیس خنده روی مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور پرداختیم. حجت الاسلام محمدجواد حاجعلیاکبری، ضمن حضور در محل خبرگزاری «نسیم» در نشستی صمیمانه به بررسی معضلات و مشکلات فرهنگی، فضایی و ... مساجد در ایران پرداخت؛ آنچه از نظر می گذرانید مشروح این گفتگو است.
نسیم: به عنوان اولین سوال و مدخل بحث شاید بد نباشد این سوال را مطرح کنیم که همه ما قبول داریم، نهاد مقدس مسجد در حال حاضر آن گونه که باید و شاید در جایگاه اصلی خود قرار ندارد، به نظر شما آیا ممکن است مساجد به کارکردهای صدر اسلام خود و در دوره حیات پیامبر بازگردند؟ چگونه ممکن است؟
حاجعلیاکبری: بله، ممکن است؛ برای این که چنین چیزی رخ دهد لوازمی نیاز است؛ مهم ترین لازمه این است که امام جماعت و کارگزاران مسجد کفایت مدیریت مردمی را داشته باشند؛ این کفایت باید از لحاظ فضل علم، روحیه اجتماعی کامل باشد؛ همان گونه که مردم با چنگ و دندان زندگی خود را نگه داشتند، بالاتر از زندگی خود برای مسجد و امور فرهنگی نیز هزینه می کنند؛ در نتیجه چنین مسجدی فوق العاده تاثیرگذار خواهد بود.
به هیچ وجه این توضیح نافی حمایت دستگاه ها و مراکز مختلف نیست؛ آیا دولت ها یا شهرداری ها از مساجد در خصوص هزینه ها وظیفه پیشتیبانی دارند؟ پاسخ این است که وظیفه دارند ولیکن در حد پیشتیبانی است و حق مدیریت ایجاد نمی کند؛ این ارگان ها باید از هزینه های عمومی سهم دین مردم را نیز پرداخت کنند؛ چگونه برای حمل و نقل و خدمات عمومی، بهداشت، نظافت شهر و... هزینه می شود پس باید برای دین مردم نیز هزینه کرد.
باید مساجد آباد شود و مراکز دینی حمایت شوند؛ می توان گفت حق مسجد و دین مردم است که هزینه های آن از منابع عمومی پرداخت شود ولیکن این هزینه ها باید بدون حق دخالت در مدیریت مساجد برای ارگان های دولتی باشد؛ اداره مساجد باید به شیوه سنتی و با محوریت امام جماعت و با حضور مومنین و خوبان محله باشد؛ کسی نباید در کار این مدیریت دخالت کند.
نباید این گونه باشد که فلان نهاد یا ارگان به دلیل هزینه ای که برای مسجد می کند، بخواهد آن مسجد برنامه های خاصی را که مدنظر آن ها است، دنبال کند؛ با این توضیح دو مسئله وجود دارد؛ نکته نخست این است که ظرفیت های واقعی مساجد از نظر توان مدیریتی امام و کارگزاران مسجد باید تقویت شود تا مسجد جاذبه داشته باشد و از مشارکت مردمی کمال بهره را ببرد.
شهرداری تهران به تشخیص خوبی در خصوص مساجد رسیده است
نکته دوم این است که مجموع دولت به عنوان کسی که امین مردم در ارتباط با منابع عمومی است و همچنین بخش های مرتبط حکومتی باید قوانینی را وضع کنند تا ملزم شوند منابع مورد نیاز مساجد را بر اساس بودجه عمومی و تا حد امکان تامین کنند؛ این امر اکنون الزام آور وقانونی نیست، وقتی در مورد امری قانون وجود نداشته باشد اقتضایی می شود؛ هر کسی بر اساس تشخیص خود در این امر مشارکت می کند همانند شهردار تهران که به تشخیص خوبی در خصوص مساجد رسیده است و اقدامات خوبی را در این زمینه انجام می دهد.
اگر خلاء قانونی در خصوص مساجد بر طرف شود، ، مساجد قدمی به سمت آبادی خواهند رفت
امکان دارد شهردار دیگری به تاثیر فرهنگسرا بیشتر از مسجد معتقد باشد و بخواهد فرهنگسرا را آباد کند، کسی نمی تواند به وی خرده بگیرد؛ اگر خلاء قانونی در این بخش بر طرف شود و ارگان ها الزام شوند تا سهم مشخصی را برای مساجد کنار بگذارند، مساجد قدمی به سمت آبادی خواهند رفت و این الزام و حمایت ارگان ها نباید به عنوان مباشر باشد.
اگر ارگان ها به عنوان مباشر حامی مساجد باشند، مداخله پیش خواهد آمد و همواره در مدیریت برنامه ها و اهداف مسجد خود را سهیم می داند؛ ما معتقدیم پشتیبانی ها به صورت متمرکز در اختیار دستگاه مسئول قرار گیرد که این دستگاه دولتی نیست؛ باید پشتیبانی ها از ما صورت بگیرد و منابع تامین شود و ما طبق موازینی که قانون وضع کرده، سیاست هایی که مدنظر رهبری است را در خصوص مساجد پشتیبانی خواهیم کرد و این گونه امکان مداخله های آسیب زا کاهش خواهد یافت.
نسیم: به نظر می رسد ساخت و معماری مساجد به سمتی حرکت می کند که در حال تغییر بافت هستند، برای شیوه معماری و ساخت مساجد مدلی معین وجود ندارد؟
حاجعلیاکبری : در این ساخت و سازها روابط دقیق تعیین شده نداریم؛ ضوابط تعریف شده است ولیکن الزام آور نیست؛ مرکز ما بر اساس تجربه یک مجموعه بسیار جالبی از مهندسین و معمارهای مسجدساز تهیه کرده است که در اختیار شهرداری ها، سازمان ها و... نیز قرار گرفته است ولیکن به دلیل طی نکردن مراحل قانونی خاص شکل توصیه ای یافته.
برخی سازمانها همانند شهرداری به این ضوابط عمل می کند و برخی دیگر عمل نمی کنند؛ مهم این است که ساختمان مسجد توسط مردم ساخته می شود، ممکن است فرد مدل خاصی از مسجد را در کشور دیگر دیده باشد و بخواهد مسجدی که برای آن هزینه می کند به مدلی که درخواست دارد، ساخته شود؛ همه نیز ترجیح می دهند مسجد ساخته شود حال به هر مدل و شکلی که باشد و دست وی را باز می گذارند. اگرچه این نمونه مساجد با بافت و ساخت متفاوت کم هستند اما به چشم میآیند.
سعی ما بر این است که این بحث اندکی ضابطه مند شود؛ این موارد مکاتبه شده است تا در شورای عالی شهرسازی برود؛ تا خیر و سازمان مربوطه که می خواهند از منابع عمومی برای ساخت مسجد هزینه کنند، اطمینان داشته باشند قواعد در معماری مسجد رعایت شود.
نسیم: دلیل افراد برای ساخت مسجد با ظاهر های خاص این است که خرج ها و هزینه های تهیه برخی مناره ها و گنبدها بسیار بالاست اما معماری مسجد با این مدل بسیار کمتر شده است.
حاجعلیاکبری : گنبد و مناره در اصل جزء مسجد نیست مگر این که سازه های اصلی همانند مسجد النبی باشد؛ این موارد(گنبد و مناره) الزام شرعی نیست بلکه سلیقه مسلمین است؛ به تدریج این مدل و سلیقه انتخاب شده است و فلسفه خاصی نیز برای آن به وجود آمده است.
اگر ساختمانی ساخته شود که بدون گنبد و مناره باشد، اگر صیغه مسجد برای آن خوانده شود به طور شرعی مسجد می شود؛ انتخاب مسلمین تحریفی در معماری مسجد صورت داده است؛ مسجد به دلیل این که یکی از نمادهای دینی است، جزء سازه های همراه با پیام به حساب می آید، بنابراین این نوع معماری توصیه می شود.
مهم است از نمادهای غیر که به فرهنگ ما ربطی ندارد، در ساخت مسجد، پرهیز شود
این مسئله مهم است که از نمادهای غیر که به فرهنگ ما ربطی ندارد، در ساخت مسجد، پرهیز شود؛ برخی از نمونه هایی که وجود دارد بر این امر مشکل دارند که سازه بر اساس فرهنگ ما نیست؛ معماری برخی مساجد به ساختمان های تجاری خاص، کلیساها و... در دیگر کشورها شباهت دارد؛ اگر مسجد ساده و بدون گنبد و مناره باشد، توصیه ما به ساخت آن است و نیازی به گنبد و مناره ندارد؛ کاشی کاری و محراب و ... جزء سلیقه های خود ما بوده است و از الزامات ساخت مسجد نیست.
مساجدی در تهران ساخته شده که با هزینه های تزئین آن، می توانستند چندین مسجد بسازند
در برخی مساجد که موارد زینتی مسجد از حد گذشته است، با موازین دینی مطابقت نمی کند؛ می توان گفت این گونه معماری های افراطی حتی نهی شده است؛ نهی این موارد به صورت کراهت است؛ مساجدی در تهران وجود دارد که با هزینه های تزئینی آن، می توانستند چندین مسجد در محله های مورد نیاز بسازند؛ سنگ های قیمتی، کاشی های آنچنانی، آئینه کاری های پرهزینه و... بر اساس نظر خیّر و سازنده مسجد انجام می شود.این جاها مطرح می شود که این خیر اهل ساختن سه مسجد ساده نیست بلکه دوست دارد مسجدی با این ویژگی بسازد. اینجاست که جلوی آن را نمی گیریم.
در سازه مساجد نباید علائمی که متعلق به فرهنگ ما نیست، وجود داشته باشد
این که علائم اغیار بر مساجد ما نیاید مهم است؛ در سازه و ترکیب ساخت مساجد نباید موارد و علائمی وجود داشته باشد که متعلق به فرهنگ ما نیست.
نسیم: حضرت امام در پیام تاریخی خود درباره ساخت مصلی بزرگ تهران اشاره داشتند که "شبیه مساجد اسلام آمریکایی نباشد"، مساجد اسلام آمریکایی که حضرت امام (ره) از آن نهی کردند، چه ویژگی هایی دارند؟
حاجعلیاکبری : مصادیق مساجدی که حضرت امام (ره) از آن نهی کردند در عربستان وجود دارد؛ فرض کنید از ایتالیا یا کشورهای دیگر سنگ و تکنولوژی و... وارد کردند و خرج های غیر منطقی صورت گرفته است؛ بخشی برای آرامش خاطر نمازگذار لازم است، البته باید متناسب با زمان باشد.
اگر من ترسیمی از مسجد زمان پیامبر داشته باشم و این مسجد را در تهران بسازم یک نفر هم حاضر نیست در آن مسجد نماز بخواند؛ زمان پیامبر (ص) اقتضائات خاص خود را داشته است؛ بنابراین باید به نیازهای زمان پاسخ داده شود؛ اکنون ما توصیه می کنیم مساجد دارای کتابخانه باشند؛ غیر از برنامه های اصلی که برای مسجد پیش بینی می شود برنامه های پیرامونی نیز برای مساجد طرح ریزی می شود.
طرح ریزی های پیرامونی از جمله اتاق کودک، کتابخانه، کلاس های آموزشی خاص، کانون جوانان، مکانی برای کلاس های آموزشی و.... است؛ در بسته پیشنهادی برای ساخت مسجد تمام موادر در نظر گرفته شده است البته در این طرح اندازه گیری ها و فضا نیز تعریف شده است؛ کار دقیقی صورت گرفته است، این طرح بر اساس زمین و امکانات بزرگ و کوچک می شود و قابل تطبیق است.
در این مسئله دچار افراط و تفریط نمی شویم؛ حضرت امام (ره) شاخصی می دهند، خرج های غیر منطقی، آذین بندی های بیش از حد و... در معنای اسراف است؛ خنک کننده، سیستم گرمایی و امثال این موارد برای رفاه نمازگزاران خوب است ولیکن در برخی موارد این مسائل حالت افراطی یافته است و اسراف می شود؛ در برخی مساجد آئینه کاری شده است، این کار به مسجد چه ارتباطی دارد؟
کارکرد مسجد ارتباط با خداوند است و این ارتباط در محیط ساده و آراسته فراهم می شود
این که مسجد را با سنگ های زینتی آراسته کنیم به فرهنگ مسجدی نامربوط است؛ کارکرد مسجد ارتباط با خداوند است و این ارتباط در محیط ساده و آراسته فراهم می شود؛ در محراب کاشی کاری های شلوغ و پر زرق و برق انجام می شود، اگر چشم نماز گذار به این کاشی کاری ها بیفتد ارتباط بصری وی باعث آشفتگی ذهنی می شود؛ در حالی که توصیه می شود مزاحم های فکری پیش روی نمازگذار نباشد.
بخش محراب باید بخش ساده و آراسته باشد و می توان در اختیار معمارهای خبره در این زمینه قرار داد تا زیبایی خاص خود را داشته باشد؛ تعیین مصادیق سخن حضرت امام (ره) کار مشکلی است ولیکن می توان گفت از حد نیاز جذب و نگهداری مأمومین پیشتر نباید رفت؛ مسجد سراغ داریم که فرش های یکدست و بسیار بزرگ برای مسجد تهیه کرده اند؛ این مسائل با مسجد سازگاری ندارد.
من نمی گویم در مسجد گلیم پهن کنند ولیکن پهن کردن فرش های گران قیمت و دست بافت در مسجد با فرهنگ مسجد سازگاری ندارد در حالی که مساجد دیگر ما فقیر هستند، در نتیجه بین مساجد فقیر و غنیفاصله و تمایزات عمیق ایجاد می شود؛ مسجدی در تهران وسایل گرمایشی ندارد در حالی که در مسجدی دیگر فرش های زینتی پهن است؛ از لوسترهای مجلل برای زینت مسجد استفاده می کنند در حالی که با فرهنگ مسجد و دین ما سازگاری ندارد.
نه تنها بسیاری از مساجد از امکانات اولیه برخوردار نیستند بلکه بسیاری از مردم شرایط زندگی سختی دارند؛ فردی که شرایط اقتصادی بدی دارد با ورود به مسجدی که بسیار مجلل است نمی تواند ارتباط معنوی برقرار کند و تنها با حسرت از مسجد خارج می شود؛ نماد خانه خدا کعبه است.یعنی سادگی و بی آلایشی.
نسیم: برخی اعتقاد دارند مساجد نمادهای دوره های تمدنی هستند؛ در دوره جمهری اسلامی مسجد نماد نیست و مردم در 500 سال دیگر نمادی از مساجدی در دوره جمهوری اسلامی نخواهند دید؛ این مطلب را قبول دارید؟
حاجعلیاکبری : نمی توان به این امر پاسخ مطلق داد؛ این که ما در این سال ها فاقد الگوی شهر اسلامی بودیم دل ما را می سوزاند؛ این مصیبت بزرگی است؛ برای ساخت منازل خود نیز از معیارهایی که مطابق فرهنگ خود ما بود فاصله گرفتیم و شهرهای تازه ساخت به هر چیزی غیر از شهر اسلامی شباهت دارد.
شهر اسلامی روح و کالبد دارد؛ در شهر اسلامی برای آرامش، ارتباطات، عاطفه، دین و... قاعده و الگو وجود دارد؛ این قواعد به طور کلی رها شده است؛ در مجموعه و جنگلی از آهن آلات مردم به زندگی مشغول می شوند که نه به شهر اسلامی و نه به شهر اروپایی مانند است؛ اگر متولیان امر به این مسئله توجه کنند شهر اسلامی معنا پیدا می کند.
ساخت شهر اسلامی با ساخت مسجدشروع می شود مانند کره زمین که از ساخت کعبه شروع شد
ساخت شهر اسلامی با ساخت مسجدشروع می شود همان گونه که ساخت کره زمین از ساخت کعبه شروع شد؛ روز دحوالارض را داریم که اولین جایی که خشک شد و آماده زیست شد، کعبه بود؛ این مسئله پیام دارد و منظور این است که باید با محور بندگی و ارتباط با خداوند متعال، زمین و مراکز مسکونی زمین ساخته شود.
نسیم: اصفهان و مشهد قدیم تا حدی این گونه بوده است.
حاجعلیاکبری : بله، حول محور مسجد شهر ساخته می شود؛ کنار مسجد بازار ساخته می شود، این مسئله در تهران، یزد، تبریز و... وجود دارد؛ مراکز خدمات عمومی قرار می گیرد و بعد قسمت مسکونی شهر است؛ به این تربیت به مسجد دسترسی دارند و وقتی به مسجد مراجعه می کنند نیازهای مادی خود را تامین می کنند، به عبارت دیگر با یک اقدام چند خواسته زندگی خود را انجام می دهند.
کاش برای ساخت شهرهای جدید چنین تدابیری در نظر گرفته می شد؛ مساجد در شهرهای تازه ساخت بسیار کوچک است؛ در میان سازه های مرتفع تنها چیزی که دیده نمی شود مسجد است در حالی که در مدل شهر اسلامی با مسجد شهر دیده می شود.
در رُم کلیسای مرکزی واتیکان اشراف به تمام شهر دارد؛ سازه های دیگر اجازه نداشته است بالاتر از این کلیسا باشد. از فاصله های بسیار دور کلیسا واتیکان دیده می شود؛ مناره مسجدی که با همکاری مسلمانان ساخته شد اندکی بالاتر از کلیسای واتیکان بود که آن را برداشتند.
کاش سلیقه اسلامی- ایرانی را در شهرسازی های خود رعایت می کردیم
نسیم: جالب است، با این که لائیک هستند ولیکن این اصول را رعایت می کنند.
حاجعلیاکبری : کاش شهر سازی ما نیز با محوریت مسجد بود و سلیقه اسلامی ایرانی را در شهرسازی های خود رعایت می کردیم؛ ساختمان های مرتفع، بی هویت، بی همسایه، پر دردسر، بدون امنیت اخلاقی و... از انبوه سازی است؛ مهندسان و معماران نیز الزامی در اصول و قواعد شهرسازی اسلامی ایرانی نداشتند و قصد داشتند برای مردم ساختمان های ارزان قیمت تهیه کنند.
نسیم: مساجد از ظرفیت های فرهنگی برای مسلمانان به حساب می آید، از ظرفیت عظیم فرهنگی مساجد تا چه حد به خوبی بهره بردیم؟
حاجعلیاکبری : در این مسئله همواره یک وضع موجود و یک وضع مطلوب وجود دارد؛ وضعیت فرهنگی انقلابی و دینی موجود از مساجد است؛ زمانی که نام مسجد برده می شود، بخش هایی به آن ضمیمه می شود که شامل حوزه های مرتبط با مساجد است؛ انقلاب اسلامی هم در حصول و هم در بقا معجزه مساجد است؛ حدود نود و هفت درصد شهدای ما از بچه های مسجد هستند؛ همین امر برای این که فرد فکر کند که در مسجد چه اتفاقی می افتد، کافی است.
در مساجد انسان تراز، مومن، مجاهد و شهید تربیت می شود؛ این امر از ویژگی های مسجد است که چیزی با مسجد قابل مقایسه نیست؛ مسجد جنبه ملکوتی و قدسی دارد که در پیوست آن احکام خاصی بر آن بار می شود؛ بخش عمده ای از آثار واقعی در فرآیند تربیت و رشد در ایجاد انسجام، از بخش ملکوت مسجد است؛ از این جهت چیزی با مسجد قابل مقایسه و برابری نیست؛ مسجد خانه خدا است.
به هر میزان که از ظرفیت مسجد استفاده شود، برای شما مسجد میدان باز می شود؛ این میدان می تواند در آموزش، تربیت، فرهنگ و... باشد؛ پس باید توجه داشت همین میزان خیر نیز از مسجد است؛ در تولید، ترویج و حفظ ارزش ها هم چنان مساجد نقش مهمی دارند؛ با این وجود افق و وضعیت مطلوبی پیش روی ما وجود دارد.
این امر شامل بخشی از نیازهای تربیتی، فرهنگی و تعلیمی در جامعه است؛ بخش دیگر نیز کارکردهای مسجد است؛ اگر این دو بخش را در کنار یکدیگر قرار دهیم، پاسخ ما واضح خواهد بود؛ پاسخ این است که نه به نیازها پاسخ درخوری داده می شود و نه از تمام ظرفیت مساجد استفاده می شود.
مسجد در فرهنگ اسلامی نهادی چند ضلعی است
مسجد تنها یک معبد نیست بلکه یک جنبه آن معبد است؛ مسجد در فرهنگ اسلامی نهادی چند ضلعی است؛ جنبه کانونی و مرکزی مسجد معبد بودن است ولیکن در کنار آن تعلیم، تربیت، فعالیت های اجتماعی، خدمت رسانی و... وجود دارد؛ با ملاحظه آن چه که ما در تراز اسلامی از مسجد می شناسیم، بسیاری از مساجد ما تحت تاثیر انقلاب اسلامی که احیای افکار و اندیشه های اسلامی بوده است، تغییرات اساسی نسبت به قبل از انقلاب داشتند ولیکن باز هم از کارکرد کامل خود بهره نمی برند.
هر چه بیشتر از انقلاب اسلامی گذشت به دلیل افزایش هجمه های فرهنگی، تغییر سبک زندگی و... عدم بهره جویی جامع از ظرفیت مساجد نمود بیشتری یافت؛ در وضعیت موجود نیاز ما به ظرفیت های ناب مسجد هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی بیشتر شده است؛ با ملاحظه این دو مسئله می توان گفت فاصله ی ما بسیار زیاد است. تعداد مساجد مکفی نیست و دسترسی ها محدود است.
نسیم: تعداد مساجد در کل کشور چه میزان است؟
حاجعلیاکبری : در کل کشور آمار دقیق نیست؛ گفته شده است حدود هفتاد هزار مسجد وجود دارد؛ در تهران حدود دو هزار و چهل و یک مسجد وجود دارد؛ در شهرستان های استان تهران 1257 مسجد وجود دارد؛ به طور مجموع 3298 مسجد در استان تهران داریم.
در تهران حداقل هزار مسجد جامع دیگر نیاز است
از میزان رقمی که ذکر شد تعداد فوق العاده زیادی مسجدهای محله ای و کوچک است؛ بر اساس آمارهای موجود به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهیم به نیازهای مسجدی به طور کامل پاسخ دهیم، باید آمار موجود هفت برابر شود؛ در تهران حداقل هزار مسجد جامع دیگر نیاز است؛ اگر بخواهیم به نیازهای موجود جامعه پاسخ داده شود و مساجد محله ای و کوپک نیز ضمیمه شود، باید چهار هزار مسجد دیگر در تهران ساخته شود.
نسیم: این مسئله درست است که در بسیاری از مساجد امام جماعت وجود نداریم، یعنی سازه مسجد، هست اما امام جماعت نداریم؟
حاجعلیاکبری : بله؛ یکی از مسائلی که در خصوص مساجد موجود مطرح می شود مسئله امام جماعت است؛ پوشش امام جماعت در مساجد تهران حدود 66 درصد است؛ پوشش نماز جماعت در تهران پوششی تقریبا کامل است؛ چهارده درصد مساجد تهران فاقد امام جماعت هستند که شامل همان مساجد کوچک می شود و نمی طلبد امام جماعت راتب داشته باشد.
می توان گفت تهران با این اوصاف جزء شهرهای ممتاز کشور است و با قم و مشهد برابری میکند؛ در برخی موارد تهران از مشهد نیز پیشی گرفته است؛ وقتی پوشش نماز جماعت و امام جماعت را در شهرها و روستاها بررسی می کنید به محدودیت و نواقص پی می برید؛ در شهرستان های استان تهران چهل و یک درصد کمبود امام جماعت وجود دارد؛ این آمار را در کشور بررسی کنید.
35 درصد مساجد در کشور امام جماعت دارند
این آمار در خصوص تهران دقیق است؛ این آمار در کشور به طور خوش بینانه سی و پنج درصد است که شامل شهر و روستاها می شود.
نسیم: تعداد طلبه هایی که در حوزه علمیه تحصیل می کنندفراوان است. پس چرا مساجد امام جماعت ندارند.
حاجعلیاکبری : تعداد طلبه ها زیاد نیست، متاسفانه گفته نشده است؛ آمار کل حوزه های ما با یک و نصف از یکی از دانشگاه های ما قابل مقایسه نیست؛ حوزه های خواهران ما در کل کشور کمی بیش از پنجاه هزار طلبه خانم را پوشش می دهد که این میزان تعداد یکی از واحدهای دانشگاه آزاد در شهرستان های کوچک ما مثل رودهن و بومهن است.
نیاز ما با تعدادی که در حوزه اشتغال به تحصیل دارند، فاصله بسیار دارد؛ این که گفته می شود فردی به عنوان امام جماعت به یکی از روستاها برود مسئله ساده ایی نیست چرا که باید جنبه های مختلف زندگی این امام جماعت نیز مدنظر گرفته شود اعم از این که مدرسه مناسب برای فرزند او وجود دارد و.... .
وضعیت تهران در خصوص امام جماعت مساجد خوب است
وضعیت تهران در خصوص امام جماعت مساجد خوب است با وجود این که تمرکز و تراکم مساجد در بخش های مرکزی و قدیمی تهران است و بسیاری از مناطق دسترسی به مسجد ندارند.به ازای هر هزار نفر دو دهم مسجد در تهران داریم
نسیم: در اروپا فاصله هر فرد با ایستگاه مترو کمترو از پنجاه متر است.
حاجعلیاکبری : بر اساس اینکه تا چهل منزل از هر چهار جهت همسایه مسجد حساب می شود، فاصله حدود پانصد متر محاسبه شده است؛ در نهایت و با توجه به این مطالب می توان گفت که با وجود اینکه ما انقلاب اسلامی را از مسجد داریم ولیکن نتوانستیم حق مساجد خود را ادا کنیم؛ این امر در ساخت، توسعه، تجلیل و اداره مساجد وجود دارد.
اگر مساجد ما آباد شود یقین داشته باشید که جامعه ما آباد می شود
بسیاری از مشکلاتی که ما در جامعه در بخش فرهنگی، تربیتی، اخلاقی و اجتماعی داریم، به دلیل غفلت از مساجد است؛ اگر مساجد ما آباد شود یقین داشته باشید که جامعه ما آباد می شود؛ منظور از آباد کردن مسجد تنها عمران سازه نیست؛ چرا که از نظر فرهنگ اسلامی وقتی جوانی در مسجد نباشد هر چند از نظر عمرانی کامل باشد، مسجد خراب گفته می شود؛ عمران مسجد به حضور مومن است و به سازه آن نیست.
به طور مثال در تهران مساجدی وجود دارد که فوق العاده آباد است ولیکن از نظر سازه ساخت قدیمی دارد؛ مساجدی نیز وجود دارد که از نظر ساخت بسیار هزینه شده است ولیکن از منظر دین خراب به تمام معنا است چرا که مومن و جوانی در آن حضور ندارد و جمعیتی ندارد.
نسیم: علت این امر چیست؟
حاجعلیاکبری : به چند عامل مرتبط است؛ یکی از این عوامل حضور امام است؛ امام جماعت آباد به معنای مسجد آباد است؛ این امر شامل دسته هیأت امناء و... نیز می شود؛ مسجدی که در آن این بخش از نظر فکری، اخلاقی، عملی، مهارتی و مدیریتی آباد هستند، مسجد نیز آباد است.
عامل دیگر شبهه در ساخت مسجد است؛ پول صرف شده در ساخت مسجد باعث شده است مسجد جاذبه و نور نداشته باشد.
نسیم: مسجدی های ما در دفع حداکثری توانمند هستند.
حاجعلیاکبری : به این گفته باید تبصره زد چرا که برخی از مساجد این گونه هستند و نباید این امر را به تمامی مساجد تعمیم داد؛ اگر با کسانی که در مسجد به اقتضای وظیفه خود مسجد گردی می کنند، همراه شوید، پدیده های جالبی مشاهده می کنید.
نسیم: در مساجد اصولا بین جوانان و هیات امناء یا امام جماعت مشکل وجود دارد.
حاجعلیاکبری : مگر می شود در جایی که طیفی از مخاطب را دور هم جمع می کند، اختلاف سلیقه و دیدگاه وجود نداشته باشد؟ حتی در این طیف امکان اختلاف عملکرد نیز وجود دارد؛ در خانواده که یک محیط کوچک است، اعضاء با یکدیگر اختلاف سلیقه دارند؛ در مسجد هر گونه طیفی اعم از کودک تا پیر و خانم و آقا وجود دارد که نشان از تنوع سلیقه ها دارد.
اگر از این طیف بخواهید در مسجد فعال هم باشند مسئله مشکل تر خواهد شد؛ دو نسل در کنار هم در مسجد هستند؛ پیران با حوصله اندک در کنار جوانان یا نوجوانان با انرژی بالا باید در کنار یکدیگر باشند؛ این مسئله نشان می دهد مقدار زیادی از این اختلافات طبیعی است؛ در مسجد هر کس به اقتضای سن خود نظر دهی می کند؛ این موارد را عنوان کردم تا دید خود را واقعی کنیم.
علت برخی از منازعات در مساجد را آسیب شناسی کردیم
در جایی که افراد وارد حریم یکدیگر می شوند، اختلافات طبیعی نیست؛ تهمت زدن، طرد کردن، به بهانه هایی جوان را به مسجد راه ندادن، خانم ها را در گوشه ای از مسجد بایکوت کردن و... از جمله مواردی است که قابل قبول نیست چرا که بر خلاف موازین قدسی است؛ علت برخی از منازعات در مساجد را آسیب شناسی کردیم.
یکی از دلایل منازعات این است که حوزه اختیارات برای فعالیت مشترک در مسجد مشخص شده نیست؛ در این خصوص تدابیری انجام گرفته است؛ اگر در مسجدی هم کانون بسیج و هم کانون فرهنگی وجود دارد، باید تعریفی برای این که این انجمن ها در کنار یکدیگر فعالیت کنند، صورت گیرد؛ همه این انجمن ها با محوریت امام جماعت در مسجد باید فعالیت کنند؛ این هیات ها و انجمن ها در مسجد با یکدیگر برنامه های مسجد را طراحی و اجرایی می کنند؛ این توافقات به معنای حل بسیاری از اختلافات است.
یکی دیگر از دلایل منازعات در مساجد، مداخلات بیرونی است؛ به طور مثال بسیج از مرکز خود دستور بگیرد و مرکز فرهنگی از ارشاد، به معنای مداخلات بیرونی است؛ برای این مسئله عنوان کردیم که در مسجد تنها یک نفر که امام جماعت است حرف آخر را می زند چرا که مسجد باید از درون خود تصمیم بگیرد و مداخلات بیرونی نباید وجود داشته باشد.
بی انضباطی های مالی از دیگر عوامل می باشد؛ گاهی از مردمی بودن و بی انضباطی یک برداشت می شود و در نتیجه تهمت ایجاد می شود؛ برای این مشکل در مسجد نظام مالی متناسب با فضای داخلی مسجد را مستقر می کنیم؛ آئین نامه مالی بومی و متناسب با مسجد را پیشنهاد دادیم؛ ورودی و خروجی ها ثبت شود و اسناد نگهداری شود تا از حرف و حاشیه و مشکلات این چنینی جلوگیری شود.
اگر مشکلاتی در حوزه مالی در مسجد ایجاد شود حسابرسانی را به مساجد می فرستیم؛ حساب رسان حرفه ای داریم که تا کنون بیش از هشتصد مسجد را در تهران حسابرسی کردند؛ این حسابرسی برای اسقرار نظام مالی در مساجد بود؛ اگر در مسجدی بی انضباطی مالی رخ دهد تا هر سالی که باشد، حسابرسی صورت می گیرد؛ این تدبیر از بسیاری مشکلات جلوگیری می کند؛ در زمینه مالی هم پیشگیری و هم درمان صورت می گیرد.
نسیم: مدیر چند شغله مسجد قرار نیست یک شغله شود؟
حاجعلیاکبری : اگر امامت جماعت شغل محسوب شود این حرف درست است؛ فاصله نیازها و پاسخ ها، عرضه و تقاضا، در این بخش بسیار زیاد است؛ نتیجه این می شود که من در مقابل طیفی از تقاضاها قرار میگیرم؛ دانشگاه، حوزه، منبر، نیازهای فرهنگی ادارات و... طیفی از نیازها است که در مقابل طیف اندکی قرار می گیرد.
نسیم: این امر به دیدگاه ما بستگی ندارد؟
حاجعلیاکبری : اگر ما به نقطه ایی که شما می گوئید برسیم به این معنا است که به مسجد آباد رسیدیم.
نسیم: برای رسیدن به این امر هیچ راهی وجود ندارد؟
حاجعلیاکبری : هم اکنون برای مساجد محوری و جامع هیچ توجیهی وجود ندارد که امام جماعت آن مسجد گرفتاری ها و دغدغه های دیگری داشته باشد؛ اگر چنین مسجدی باشد باید درست شود چرا که نه من، نه امام جماعت و نه مسجدی ها و... چنین توجیهی را نمی پذیریم؛ اغلب مساجد محوری ما دارای امام جماعت مستقر و توانمند هستند.
باید برای مساجد فعال و محوری شهرستان ها و شهرها امام جماعت مستقر باشد در حالی که اکنون به طور ایده آل امام جماعت یک ساعت قبل از اذان امام جماعت خود را به مسجد می رساند؛ برای رسیدن به فرض مطلوب باید چند اقدام صورت گیرد.
حوزه علمیه باید در تربیت طلبه ها، تربیت امامت جماعت را هدف ویژه خود قرار دهد
اقدام مهم باید در حوزه علمیه رخ دهد که در تربیت طلبه ها، امامت را هدف ویژه خود قرار دهد؛ امامت جماعت پیچیده ترین شان از شئون روحانی است؛ روحانی باید در ابتدا ویژگی های اولیه شخصیت امامت جماعت ایده آل را داشته باشد که بتواند امین محله، محرم مشکلات مردم و... باشد؛ امامت جماعت باید خوش سیما، خوش اخلاق و... باشد چه بسا افرادی که کوهی از مهارت و آموخته بودند ولیکن از لحاظ چهره با چنین کاری سازگاری نداشتند و نمی تواند در بین مردم محور باشد.
باید امر امامت جماعت نقش محوری در برنامه تربیت و رشد حوزه پیدا کند تا شخصی که ویژگی های امامت جماعت را دارد به این امر راغب شود؛ فعالیت به عنوان امام جماعت را افتخار بداند؛ گمان می شود امامت جماعت از اولویت های پنجم یا ششم قرار می گیرد.
اگر چنین کسی را از حوزه تحویل بگیریم و این فرد شمع جمع محله شود، دغدغه من و شما در خصوص زندگی این فرد از بین می رود؛ این روال قدیمی است به این صورت که مردم می گویند امام جماعت آقای ما است و حل مشکلات زندگی امام جماعت را افتخار و برکت زندگی خود می دانند؛ دست آقای محله باید چنان باز باشد که نه تنها زندگی خود را اداره کند بلکه زندگی های بسیاری را اداره کند.
اگر امام جماعت چنین ویژگی ها را داشته باشد، مردم اقبال را از خود نشان می دهند؛ وقتی مردم ببینند فردی خود را وقف زندگی آن ها کرده است، آن ها نیز زندگی خود را وقف این فرد می کنند؛ چنین نمونه های در تهران نیز وجود دارد؛ نمونه هایی دیدم که مردم در باغ خود سه درخت را به امام جماعت اختصاص داده بودند و این امر را برکت زندگی خود می داند.
چنین امام جماعتی آباد است در حالی که به هیچ کس نگفته است به من کمک کنید ولیکن مردم در این صورت برای خود وظایفی را تعریف می کنند؛ نظر مقام معظم رهبری نیز چنین است؛ این مسئله نیاز به فرهنگ سازی دارد؛ بعد از انقلاب وقتی مردم روحانیون را در زمینه های اجرایی اعم از مجلس، دادگستری، رئیس جمهور و... دیدند، این وظیفه را از دوش خود برداشتند و حتی از امام جماعت انتظار کمک هم دارند.
این مسئله باید اصلاح شود؛ غیر از اقلیتی روحانیت که در شئون رسمی حضور دارند و از نظر مالی تامین هستند، باقی روحانیون ما از چنین شرایطی برخوردار نیستند و در شرایط بسیار سختی زندگی می کنند؛ این مسئله نیز باید اصلاح شود؛ باید روحانیون را تجهیز کنیم و آن ها را برای ورود به قلب محله آماده سازیم تا مسجد محله را مرکز فعالیت خود قرار دهد؛ هم زمان باید وضعیت فکری مردم نیز اصلاح شود.
نباید امام جماعت برای تامین نیازهای خانه و خانواده ی خود به شغل های دیگر روی آورد و در نهایت به مسجد بیاید و برای مردم فعالیت کند.
نسیم: به نظر میرسد، اکثر طلبه های جوان درگیر مشکلات معیشتی هستند.
حاجعلیاکبری : باید اصلاح دو طرفه صورت گیرد؛ بیش از هشتاد درصد اقدامات ما باید در مسئله نخستی که به آن اشاره کردم، باشد؛ اگر امام جماعت حضور داشته باشد و مسجد را در پایگاه اصلی خود قرار دهد، مردم برای خود وظیفه تعریف خواهند کرد.
گفتگو: فاطمه مقدمی - علیرضا ملوندی