دهنمکی: سینما را اینقدر تحقیر نکنید که ما بلد نیستیم
این کارگردان در برنامه "هفت" افزود: بحران مخاطب سینما هیچ ربطی به قهرمان ندارد از طرفی نمیتوانیم سینمای ایران را متهم به ندانستن کنیم؛ ما احتیاج داریم به قهرمانهایی که زیرخاکی هم نیستند
به گزارش «نسیم»، برنامه "هفت" شب گذشته در میزگردی به بررسی ضرورت وجود قهرمان در سینمای ایران با حضور مسعود ده نمکی، جمال ساداتیان، عبدالحسن برزیده و رضا درستکار پرداخت.
مسعود ده نمکی در این برنامه بیان کرد: بحران مخاطب سینما هیچ ربطی به قهرمان ندارد بلکه آسیب شناسی جدی تری باید در این خصوص صورت گیرد. از طرفی نمی توانیم سینمای ایران را متهم به ندانستن کنیم. چرا که ما جز ده کشور جهان هستیم که سینما داریم. بنابراین این سینما را اینقدر تحقیر نکنید که ما بلد نیستیم. حتما بلد بوده اند که الان جز ده کشوری هستیم که سینما دار هستند. اما باید در فضای دیجیتال نیز در پی مخاطب جهانی باشیم. تهدیدی که امروز از انقلاب و رسانه ما احساس می شود از ناو ها و جنگنده ها بیشتر است چرا که افکار عمومی تحت تاثیر آن قرار می گیرد و آنچه که تاثیر گذار است سینما است که حرف جدیدی در جهان دارد. در یک جایی از این سینما به هر صورت تخیل و شخصیت سازی که صورت می گیرد از پرداختن به شخصیت های عینی بهتر جواب می دهد وما احتیاج داریم به قهرمان هایی که زیر خاکی هم نیستند.
وی در بخش دیگری از صحبت های خود با بیان اینکه قهرمان و شخصیت چیزی جدا از فیلمنامه نیست اظهار کرد: وظیفه سینما این است که قهرمان ها را به الگو تبدیل کندو این نیز به هنر فیلمسازی ما بر می گردد.
جمال ساداتیان در ادامه بیان کرد: اگر به ادبیات و قصه های کهنی که وجود دارد نگاهی بیندازیم متوجه می شویم که قهرمان های ما را حجیم و بزرگ ترسیم کرده اند که به اسطوره شباهت بیشتری دارد تا به قهرمان. بنابراین مشخص است که در آن زمان هم مخاطب حتما قهرمان می خواسته است که چنین قصه هایی شکل گرفته است. ما حتی زمانی که به قصص قرآنی نگاه می کنیم نیز متوجه وجود قهرمان هستیم.
وی گفت: جامعه ای که آرمان داشته باشد برای اجرای آرمان هایش نیاز به قهرمان دارد و اگر بخواهیم شرایط اجتماعی جامعه را ترسیم کنیم از دل این شرایط حادثه خیز قهرمان می تواند به وجود آید اما چرا به ان نمی پردازیم. فیلم ارغوان را در نظر می گیرم بنابراین وقتی آن سرنوشت بر فیلم حادث می شود و به قدری اما و اگر بالای سر آن می رود که در نهایت برای من یک خود سانسوری ایجاد می شود و من نوعی کار بعد خود را با چه جسارتی بسازم. پس باید اجازه آزمون و خطا به فیلسماز داده شود.
این تهیه کننده گفت: قهرمان باید از جنس جامعه و مردم باشد. در غیر این صورت برای مردم و جامعه قابل باور نیست. بنابراین در ساخت یک اثر اگر زشت و زیبا را با هم ترسیم کنیم قابل باور خواهد بود. دفاع مقدس را گاه به قدری آسمانی ترسیم کرده ایم که در یک جاهایی خود را نشان می دهد و مخاطب از آن فاصله می گیرد.
در بخش دیگری از این میزگرد عبدالحسن برزیده با بیان اینکه قهرمان فرزند زمانه خودش است در بیان دیدگاه خود گفت: ما می توانیم دو تعریف از قهرمان داشته باشیم. تعریف عام از قهرمان به این معنی که است که ویژگی های قهرمانی همان قدر در نقطه ای از جهان که در ایران جذاب است و کارهایی می کند که هر انسانی با علاقه وویژگی های آن را د ارد اما گاه گسترده است. در این حالت گاه یک حیوان هم می تواند قهرمان باشد. اما در بخش دوم تعریف قهرمان، قهرمانان بومی هستند که از دل آثار ادبی و اسطوره های یک کشور بیرون می آیند و به قدری جذاب است که در بحث داستان کربلا قهرمان هایی داریم ما در دوران کودکی خود قسم راستمان حضرت ابولفضل بود قسمی که شاید از قسم خدا هم به نوعی بالاتر بود.
رضا درستکار از دیگر افراد حاضر در استودیو هفت بود که در خصوص لزوم وجود قهرمان در سینما بیان کرد: سینما عمدتا بازتاب است و این چیزی است که در حال رخ دادن است و مربوط به سیر تحول اندیشه و انقلاب اطلاعاتی است که قهرمان را در سینما بی مصرف کرده است که با وجود کنشگری جمعی، قهرمان پروری نوعی امل بازی و توهین به شعور بیننده است و با این اوصاف بخشی از سینمای آمریکا با به وجود آوردن شخصیت های خیالی چون بت من و مرد عنکبوتی خنده دار است و برای همین است که به آن سینمای رویاپرداز گفته می شود.
وی ادامه داد: قهرمان عینی بازتاب شرایط ما است و قهرمان های عینی دوران معاصر قهرمان های ما در دوران جنگ و بچه هایی هستند که هیچ کدام از خصوصیات قهرمانان پیشین ما را ندارند اما نکته ای که دارند این است که جوانی، مال، خانواده و بسیاری چیز های دیگر را برای رسیدن به اهداف مهم ایثار میکنند. اما سینمای ایران از کجا باید قهرمان داشته باشد. دنیا و سینما تغییر پیدا کرده است.
این منتقد افزود: جشنواره فجر در برخی موارد در تاریخ سینمای ایران بی نظیر بوده و بحث مزخرف قصه را نمی کنم که یعنی چی که این اثر قصه ندارد. قصه تمام شده است.به هر صورت در سینمای ایران در سال هایی که فردین و سعید راد قهرمان بودند تمام شده است و به اعتقاد من این بحث قهرمان حتی قبل از انقلاب تمام شده بود.