مکانی: زندگی‌ام در پرسپولیس بعد از بازی با راه آهن عوض شد

کدخبر: 943655

دروازه‌‌بان پرسپولیس در گفتگو با سایت این باشگاه افزود:‌ می‌‌دانستم که می‌‌توانم آن پنالتی را گل کنم/ اتفاقات این بازی لازم بود تا نگاه هواداران به من تغییر کند/ از این پس دوران جدیدی در پرسپولیس خواهیم داشت

به گزارش «نسیم» مشروح این گفتگو به شرح زیر است:

به نظر می‌رسد بعد از بازی با راه آهن دوره جدیدی را در پرسپولیس تجربه کنی؟ حالا سوشا مکانی برای هواداران پرسپولیس بازیکن دیگری است؟ قبول دارم، البته هواداران قبل از این هم لطف زیادی به من داشتند ولی حضور من در پرسپولیس باید با یک اتفاق این چنینی همراه می‌شد. در واقعه هر بازیکنی در چنین تیمی نیاز به قرار گرفتن در یک اتفاق خاص دارد. برای من اینطور بود که تعدادی از هواداران، ذهنیتی از قبل داشتند. این ذهنیت به خاطر بازی‌هایی بود که جلوی پرسپولیس انجام داده بودم و این تصور بود که نتوانم همان بازی‌ها را برای پرسپولیس هم انجام بدهم. به همین دلیل فکر می‌کنم بازی با راه آهن همان اتفاق خاص بود تا استارتی برای از بین رفتن آن تفکر و ایجاد یک ذهنیت جدید برای هواداران باشد تا بدانند سوشا مکانی می‌تواند در پرسپولیس هم آن دروازه‌بانی‌ها را انجام بدهد. یک واقعیت در این مدت آن بود که در تمرینات هنگام تشویق‌ها، حتی هنگام عکس و امضاها، نیلسون بیشتر مورد توجه بود و این نگرانی برای بعضی دوستداران پرسپولیس وجود داشت که این مساله روی تو تاثیر بگذارد؟ من فکر می‌کنم نباید غیر از این هم اتفاق می‌افتاد. هوادار عاشق چشم و ابروی کسی نیست. بازیکن را بی‌دلیل تشویق نمی‌کند. نگاه می‌کنند و می‌بینند که بازیکن برای تیمشان چه می‌کند. نیلسون وقتی آمد، پسر خاله کسی نبود. با عملکردش در دل مردم جا باز کرد. هوادار دید برای تیم محبوبش خوب کار می‌کند و محبتش را در دلش جا داد. هوادار کسی را دوست دارد که بداند جانش را هم برای تیم می‌دهد و باری از روی دوش آن بر می‌دارد. البته همه بچه‌ها اینطور هستند ولی این شناخت در طول زمان بیشتر می‌شود. گاهی اتفاقات خاصی هم به این مساله کمک می‌کند یا به آن ضربه می‌زند. من وقتی به پرسپولیس آمدم می‌دانستم شرایط اینطور است. می‌دانستم که هواداران به نیلسون عادت داشته و او را دوست دارند. پس دلیلی نداشت که بخواهم ناراحت باشم و انتظار نداشتم به من مثل او نگاه کنند.

فکر می‌کنی حالا شرایط برای تو تغییر کند؟ احساس خودم این است که برای من دوره تازه‌ای در پرسپولیس شروع شده است. البته من همین حالا هم خودم را مدیون محبت‌های هواداران می‌دانم. با وجود همه مسائل، آنها با من هم بسیار خوب بودند. اتفاقات بسیار دیگری هم در پیش است. قطعا هوادار هموطنش را دوست دارد. در دوره‌ای که دیگران فوتبال را می‌زنند، دوست دارند بازیکنشان باعث سربلندی باشد و بیش از همه سربلندی پرسپولیس را می‌خواهند. ما هر کاری هم که بکنیم در نهایت سربلندی ما در گرو سربلندی پرسپولیس است. پرسپولیس به اوج برسد، ما را با خودش بالا می‌کشد، پس مهمترین اتفاقی که باید رقم زد و آن را نیز باید با هم انجام بدهیم، موفقیت پرسپولیس است. وقتی برای زدن پنالتی، پشت توپ رفتی، نگرانی زیادی وجود داشت که اگر آن توپ را گل نکنی روحیه‌ات برای گرفتن پنالتی‌ها هم خراب می‌شود و ریسک اینکار خیلی بالا بود؟ من در آن لحظات به غیر از سربلندی تیم به چیز دیگری فکر نمی‌کردم و به قدری مطمئن بودم گل می‌زنم که انگار قبلا اتفاق افتاده بود. البته فقط بحث زدن همان پنالتی مطرح نبود. ما باید برنده می‌شدیم و در آن لحظات با توجه به شرایط روحی و روانی باید کاری انجام می‌دادم. سطح استرس در آن لحظات خیلی بالا رفته بود و این مساله در بعضی از بچه‌ها بیش از حد بود و شرایط روحی و روانی را خراب کرده بود ولی من نسبت به بازی اطمینان خاطر خاصی داشتم و تصمیم گرفتم کاری بکنم. فکر می‌کنم بعد از ضربه من، آن استرس در بچه‌ها کم شد و روحیه گرفتند. حتما با خودشان گفتند، وقتی سوشا می‌تواند بزند، همه ما هم می‌توانیم.

از همان کارهایی کردی که بعضی اوقات فقط از دروازه‌بان‌ها سر می‌زند، بی‌دلیل نیست که می‌گویند دروازه‌بان خودش می‌تواند یک تیم باشد؟ (با خنده) بعضی اوقات باید بتوانی در لحظه مناسب درست‌ترین کاری که می‌توانی را انجام بدهی. باید خودت را برای جمع جلو بیندازی، گاهی هم فشارها به قدری زیاد می‌شود که اگر بخواهید تسلیم بشوید، همه چیز خراب می‌شود. من در بازی با راه آهن از لحظه اول تا لحظه آخر کوچکترین استرسی نداشتم. مطمئن بودم بازی را می‌بریم. هنگام پنالتی، وقتی توی دروازه بودم می‌دانستم توپ را می‌گیرم، وقتی پشت توپ رفتم، می‌دانستم گل می‌شود. وقتی گل خوردم می‌دانستم آخرش می‌بریم. چون این را در نگاه بچه‌ها می‌دیدم. همه می‌خواستند ببرند و این انرژی را احساس می‌کردی. از گلی که دریافت کردید هم بگو، اکثر مردم ندیدند و بد نیست از زبان خودت بشنوند؟ من فقط از نظر فنی صحنه را تعریف می‌کنم. وقتی توپ روی دروازه سانتر می‌شود، همیشه به دروازه‌بان‌ها می‌گویند، اگر توپ بلند و در شش قدم بود برای دروازه‌بان است اما اگر کوتاه و تیز بود دروازه‌بان باید تا آخرین لحظه موقعیت خود را حفظ کند. ارتفاع توپی که روی دروازه ما ارسال شد تقریبا تا کمر من و بسیار تیز بود. مستقیم برای دروازه هم نبود. برای نفر فرستادند و به موهای بازیکن ما و مهاجم حریف ساییده شد. روی این توپ‌ها می‌گویند نباید خروج کرد چون ممکن است حتی در برخورد به بازیکن خودی، توپ تغییر جهت داده و به سمت دروازه بیاید. توپ بعد از گذشتن از آن دو بازیکن به زمین خورد و بعد به سمت تیر دروازه رفت و باقی ماجرا. اگر من به سمت توپ هم می‌رفتم ممکن بود یک نفر آن را قطع کند و در آن صورت دیگر خلع سلاح بودیم. البته در ایران اگر گل بخوری در هر صورت یک ایرادی به کارت می‌گیرند و من ترجیح دادم حالت استاندارد و همان کاری را انجام بدهم که کارشناسان دروازه‌بانی به ما آموزش دادند. البته خدا را شکر که آن گل جبران شد و در هر صورت ما با هم گل خوردیم و با هم گل زدیم.

البته شاید اگر تعداد بیشتری از موقعیت‌هایی که دارید به گل بدل شود، حساسیت روی گل‌های خورده اینقدر بالا نرود؟ حتما همینطور است ولی فکر می‌کنم فقط در پرسپولیس اینقدر حساسیت وجود دارد و دیگران روی هر گل خورده تمام انتقاد و تقصیر را متوجه دروازه‌بان می‌کنند. حالا چه من درون دروازه باشم و چه نیلسون. در حالی که گل خوردن و گل زدن هر دو محصول کار تیم هستند و ما هم با هم هستیم.

ارسال نظر: