شهنازی: هیچگاه اصل پاسخگویی فدراسیونها را زیر سوال نمیبریم
دبیرکل کمیته ملی المپیک در گفتگوی تفصیلی با «نسیم» افزود: کمیته در بعد بینالمللی فعالیت میکند و این نگاه وجود ندارد که بخواهیم وزارت ورزش را دور بزنیم/ در دستورالعملهای نهضت المپیک به شدت توصیه شده که با دولتهای خود هماهنگ باشیم
خبرنگار «نسیم» هفته گذشته در دفتر دبیر کل کمیته ملی المپیک حاضر شد و با شهنازی گفتگوی مبسوطی انجام داد که در متن گفتگوی خبرنگار «نسیم» با شهنازی به شرح زیر است:
در ابتدای کار کمیته ملی المپیک در دوره جدید، حواشی زیادی در اطراف این کمیته وجود داشت در این یک سال گذشته چطور حواشی را دور کردید و در کنار آن نیز از برنامه های خود غافل نماندید؟ بیشتر همت هیات اجرایی از روز اولی که انتخاب شدند این بود که به موضوعات اصلی فعالیت های کمیته بپردازیم وآنالیز ورزش کشور و اهداف آینده را در دستور کار قرار دادیم. اینکه در دوره قبل چه اتفاقی افتاده بود را کنار گذاشتیم و نمی خواستیم به گذشته بر گردیم و کنکاش کنیم چون در کار ما ایجاد اختلال می کرد. ما تلاش کردیم که از حواشی دور شویم و نتیجه آن این شد که هماهنگی و استراتژی خوبی بین کمیته و وزارت ورزش ایجاد شد. آقای گودرزی و معاونان وزارت ورزش همکاری خوبی با ما داشتند و دو طرف با هماهنگی در چارچوب وظایف خود عمل کردند و نتیجه این اتحاد و همدلی و پرهیز از حواشی، موفقیت هایی بود که حاصل شد.
در این کمیته نظرات اعضای هایت اجرایی همسو شده است؟ بافت نفرات حاضر در هیات اجرایی، ورزشی و کارشناس است و وقتی حرف، حرف ورزش باشد همه یکدل هستند و اختلافی نیست البته 11 نفر نظرات متفاوت دارند اما تا حالا نشده در موردی به اجماع نرسیم.
کمیته یک فشردگی برنامه داشت اما اکنون که از بحث کوران مسابقات فارغ شده چه برنامه ای در جهت رایزنی ها با IOC و میزبانی شورای المپیک آسیا دارید؟ از 10 روز دیگر جلسات فشرده ای را با فدراسیون ها آغاز می کنیم و در واقع وقت ما به آن معنا آزاد نیست و وارد موضوعات برنامه ریزی می شویم.چند واقعه مهم داریم که میزبانی هیات رئیسه شورای المپیک آسیا یکی از آنها است که کار بزرگی است و باید میزبانی شایسته ای داشته باشیم.پیگری ایجاد بسترهای اجرایی و هماهنگی با IOC از دیگر برنامه هاست. از طرفی ما بحث موزه را داریم که کاری سنگین است و در این خصوص جلسه داریم. ضمنا در اجلاس، صلح و ورزش و زن و ورزش را در دستور کار داریم. در مورد کسب سهمیه هم جلسه داریم. این جلسات به این گونه نیست که بگوییم فلان فدراسیون شرایط کسب سهمیه را دارد و برنامه ریزی کنیم و بعد تا المپیک بگوییم "خداحافظ" بلکه سرکشی به اردو ها و مذاکره با بازیکنان و مربیان و مراقبت های دوپینگ را در این مدت در پیش داریم. از اعضای هیات اجرایی و دبیر کل و رئیس کمیته ملی المپیک در مجامع بین المللی دعوت هایی خواهد شد که باید حضور پیدا کنند که خود مستلزم انجام کارهای زیادی است.
چه کارهایی باید انجام دهیم تا در کسب کرسیهای بین المللی موفق باشیم؟ ما باید بستر قانونی در این کار درست کنیم در کنار آن تعامل با فدراسیون ها نیز لازم است.گاهی فردی در فدراسیون می آید و نفر قبل را حذف می کند اما باید ابتدا بستری وجود داشته باشد که معلوم شود حمایت از افرادی که کرسی دارند در اختیارچه کسی یا چه بخشی است و نقش وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک و فردی که کرسی را گرفته مشخص شود در نهایت باید جایگاه ها واشخاص در این خصوص تفکیک و مشخص شود. آیین نامه ای وجود دارد که در حال تکمیل است که با تکمیل آن بسیاری از مشکلات حل خواهد شد و وظایف مشخص میشود ما باید از بحث های صرفا دوستانه خارج شویم و بستر سازی کنیم تا آیین نامه عملیاتی شود و صرفاً اشخاص در خصوص کرسی ها تصمیم نگیرند، بلکه نگاه سیستمی وجود داشته باشد.
300 کرسی بین المللی داریم اما این کرسی ها در بخش های تاثیر گذاری نیستند؟ این مسئله درست است. مشاغل بین المللی شکل های مختلف دارند. ممکن است فرد عضو هیات اجرایی باشد و نقش تاثیرگذاری داشته باشد اما ممکن است فرد عضو کمیته ها باشد و این نقش کمتر باشد.اگر آیین نامه ضمانت اجرایی داشته باشد و مسئولیت ها تعریف شده باشد از تصمیم گیری های شخصی جلوگیری می شود.
در مورد بودجه کمیته ملی المپیک صحبت کنید. آیا در مباحث مالی کمیته ملی المپیک کامل مستقل از وزارت ورزش عمل می کند؟ همه ما زیر مجموعه کمسیون فرهنگی هستیم در دولت موضوع به صورت کلان دیده می شود اما در عین حال خودشان برای وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک تقسیم بندی قائل هستند. الان هم دولت و هم مجلس به ورزش اعتماد پیدا کردند و می دانند این هزینه ای که انجام شده است نتیجه داشته است. ما این مسئله را در فراکسیون ورزش دیدیم و همه نمایندگان با گرایش های سیاسی متفاوت از ورزش حمایت کرده اند. ما میخواهیم که بیشتر به ورزش توجه شود البته مشکلات و کمبود ها و نیازهای سایر حوزه ها و اولویت بندی ها را میدانیم. ما با نتایجی که کسب کردیم اعلام کردیم که اگر بیشتر کمک کنند موفقیتهای بیشتری به دست خواهیم آورد.
بسیاری از افراد معتقدند که ورزشکاران و قهرمانان ما "گلخانه ای" هستند آیا شما این ادعا را قبول دارید و آیا در استعدادیابی موفق بودیم؟ رشتههای مختلف ورزشی متفاوت هستند برخی رشتهها به صورت طبیعی در آن استعدادیابی هست برای مثال کاراته آن قدر توسعه داشته است که استعداد در آن زیاد است کشتی و یا فوتبال هم به طور طبیعی استعدادهای زیادی را در خود دارند اما اینکه این استعدادها جمع بندی و مدیریت شود مراحل مختلفی دارد. اول اینکه باید این استعدادها در آموزش و پرورش شناسایی شوند اما بعد از آن برای حفظ و رشد این استعدادها نیاز به برنامه ریزی و بودجه است که ما هنوز در این بخش به انسجام نرسیدیم.
اما اینکه گفته می شود در ورزش ما قهرمانان گلخانه ای هستند به چه گونه است؟ به این صورت است که فدراسیون ها در استان ها و بخش های مختلف افراد با شرایط لازم را پیدا می کنند اما در کل روال مشخصی در ورزش در این خصوص نداریم. من صرف اینکه در ورزش ما گلخانه ای کار می شود و تنها 4-5 نفر در یک رشته هستند را درست نمی دانم. احسان حدادی از همین استعدادیابی ها شناخته شد.این سیستم که یک فدراسیون همزمان پول داشته باشد و استان ها را حمایت کند و کار استعدادبابی هم انجام دهد، در ورزش ما مقدور نیست، در ضمن استعدادیابی فقط مربوط به فدراسیونها نیست. برنامه فدراسیونها را ما به سه بخش حرفهای، قهرمانی و همگانی تقسیم می کنیم. البته این در شرایطی است که فدراسیون ها بودجه شان در حد بخش قهرمانی هم نیست و باید پرسید آنها چگونه می توانند بوجه برای برنامه ریزی های کلان داشته باشند.باید قبول کرد که در هیچ کجای دنیا هر روز 1000 تا قهرمان المپیک شناخته نمی شوند بالاخره برخی نخبه هستند و جذب تیمها میشوند. به علاوه در کشورهای دنیا امر استعدادیابی صرفاً تنها توسط دولت انجام نمی شود. در ژاپن مدرسه ای خصوصی دیدم که خودش در بخش تولید قهرمان کار می کرد و هزینه می کرد و پس از تولید قهرمان از کنار آن درآمدزایی میکرد. این مثال را برای این مطرح کردم که بدانید بخش خصوصی زمانی در امر استعدادیابی ورود می کند که بداند برایش سودآور است. البته در کنار آن نیز ببینیم اینقدر از ژاپن و کره حرف میزنیم در بازیهای ساحلی ایران از انها جلوتر بود. آیا ما در بخش ساحلی در این سال ها کارهای ریشه ای زیادی انجام داده ایم؟بالاخره سیستم کشور ما اینطوری است . هیاتها خیلی زحمت میکشند اما کار آنها دیده نمیشود.
چرا ورزشکاران بعد از بازیهای مهم به حال خودشان رها می شوند؟ آیا نبود لیگ های پویا و فعال را می توان دلیل این مشکل دانست؟ در رشته های مختلف وضعیت متفاوت است برخی مواقع اقبال جامعه باعث می شود که در یک لیگ ارگان ها و افرادمختلف سرمایه گذاری کنند که برخی از این نهادها وابسته به دولت هستند و برخی نیز خصوصی. در رشته های متفاوت هیچ وقت ورزش برای کسی که سرمایه گذاری می کند پولی ندارد و برگشت سرمایه وجود ندارد برای مثال ممکن است در رشته ای مانند گلف لیگ وجود نداشته باشد. ما باید در نظر بگیریم که شرایط این رشته به گونه ای است که امکان ورود سرمایه گذاران و اسپانسرها در آن کم است. در مجموع در هر رشته ای که لیگ وجود دارد باعث می شود که ورزشکاران بتوانند تمرین کنند و زمانی که ورزشکاران در طول سال در کوران مسابقات قرار میگیرند خود را آماده نگه می دارند و بعد با برنامه ریزی مربیان و فدراسیون این ورزشکاران در زمان اعزام به مسابقات بین المللی به اوج آمادگی خواهد رسید. این نکته را نیز باید در نظر داشت که یک ورزشکار در طول سال تنها دو تا سه بار می تواند در اوج باشد.
در برخی رشته ها ورزشکار انگیزه ندارد؟ گاهی ورزشکاران معتقدند که لیگ ها پویا نیستند و آنها انگیزه رقابت در آن را ندارند و تنها به خاطر بحث درآمدزایی در آن حاضر می شوند. از دیدگاه من جنبه مالی در لیگ برای کادر فنی و بازیکنان وجود دارد اما اینکه ورزشکاری بگوید لیگ برای من انگیزه کافی را ندارد مطمئنا درست نیست و لازم است در این موضوع تجدیدنظر شود. من معتقدم فرق ورزشکار حرفه ای و غیرحرفه ای در همین نوع رفتار و صحبت کردن است. در لیگهای کشورهای پیشرفته ورزشکاران به خاطر شرایط فرهنگی که برایشان ایجاد شده تمام توان خود را به کار می گیرند و طبق قراردادشان عمل می کنند. حتی در برخی موارد نیز برعکس است و ورزشکار همه توان خود را تنها برای لیگ به کار می گیرد و ممکن است به بازیکن انتقاد شود که توانش را برای تیم ملی نمی گذارد. ما باید تحقیق کنیم و ببینیم که چرا در باشگاه و لیگ های ما این گونه نیست. در کشورهای پیشرفته ورزشکاران را مدت طولانی در اردوی تیم ملی نگه نمی دارند و بازیکنان تمام وقت خود را در باشگاه ها می گذارند و از صبح تا شب از رفتار تا خورد و خوراکشان تحت کنترل باشگاه است اما چنین روابط تعریف شده منسجمی هنوز در لیگهای ما وجود ندارد و یا کاملا توسعه یافته نیست. از طرف دیگر وقتی بازیکن می بینید که باشگاه به تعهداتش پایبند نیست انگیزه خود را از دست می دهد. می بینیم که فلان بازیکن گفته پول من را تا هفته آینده می دهید یا از این تیم می روم بازیکن با این روحیه نمی تواند در زمین خوب عمل کند به طبع وقتی این بازیکن می خواهد وارد تیم ملی شود چون خواسته هایش در باشگاه برآورده نشده از وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک توقع دارد که به تعهداتش عمل کند اگر ما خوب کار کنیم مرهمی خواهیم بود و اگر درست کار نکنیم شرایط بدتر می شود.
یکی از دلایل موفقیت والیبال لیگ منظم است؟ فسلفه باشگاه ها در تمام دنیا این است که بازیکن همیشه آماده باشد. در والیبال گردش مالی خوب است و مدیریت کاربلد وجود دارد و بازیکن می تواند روی دریافت های خود حساب باز کند و از طرفی باشگاه نیز در قبال هزینه خود از بازیکنان توقع عملکرد خوب دارد. اگر سیستم باشگاه داری صحیح باشد سود آن عاید تیم ملی خواهد شد البته عوامل روان شناسی و هواداران نیز در این مسئله تأثیر دارند. رئیس یکی از باشگاه ها می گفت بازیکن خود را به تیم ملی دادیم و او را زخمی و مصدوم پس گرفتیم .مطمئنا اینها مجموعه ای از روابط است که باید مدنظر قرار گیرد. از طرف دیگر می بینیم که سرمربی تیم ملی می گوید لیگ باشگاهی باید تعطیل شوند و تنها تیم ملی مهم است. در ظاهر اینها حرف های قشنگی است و کسی نمی تواند بگوید باشگاه ها از تیم ملی مهم تر هستند اما باید به یاد داشته باشیم که در نهایت این باشگاه ها هستند که بازیکنان تیم ملی را تامین میکنند.
در دنیا نظام باشگاه داری تعریف شده و بین اتحادیه باشگاه ها، تیم ملی و فدراسیون ها یک نظام وجود دارد ولی ما هنوز به آن مرحله نرسیده ایم و لازم است که رابطه های حقوقی در کشور ایجاد کنیم. اتحادیه باشگاه ها باید یکسری قوانین داشته باشد و فدراسیون ها نیز باید با اتحادیه ها در ارتباط باشند و ارتباط بازیکن نیز با باشگاه تعریف شود این اشکالات باید با استفاده از تجربیات سایر کشورها برطرف شود. اگر مشخص شود مربی تیم ملی برای رقابت های بین المللی تا چه حد اختیار دارد و فدراسیون هم اختیارات خود را بداند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. ما در لیگ فرانسه و آلمان تا حالا نشنیده ایم که باشگاه بازیکنی را به تیم ملی ندهد و دعوا بین مربی تیم ملی و باشگاه وجود داشته باشد اما متأسفانه بروز این اتفاقات در ورزش ما باعث ورود واسطه ها و رسانه ها شده و دودش به چشم ورزش میرود.
شاید مشکل اینجاست که باشگاه ها و فدراسیون زیر بار قانون نمی روند؟ این مشکل قابل حل است و غیرممکن نیست.
دیدگاه کمیته ملی المپیک در بخش مربیان خارجی چیست؟ در ابتدا باید بدانیم اساسنامه کمیته ملی المپیک چه می گوید و بدانیم وظیفه کمیته المپیک؛ وزارت ورزش و باشگاه ها چیست. کمیته ملی المپیک یک نهاد حمایتی است و اگر قرار باشد در تمام مسائل تخصصی و فنی ورزش ها ورود کند فدراسیون ها نمی توانند پاسخگو باشند. فدراسیون های ملی از نظر تعریف جهانی مرجع مسائل فنی هستند و در کشور ما نیز فدراسیون ها برای این تشکیل شده اند که یک بخش متولی یک ورزش باشد. برای مثال فدراسیون X متولی بخش قهرمانی و حرفه ای آن ورزش است. البته گفته می شود متولی بخش همگانی نیز هست ولی به جز برخی از فدراسیون ها، سایر فدراسیون ها را نمی توان متولی ورزش همگانی دانست چرا که فدراسیون ها باید تیم های خود را برای مسابقات بین المللی، آسیایی وجهانی آن رشته تجهیز کنند. فدراسیون تربیت نیروی انسانی و تشکیل کادر فنی را بر عهده دارد و کمیته وظیفه دارد به آنها کمک کند. در دنیا همان طور که کمیته بین المللی المپیک وجود دارد می بینیم که فدراسیون های جهانی نیز هستند و در کشور ما نیز همان گونه که کمیته ملی المپیک وجود دارد فدراسیون ها نیز هستند.
ما می بینیم که هیچ گاه IOC در مورد قوانین تخصصی فدراسیون های جهانی دخالت نمی کند. اساسا فلسفه وجودی کمیته ملی المپیک کمک و هدایت و تکمیل تیم های ملی در رشته های مختلف است. ما به خاطر فرهنگ خاص خود در تشکیل اردوها نیز کمک می کنیم ولی کمیته ملی المپیک بسیاری از کشور در این بخش هم ورود نمی کنند. کمیته ملی المپیک به فدراسیون ها کمک می کند اما این کمک در قالب برنامه است ولی ورود به مصادیق نمیکند. در ایران در برخی دوره ها کمیته ملی المپیک در فدراسیون ها دخالت داشته و نظر هم می داده ولی اکنون روش ما متفاوت است در حالی که بحث تیم امید مطرح است بسیاری می گویند که چرا کمیته در آن دخالت نمی کند من در پاسخ به این افراد می گویم مگر آن زمانی که کمیته ملی المپیک دخالت کرد مشکل تیم امید حل شد و این تیم توانست به المپیک برود؟ ما اعلام کردیم همه رشته ها برنام های خود را بیاورند و البته در خصوص این برنامه ها سوال هم می کنیم و حتی پیگیری می کنیم که ببینیم مربی مورد نظر آنها در چارچوب قرار دادها هست یا خیر. مثلا تیمی که چهار قهرمان جهان را دارد فدراسیون نمی تواند یک مربی را برای آنها انتخاب کند که حتی قهرمانی کشور هم نداشته باشد.کمیته چارچوب ها را مشخص می کند و توصیه و نظر کارشناسی دارد ولی نمی گوییم که آنچه را که ما گفتیم حتما باید انجام شود و اصل پاسخگویی فدراسیون ها را زیر سوال نمی بریم.اگر ما اعمال نظر کنیم در پایان نمی توان پاسخگویی را تفکیک کرد و این در مورد همه رشته ها بوده و در مورد فوتبال هم هست.
نقش کمیته و وزارت و تفکیک وظایف آنها چگونه است؟ وزارت ورزش جایگزین سازمان تربیت بدنی شده است و کمیته ملی المپیک هم به عنوان یک نهاد عمومی غیردولتی است مانند فدراسیون های ورزشی. شرایط وساختار کشور به گونه ای است که سیاست گذاری کلان ورزش کشور وظیفه وزارت ورزش است و تمام امکانات و دارایی های ورزش در اختیار آنهاست و در بخش سخت افزاری مجلس نمی تواند کمیته ملی المپیک را طرف خود قرار دهد قبل از اینکه بگویم کدام نهاد زیرمجموعه نهاد دیگری کار می کند باید بگویم که مسئولیت اجرایی هر کدام چیست. وزارت ورزش در مقابل مجلس و مردم باید پاسخگو باشد اما این پاسخگویی درجای کلان و درجای تخصصی است در حال حاضر هر اتفاقی که در ورزش رخ دهد وزیر ورزش باید پاسخگو باشد. وزارت ورزش با وجود اینکه برخی از باشگاه ها خصوصی هستند باز هم وظیفه نظارت و کنترل آنها را دارند و اگر مشکلی در این بخش پیش بیاید پاسخگو است بحث های که جنبه حاکمیت دارد جزو وظایف وزارت ورزش است اما جایی که بحث فنی و تخصصی و اجرایی است وزارت ورزش دخالت نمی کند ما چون درک متقابل داریم اختلافی با وزارت ورزش نداریم. کمیته ملی المپیک در بعد بین المللی فعالیت می کند و این نگاه وجود ندارد که بخواهیم وزارت ورزش را دور بزنیم و یا وزارت کاری کند که کمیته ناکام باشد خوشبختانه درحال حاضر تعامل خوبی وجود دارد. مجلس و دولت بودجه ای که به کمیته می دهند جنبه کمک دارد ولی حاصل کار ما در ارتباط با کل کشور است کمیته ملی المپیک صاحب تیم های ملی نیست و این تفکر غلطی است که در برخی از بخش ها وجود دارد هم کمیته و هم وزارت ورزش به لحاظ ساختار بودجه و هدف گذاری زیر شاخه کمیسیون فرهنگی مجلس هستند و فراکسیون ها نیز نهاد کمکی هستند و بودجه ما با کمک فراکسیون وارد کمیسیون می شود خوشبختانه در کمیسیون فرهنگی مجلس بحث سیاسی وجود ندارد.
اجلاس همبستگی کشورهای اسلامی در جده برگزار شد در آنجا چه اتفاقاتی افتاد؟ در این اجلاس، دبیران کل و روسای NOC ها و کسانی که عضو هیئت اجرایی بودند حضور داشتند و از ایران استقبال گرمی صورت گرفت در حالی که در دوره گذشته چنین فضای وجود نداشت. آنها می گفتند چطور می توان قدرت بزرگی مانند ایران را نادیده گرفت. خوشبختانه تیم جدیدی با دیدگاه جدید روی کار آمده بودند و اظهار علاقه کردند تا رابطه مستحکمی با ورزش ایران داشته باشند. آنها در حاشیه اجلاس اظهار تأسف کردند و گفتند ایران برای میزبانی زحمت زیادی کشیده بود و در دوره گذشته نسبت به او بی مهری شد. آنها نسبت به میزبانی ما علاقه مند بودند اما ما گفتیم با برخوردی که از سوی شما صورت گرفت این اعتماد از بین رفته و ما باید در داخل کشورمان اعتمادسازی کنیم. در مجموع فضا مثبت بود و در آینده تعامل های خوبی ایجاد خواهد شد.
چه برنامهای برای هماهنگی بیشتر با فدراسیون ها برای کسب سهمیه المپیک ریو دارید؟ به فدراسیون ها فرصت دادیم که برنامه های خود را اعلام کنند برخی از آنها گفتند چون فدراسیون های جهانی هنوز برنامه های خود را نداده اند، نمی توانند برنامه خود را ارائه کنند اما در مجموع جلسات خود را به زودی آغاز خواهیم کرد.
اساسنامه فدراسیونها اصلاح شده است؟ آیا هنوز مشکلی در این بخش برای ایران وجود دارد؟ با توجه به شرایطی که وجود داشت فدراسیون ها باید اساسنامه خود را به تأیید فدراسیون های جهانی برسانند .اینکه دقیقا کدام فدراسیون ها اساسنامه شان را تغییر داده و به تأیید IOC رسانده اند را نمی دانم. اگر فدراسیون ها اساسنامه خود را به تأیید برسانند مشکلی وجود نخواهد داشت و گرنه در مقطعی ممکن است دوباره IOC این مشکل را مطرح کند. ما در این بخش ورود مستقیم و دخالت گونه نمی توانیم داشته باشیم ولی باید پیگیری کنیم چرا که کمیته بین المللی المپیک مکاتبات خود را از طریق ما انجام میدهد و از ما درخواست میکند که تحقیق کرده و نتیجه را به آنها اطلاع دهیم. قبلا سوءتفاهم هایی بود و فکر می کردند که مکاتبه IOC با ما به این معناست که علیه وزارت ورزش برنامه ریزی می شود در صورتی که نهاد مخاطب IOC ، کمیته ملی المپیک است و این بدان معنا نیست که آنها وزارت ورزش را قبول ندارند بلکه آنها از ما میخواهند که از وزارت ورزش بپرسیم و نتیجه را به آنها اطلاع دهیم. در دستورالعملهای نهضت المپیک به شدت توصیه شده که با دولت های خود هماهنگ باشیم و به نحوی عمل کنیم که کمکهای دولت و مجلس و سایر نهادهای حکومتی را جلب و جذب نماییم.