فرق "جلال" و "کتاب سال" در چیست؟
گزارش «نسیم»، در مورد جایزهای که کم کم آب رفت؛ جایزه ادبی "جلال آلاحمد" با هدف "ارتقای زبان و ادبیات ملی ـ دینی" پایهگذاری شد اما امروز و در پایان هشتمین دوره این جایزه، گرانترین جایزه ادبی کشور فرقی با جوایز دیگر مثل کتاب سال ندارد
گروه فرهنگی «نسیم»؛ زهرا جعفری؛ "ارتقای زبان و ادبیات ملی ـ دینی"، "تولید فکر ادبی ـ هنری اسلامگرا" وقتی این اهداف را می خوانی، فکر می کنی زمان در عوض شدن اهداف یک جشنواره ادبی چقدر تاثیرگذار بوده است.
تیرماه سال 1384 و در آخرین سال دولت هشتم موضوعِ برگزاری جایزه ادبی جلال آل احمد به تصویبِ شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. اما عمر دولت هشتم به برگزاری این جایزه نرسید تا این که در سال 1385 و با آغاز کار دولت نهم پرونده برگزاری این جایزه بزرگ ملی و ادبی گشوده شد.
جایزه ای که هدف از برگزاری اش «ارتقای زبان و ادبیات ملی ـ دینی» از رهگذر بزرگداشت پدیدآورندگان آثار ادبی برجسته، بدیع و پیشرو بود و در تبصره آن به این هدف تاکید شد که تنظیم ضوابط و ارائه مشوقهای مربوط به جایزه مزبور باید در راستای تولید فکر ادبی ـ هنری اسلامگرا و تقویت روحیه انتقادی ـ علمی نسبت به ترجمههای موجود ادبی و هنری باشد.
غیر از اهداف جایزه که بسیار مهم تلقی می شد؛ یک نکته دیگر که در آن زمان در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای این جایزه به تصویب رسید؛ انتخاب 110 سکه برای این جایزه بود؛ سکه هایی که جایزه جلال را به عنوان گران ترین جایزه ادبی ایران معرفی میکرد.
جایزه در ابتدا در رشتههای داستان کوتاه، رمان، نقد ادبی و تاریخ هدف گذاری شد اما بعد از مدتی، شاخه تاریخنگاری با این عنوان که جایزه جلال، جایزه ای ادبی است به طور کلی از جریان جایزه خارج و مستندنگاری جایگزین آن شد.
کم شدن سکههای جلال
اتفاق دیگری سال گذشته و در جریان برگزاری هفتمین دوره جایزه جلال افتاد و آن هم کم شدن سکه های اهدایی به نفر برگزیده این جایزه بود. کم شدن سکه های گران ترین جایزه ادبی کشور را ابتدا همایون امیرزاده مشاور علمی فرهنگی و مدیریتی معاون فرهنگی وزیر ارشاد اعلام کرد و گفت: در هفتمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد به هر یک از برگزیدگان 30سکه و تقدیر شوندگان این جایزه 10 سکه بهار آزادی اهدا می شود.
علی جنتی، وزیر ارشاد هم درباره کم شدن این سکه ها گفت: میخواستیم در دوره هفتم به برگزیدگان جایزه بدهیم و رقم 110 سکه رقم بالایی بود و اگر میخواستیم به وجه مطلوبی حق این جایزه را ادا کنیم، نمیتوانستیم و برای اینکه تعداد بیشتری بتوانند این جایزه را دریافت کنند باید این تعداد را کاهش میدادیم و تصمیم گرفتیم 30 سکه بدهیم.
جایزه جلال به همه جریان های فکری اختصاص دارد!
در هفتمین دوره برگزاری سکه های جلال کم شد و در دوره هشتم حرف های جدیدی از سوی برگزارکنندگان این جایزه به گوش رسید؛ حرف هایی که در روز اختتامیه از سوی وزیر ارشاد چندین بار تکرار شد و اهداف جایزه را زیر سوال می برد.
علی جنتی در این مراسم با خوشحالی بر نگاه جایزه جلال به همه طیف های فکری تاکید کرد و معتقد بود «امروز جایزه ادبی جلال، به همه جریانهای فکری و فرهنگی که در فضای ادبیات کشور تنفس میکنند، توجه کرده است و نگاهی به طیفهای متنوع برگزیده در این جایزه، نشان میدهد که جایزه ادبی جلال، چون خود جلال، با سعه صدر و گستره دید به جامعه ادبی و پدیدآورندگان داستان مینگرد»؛ حرف های علی جنتی در حالی بیان شد که اگر بخواهیم یکی از ویژگی ها بارز آل احمد را نام ببریم، ستیز او با برخی جریانات غرب زده و پافشاری بر مسیر حق بود نه توجه به هر سلیقه و تفکری و برای همین جایزه ای با نام او شکل گرفت تا آثاری در حوزه ادبیات داستانی انتخاب شود که درون مایه اسلام گرایی داشته باشد.
فرق جایزه جلال با کتاب سال در چیست؟!
جایزه جلال دو تفاوت مهم با جایزه های دیگر مثل کتاب سال داشت؛ یکی هدف برگزاری و انتخاب آثاری که مروج اسلامیت و ایرانیت باشد و دیگری سکه های این جایزه بود که آن را به عنوان گران ترین جایزه ادبی کشور انتخاب می کرد.
از ابتدای برگزاری این جایزه تا پایان دوره ششم که موسسه خانه کتاب جایزه را برگزار می کرد، فقط دوره چهارم یک برگزیده داشت و 110 سکه به جلد هفتم جاده جنگ نوشته منصور انوری رسید؛ در دوره های دیگر هیئت داروان به شایسته تقدیر رضایت می دادند و اثری برگزیده نمی شد در همان زمان حرف و حدیث ها پیرامون علت نداشتن برگزیده در این جایزه زیاد بود، از نداشتن بودجه برای پرداخت سکه ها توسط وزارت ارشاد تا نبودن اثری که واجد ویژگی های تامین کننده هدف جایزه باشد.
آغاز دوره جدید جایزه جلال در بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان
در دور هفتم، بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان مجری برگزاری این جایزه شد و همه منتظر بودند که از این به بعد جایزه جلال برگزیده ای به خود ببیند و 110 سکه به خانه نویسندگان برود؛ اما در دور هفتم این جایزه تمام امیدها ناامید شد، سکه ها کم شد و آثاری هم که از سوی هیات داوران انتخاب شدند بعضا نه تنها ارادتی به خط فکری-هنر ارزشی و آرمانگرا نداشتند بلکه گاهی کار از مغایرت با این خط گذشته و کاملا در جهت مخالف حرکت می کردند.
آثاری که هیچ کدام اهداف جایزه جلال را نداشتند!
در پایان هشتمین دوره جایزه جلال آل احمد باز هم آثاری به دور نهایی رسیدند که به سختی می توان ارتباطی میان آنها با اهداف ایرانی و اسلامی ذکر شده در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی برای این جایزه، یافت؛ از سوی دیگر براساس مصوبه شورای عالی انقلاب مقرر شد که میزان جایزه جلال آل احمد در هر سال در اختیار هیأت امنای جایزه ادبی جلال باشد تا با توجه به شرایط و جوایز مشابه، توسط این هیئت تعیین شود .
با توجه به این مصوبه، هیات امنای هشتمین دوره جایزه ادبی جلال نیز مقدار جایزه دوره هشتم جایزه ادبی جلال آل احمد را همسنگ جایزه کتاب سال 1394 تعیین کرد و رئیس هیات امنا، اجرایی شدن آن را ابلاغ کرد.
همه این ها را وقتی در کنار هم قرار می دهیم این سوال به وجود می آید که اگر قرار است میزان جایزه جلال همسنگ جوایز دیگر باشد و از نظر محتوایی هم فرقی با این جوایز نداشته و فقط ملاک های فرمی مورد نظر قرار بگیرد پس با چه هدفی این جایزه برگزار می شود؛ آیا همان جایزه کتاب سال در بخش داستانش نمی تواند جوابگوی جایزه جلال باشد؟
اگر دولت برای نداشتن بودجه یک جایزه سکه های آن را کاهش می دهد و بنیاد شعر و ادبیات داستانی که به تازگی مکانی برای اسکان پیدا کرده است، برای برگزاری دچار مشکل است بهتر نیست این جایزه تعطیل شده و هزینه آن برای زخم دیگری از فرهنگ نحیف کتاب و کتابخوانی این کشور صرف شود؟