اخبار آرشیوی
ابراهیم حسنبیگی، نویسنده: در ایران، نویسندگان کمتر به نوشتن یادداشت روزانه روی میآورند/ برای ترجمه کتاب "محمد(ص) به انگلیسی، پرایدم را فروختم/ معتقدم ممیزی کتاب باید مانند مطبوعات، بعد از چاپ اعمال شود
به گزارش خبرنگار «نسیم»، این نویسنده، در نشست روز گذشته عصر تجربه در محل بنیاد ادبیات داستانی ضمن اعلام این مطالب افزود: - خواندن کتاب خاطرات و زندگینامه نویسندگان را همیشه موثر می دانستم و تحت تاثیر قرار می گرفتم. در ایران متاسفانه نویسندگان ما حتی نویسندگان پیشکسوت خیلی کم دست به نوشتن کتابهای خاطرات می زنند،کاری که در دنیای خارج،این تجربه و عادت را دارند یادداشتهای روزانه می نویسند. - من فقط دولت آبادی را دیدم که اخیرا کتابی یادداشت هایش را نوشته و راجع به تجربیاتش است که برای من خیلی تاثیرگذاربود. تجربه نویسندگی را یکی از شاخص های اساسی نویسندگی می دانم،تجربه از عناصر مهم نوشتن است. از شهیدآوینی شنیده بودم می گفت رمان، محاکات عوالم درونی نویسنده است. - کافی است نویسنده برای نوشتن رمان سیروسفردرونی داشته باشد وبا تخیل خودش اثری را خلق کند. ضمیر و عوالم درونی نویسنده باید مملو از تجربیات باشد باید در درون نویسنده یک محتویاتی وجود داشته باشد. - من نویسنده ای بوده ام که تجربیات خوبی داشتم، ساکت و راکد نبودم. دائم در سفر و نوشتن و کسب تجربه بودم . - اگر در مورد 80 درصد آثارم که بخواهیم را جع به تک تک آنها
صحبت کنیم همه پشت صحنه واقعیت است.شروع نویسندگی ام حدود سال 1360 است. آن موقع ساکن ترکمن صحرا بودم. فضا و زندگی با مردم ترکمن بخشی از تجربیات و کار و نویسندگی را بوجود آورد و کتاب جشن گندم را در خصوص مردم این منطقه بومی بندر ترکمن صحرا نوشتم که در آن سالها بدلیل توجه خاص به مسایل اقلیمی بخصوص ترکمن صحرا جزو برگزیدهها بود. - سال64 تصمیم گرفتم به کردستان بروم و از رفتن به کردستان خیلی شادمان نبودم چرا که خبرهای بدی از اتفاقات ووضیعت جنگی کردستان می رسید و اهمیت داشت. چته ها اولین کتابی بود که از من چاپ شد. کوه و گودال از ویژگیهای کتاب بود. رمان نشانه های صبح درباره جنگ پاوه بود که دلم می خواست در خصوص محاصره پاوه و حضور شهید چمران بنویسم .نشانه های صبح را بصورت سینمایی نوشتم و قراربود حجت الاسلام زم تهیه کنندگی اش را برعهده بگیرد که فیلمنامه گم شد. - شانزده ساله بودم که شعر می گفتم و در بین جوانهای گرگان شناخته شده بودم، زیاد مطالعه می کردم و به کارهای هنری و سینما و بازیگری علاقه زیادی داشتم. قبل از انقلاب پدرم اجازه نمی داد به سینما بروم اما دور از چشم پدر با پولی که برادرم به من می داد جمعه ها سینما می
رفتم و این علاقه به سینما توجه من را به قصه و داستان جلب کرده بود و در مدرسه و دوران تحصیل یک گروه تاتر درست کردم و نوشته های خودم را کارگردانی می کردم. - هرکسی مشکلات عدیده ای دارد،خانوادگی،اجتماعی و معیشتی که از ابتدا این مشکلات بوده از قبل از انقلاب تا کنون این مشکلات بوده که مردم بخشی از دغدغه شان که معیشتی بود و بخشی سیاسی اجتماعی که انقلاب کردند و تک تک ما نویسندگان هم این مشکلات را داریم اما روش برخورد با این مشکلات مهم است و فرق می کند. من هیچ وقت نگذاشتم مشکلات من را از حرکت باز بدارد،به خیلی از خواسته هایم هم نرسیدم اما شکایت هم نکردم. - سال 84 بود که به پیامبر توهین کردند و من فکر می کردم که دلیل این توهین چه چیزی می تواند باشدبه خودم جواب دادم گفتم شاید شناختی نداشته باشند و اگر هم دارند شناختی است که گروهکهایی متخاصم معرفی کرده اند و واقعیت هم همین بود. به همین دلیل کتاب محمد (ص) را نوشتم، زندگی پیامبر را با تکیه برصلح و صفا و در نظر گرفتن حجم آن و بطور ساده و دوری از پیچیدگی های خاص نوشتم و اینکه براحتی هم بشود ترجمه کرد . - این کتاب به چاپ چهارم رسید ولی نتوانست به خارج راه پیدا کند چون به
انگلیسی باید ترجمه می شد که پیش وزیر ارشاد رفتم و قول داد ترجمه بشود و حتی یکی از دوستان به دست ریس جمهور رساند و ریس جمهور گفته بود خلاصه اش را بیاورید. خلاصه به نتیجه نرسید تا اینکه به این نتیجه رسیدم که انگار قسمت نیست با هزینه دولت جمهوری اسلامی چاپ شود باید سرمایه خودم را بگذارم و ترجمه اش انجام شود. - یک پراید داشتم که فروختم و کتاب را ترجمه کردم و بعد از تر جمه یکی از دوستان آقای اکبری را دیدم که مسول مرکز نشر سازمان ارتباطات اسلامی بودند که وی قول دادند که هزینه ای که ما برای ترجمه پرداخت کردیم را متقبل بشوند والبته هنوز نمی توانم بگویم مخاطب جهانی پیدا کرده چون عوامل متعددی مانع جهانی شدن کتاب شد. - بهترین فرصت برای نوشتن مراجه به آثار کسانی است که در جنگ حضور داشتند خیلی از نویسنده های آن زمان دیگر نمی نویسند اما نویسنده هایی هم هستند که جنگ را ندیده اند. کتابهایی را حوزه هنری و نشر آثار دفاع مقدس چاپ کرده اند و منابع و خاطرات رزمندگانی که توسط ناسران خصوصی منتشر شده و از کتابهای فنی که سپاه منتشر کرده می توان استفاده کرد . تا زمانی که به اینها مراجعه کنید کمتر با مشکل در نویسندگی مواجه خواهید شد.
- من آثاری دارم که ممیزی شده مثل کتاب عالیجناب شهردار که بیش از چهار سال است مجوزش صادر نشد. امیدوارم در دولت جدید این اتفاق بیفتد و مجدد نگاهی بشود. آثاری نمی نویسم که مجوز نگیرد و اساسا هم ممیزی اعتقاد دارم اما نه به این شکل که وجود دارد. ممیزی هم می تواند قبل از چاپ و هم بعداز چاپ باشد چیزی که الان وجود دارد قبل از چاپ است که من معتقدم همانند نشریات و مطبوعات بعد از چاپ باشد. در کشورهای دیگر هم اینگونه است و اینکه وزیر ارشاد هم گفته ممیزی کتاب مثل نشریات اعمال خواهد شد. این دقیقا مستند بر قانون اساسی است یعنی همه آزادند مگر اینکه مغایر و مخل امنیت ومبانی اسلام باشد.