"دا" را روایت كردم تا سختیهای تو را بگویم
مراسم تشییع پیكر مادر راوی كتاب "دا" صبح امروز در تهران برگزار شد
به گزارش خبرنگار «نسیم»،
"سرکار خانم زهرا حسینی مصیبت وارده را به شما تسلیت میگوییم از طرف انتشارات سوره مهر"؛ این بنر روی دیوار متوجه ات می کند که آدرس را درست آمدی، صدای قرآن با گریه های دختری آمیخته میشود که مادر را صدا می زند.
اینجا خانه شیرزنی است که روزگاری پا به پای مردان سرزمینش تلاش کرد و نترسید از، از دست دادن جانش.
از پله های خانه سرازیر میشوم، همه تسلیت می گویند تو در جواب فقط گریه می کنی و آرام مادر را صدا می کنی.
نزدیک می نشینم تا زمزمههایت را بشنوم، با خواهرت که در کنارت نشسته صحبت میکنی و میگویی: یادت هست می گفت مرا به شهر خودم ببرید و دفنم کنید اینجا خوب است اما شهرم نیست.
اشک های من هم ناخوادآگاه با حرف هایت می ریزد و خیره می شوم به عکس شیرزنی که درقاب به من خیر شده!
کسی که در روزهای ناآرامی کشورش همسرش، پسرانش وحتی دخترانش را به عرصه نبرد فرستاد و خودش هم مردانه ایستاد.
یاد صحبت های برادرت می افتم که می گفت: اینکه میگویند بهشت زیر پای مادران است حقیقت دارد. مادر من از جمله مادرانی است که علیرغم داشتن تحصیلات پایین اما فرزندان بسیار خوبی تربیت کرد. او علاوه بر اینکه همسر شهید است، مادر شهید، دو جانباز و چهار رزمنده نیز هست، مادرم عاشق فرزندانش بود اما با توجه به شرایطی که جنگ آن را رقم زد از دلبستگیهایش دل کند و فرزندان خود را روانه جبهه کرد تا از حق و کشور دفاع کند. او همه این سختیها را تحمل کرد تا اینکه در سن ۸۱ سالگی از دنیا رفت.
باز صدایت را می شنوم که می گویی: دا را روایت کردم تا سختی های تو را بگویم مادر و همین طور خیره به عکسش اسمش را صدا می کنی.
صدای لااله الا الله که میآید پر می کشی به سمت در، وقتی بر دوش برادرانت مادر را می بینی از ته دل صدایش می کنی و می باری ...
صدای یا حسین در خانه سیده شاه پسند حسینی می پیچد، بر روی پیکر مادر می افتی و با تمام وجود صدایش می کنی، اما مادر خسته است و می خواهد برود تا به فرزند وهمسر شهیدش برسد.
پیکر این شیر زن خستگی ناپذیر دوباره بر دوش مردم قرار می گیرد تا به سمت جایگاه ابدی اش برود.
نگاه هایت برای اخرین بار مادر را بدرقه می کند و یادت می افتد تمام دلاوری ها، رشادت ها و از خودگذشتگی هایی را به خاطر تو و مردم این سرزمین انجام داد.
سیده شاهپسند بازگشت به دیار خودش ایلام تا برای همیشه در خاك آن دیار آرام گیرد.
***زهرا جعفری