شعر:: شده یک بار به تو رو بزنم، رد نکنی؟
دلم آشفته و حیران شدو...حرفی نزدم * نوبت رفتن یاران شدو...حرفی نزدم/ اکبرت راهی میدان شدو...حرفی نزدم * در حرم…
دلم آشفته و حیران شدو...حرفی نزدم * نوبت رفتن یاران شدو...حرفی نزدم/ اکبرت راهی میدان شدو...حرفی نزدم * در حرم…
قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش * یک دم سپر شوند برای برادرش/ خون عقاب در جگر شیرشان پر است * از نسل جعفرند و علی…
وقتی قسم به معجر زینب قبول نیست * چادر نماز حضرت خیر النسا که هست/ یک گوشه مینشینم و حرفی نمیزنم * بیرون مکن مرا…
کانون ادبی نیاوران همزمان با فرارسیدن دهه اول ماه محرم و ایام عزاداری سالار شهیدان این شب شعر عاشورایی را برگزار…
گفتهام با بچهها بابای من میآید و * دامن من را پر از اسباببازی میکند/ آسمان دیده که هر شب تا دم صبحی رباب * با…
تو را آوردهام اینجا که مهمان خودم باشی * شب آخر روی زلف پریشان خودم باشی/ من از تاریکی شبهای این ویرانه میترسم *…
خنده بر پاره گریبانی مان میکردند ** خنده بر بی سر و سامانی مان میکردند/ پشت دروازه ساعات معطل بودیم ** خوب…
گفتند میآید پدر، یعنی میآید؟ * اصلا مجالی تا سحر دارم؟ ندارم/ عمه کمک کن آن توانی را که با آن * این پرده را از…
از روزهای قافله دلگیر می شوی ** هر روز چند مرتبه تو پیر می شوی؟/ در شام شوم زخم زبانها چه می کشی؟ ** کز روشنای عمر…
ای سرت سعیِ صفای سنگها ** نیزهات قبله نمای سنگها/ روی نی قرآن نمیخواندی اگر ** در نمیآمد صدای سنگها/ تا که…