اخبار آرشیوی
یک کارشناس مسائل سیاسی طی یادداشتی در پایگاه تحلیلی-تبیینی "برهان" ضمن بررسی علل تدوام گفتمان اصولگرایی، نوشت: نتیجهای که تا امروز از تفرقه میان گروههای سیاسی به بار آمدهاست، تغییر هدفهای اصلی با سرگرم شدن به هدفهای کاذب بودهاست
به گزارش «نسیم»، علی رضایی در "برهان" نوشت: معادلات و نظریههای سیاسی پس از انقلاب اسلامی ایران هر کدام در ترازوی افکار عمومی وزن معینی داشتند و بنا بر میزان قیمت و ارزش خود ماندگاری و یا نابودی خود را رقم زدند. با پایان جنگ تحمیلی و رفع تقریبی و نسبی غبارهای سیاسی پس از انقلاب، عرصه برای شناخت تفکرات گروههای مختلف و گفتمانهای سیاسی کمی آسانتر شد و مرز میان گروههای سیاسی و گروهکهای سیاستزده مشخص گردید. از سال 76 و آغاز ریاستجمهوری هفتم که به انتخاب «سیدمحمد خاتمی» انجامید، در طول دو دورهی ریاستجمهوری وی دو گفتمان غالب اصلاحات و اصولگرایی شکل گرفت که در واقع پس از برگزاری دومین انتخابات شوراهای شهر اسلامی، مجلس هفتم شورای اسلامی و همچنین نهمین انتخابات ریاستجمهوری، گفتمان اصولگرایی بر گفتمان اصلاحات یا دوم خرداد غالب شد و این غلبه تا امروز ادامه یافته است. آنگونه که مردم در مسیر انتخابات پیش از آنکه به افراد و جریانهای سیاسی رأی دهند، به گفتمانی رأی دادهاند که بر اساس اصولگرایی، آرمانهای انقلاب اسلامی را میجوید و در پی تحقق منویات امام و رهبری معظم انقلاب میکوشد. در این راستا گرچه پاسخ به
این سؤال که آیا همچنان به اصولگرایی نیاز داریم؟ کاملاً روشن است، اما در ادامه تلاش میشود تا ضمن واکاوی ابعاد مختلف گفتمان اصولگرایی، چرایی نیاز به این گفتمان در شرایط کنونی نیز تشریح شود. اصولگرایی به حرف نیست تجربهی اصولگرایان ناب و کارنامهی حقیقی آنان ثابت کرده است که گفتمان حال حاضر در چارچوب آرمانهای انقلاب اسلامی و اصل ولایت فقیه تئوریزه شده است. فارغ از فعالیتهای افراد، گروهها و جریانهای منتسب به اصولگرایی، اصل این گفتمان و شعارهای برخاسته از آن همگی ریشه در گفتمان انقلاب اسلامی دارد. با نگاهی به مبانی و شاخصهای اصولگرایی مورد اشارهی رهبر معظم انقلاب و موجود در منشور اصولگرایی این واقعیت را میتوان درک کرد. در اینجا به برخی از مهمترین اصول و شاخصهای اصولگرایی اشاره میشود: 1. اعتزاز به اسلام و اعتقاد به جامعیت دین در ادارهی جامعه؛ 2. پایبندى به قانون و حرکت در چارچوب نظام جمهوری اسلامی؛ 3. التزام عملی به ولایت فقیه و فصلالخطاب دانستن نظر رهبری 4. پایبندی به مردمسالاری دینی و پذیرش عقلانیت و خرد جمعی و نظارت عمومی؛ 5. عدالتخواهی، عدالتگسترى و مبارزه با فساد 6. سادهزیستى و
مردمگرایى؛ 7. دشمنشناسی، استکبارستیزی، استقلالطلبی و موضعگیری صریح در برابر دشمنان و فتنهها؛ 8. سعهى صدر و تحمل مخالف و انتقاد؛ 9. تثبیت و تأمین آزادىهای مشروع و آزاداندیشى و آزادی بیان ذیل قانون؛ 10. تلاش بیوقفه برای تحقق این موارد و سایر تکالیف و انتظارات. این موارد که از جمله توقعهای رهبر معظم انقلاب از اصولگرایان است و برخی نیز در منشور اصولگرایی مورد اشاره قرار گرفته، شاکلهی این گفتمان را شکل داده است و ثابت میکند که اصولگرایی به حرف نیست بلکه به اعمالی است که مطابق با موازین اصولی انقلاب اسلامی و قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد و این همان گفتمان اصولگرایی است. تقسیمبندیهای غلط سیاسی بر اساس آنچه گفته شد باید بررسی کرد که اصولگرایان چه کسانی هستند و چه گروههایی ذیل این گفتمان جای میگیرند؟ البته باید پذیرفت که گفتمان اصولگرایی ورای افراد و جریانها و انتخابات است. اصولگرایی مجموعهی اندیشه، گفتار، عمل و مرام و مسلکی است که در این راستا میتواند شامل افراد پایبند به اصول انقلاب و نظام شود. با این تعریف حتی بسیاری از اصلاحطلبان نیز میتوانند زیر سایهی گفتمان اصولگرایی قرار گیرند.
وسعت گفتمان اصولگرایی محدودیتی برای پذیرش افراد ندارد اما شروطی دارد که هر کس قبل از ورود به آن دایره باید آن شروط را بپذیرد و شروط آن نیز چنان که توضیح داده شد، همان شروط انقلاب اسلامی ایران و متفق با منویات رهبر معظم انقلاب است.بر این اساس ممکن است بسیاری از افرادی که به ظاهر خود را اصولگرا مینامند در باطن و واقعیت خارج از این دایره باشند و در مقابل بسیاری از افرادی که به ظاهر خود را اصولگرا نمیدانند در باطن با گفتمان اصولگرایی قرابت داشته باشند. از این رو اصولگرایی یک امر باطنی است نه ظاهری؛ به حرف و یا تابلوی اصولگرایی به گردن آویختن نیست بلکه با عمل و رفتار اسلامی- انقلابی افراد است که معیار اصولگرایی آنان سنجیده میشود. اصولگرایی مجموعهی اندیشه، گفتار، عمل و مرام و مسلکی است که میتواند شامل افراد پایبند به اصول انقلاب و نظام شود. با این تعریف حتی بسیاری از اصلاحطلبان نیز میتوانند زیر سایهی گفتمان اصولگرایی قرار گیرند. این گفتمان محدودیتی برای پذیرش افراد ندارد اما شروطی دارد و شروط آن نیز همان شروط انقلاب و متفق با منویات رهبر انقلاب است. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان و
کارگزاران نظام در 29 خرداد سال 85 با رد تقسیمبندیهای رایج سیاسی در کشور، ادارهی ارکان مهم کشور را با مدیریت تفکر اصولی اسلام و یا به تعبیر رایج با «اصولگرایی»، از نعمتهای بزرگ پروردگار دانسته و فرمودند: «اصولگرایی به حرف نیست، اصولگرایی در مقابل نحلههای سیاسی رایج کشور هم نیست، این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسی را به اصولگرا یا اصلاحطلب تقسیم کنیم. اصولگرا متعلق به همهی کسانی است که به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست میدارند.» برای تشریح بیشتر این موضوع بهتر است این اظهارنظرهای روشنگرانه از رهبر معظم انقلاب که در 19 اردیبهشت سال 84 در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان بیان فرمودند را نیز مرور کنیم: «بنده دعواى اصلاحطلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیمبندى را غلط مىدانم. نقطهی مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نیست؛ نقطهی مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست. نقطهى مقابل اصولگرا، آدم بىاصول و لاابالى است؛ آدمى که به هیچ اصلى معتقد نیست؛ آدم هرهرى مذهب است. یک روز منافع او یا فضاى عمومى ایجاب مىکند که به شدت ضد سرمایهگذارى و سرمایهدارى حرکت کند، یک روز هم منافعاش یا
فضا ایجاب مىکند که طرفدار سرسخت سرمایهدارى شود؛ حتى به شکل وابسته و نابابش! نقطهی مقابل اصلاحطلبى، افساد است. بنده معتقد به اصولگراى اصلاحطلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روز به روز و نو به نو.» حواسپرتی مقابل دشمن اصلتقسیمبندیهای غلط سیاسی اما این روزها بسیار رایج است و با آنکه کسی مخالف اندیشههای مستقل یا استقلال فکری اصلاحطلبان و اصولگرایان نیست، ولی آنچه مایهی تأسف است، نگاههای منفی و دشمنانگاری این دو جبههی سیاسی و برخی دیگر از گروههای سیاسی داخل نظام نسبت به یکدیگر است. این یک سؤال جدّی و مهم است که بدبینی و نگاههای کینهتوزانهی احزاب و گروههای سیاسی داخل نظام نسبت به یکدیگر و دشمنانگاریها و دشمنسازیها در این زمینه، از کجا تقویت میشود و منشأ اصلی و علت واقعی آن چیست؟ برای پاسخ به این سؤال باید نتایج ناخوشایندی که تا کنون از این دریچه بر نظام جمهوری اسلامی تحمیل شده است را مورد بررسی قرار دهیم. همواره یکی از اهداف دشمنان، ایجاد تفرقه و دو دستگی میان کارگزاران نظام و مردم بوده است تا هم از شکلگیری یک نظام فکری و تصمیمگیری منسجم
و کارآمد جلوگیری کنند و هم توانمندی و قابلیتهای فکری کشور را به جای مهار بحرانهای بالقوه و حل مشکلات مردم، متوجه مشکلات کاذب و تحمیلی سازند؛ به همین خاطر عدهای تمام طیفها و جریانهای ارزشی و اصولگرا را به عنوان دشمن تلقی و ارزیابی میکنند. زیرا اکنون جریان اصولگرا به عنوان منتخب مردم در حاکمیت است و امور در دست اصولگرایان قرار دارد و دشمنان خارجی میدانند اگر نگاه مردم به این طیف سیاسی تغییر کند، سکان هدایت کشور میتواند از مدار اصلی خود خارج شود و جبههی استکبار به خواست 30 سالهی خود برسد. نتیجهای که تا امروز از تفرقه و اختلافهای عمیق میان گروههای سیاسی و کارگزاران نظام به بار آمده است، تغییر هدفهای اصلی با سرگرم شدن به هدفهای کاذب بوده است. آن چنان که دشمنان از آن سوی مرزها به تماشای دعواهای سیاسی و منازعات کلامی داخل کشور ایران مینشینند و با آبیاری اختلافها از این فرصت استفاده کرده و با فراغ بال به فعالیتهای خصمانهی خود در سطح جهان ادامه میدهند. نتیجهای که تا امروز از تفرقه میان گروههای سیاسی به بار آمده است، تغییر هدفهای اصلی با سرگرم شدن به هدفهای کاذب بوده است. آنچنان که دشمنان
از آن سوی مرزها به تماشای دعواهای سیاسی و منازعات کلامی داخل ایران مینشینند و با آبیاری اختلافها از این فرصت استفاده کرده و با فراغ بال به فعالیتهای خصمانهی خود در سطح جهان ادامه میدهند. حواسپرتی در مقابل دشمن اصلی و مشکلات واقعی و درگیری در میدان دوست و رفیق نتیجهی چنددستگیهای داخلی و دشمن انگاشتن دوست بوده ا به همین دلیل، ضروری است برای خنثی سازی و تضعیف اهداف جبههی استکبار، گفتمان حقیقی حامی انقلاب و نظام که گفتمان اصولگرایی است، تبیین و تقویت شود تا از این راه و تقویت «اصولگرایان اصلاحطلب» هوشیاری، وحدت رویه و انسجام فکری در مقابل دشمن مشترک ایجاد شود. تشکیل «پایگاه متحد سیاسی» زیر سایهی گفتمان اصولگراییشکست دشمن مشترک و مقابله با توطئههای استکبار جهانی نیازمند یک پایگاه واحد برای حضور تمامی گروههای سیاسی پایبند به اصول انقلاب و نظام و جریانهای اسلامی - انقلابی در آن است. برای تشکیل این پایگاه سیاسی و ایجاد اتحاد میان گروههای مختلف سیاسی در آن باید به یک گفتمان واحد و در عین حال فراگیر رسید. با مقایسهای کوتاه و گذرا میان گفتمانهای مختلفی که پس از انقلاب اسلامی رواج یافتهاند، میتوان
به این نتیجه رسید که گفتمان اصولگرایی هم بهترین است و هم کاملترین و جامعترین به گونهای که نقاط مثبت سایر گفتمانها را نیز در بر میگیرد. کارنامهی اصولگرایان طی 10 سال اخیر اگرچه نقایصی داشته، اما این نقایص جدای از گفتمان اصولگرایی است. درست مانند رابطهی اسلام و مسلمانان که «اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست». چنین رابطهای را اگر بخواهیم با جریانهای سیاسی موجود و گفتمانهای دربرگیرندهی آنها مطابقت دهیم به رابطهی بین اصولگرایان و گفتمان اصولگرایی میرسیم. زیرا در گفتمانهای دیگر نظیر اصلاحات مسائلی مطرح میشود که عمدتاً یا در مرز افراط است و یا تفریط و حد تعادل کمتر در آن رعایت میشود. به عنوان مثال نتیجهی آزادی برخاسته از گفتمان اصلاحات را همه دیدند که در دوران حاکمیت دوم خرداد به بیبندوباری فرهنگی منجر شد و همچنان اثرات سوء آن بر جامعه تأثیر میگذارد و از میان افراد خام قربانی میگیرد. اما در گفتمان اصولگرایی منظور از آزادی، آزادیهای مشروع و ذیل قانون است، آن چنان که منجر به تقویت فرهنگی جامعه در مسیر انقلاب اسلامی شود. از این رو با توجه به کارنامهی گفتمان
اصولگرایی میتوان اذعان داشت که یگانه گفتمان غالب کنونی که همچنان دارای ظرفیتهای پیدا و پنهان برای پیگیری اهداف نظام است، گفتمان اصولگرایی است و از این رو ضرورت دارد تا این ظرفیتها و امکانات کشف و تبیین و پرورانده شود تا در نهایت بتوان آن را استمرار داد. کارنامهی اصولگرایان طی 10 سال اخیر اگرچه نقایصی داشته، اما این نقایص جدای از گفتمان اصولگرایی است. با توجه به کارنامهی گفتمان اصولگرایی میتوان گفت یگانه گفتمان غالب کنونی که همچنان دارای ظرفیتهای پیدا و پنهان برای پیگیری اهداف نظام است، گفتمان اصولگرایی است و از این رو ضرورت دارد تا این ظرفیتها کشف و تبیین شود تا بتوان آن را استمرار داد. هنوز بسیاری از ظرفیتها، امکانات و فرصتهای گفتمان اصولگرایی ناتمام مانده و یا اصلاً کشف نشده که به طور قطع در زمین یک «پایگاه متحد سیاسی» و با همکاری و تلاش تمامی افراد و گروههای سیاسی دلسوز قابل احصاست. با توجه به اصول و شاخصهای گفتمان اصولگرایی که در سطور بالا از آن یاد شد، بیتردید هیچ اصلاحطلب و هیچ تفکر سیاسی دیگری که ادعای دلسوزی برای نظام داشته باشد به رغم اختلاف سلیقه با اصولگرایان نمیتواند
شاخصهای گفتمان اصولگرایی را قبول نداشته باشد؛ زیرا همانطور که گفته شد شاخصهای گفتمان اصولگرایی همان اصول انقلاب اسلامی و نظام است. سیاسیون دلسوز نظام با هر اندیشه و سلیقهای میتوانند با هماندیشی و دوستی با یکدیگر نوک پیکان حملات را به سوی جبههی استکبار نشانهگیری کنند و در این مسیر علاوه بر تأمین نیازهای داخلی مردم و کشور روی ریل پیشرفت و عدالت، آرمانهای جهانی انقلاب اسلامی را نیز محقق کنند. کشف و تبیین ظرفیتهای اصولگرایی به خصوص در عرصهی اقتصادی که در شرایط موجود با تحریمهای اقتصادی نظام سلطه مواجهایم از جمله مهمترین تلاشهایی است که گروههای سیاسی مختلف میتوانند در یک پایگاه متحد سیاسی آن را به دست آورند و شکوفایی اقتصادی که از منویات مقام معظم رهبری و تقاضای مهم مردم است را فراهم کنند. حال اگرچه ممکن است عدهای به خطاکاری اصولگرایان در برخی از زمینهها طی یک دههی گذشته اشاره کنند و به این بهانه در جهت تخریب اصولگرایی قدم بردارند و خود و گفتمان خود را بالاتر از اصولگرایان و اصولگرایی بدانند اما در برابر این معادلات و محاسبات نیز مقایسهی کارنامهی اصولگرایان با طیفهای موجود سیاسی
نشان از برتری مادی و معنوی این جریان و ضرورت تداوم آن برای رسیدن به اهداف متعالی نظام دارد. در بخش عمرانی و سازندگی، سیاسی و بینالمللی، انرژی هستهای و پیشرفت تکنولوژیهای روز طبق آمار در دوران اصولگرایان چندین برابر دوران اصلاحات و پیش از آن کار و فعالیت انجام شده است؛ طوری که رضایت مردم نیز بیشتر جلب شد و انعکاس آن را میتوان در مشارکت بیشتر مردم در انتخاباتهای مختلف طی یک دههی اخیر و رأی به نمایندگان اصولگرایی مشاهده کرد. از این رو اگر قرار باشد یک جبههی متحد سیاسی با یک گفتمان جامع اداره شود، آن جبهه باید مرتبط و متصل با گفتمان اصولگرایی باشد که هم در میان مردم مقبولیت دارد و هم مشروعیت خود را در نظام حفظ کرده است. تشکیل پایگاه متحد سیاسی زیر سقف گفتمان اصولگرایی نه تنها نیازهای داخلی مردم را به مرور و با صبر و همکاری میتواند تأمین کند بلکه در سطوح برون مرزی نیز دور از واقعیت نیست اگر تشکیل «امت واحد اسلامی» را از کارکردهای آن پایگاه سیاسی متحد قلمداد کنیم. زیرا در سایهی اتحاد سیاسی، وحدت ملی تقویت میشود و در سایهی وحدت فراگیر مردم و مسئولان و سیاسیون جمهوری اسلامی ایران، پیامهای انقلاب
اسلامی سریعتر و دقیقتر به سایر نقاط جهان صادر میشود و در امواج بیداری اسلامی مسلمانان را به یک سمت مشخص هدایت میکند.